«تا دیروز نیمی از مردم اروپا معتقد بودند که بوش تهدیدی برای صلح است و امروز نیمی از مردم آمریکا خواهان کنارهگیری بوش از حکومت هستند. راستی دلیل این امر چیست؟ دلیل کشته و زخمی شدن بیش از ۴۰۰ تن در کرکوک و بیش از ۲۵۰ تن در کل عراق چیست؟ دلیل افزایش تلفات نیروهای آمریکایی در عراق چیست؟ آیا دلیل آن جز این است که واشنگتن در جنگ عراق شکست خورده است و بسیاری از دروغها و نیرنگهای سیاسی دولت آمریکا و اهداف پشتپردهی آن برای همگان روشن شده است؟»
روزنامهی الشرق ـ چاپ قطر ـ با ارایهی تحلیلی تحت عنوان «عراق، بحرانی بدون حل» مینویسد: «در تازهترین نظرسنجیهای انجام شده در آمریکا توسط موسسهی پژوهشی ای.ار.جی عنوان شده است که نیمی از آمریکاییها خواهان برکناری بوش به همراه دیک چنی، معاون وی از حکومت هستند. این امر در نوع خود جدید یا بینظیر نیست زیرا نظرسنجیهای انجام شده در سابق نیز چنین نتایجی را در بر داشته است و بسیاری از ملتهای مختلف جهان معتقدند دولت بوش یک مانع واقعی بر سر راه صلح در جهان است.
اما آیا نتایج نظرسنجیها میتواند تعداد قربانیان سیاستهای بوش در عراق و افغانستان را کاهش دهد؟ آیا نتایج این نظرسنجیها که یک واقعیت مطلق است تاثیری در تغییر روند سیاستهای فعلی کاخ سفید در منطقه میگذارد؟ زمانی که بوش حتی پیش از آن که نتایج این نظرسنجیها مشخص شود اعلام میدارد که بهایی به آن چه که دربارهی او گفته میشود یا در تاریخ به ثبت میرسد، نمیدهد، چگونه میتوان انتظار داشت که نتایج این نظرسنجیها تاثیری بر روندی سیاسی جاری از سوی کاخ سفید در منطقه داشته باشد.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «متاسفانه کشتارهای گروهی هم چنان در عراق و افغانستان ادامه دارد و صدها تن از غیرنظامیان افغانی بر اثر حملات جنگندههای آمریکایی در افغانستان میمیرند و هزاران تن از مردم عراق نیز قربانی سیاستهای احمقانهی دولت بوش در عراق میشوند.
جنگهای داخلی امروز پس از گذشت چهار سال از به اشغال در آمدن عراق سرتاسر این کشور و منطقه را تهدید میکند.
دولت بوش تا به امروز به عناوین مختلف تمامی این کشتارهای انجام شده در عراق و افغانستان را توجیه کرده است به طوری که بیانیههای صادره از فرماندهی ارتش آمریکا به سندی آکنده از دروغ، فریب و تحریف نسبت به واقعیتهای موجود تبدیل شده است.»
در این تحلیل هم چنین آمده است: «این که دولت آمریکا در جنگ عراق و تمامی سیاستهای خود برای محقق ساختن اهداف پشتپردهاش در این جنگ شکست خورده است یک واقعیت مطلق است و نیازی به اثبات ندارد.
امروز همهی جهانیان به این نتیجه رسیدهاند که جنگ عراق بزرگترین اشتباه تاریخی آمریکا بود. شکست جمهوریخواهان در مقابل دموکراتهای آمریکا در انتخابات اخیر آمریکا اولین نشانههای شکست قاطعانه دولت بوش در جنگ عراق بود و امروز فشار گسترده سازمانهای مختلف آمریکا از مجلس نمایندگان تا سنا برای تعیین برنامه زمانی مشخصی جهت خروج نیروهای آمریکایی از عراق یکی دیگر از دلایل شکست آمریکا در جنگ عراق است.
آیا افزایش تعداد تلفات نیروهای عراقی، آمریکایی و انگلیسی و شکست آخرین تلاش آمریکا برای برقراری امنیت در عراق تحت عنوان طرح امنیتی بغداد، بزرگترین دلیل و کافیترین دلیل بر شکست دولت بوش در عراق نیست؟ در صورتی که دولت بوش بخواهد هم چنان به سیاست قتل و کشتار خود در عراق ادامه دهد مطمئنا نتیجهی این اصرارها چیزی جز افزایش نفرت و انزجار جهانی از آمریکا و کاهش وحشتناک جایگاه و منزلت آمریکا در راس آن دولت بوش در داخل و خارج آمریکا نخواهد بود.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «سوال هر شهروند عراقی این است که آیا راه خروجی برای عراق از وضعیت کنونی وجود دارد و ملت عراق بالاخره میتواند طعم زندگی طبیعی را بچشد؟ آیا پایانی برای خون و خونریزی در عراق وجود دارد و اگر وجود دارد این راه در دستان کدامین کشور یا طرف خارجی یا داخلی قرار گرفته است؟ اولین پاسخ مناسب به این سوال آن است که راهحل اصلی بحران عراق در دست دولت آمریکا و تصمیم این دولت برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق است.
دومین اقدام در راستای برقراری امنیت و ثبات در عراق تشکیل یک حکومت بسیار قوی به دور از زد و بندهای طوایفی و سیاسی است، حکومتی که بتواند اعتماد ملت عراق را کسب کند و ارتباطاتی گستردهتر از ارتباط فعلی خود با آمریکا در ارتباط با کشورهای منطقه داشته باشد و بالاخره تشکیل یک ارتش ملی قوی به دور از نفوذ نیروهای اجنبی و یا بقایای نظام سابق عراق سومین راهحل موجود برای بحران عراق است، ارتشی که نماد قدرت و اتحاد و همبستگی در عراق باشد.»
در پایان این تحلیل آمده است: «متاسفانه به رغم آن که سیاستهای دولت بوش در عراق عامل اصلی بحران و هرج و مرج هستند اما رهبران سیاسی عراق نیز تا به امروز در روند به راه انداختن این بحرانها بیتاثیر نبودهاند.
عدم اتحاد و همبستگی احزاب سیاسی عراقی منجر به ایجاد شکاف سیاسی در این کشور شده است و همین شکاف عملکرد دولت و تواناییهای آن را برای برقراری امنیت و ثبات در عراق تضعیف کرده است.
متاسفانه وجود شکافهای سیاسی منجر به آن شده است که دولت عراق در برابر تصمیمات اتخاذ شدهی آمریکا بسیار ضعیف عمل کند و همین امر منجر به گسترش دامنهی هرج و مرج و بحران در عراق شده است.
بهترین نمونهی بارز این موضوع توزیع سلاح در سطح عشایر عراق بود که دولت مالکی به شدت با آن مخالف بود و معتقد بود که این موضوع منجر به افزایش درگیریهای مسلحانه و حتی تحکیم موقعیت گروههای شبهنظامی مخالف دولت میشود.
از آنجایی که آمریکا و تصمیمات این کشور حرف اول در عراق را میزند این تصمیم بدون در نظر گرفتن آرا و نظرات مقامات مسوول عراقی اتخاذ شد و متاسفانه دیدیم که این تصمیم نه تنها به کاهش حضور نیروهای مسلح در عراق منجر نشد بلکه میزان درگیریهای مسلحانه در این کشور را نیز افزایش داد.
به هر حال با توجه به بسیاری از واقعیتهای موجود به این نتیجه مشترک با دیگر تحلیلگران سیاسی جهان میرسیم که خروج آمریکا از عراق تنها راهحل موجود برای برقراری ثبات و امنیت در این کشور و به دنبال آن منطقه است، به امید آن که تلاشهای دموکراتهای آمریکا برای به زانو در آوردن دولت بوش و اخراج نیروهای آمریکایی از عراق نتیجه بخش باشد وگرنه بحران عراق به بحرانی بدون حل تبدیل خواهد شد.»