زمانی که جمهوری لائیک ترکیه در سال 1923 تاسیس شد (توسط مصطفی کمال آتاتورک) دولت تلاش زیادی را برای نابودی کامل و زمینگیر کردن هر آنچه با مظاهر اسلامی ارتباط داشت کرد. در واقع در این دوران شیخها و مردان دینی که قبل از این دوران به فعالیت اسلامی میپرداختند موقعیت و قدرت خود را از دست دادند و موسسهشان تعطیل گردید. از 1923 تا 1950 دوره اسلامگرایی به معنای واقعی کلمه نیست زیرا در این دوران به خاطر وجود نظام تکحزبی فعالیتهای زیرزمینی باب شده بود و جنبشهای اسلامی به هیچوجه در صدد کودتا علیه نظام و یا اقدام به اعمال خشونت علیه دولت برنیامدند. از 1946 به بعد که سیستم چند حزبی حاکم شد این احزاب کم خودشان را در سطح جامعه نشان دادند ولی عملا فعالیتهای قانونیشان ممنوع بود. اما از حدود 1959 گروهها و جنبشهای اسلامگرا قانونا آغاز به فعالیت کردند. این بازگشت جریانهای اسلامی جهت مشارکت در انتخابات از راه معرفی نامزدهای اسلامگرا نبود بلکه چالش احزاب لائیک با یکدیگر برای کسب آرای گروههای اسلامی سبب اهمیت یافتن آنان شد. از این رو نقش مجموعههای اسلامی در تائید حزب مخالف آتاتورک نقشی برجسته بود. آرای اسلامگرایان در انتخابات 1950 حزب دموکرات را که مخالف حزب آتاتورک (حزب ملت) بود به پیروزی رساند. سال 1970 نقطه عطف حرکتهای اسلامی ترکیه است زیرا برای نخستین بار اجازه تاسیس حزبی اسلامی به صورتی قانونی و رسمی داده شد و آن حزب ملی به رهبری نجمالدین اربکان بود.
نجمالدین اربکان در 1970 حزب عدالت NOP را به عنوان یکی از احزاب اسلامگرا تاسیس کرد که برای اولین بار اسلامگرایان از یک سازمان حزبی دائمی برخوردار شدند که از طریق آن میتوانستند به مبارزات انتخاباتی بپردازند. این جنبش توسط دادگاه قانون اساسی در 20 مه 1971 و با مداخلهاش به اتهام تخطی از اصول لائیک تعطیل شد و در نتیجه نجات ملی در 1972 تشکیل شد.
1982-1972 حزب نجات ملی (NSP)
توانست با حمایت اصناف، با بردن شبکههای پنهان و گروههای مذهبی غیررسمی طی یک پیروزی شگفتانگیز در انتخابات 1973، 2/11 درصد از آراء مجلس را به دست آورد. نجات ملی (یا سلامت ملی) بعد از ائتلافهای مختلفی که با احزاب غیرمسلمان و راست داشت توانست چندین بار در دورههای مختلف تشکیل دولت ائتلافی دهد که نهایتا تا 1981 ادامه یافت و در 1981 فعالیت احزاب سیاسی در ترکیه ممنوع شد.
در جولای 1983 که فعالیت احزاب دوباره آزاد شد حزب رفاه (RP) جایگزین NSP شد به رهبری علی ترکمن. بعد از او اربکان به ریاست حزب رفاه درآمد که در 1987 و 1989 در انتخابات سراسری موفق به کسب آراء فراوانی داشت. در این دورههای مذکور اسلامگرایان طی یک استراتژی مهم و برنامهداری درصدد برآمدند تا نخبگان تحصیلکرده بیشتری را در عرصه جامعه تربیت کنند و در عرصههای مختلف قدرت سیاسی جای دهند که موفق هم شدند.
حزب رفاه (RP) در انتخابات محلی ماه مارس سال 1994 به پیروزی رسید. همچنین در انتخابات شهرداری در همین سال موفق شد 28 پست شهرداری 6 شهرداری پایتخت و رهبری 327 دولت محلی را از آن خود کند و در مجموع 19 درصد از کل آرای انتخابات پارلمانی را به خود اختصاص دهد. در انتخابات سراسری سال 1995 حزب رفاه موفق به افزایش آرای خود و کسب 4/21 درصد آراء شد. حزب رفاه جولای سال 1996 با تانسو چیللر رهبر حزب راه راست یک دولت ائتلافی تشکیل داد که فقط یکسال دوام آورد. بحرانی که از فعالیتهای ضدسکولاری معاونان و شهرداران حزب رفاه به وجود آمده بود پایههای اولیه اختلاف بین دو حزب رفاه و راه راست شد. اقداماتی نظیر اخراج افسران اسلامگرا از ارتش در دسامبر سال 1996، درخواست لغو قانون منع حجاب برای زنان دانشجو، نحوه خدمات شهری، مشاجره بر سر ساخت مسجد در میدان استانبول و در نهایت ارتباط با گروههای مبارز اسلامگرا منجر به افزایش فشار ارتش بر حزب رفاه گردید در نتیجه تیرگی روابط بین ارتش و حزب رفاه و رویارویی اسلامگرایان و لائیکها تشدید شد. این عوامل باعث شد تا رهبران حزب رفاه در ماه مه سال 1997 به دادگاه کشیده شوند و در نهایت اربکان در 1997 از حضور در عرصههای سیاسی منع شد. حزب رفاه به خاطر تخطی از اصول سکولاریسم و قوانین احزاب سیاسی در ژانویه 1998 توسط دادگاه قانون اساسی منحل شد، با این وجود اسلامگراها حزب جدیدی تشکیل دادند.
حزب فضیلت توسط 33 عضو حزب رفاه به رهبری «رجایی کوتان» در 17 دسامبر در سال 1997 شروع به فعالیت کرد. این حزب در آن زمان از 144 کرسی پارلمان برخوردار بود. جناح محافظهکار حزب که پیرو اربکان بود قبل از اینکه جناح اصلاحطلب به رهبری تایپ اردوغان بتواند تحرکی نشان دهد رهبری گروه پارلمانی حزب را برعهده گرفت. با این وجود کشمکشهای درونحزبی برای کسب قدرت هنوز در این حزب ادامه دارد این کشمکشها باعث یک استعفای دسته جمعی در سال 1999 شد که حزب را تضعیف کرد. البته به طرق مختلف نیز میخواهند فضیلت را به اقدامات ضد سکولاریستی متهم کنند که هنوز موفق به این امر نشدهاند.
حزب عدالت و توسعه:
که به نوعی در حال حاضر با همراهی و همگامی نسبی با احزاب لائیک ترکیه نقش فعالانهای در عرصه سیاست و حکومت دارد. در مورد جریانهای دیگر در ترکیه باید اشارهای هم به جریان علویان بکنیم که البته آنها وارد جنبشهای اسلامی به معنای واقعی نشدهاند و فعالیتهای آنها قابل ذکر نیست. زمانی که در ترکیه سخن از اسلام میگوییم وجود دو جریان به ذهن متبادر میشود.
جریان(1): جریان اسلام سیاسی است که احزابی را پدید آورده ولی میکوشد تا در یک چارچوب خاص و در سقفی که نظام اجازه میدهد به فعالیت سیاسی بپردازد و زندگی سیاسی و پارلمانی شرکت نموده و انجمنهای صنفی و روزنامهها را به راه بیندازد.
جریان(2): جریانهای ریشهدار طریقتهای دینی است که در دولت عثمانی جایگاه برجستهای داشته است البته این طریقتها به رغم رنجها و ستمهایی که در دوره آتاتورک دیدهاند با قدرت زیاد استمرار داشتند زیرا آنها از اندیشههای مردمی عمیق و اصیل تاریخی در میان جامعه ترکیه برخوردار بودند.
نکته مهم اینجاست که اسلامگرایان ترکیه به طور کلی به ایجاد فشار و برنامههای نظامی و مسلحانه چندان اعتقادی ندارند و قصد دارند همه چیز را از چهارچوب دموکراتیک مورد مشاهده قرار دهند.
جریانهای بسیاری هم هستند در ترکیه که در قالب صوفیه فعالیت میکنند اما مهم و بزرگترین جریانی که بازتابدهنده حرکت صوفیه است جنبش «نورسرها» یا «نوریها» است. این حرکت پیرو اندیشههای متفکر بزرگ ترک «محمدسعید نورس» است البته حرکتهای دیگری، مانند سلیمانیه سر فعالیت دارند اما بزرگترین جریان صوفیه در ترکیه نورسیها هستند و این حرکتها نیز شاخهها و جریان متعددی نیز دارد.
شاید برجستهترین شاخه «نورسیها» در ترکیه شاخهای است که رهبری آن را «فتحالله گوکر» ـ عالم دینی ـ برعهده دارد. برای شناخت وی همین بس که گفته میشود در ترکیه هر گاه اسم اسلام برده میشود نام دو کس به ذهن تداعی میکند: «نجمالدین اربکان» و «فتحالله گوکر» اربکان در واقع در راس اسلام سیاسی است و گوکر به نوعی در راس اسلام اجتماعی محسوب میشود. اما تعدادی از گروهها و جماعات اسلامی دیگری که در ترکیه فعالیت دارند و از نقش بسیار مهمی هم برخوردار نیستند به ترتیب زیر میباشند:
نام: ابداع، نام رهبر: صالح میرزا بیک اوغلو، خط فکری و اعتقادی: گروه سنی حنفی متعصب، شکل فعالیت: معتقد به خط مشی جنگ مسلحانه بالائیک
نام: مدزهرا جیلار، نام رهبر: صدیق دورسون، خط فکری و اعتقادی: به رغم اهداف سیاسی تمایلات گروهی بارز دارند، شکل فعالیت: موضع خصمانه نسبت به دولت ترکیه
نام: جماعت محمود افندی، نام رهبر: محمود افندی، خط فکری و اعتقادی: از شاخه امام ربانی طریقت نقشبندیه است، شکل فعالیت: تبلیغی و آموزشی
نام: جماعت اسدی افندی، نام رهبر: شیخ محمد اسدی، خط فکری و اعتقادی: معتقد به برقراری حکومت دینی، شکل فعالیت: مخفیانه
نام: میلی گروش، نام رهبر: نجمالدین اربکان، خط فکری و اعتقادی: اسلام حنفی، همچنان حضور فعالی در عرصههای مختلف دارد.
نام: فتحالله جیللر، نام رهبر: فتحالله گولن، خط فکری و اعتقادی: اسلام طریقتی با مایههای قوی ملیگرایی، شکل فعالیت: از طریق رسانهها
نام: عاشورا، نام رهبران: توران گولجوک، تئومان شاهین، حسین آکچی، خط فکری و اعتقادی: اسلام شیعی، شکل فعالیت: کار گروهی تبلیغی و سیاسی و ... به طور کلی آنچه حائز اهمیت است این مسئله میباشد که سه نوع اسلام در ترکیه وجود دارد اولا اسلام کمالیستی در شهرهای بزرگ و میان قشرهای تحصیلکرده است و در آن میزان مذهبگرایی اشخاص امری فردی و خصوصی قلمداد میشود اولا اسلام سنی مذهب سرزمین باستانی آناتولی است اسلامی که بیشتر در میان ساکنان روستاها و شهرهای کوچک طرفدار داشته و در مقایسه با شهرهای بزرگ از اندیشههای کمالیستی کمتری برخوردار است و ثانیا مذهب علوی که همچون شیعههای اثنیعشری دارای 12 امام بوده و چه در گذشته و چه در حال با شریعت و مسلک اهل تسنن به نوعی مخالف هستند. نکته آخری که باید بر آن تاکید کنیم این است که جنبش اسلامی در ترکیه بخشی از نظام دموکراتیک است یعنی فعالانه در انتخابات پارلمانی و شهرداریها مشارکت میجوید و نقش سازندهای در زندگی سیاسی داشته است. این عوامل سبب شد تا جنبش به هر شیوه ممکن آراء و عقاید خود را بیان کند بیآنکه به زور توسل جوید.