احمد غلامی
صفار هرندی در یکی از مصاحبههایش با روزنامه ایران جمله بسیار زیبایی درباره علت شکست اصلاحطلبان دارد که نقل به مضمون اینگونه است: وقتی آدم میترسد چیزی را از دست بدهد بیشتر اشتباه میکند... این جمله اینک بیشتر از آن که به درد اصلاحطلبان بخورد مناسب وضعیت اصولگرایان است.
در انتخابات هشتمین دوره مجلس، اصولگرایانند که میترسند و در تلاشاند به هر سببی قدرت را از دست ندهند. از آسانترین شیوه گرفته؛ اختلافافکنی در بین اصلاحطلبان و نشان دادن عزم جدی اصولگرایان برای اتحاد تا سختترین شیوه: جلب مجدد آرای مردم. اصولگرایان عاقل که اندکی فاصلهشان را از قدرت حفظ کردهاند میدانند رای آنها رای ثابت و سازمان یافتهیی است که با حضور توفانی و پررنگ مردم دستخوش تغییراتی جدی خواهد شد.
برای همین قطعاً نخواهند گذاشت تجربه تلخ مجلس ششم تکرار شود. آنان میکوشند با القای احتمال تکرار مجدد مجلس ششم مراکز قدرت را بیمناک کنند تا انتخابات مجلس هشتم با فضای کنترل شده یا بستهتری برگزار شود. در هر صورت با افزایش سختگیری شورای نگهبان و وزارت کشور کار اصلاحطلبان دشوار است.
از سوی دیگر سازماندهی برای انتخابات و تبلیغات گسترده از طریق صدا و سیما همه روزنهها را به سوی اصلاحطلبان میبندد. قطعاً کار برای اصلاحطلبان سختتر از آن چیزی که آنان فکر میکنند خواهد بود. ارادهیی جدی وجود دارد که برای ورود افراد به مدیریت عالی کشور، سازماندهی و مهندسی حساب شدهیی صورت گیرد که هر کس نتواند به راحتی از صافی نظارت بگذرد تا بعدها برای برکناریاش هزینه گزافی پرداخت شود. شاید اگر این سازماندهی و مهندسی با منافع حزبی و گروهی و جناحی گره نخورد کار ناصوابی نباشد، بلکه برای آینده کشور نیز مفید باشد.
اما متاسفانه بیم آن وجود دارد تا این ساماندهی تبدیل به دستاویزی برای حذف رقیبان گردد. و این انتقاد به اصلاحطلبان وارد است که زمینه این بدگمانی و بدبینی از دولت داری آنان نشات گرفته است.
آنچه امروزه برای اصلاحطلبان حیاتی است ائتلاف است و مهمتر از ائتلاف پرهیز از دستاویز قراردادن ردصلاحیتها. اگر اصلاحطلبان با اجماع جدی وارد انتخابات شوند و هر نمایندهیی که تایید صلاحیت شد از او حمایت کنند، احتمال پیروزی آنان بیشتر میشود.
اما اگر رد صلاحیتها بزرگنمایی شود مردم به این موضوع دو رویکرد خواهند داشت؛ اگر به رد صلاحیتها اعتقاد داشته باشند تبدیل به آرای خاموش میشوند و اگر اعتقاد جدی به اصلاحطلبان نداشته باشند در رای دادن متزلزل خواهند شد و چه بسا برخی از این آرا ناخواسته به سمت اصولگرایان سرازیر شود. تجربه شورای دوم برای اصلاحطلبان چراغ راه است، در آن روز تمام گروههای مقتدر با چهرههای فرهیخته و شاخص خود که سرلیست شوراها بودند به دلیل عدم حضور مردم با شکست روبهرو شدند و رقیبان آنان ـ اصولگرایان ـ اولین خاکریز را هر چند با رای اندک فتح کردند.
اما وقتی پیروزی به دست آمد، کسی نمیپرسد این پیروزی چگونه شکل گرفت. راه مانده برای اصلاحطلبان حضور توفانی مردم است. یقیناً طیفهای گسترده و متکثر مردم هر چقدر بیشتر در انتخابات شرکت کنند اصلاحطلبان به پیروزی نزدیکتر میشوند. رای سازماندهی شده و ترفندهای صندوق رای پر کن را فقط با حضور یکپارچه مردم میتوان جبران کرد. جایی که حتی با نشمردن آرا، بتوان پیروزی اصلاحطلبان را جشن گرفت.
تنها راه باقی مانده شاید این باشد. مثل دوم خرداد و مثل پیروزی آیتالله هاشمیرفسنجانی در انتخابات خبرگان.