به گزارش خبرگزاری فارس، آخرین باری که آمریکا اجلاس همه جانبهای در مورد خاورمیانه ترتیب داد، در سال 2000 میلادی در کمپدیوید بود که شکست خورده و به نتیجهای نینجامید.
تمامی مسائلی که امروزه نیز مورد بحث و مطرح است، در طرح اسلو ، مذاکرات کمپدیوید2 و رایزنیهای دوره ریاستجمهوری بیل کلینتون در آمریکا، مطرح بوده است.
رژیم صهیونیستی و فلسطینیها در مورد سرنوشت کرانه باختری، غزه و بیتالمقدس که در سال 1967 میلادی به اشغال درآمد، دچار اختلافات شدید و عمیق هستند. مسأله اساسی دیگر سرنوشت آوارگان فلسطینی و تشکیل دولت فلسطینی بر اساس مرزهای 1967 میلادی است.
دولت آمریکا با تلاشها و رایزنیهای گستردهای که انجام داده، از فردا میزبان بیش از 40 کشور و سازمان جهانی در کنفرانس آناپلیس است که اعلام کرده هدف آن ازسرگیری مذاکرات برای ایجاد یک کشور فلسطینی است.
حل مسائلی که سالهاست مذاکرات از تحققش عاجز ماندهاند در کنفرانس صلحی که تنها سه روز به طول میانجامد دامنه گستردهای از پیشبینیهای منفی را نسبت به نتایج این کنفرانس در پی داشته است.
کارشناسان و شخصیتهای سیاسی منطقه و جهان از زمان طرح موضوع برگزاری کنفرانس، همواره با یادآوری عوامل شکست کنفراسها و تلاشهای قبلی، تأکید بر بیحاصل بودن این کنفرانس کرده و برگزاری آن در بدترین شرایط ممکن در دوره ریاست جمهوری بوش را عاملی برای دستیافتن وی به اعاده اعتبار و مشروعیت خود به سبب شکست در عراق دانستهاند.
تحلیلگران همچنین بر این عقیدهاند که بوش برای نهاییکردن کارنامه دوره دوم ریاستی خود، نیازمند کسب موفقیتهای قابل دفاع است زیرا سیاستهای خاورمیانهای او در عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین به بار ننشسته و اسرائیل در جنگ پارسال با حزبالله به رسوایی شکست، اعتراف کرده است.
اکنون تنها راه بوش برای خروج از بنبستهای منطقهای، مانور جدید در مشکل فلسطین است تا علاوه بر کسب امتیازات جدید از کشورهای عربی در عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی و بدون هیچگونه ما به ازایی از سوی تلآویو، تعهدات جدیدی بر حکومت ابومازن تحمیل کرده و کشورهای عربی را جدیتر از گذشته به پشتوانه اجرایی سیاستهای خود در عراق و لبنان تبدیل کند.
مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای در خطبههای نماز عید سعید فطر امسال، برگزاری این کنفرانس را به ضرر مردم فلسطین ارزیابی کرده و افزودند: تاکنون هر اجتماعی به نام صلح برقرار شده به ضرر مردم فلسطین بوده است به همین علت ملت فلسطین کنفرانس پاییز را نیز رد میکند.
سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان نیز هدف جرج بوش، رئیسجمهوری آمریکا از برگزاری نشست صهیونیستی ـ آمریکایی سازش را عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی دانسته و تأکید کرده است خطری که در این طرح وجود دارد این است که اسرائیل روابط خود را با کشورهای عربی به حالت عادی در آورد بدون اینکه امتیازی به آنها در قبال این مسأله داده شود و کنفرانس واشنگتن هیچ دستاورد مثبتی برای فلسطینیان به همراه داشته باشد.
حسنین هیکل، روزنامهنگار برجسته مصری نیز بر این عقیده است که کنفرانس آناپلیس، کنفرانسی شکستخورده است که هدف اساسی از برگزاری آن، سوءاستفاده از مسأله فلسطین برای انتقال ثروت منطقه خلیجفارس به رژیم صهیونیستی و کوتاهآمدن فلسطینیان از حقوق خود است.
امین جمیل، رئیسجمهوری پیشین لبنان هم با ابراز تردید نسبت به موفقیت کنفرانس آناپلیس، برگزاری آن را اتلاف وقت دانسته که به روند صلح در منطقه لطمه میزند.
جدیدترین نظرسنجی هم که از سوی دانشگاه النجاح در کرانه باختری صورت گرفته نشان میدهد که 55 درصد فلسطینیها بر این باورند که کنفرانس آناپلیس بینتیجه خواهد بود و تنها 30 درصد احتمال میدهند با موفقیت همراه شود.
با وجود هشدارهای متعدد در مورد اهداف این کنفرانس و تأکید بر بینتیجه بودن آن برای مردم فلسطین، 16 کشور عربی اعلام کردهاند که در کنفرانس آناپلیس شرکت خواهند کرد.
ناظران سیاسی تأکید دارند که تنها رژیم صهیونیستی از مواضع نهچندان متحد کشورهای عربی برای شرکت در این نشست سود میبرد.
"عمر موسی" دبیرکل اتحادیه عرب، حضور این اتحادیه در کنفرانس آناپلیس را نشانه تغییر موضع آن نسبت به اسرائیل و همچنین عادیسازی روابط با این رژیم نمیداند و میگوید که روند عادیسازی به پیششرط هایی نیاز دارد و تا زمانی که اسرائیل شرایط صلح جامع را نپذیرد، عادیسازی ممکن نیست.
"عبدالله بن عبدالعزیز" پادشاه عربستانسعودی که برای نخستینبار در کنفرانسی حضور مییابد که نمایندهای از اسرائیل در آن حاضر است، اعلام کرد اگر کنفرانس صلح، اقدامی جدی و مفید برای بازگرداندن حقوق فلسطینیان و جهان عربی و اسلامی انجام ندهد شکست خواهد خورد.
با این حال نمیتوان بر مواضع کشورهای عربی حسابی گشود زیرا پیشتر عربستانسعودی اعلام کرده بود این کشور، تنها در صورتی که اسرائیل اقدامات عملی را در برچیدن شهرکهای صهیونیستنشین و حلوفصل مسائل اساسی و پیشرفت در مذاکرات صلح با فلسطینان بردارد، در این اجلاس شرکت میکند.
اکنون عربستان در حالی در کنفرانس آناپلیس شرکت میکند که هیچیک از این خواستههایی که مطرح کرده بود، تحقق پیدا نکرده است و البته آنها برغم شرکت در کنفرانس آناپلیس تأکید دارند که صلح تنها در چارچوب طرح صلح عربی امکانپذیر است.
رهبران عربی در ماه مارس توافق کردند که طرح سال 2002 میلادی عربستان سعودی را برای عادیسازی روابط با اسراییل و به رسمیت شناختن این رژیم در عوض خروج آن از سرزمینهای اشغالی فلسطین و همچنین بلندیهای جولان و بخشهایی از لبنان که در 1967 میلادی تصرف کرد، از سر گیرند.
در این میان، حضور سوریه در کنفرانس هم تمامی توجهات بینالمللی را به خود جلب کرده است. مقامات وزارت امور خارجه سوریه روز یکشنبه اعلام کردند ریاست هیأت سوری را در این کنفرانس فیصل مقداد، معاون وزیر خارجه این کشور برعهده خواهد داشت.
سوریه پیش از این اعلام کرده بود تنها در صورتی در کنفرانس آناپلیس شرکت خواهد کرد که مسأله بلندیهای جولان در دستور کار اجلاس قرار گیرد.
هنوز مشخص نیست که آیا این مسئله در دستور کار قرار خواهد گرفت یا نه اما اخبار و گزارشها حاکی است که به این مسأله در حاشیه اجلاس و بطور غیر رسمی پرداخته میشود.
در هر صورت مقامات سوری برغم حضور خود اعلام کردهاند که حضور در آناپلیس به معنای صلح با اسرائیل نیست و تا زمانی که اسرائیل از تمامی سرزمینهای 1967 میلادی خارج نشود و خواستههای ملت فلسطین از جمله تشکیل دولت مستقل به مرکزیت قدس برای آنها محقق نشود، صلح فراگیر معنا ندارد.
علاوه بر این آنچه به ناکامماندن این کنفرانس کمک میکند شرایط محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان و ایهود اولمرت، نخستوزیر رژیم صهیونیستی است.
عباس، ریاست دولتی را بر عهده دارد که پس از سیطره حماس بر نوار غزه، تنها کنترل کرانه باختری را در اختیار دارد و در مقابل، اولمرت نیز با توجه به پروندههای فسادش و شکستی که دولتش پس از جنگ 33 روزه پارسال علیه لبنان متحمل شده، از حمایتهای مردمی چندانی برخوردار نیست که بتواند تصمیمهای بزرگ و شجاعانه اتخاذ کند.
محمود عباس ، حکومت انتصابی فیاض و جنبش فتح نیز در بدترین شرایط خود قرار دارند و به جز اختلاف و شکاف با گروههای جهادی، در بین خود نیز با انشعاب و اختلافات مزمن روبرو هستند. به همین جهت نهتنها مشروعیت همهجانبهای برای نمایندگی ملت فلسطین نیز در خود احساس نمیکنند بلکه بازگشت بینتیجه از کنفرانس و یا همراه با تعهدات جدید را نیز برای خود مهلک میدانند.
یکی از ضعفهای بزرگ گردهمایی آناپولیس این است که حماس، جناح فلسطینی که کنترل غزه را در حال حاضر در دست دارد، در فرآیند شرکت داده نشده و هنوز توان تخریب آن را دارد.
طرف فلسطینی، دستیاران عباس و کشورهای عربی همچنین بر این امر واقفند که رژیم صهیونیستی نه میخواهد و نه میتواند به حقوق فلسطینی اعتراف کند اما در عین حال دم از مشارکت در کنفرانس و تأکید بر روشهای سیاسی ـ دیپلماتیک و مذاکره برای استیفای حقوق فلسطینیان میزند.
محیط داخلی اسرائیل هم هیچ گونه آمادگی برای یک ورود جدی به مسائل اساسی فلسطین را نداشته و همچون گذشته مانور بر مسائل عمومی و وعدههای دستنایافتنی برای فلسطینیها را مبنای مشارکت خود در کنفرانس پیشنهادی بوش در 27 نوامبر قرار داده است.
اولمرت نیز چندی پیش با اعلام اینکه توافق و صلح با فلسطینیها 20 تا 30 سال به طول میانجامد، درباره کنفرانس آناپلیس نیز تصریح کرد این کنفرانس به پیشرفت مهم و تاریخی منجر نخواهد شد و تنها فرصتی را برای مذاکرات میان طرفهای اسرائیلی و فلسطینی فراهم میکند.
اسرائیل باید از بخش اعظم زمینهایی که از زمان جنگ 1967 خاورمیانه در کرانه باختری اشغال کرده است خارج شود که این یعنی تخلیه شهرکهای صهیونیستنشین.
اسرائیل همچنین باید امتیازات ملموس و جدی در بیتالمقدس بدهد و به فلسطینیها حق حاکمیت نه فقط بر اردوگاههای پناهندگان و حومههای عربنشین در شمال شرق شهر بدهد، بلکه در مکانهایی که به بیتالمقدس ویژگی و اهمیت میبخشد، یعنی درست در قلب مکانهایی که برای مسلمانان، مسیحیان و یهودیان مقدس است، حق حاکمیت برای فلسطینیان را به رسمیت بشناسد.
اعضای مجلس نمایندگان رژیم صهیونیستی (کنیست) از پیش، لایحهای با هدف جلوگیری از چنین رویدادی تدوین کردهاند. ایهود اولمرت، نخستوزیر این رژیم اگر تلاش کند زمین و شهرکهای صهیونیستنشین در کرانه باختری و بیت المقدس را واگذار کند طوفان سیاسی به راه خواهد انداخت.
اسحاق رابین، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در سال 1995 به دست تندروهای یهودی که میخواستند مانع او در واگذاری کرانه باختری شوند ترور شده بود.
نکته مهم دیگری که در به شکست کشیدهشدن کنفرانس آناپلیس مورد توجه است نبود برنامه و دستور کار مشخص در این کنفرانس است و تا این لحظه، هنوز دستور کار و برنامه مشخصی از سوی مقامات آمریکایی مطرح نشده است.
سخنان کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا نیز راه را بر هر گونه تصور و رؤیایی که احتمال تحقق نتایج محسوس و رضایتبخش در کنفرانس آناپولیس را بدهد، بست.
وی اظهار داشت: این کنفرانس، راهکاری را برای حل بحران به همراه نخواهد داشت بلکه تنها زمینه را برای ازسرگیری مذاکرات جدی بین اسرائیل و فلسطین برای حل مسالمتآمیز روند صلح بر اساس دیدگاه بوش مبنی بر تشکیل دو کشور مستقل فلسطین و اسرائیل فراهم میسازد.
از سوی دیگر، طرح همزمان برگزاری کنفرانس آناپلیس2 در مسکو نیز تحلیلگران را بر مواضع خود مبنی بر شکست کنفرانس آناپلیس که قرار است فردا در مریلند آمریکا برگزار شود، مصر کرده است.
تحلیلگران و شخصیتهای برجسته سیاسی در پیشبینیهای خود در مورد کنفرانس آناپلیس همچنین تأکید دارد که بوش علاوه بر اینکه به دنبال دستیابی به مشروعیتی جایگزین برای خود در خاورمیانه به خاطر زیر سؤال رفتن اعتبارش در جنگ عراق است، در صدد جلب نظر رهبران عرب سنی برای در انزوا قرار دادن جمهوری اسلامی ایران است.
"مارتین ایندایک" سفیر سابق آمریکا در تلآویو و رئیس کنونی مؤسسه صهیونیستی سابان در اظهاراتی هدف از برگزاری کنفرانس آناپلیس را مقابله با گسترش نفوذ فزاینده ایران در منطقه و احساس خطر مشترک آمریکا و حکومتهای عربی منطقه عنوان کرده است.
"عبدالباری عطوان" روزنامهنگار معروف عرب و سردبیر روزنامه "القدس العربی" چاپ لندن نیز پیوستن کشورهای میانهرو عربی در هماهنگیهای فشرده و نزدیک با اسرائیل و آمریکا از نظر سیاسی،نظامی، اقتصادی و تشکیل جبههای واحد در رویارویی با آنچه "خطر ایرانی" نامیده میشود، از دیگر اهداف برگزاری این کنفرانس یاد کرده است.
الوف بن" تحلیلگر و خبرنگار سیاسی روزنامه هاآرتص هم در مقالهای که در ستون دیدگاه روزنامه "القدس العربی" به چاپ رساند، مهمترین هدف از برگزاری نشست آناپلیس را تشکیل جبهه بینالمللی علیه ایران اعلام کرد.
وی که خبرنگار سیاسی روزنامه صهیونیستی هاآرتص است، نوشت: ایهود اولمرت، نخستوزیر اسرائیل به علل مختلفی در کنفرانس آناپلیس آمریکا شرکت میکند که تشکیل جبهه بینالمللی علیه ایران از مهمترین آنها به شمار میآید.
به نوشته نویسنده این مقاله، از آنجا که در عرف دیپلماسی، هیچ چیزی رایگان به دست نمیآید، اسرائیل قصد دارد در قبال تقویت جبهه کشورهای حامی آمریکا در منطقه از سرزمینهای عربی عقبنشینی کند و به وعدههای خود جامه عمل بپوشاند که این بهای ناچیزی است که تلآویو در برابر تشکیل جبهه متحد علیه ایران میپردازد و اولمرت با خرسندی حاضر است چنین بهایی را بپردازد.