محمدرضا نوروزپور
مایکل چرتوف وزیر امنیت داخلی آمریکا روز چهارشنبه گذشته اعلام کرد که این کشور در تابستان با خطر جدی حملات تروریستی از سوی القاعده روبرو است.
این اظهارنظر ترسناک شش سال پس از حملات تروریستی یازده سپتامبر از راه میرسد و این پرسش را در ذهن میلیونها آمریکایی و غیرآمریکایی در سراسر جهان مطرح میکند که در این صورت در همه این سالها دولت بوش و تیم محافظهکاران چه میکردهاند؟
این البته تنها سوالی نیست که در خصوص این اظهارات که نه تنها از سوی یک منبع، بلکه از سوی کلیه منابع اطلاعاتی و امنیتی آمریکا مورد تایید قرار گرفته است، مطرح میشود.
از شش سال پیش تاکنون دهها هزار انسان بیگناه بهخاطر برنامه بلندپروازانه و پولساز جنگ علیه تروریسم نومحافظهکاران در دو کشور افغانستان و عراق جان خود را از دست دادهاند. آمریکائیها هنوز داغدار هزاران سرباز از جنگ بازنگشته و هزاران هزار سرباز معلول و مجروح و بیمار هستند و میلیاردها دلار از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی با اشاره نمایندگان کنگره آمریکا و هر بار به بهانه ریشهکن کردن تروریسم و اضمحلال شبکه تروریستی القاعده و حفظ امنیت در ایالات متحده آمریکا به جیب کارخانههای اسلحهسازی و دلالان جنگ رفته است. آن همه شکنجههای موحش و آبروریز در گوآنتانامو و ابوغریب، آن همه بیقانونی در رسوایی استراقسمع مکالمات تلفنی شهروندان آمریکایی به بهانه ردگیری اعضای القاعده، آن همه پافشاری و اصرار بر درستی تحدید آزادیهای فردی و شهروندی در آمریکا و آن همه ادعاهای دروغین موفقیت حالا تنها یک نتیجه داشته: القاعده بازگشته است. در واقع آنچه بوش و تیم او از آن به عنوان جنگ علیه تروریسم یاد میکردند با اظهارات صریح مایکل چرتوف محکوم به شکست است. آنچه نومحافظهکاران موفق به انجام آن شدند گسترش تروریسم به همه جای جهان از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب بود.
حمله آمریکا به عراق در مارس 2003 نه تنها کمکی به ریشهکن شدن تروریسم و نابودی القاعده نکرد بلکه باعث افراطیشدن شمار قابل توجهی از تندروها در اروپا و خاورمیانه شده و حتی دامنه آن به آفریقا نیز کشیده شده است. برخی از کارشناسان حتی بر این باورند که برنامه جنگ علیه تروریسم آمریکا باعث پدید آمدن پدیده تروریسم جهانی شده است و هم اینک گروههای تروریستی فعال در الجزایر، سومالی، فیلیپین و سایر نقاط جهان اگرچه ممکن است هیچ ارتباطی با القاعده نداشته باشند اما برای تاثیرگذاری بیشتر و جلب حمایت سایر تندروها از نام القاعده برای خود استفاده کنند و خود را شاخههای القاعده اصلی به رهبری اسامه بنلادن معرفی میکنند.
آمریکا به گفته بسیاری از تحلگیران مسائل سیاسی و امنیتی شش سال تمام ادعا کرد که در حال مبارزه با القاعده و ریشهکن کردن آنها است. حتی بوش تنها دو روز پس از اظهارات چرتوف و در تلاشی سرد برای انکار حقایق گفت که القاعده دیگر مشکل آمریکا نیست و همه اعضای آن به یکدهم کاهش یافتهاند. با اینحال هم او و هم سایر اعضای گروهش میدانند که حقیقت چیزی جز این است. آمریکا در همه آن شش سال القاعده را که البته فرزند نامشروع و دستساز خود بود در همهجای جهان تکثیر کرد و حالا با القاعدههایی متعدد و تندرویهایی فزاینده و شورشهایی در عراق و افغانستان مواجه شده که توانستهاند نیروهای آنها را از پا بیاندازند.