س.حیدرپور
چنین به نظر مىآید که حکومت فرصت را براى یک تسویه حساب بزرگ با اپوزیسیون آشتىناپذیرش مهیا مىبیند. حتى خوشبینترین ناظران در قاهره باور ندارند که مبارک تصمیم امروز خویش براى منکوب کردن اخوانالمسلمین را بدون چراغ سبز شرکاى بیرونى گرفته باشد.
اندک انعطافى که رژیم مصر دو سال پیش براى همزیستى با مخالفانش نشان داده بود اکنون رنگ باخته است. اصلاحات نیمبندى که به انتخابات چند حزبى ۲۰۰۵ منجر شد و ۸۶ کرسى مجلس را در دست اخوانالمسلمین قرار داد اکنون حالتى معکوس و روبه عقب پیدا کرده است. حزب حاکم مصر، موسوم به دموکراتیک ملى، که به طرز عجیبى بر نهادهاى مدنى، دانشگاهها و مؤسسات فرهنگى و قضایى تسلط دارد باز هم به سیاق ۳ دهه دوران حکومت مبارک روزنههاى مشارکت منتقدان و مخالفان را بسته است. هواداران ۸ حزبى که در انتخابات ۲۰۰۵ و با تعهد آمریکا براى اصلاح نظام بسته مصر پشتسر اخوانالمسلمین به صحنه آمدند اکنون بار دیگر به گوشه انزوا پناه جستهاند. شاید در این باره خبرهاى بازداشت چند نماینده اخوانالمسلمین به اندازه کافى گویا باشد.
چرخه امور سیاست و حکمرانى در سرزمین رؤیایى مصر بر مدار گذشته بازگشته است. حاکمیت این کشور که یکباره در تندباد تغییرات پس از جنگ سرد چهرهاى ملایم و زبان مدارا به کار بست باز در برابر مخالفانش نابردبار شده است. علت این دگردیسى چه مىتواند باشد.
چگونه مبارک که در آستانه چهارمین دور انتخابش براى ریاست جمهورى وعده شیوه جدید حکمرانى را داد و سخن از اصلاح امور راند کمتر از ۲ سال بعد سختکیشى را از سر گرفته است. چه مجوزى ممکن است حاکمان مصر را به این درجه از اعتماد به نفس در سرکوب و مجازات مخالفان رسانده باشد. قاهره آن قدر خود را در تصمیم براى بستن فضاى سیاسى مصمم مىبیند که حتى بیانیهها و شکوائیههاى مجامع بینالمللى از سازمانهاى اروپایى گرفته تا عفو بینالملل را براى گشودن درهاى زندان یا قانونى کردن محاکمات مخالفان پاسخ نمىدهد.
سؤالات زیادى درباره رویارویى جدید حاکمیت مصر و اپوزیسیون در میان است.
بىگمان چنان که خبرها نشان مىدهند در کانون و مرکز این سیاست سرکوب جریان اخوانالمسلمین قرار دارد گروهى که امروز به دلیل افزایش سریع اعتبارش شمار هوادارانش حتى از محاسبه نیروهاى امنیتى مبارک خارج است. مبارک در دورهاى عزم مقابله با اخوانىها کرده است که نام اخوانالمسلمین براى شرکاى بینالمللى حاکم مصر هراسآور شده است. در چندین بحران خاورمیانه دهها گروه و افراد شبهنظامى با تبار و تعلقات اخوانى مبارزهاى بىپایان را با سیاست سلطه آمریکا آغاز کردهاند.
در گزارشهایى که به تازگى منابع امنیتى آمریکا منتشر کردهاند از اخوانالمسلمین به عنوان مرجع بزرگ تعلیم ایدئولوژى مبارزه با غرب و مؤثرترین کانون در جذب جوانان کشورهاى عربى به هستههاى انقلابى یاد شده است. تحلیلگران آمریکایى در ارزیابى موقعیت اخوانىها به این جمعبندى قطعى رسیدهاند که سه دهه سیاست سرکوب و انزواى سیستماتیک قاهره علیه این گروه نتایج معکوس داشته است. گروهى که مبارک مدعى بود توانسته است در حصار انزوا مانع رشد و زایش آن شود اکنون شعبهها و شاخههایش به جنوبشرق آسیا و قلب اروپا تسرى یافته است.
بىگمان امروز دور تازهاى از حیات اخوانالمسلمین شروع شده است و گروهى که روزى شعاع نفوذ آن به همسایگان فلسطینى و اردنى مصر و یا حوزه شمال آفریقا محدود بود اکنون در نقش یک جریان فرامنطقهاى ظاهر شده است. پس طبیعى است که این بار جریان اخوانىها نه به عنوان فقط اپوزیسیون یک دولت متحد واشنگتن که به عنوان یکى از مراکز الهامبخش هستههاى مسلمانان ناراضى در کانون نگاه تصمیمگیران امنیتى آمریکا و غرب قرار بگیرد.
در اینجا است که پاى سؤال مهمترى به میان مىآید که آیا طرح جدید سرکوب اخوانىها در قاهره بخشى از یک تصمیم بزرگ است که امضاى طرفهاى آمریکایى هم پاى آن نشسته است آیا در پروسه مبارزه با به اصطلاح عقبههاى تروریسم مبارک با همان فشارى روبهروست که آمریکایىها بر سعودىها به دلیل اهمال در مهار سلفىها مىآورند.
آنچه ما فقط نشانههایش را مىبینیم مسائل مهم و تصمیمات تاریخى است که میان واشنگتن و شرکاى منطقهاىاش رد و بدل مىشود. گو این که ناکامى بزرگ در جنگهاى خاورمیانه به صورت یکسان موقعیت آمریکا و متحدانش را به چالش انداخته است. اما آیا براى خلاصى از این چالش و بنبست، مىتوان گفت قاهره پتانسیل تبدیل شدن به مرکز سرکوب بزرگترین هسته انقلابى آن سوى جهان عرب را دارد و به راستى حسنى مبارک که سه دهه سیاست سرکوب کنترل شده را علیه مخالفان اخوانیش اعمال کرده اینبار به تصمیم نهایى دست زده است و آیا باید منتظر حوادث و خبرهاى بدترى در این گلوگاه استراتژیک خاورمیانه باشیم و حاکمان مصر ممکن است پس از خیرت شاطر ـ نفر دوم اخوانالمسلمین ـ و چند نمایندهاى که روانه بازداشتگاه شدهاند به سراغ دیگر رهبران و نخبگان این جریان بروند.
شاید کلمه رمز و کلید فهم همه این سؤالها سخن اخیر مبارک باشد که براى نخستین بار اخوانالمسلمین را تهدیدى براى امنیت ملى مصر اعلام کرد.
راز ماندگارى جنبش
اگر روزى در قاهره گفته مىشد که اخوانالمسلمین یک لقمه غیر قابل هضم براى پلیس تعلیم دیده مصر است امروز با نفوذ عمیقى که این جریان در ستون فقرات نهادهاى اجتماعى بویژه پارلمان پیدا کرده است باید گفت که حذف آنان از صحنه سیاست به امرى ناممکن و شبه محال تبدیل شده است و به این صورت حاکمان امروز و فرداى قاهره را چارهاى نمىماند جز این که با این دشمن دیرین خود کنار بیایند.
اخوانىها در زورآزمایى سال ۲۰۰۵ این قدرت نهفته خویش را به حریف نشان دادند. در جریان این مسابقه آنها با وجود شرایط نابرابر سیاسى و با آنکه همه ابزار و امکانات تبلیغى و ارتباطى در قبضه حزب مبارک یعنى حزب دموکراتیک ملى بود اما اخوانىها بخش زیادى از آراى مردم مصر را از آن خویش کردند. بیش از ۸۰ تن از اخوانىهایى که از تله مأموران گزینش حکومت مبارک عبور کرده بودند توانستند به مجلس الشعب مصر راه یابند. نتیجه این کارزار انتخاباتى عیارى شد در دست رژیم و همه ناظران این کشور که پس از سه دهه زندگى زیرزمینى، توان این گروه را این بار در میدان رقابت انتخاباتى محک بزنند. در این عرصه کادر کارکشته اخوانىها، نشان دادند که تاکتیکهاى مبارزه سیاسى را بهتر از حریف مىشناسند.
اما اگر اخوانىها نیروى برتر در تحولات صحنه مصر شدهاند فقط به این دلیل نیست که سازمان حزبى قویترى دارند یا از دیسیپلین تشکیلاتى و انسجام رهبرى بالا برخوردارند و در نتیجه قاعده بازى انتخابات را بهتر از شاگردان مبارک پیش مىبرند. توانایى شگفتآمیز آنان در نقطه دیگرى است که دست برقضا نقطه آسیب جناح حاکم و پاشنهآشیل همه دولتهاى محافظهکار عرب محسوب مىشود.
راز جاودانگى اخوانىها در فضاى نامطمئن مصر در نقطه دیگرى قرار دارد، این که چگونه این جریان حتى در ناپایدارترین شرایط سیاسى مصر ادامه حیات داده از ظرفیتهاى اجتماعى اخوانالمسلمین ناشى مىشود.
هنر شایان اخوانىها نفوذ به زوایاى محروم و حاشیههاى جامعه است یعنى همان قشرهایى که زمامداران بورژواى قاهره در سه دهه زمامدارى مبارک از جذب آنان عاجز ماندهاند.
اخوانىها نردبان ترقى سیاسى را نیز بر همین منوال پیمودهاند یعنى پیش از آن که در صحنه سیاست و انتخابات گام نهند در عرصههاى اجتماعى و مدنى توانایى خویش را عرضه کردهاند.
رهبران این گروه بر این مبنا همواره کوشیدهاند در صفبندىهاى سیاسى مصر به عنوان حزبى با تعریف مرسوم آن یعنى تلاش براى کسب و حفظ قدرت دیده نشود بلکه نوعى نهضت یا جنبش باشند که براى خودشان و رسالت تاریخى در ساختن فرد، جامعه و اصلاح حکومت قائل است.
این مانیفست که اخوانالمسلمین از میان توده برخاسته و به سوى توده بازگشت دارد آموزه اصلى نسل اول رهبران و مؤسسین این جنبش است. در پرتو تعلیمات ۲ رهبر نامدارش ـ حسنالبنا و سیدقطب ـ شبکه اخوانالمسلمین با آن که ستون فقرات آن، دانشگاهالازهر بوده و طیف غالب بدنه جنبش را نیروهاى تحصیل کرده مصر تشکیل دادهاند اما همواره از نخبهگرایى و الیتیسم امتناع ورزیده است.
خصوصیت تودهگرایى براى اخوانالمسلمین نتایج و دستاورد فراوان به ارمغان آوردهاست.
اخوانالمسلمین به یک جریانى با جغرافیاى نیروى انسانى و عمق و وسعت اجتماعى در گستره تاریخ ۵۰ سال اخیر مصر تبدیل شده است. گویى اخوانالمسلمین در هر برههاى نام مستعار قاطبه نیروهاى تحولطلبى شده که حکومت و حاکمان را براى اداره این پیکره اسلامى صالح ندیدهاند.
پخش شدن اخوانىها در لایههاى زیرین اجتماع کار سرکوب آنان را براى دستگاه حکومت سخت کرده است. زیرا که حکومتگران هیچ گاه برآورد دقیقى از شمار و تعداد نیروى انسانى این جریان نداشتهاند که همین جنبه از خصوصیات اخوانالمسلمین، آن را در میان گروههاى مشابهاش در خطه جهان عرب ممتاز ساخته است.
مرکزیت اخوانالمسلمین امروز در مصر و شعبات آن در جهان عرب از نظام تعلیمى متفاوت در امر جذب نیروهاى جامعه بویژه نسل جوان برخوردارند. الگوهاى این گروه در برقرارى تعامل با توده جامعه را مجموعهاى از مؤسسات مدنى و نهادهاى امداد و خیریه پیش مىبرند. این نهادها با نگاهى آسیبشناسانه فلش فعالیت خویش را به کانونهاى تاریک و محروم جامعه معطوف مىکنند. در فرایند این خدماترسانى به تودههاى فراموش شده و محرومیتزدایى از قشر جامعه است که به تعبیر یک تحلیلگر عرب تصور «گروه ناجى» بودن از این جریان آرام آرام بر ذهنها مىنشیند.
به این صورت اخوانىها در انتخاب سیره و سلوک اجتماعى و نوع رفتار با توده جامعه متفاوت از همه احزاب عمل مىکنند. از همین روست که بسیارى از محققان امور جنبشها و حرکتهاى اجتماعى علاقه ویژهاى به تحلیل ساخت جامعهشناختى اخوانالمسلمین نشان دادهاند.
نکته جالب این است که این الگوى رفتارى اخوانالمسلمین در پهنه سیاسى جهان عرب بیش از هر جا مؤثر واقع شده است. از آن جا که قدرت سیاسى در این سامان در انحصار خاندان یا طبقه خاصى است و بخش غالبى از توده جامعه از مواهب سیاست بىنصیب مىمانند، همین قشرهاى حذف شده جذب شعارها و آرمانهاى جنبشهایى از نوع اخوانالمسلمین مىشوند.
به هر حال برترى امروز اخوانالمسلمین در حیطه سیاست مرهون توفیقاتى است که رهبران این گروه در میدان تعامل اجتماعى و همزبانى با قشرهاى ناراضى جامعه کسب کردهاند. حتى گروههایى که در فلسطین و اردن به نوعى دنبالهها یا فرزندان معنوى اخوانالمسلمین شناخته مىشوند نیز همین فرمول را براى غلبه بر حریفان سیاسىشان بکار بستهاند.
نمونه عالى این قضیه جنبش حماس است، جنبشى که مؤسسین آن اغلب از فارغالتحصیلان الازهر و شاگردان اخوانالمسلمین بودند. حماسىها با الهام از تز آشناى اخوانالمسلمین با عنوان حرکت المحرومین در سرزمینهاى اشغالى، اساس کار خویش را بر رفع فقر و ساماندادن امور رفاهى فلسطینیان قرار داد. و از همین رهگذر به جریانى محبوب و شکستناپذیر تبدیل شد.
از زمانى که سال ۱۹۲۸ این جنبش به دست حسنالبنا در مصر تأسیس شد اکنون نزدیک ۸۰ سال از حیات اخوانالمسلمین در مصر مىگذرد، این جریان به نهالى کهنسال در پهنه سیاست جهان عرب تبدیل شده است. البته در این ۸ دهه رهبران این جریان به تناسب شرایط سیاسى مصر و جهان عرب گاهى مشى سیاسى خویش را نوسازى کردهاند. با آن که تز اصلى نخستین رهبر این گروه یعنى حسن البنا در میدان سیاست تز مسالمتجویى بود و به تعبیر دیگر اساس رفتار آن بر سلم و مدارا استوار بود اما به تدریج و با ظهور حکومتهاى فردگرا در جهان عرب اخوانىها تابع نظریه دومین مرشد خویش یعنى سیدقطب پیش رفتند.
نگاه سیدقطب به جامعه و حکومت که در سالهاى میانى قرن بیستم زعامت اخوانىها را در دست داشت، نگاه انقلابى بود. اخوانىها پس از این با الهام از اندیشههاى این رهبر شهید خویش، وارد یک پروسه مبارزه پایانناپذیر با مشروعیت حکومتها شدند. در این مسیر آنان مشکل اصلى یا امالمسائل مصر و جهان عرب را در نامشروع بودن حکام و رژیمهاى حکومتى دانسته و چاره همه دردها را برقرارى یک نظام حکومت اسلامى دیدهاند.
پیگیرى این آرمان در خطه جهان عرب که حکومتها اغلب موروثى و انتصابى است براى اخوانىها اما بهایى گزاف در پى داشته است. از سال، ۱۹۶۶ سیدقطب رهبر فکرى این جریان در پاى این آرمان بر چوبهدار رفت، تاکنون بسیارى از اعضاى این گروه به دلیل در افتادن با مشروعیت حاکمان این کشور راهى زندان شده یا جان خویش را از دست دادهاند.
اکنون مىتوان راز زندگى مخفیانه و دلیل نیمقرن ممنوعیت این جریان را درک کرد. حاکمان عرب بویژه در مصر همواره این گروه را به چشم جریانى معارض که مدام در اندیشه براندازى است دیدهاند. این نگاه تفسیر همه اقدامات سرکوبگرانه رژیم مبارک و سران سلف او علیه این جریان است. به همین دلیل قانون ممنوعیت اخوانالمسلمین که به امضاى جمال عبدالناصر در سال ۱۹۵۴ رسید تاکنون با قوت اجرا مىشود و جالب است مبارک نیز همانند ناصر که اخوانىها را به اتهام سوء قصد علیه خویش به بند کشید این گروه را با اتهام براندازى روبهرو کردهاست. شاید در مسیر زندگى پر از رنج اخوانىها تنها زمان تنفس همان سالهاى دهه ۷۰ و ۸۰ میلادى باشد که اندکى از فشارها علیه این گروه کاسته شد، البته در همین مقطع نیز این جریان همچنان غیر قانونى باقىماند.
حیات تازه اخوانالمسلمین (رویکرد به مبارزه مسالمتآمیز)
مرحله جدید در حیات سیاسى اخوانالمسلمین از میانه دهه ۹۰ شروع مىشود یعنى از هنگامى که به دلیل دگرگونى بافت نظام جهانى نسیم اصلاحات فضاى دنیاى عرب را فرا مىگیرد. اخوانىها در این برهه از بار مبارزات مخفیانه خویش کاسته و رویکرد حضور در میادین سیاسى را پیش مىگیرند. البته آرمان و اهداف این گروه هیچ تغییرى نمىکند و نسل جدید رهبران این گروه نیز بر پایه همان اصل همیشگى این جنبش مبنى بر استقرار حکومتى اسلامى و جارىشدن قوانین شریعت، پیش مىروند.
تب اصلاحات در جهان عرب با شروع هزاره سوم بالا مىگیرد و جنبش اخوانالمسلمین در رویکردى نو عموم هواداران خویش را در مصر و سایر نقاط جهان عرب به حضورى فعال در این عرصه فرا مىخواند.
سهیم شدن در انتخابات یک استراتژى مهم در مشى تاریخى رهبران این جنبش است. با این سیاست اخوانىها ابتدا بر تلقى و سوءتفاهم طولانى مبنى بر تضاد این جریان با پدیدههاى جهان مدرن پایان مىدهند. مفهوم دیگر این راهبرد آن است که اخوانالمسلمین پس از این تاکتیک «مبارزه یا اصلاح از درون» را براى تغییر نظام سیاسى مصر در پیش مىگیرد. در حالى که پیش از این و به مدت چهار دهه اخوانىها به مبارزه رو در رو و مستقیم براى تغییر نظامى که آن را نامشروع مىخوانند مبادرت کرده بودند. ورود در انتخابات براى اخوانىها در واقع انتخاب تاکتیک مبارزه مسالمتجویانه و قانونى با نظام است. شاید بتوان گفت با ورود در میدان انتخابات نزد رهبران این جریان تلفیق دوباره تفکر مسالمتجویانه حسنالبنا با نگرش انقلابى سیدقطب است. به این صورت که در این برهه اخوانالمسلمین باب یک تعامل و همکارى نانوشته را با همه جریانهاى رقیب دولت مبارک مىگشاید اما در عین حال از تز پیش به سوى انقلاب موعود در جهان اسلام و برقرارى حکومت اسلامى دفاع مىکند.
با همه مشکلاتى که در این دوره نیز رژیم مصر پیش پاى اخوانىها مىنهد این گروه هنوز در جاده مبارزه انتخاباتى گام بر مىدارد. ایام مبارزه انتخاباتى براى اخوانالمسلمین همان شور و حرارت مبارزات انقلابى را دارد. هنوز نشانهاى در دست نیست که میان سران و طیفهاى مختلف اخوانالمسلمین بر سر این مشى اختلاف یا تعارضى بروز کرده باشد.
دستمایه این جریان در میدان مبارزه انتخاباتى همان انرژى انباشته محبوبیت اجتماعى است که در دوران فعالیت در نهادهاى مدنى و مؤسسات خدماتى به دست آورده است. گو این که رهبران اخوانالمسلمین از میزان نفوذ و برترى خویش بر حریف در این وادى اطمینان دارد.
در نظر رهبران اخوانىها انتخابات یک میدان محک و یک ترازوى تعیین وزن اعتبار بود که در آن افکار عمومى به راحتى مىتوانستند میزان مشروعیت حکومت قاهره و میزان اعتبار اپوزیسیون این رژیم به قضاوت بنشینند. به همین دلیل حتى وقتى ورود این جریان به انتخابات از سوى حکومت مصر در ۲۰۰۵ غیرقانونى اعلام شد اعضاى اخوانالمسلمین با یک تغییر تاکتیک، به صورت نامزدهاى مستقل در انتخابات پارلمانى شرکت کردند.
حاکمان قاهره در همان دور نخست وزنکشى یعنى بهار سال ۲۰۰۵ نشانههاى خطر را دریافتند. لذا همه ابزارها و اهرمها را براى حصر و مهار اخوانالمسلمین بکار بستند. با وجود این از حدود ۱۵۰ نامزد وابسته به اخوانالمسلمین که از تیغ رد صلاحیت حکومت خلاص شده بودند بیش از نیمى از آنان به مجلس راه یافتند.
کسب بیش از ۸۰ کرسى براى یک گروه در محاصره و تحت شدیدترین تحریم یک پیروزى بزرگ بود که افقى پر از امید را پیشروى نه تنها هواداران این گروه که فراروى عموم مبارزان راه دموکراسى و اصلاحات در مصر و جهان عرب مىگشود. اخوانالمسلمین با ریسمان رأى ۲۰۰۵ وارد گردونه حکومت شد و پس از حزب حاکم در «مجلس الشعب» مصر در پله دوم ایستاد. از این مقطع وقایع مهمى در صحنه سیاسى مصر رخ نمود که بارزترین آن قدرتگیرى نیروها و نهادهاى مخالف سیاسى و مدنى است. به گونهاى که تشکلهاى دانشگاهى، وکلا و حقوقدانان و روشنفکران این کشور نوعى از فضاى پلورالیستى را در بحبوحه انتخابات پدید آوردند.
نسل جدید اپوزیسیون مصر
با صف بلندى از نیروهاى سیاسى در مصر روبهرو هستیم که اغلب آنان مانند حزب الوفد به رهبرى نعمان جمعه یا حزب الغد ایمن النور یا جنبش کفایه، آشکارا مشروعیت رژیم مبارک را به چالش مىکشانند. تا حدى که جبهه موسوم به الکفایه پرچم ائتلاف خود را پایان حکومت جاودانى مبارک یعنى شعار «بس است» انتخاب کرده است.
سرسختترین این گروهها در میدان مبارزه با حکومت مادام العمرى مبارک به جز الکفایه که نفوذ بسیار در محافل دانشجویى دارد، حزب الغد به رهبرى ایمنالنور است که رهبر در بند آن اکنون به نماد مبارزه با نظام حاکم در افکار عمومى تبدیل شده است. این حزب هدف اصلى خود را اصلاحات در ساختار سیاسى کشور مصر مىداند.
نکته جالب در تجدید حیات جنبش ضد حکومتى مصر انسجام آنان است به نحوى که جمع زیادى از احزاب این کشور در بحبوحه انتخابات سال ۲۰۰۵ همراه با تعدادى از احزاب کوچکتر مخالف دولت مصر ائتلافى تشکیل دادند که به نام «جبهه متحد ملى خواستار تغییر» شناخته مىشود. این جنبش در کنار «اخوانالمسلمین» اصلىترین رقباى حزب حاکم به شمار مىرود. و اخوانىها نیز در سیاستى هوشیارانه هماهنگ با این جریانها پیش مىروند.
کانون تضاد اخوانالمسلمین و دیگر گروههاى ریشهدار مانند الوفد با حکومت مبارک علاوه بر نحوه حکمرانى مطلقه او، به سیاست خارجى مصر و مسأله فلسطین بر مىگردد و این که اخوانىها و همقطارانشان در همه بیانیهها و میتینگهاى سیاسى خویش راهبرد حاکمان قاهره در دوستى با اسرائیل و همپیمانى با آمریکا و پشت کردن به جنبشهاى انقلابى فلسطین برنمىتابند.
طبیعى است اکنون که نقشها و مأموریتهاى تازه به قاهره براى انزواى انقلابیون فلسطین و هموار کردن جاده سازش با اسرائیل سپرده شده است دامنه خصومت و ستیز میان اخوانىها و دولت اوج گیرد. اخوانىها بشدت از این که قاهره یک پایه سیاست انزواى متحد این جریان یعنى حماس است خشمگین هستند. اخوانالمسلمین در آخرین بیانیه خویش این نگرانى و خشم خود را عیان کرد و گفت: هرگونه تلاش براى ایجاد شکاف میان فلسطینیان و ادامه محاصره اقتصادى این ملت قهرمان، بشدت محکوم است و از کشورهاى اسلامى و عربى خواست بىاعتنا به سیاست سازش حکومتها از مقاومت مردم فلسطین در برابر رژیم اشغالگر قدس حمایت کنند.
رویارویى سیاسى اخوانىها با مبارک به این صورت دوباره به خیابانها و انظار عمومى کشیده شده است. دو عامل مهم اکنون آتش این مبارزه را شدت بخشیده است. نخست فضاى سرکوبى که با راهبرى مستقیم آمریکا علیه انقلابیون خاورمیانه شکل گرفته است و دوم ترس نظام مبارک از آرایش منسجم صف اپوزیسیون مصر در برابر این دو وضع. مبارک دو رشته سیاست انقباضى را امسال به نمایش گذاشت. ابتدا دریچه حضور اخوانىها و همه نیروهاى مخالفش را در انتخابات بست به گونهاى که انتخابات شوراها و شهردارىها با کمترین میزان مشارکت و بدون رقابت برگزار شد و دوم گستردن تور سرکوبهاى امنیتى به نحوى که همه اعضا و هواداران اخوانالمسلمین در فهرست تعقیب قرار گرفتهاند تا جایى که حتى نمایندگان این جریان نیز از تیغ سرکوب مصون نماندهاند.
مأموران امنیتى مبارک در روزهاى اخیر حتى اردوگاههاى تابستانى اعضاى جوان این گروه را که در آن در امور ورزشى و دیگر فعالیتها مشارکت دارند هدف قرار دادند با این ادعا که در این اردوگاهها آموزش شبهنظامیان و بىثباتسازى کشور انجام مىشود. اما گو این که اخوانىها از فرجام این اقدامها اطمینان خاطر دارند که هواداران خویش را به خویشتندارى دعوت کردهاند. رهبر اخوانىها در آخرین بیانیه خویش سیاست مبارک را محکوم به شکست خوانده و تلویحاً دامنه نفوذ این گروه را به او گوشزد کرد که جریانى که اکنون در جامعه ۷۶ میلیونى مصر ۲ میلیون عضو دارد و از حمایت میلیون تن دیگر در سراسر مصر برخوردار است، چگونه قابل حذف است؟
به هر حال قاهره اکنون بار دیگر میدان یک رویارویى خشونتبار شده است و مبارک که در انتخابات ۲ سال پیش تن به یک اصلاحات نیمبند داد باز هم به سنت سرکوب گذشته روى آورده است. افسر نیروى هوایى دیروز مصر که سال ۱۹۸۱ بعد از ترور انور سادات رئیسجمهور شد، اکنون بیش از همه رهبران عرب، نگران آینده است.
مبارک ۷۷ ساله در فوریه سال ۲۰۰۵ اصلاحاتى در قانون اساسى مصر اعمال کرد که برگزارى نخستین انتخابات چند حزبى کشورش را میسر ساخت و نوامبر ۲۰۰۵، به حکم دادگاه مصر، نهادهاى مدنى و سازمانهاى غیردولتى رسماً اجازه بازرسى و نظارت بر روند انتخابات را پیدا کردند.
اما او اکنون در تصمیم و رویکرد تازه خویش بوضوح بیان مىکند که قید اصلاحات را زده است و از خیر فضاى باز موعود آمریکایىها گذشته است. او حتى مهمترین قول خود به منتقدان مبنى بر لغو حالت فوقالعاده که سى سال از زمان سادات بر این کشور حکمفرما مىباشد را کنار نهاده است.
شاید اکنون با سخن ناظرانى که دیروز پدیده اصلاحات در زیر چتر یک نظام مطلقه را یک تناقض و حتى نقض غرض مىخواندند همداستان شویم. اما نکته مهم در آغاز پروسه جدید سرکوب این است که این حرکت با فضاى حمایتى جدیدى که آمریکا براى حکومتهاى فردگراى عرب درست کرده پیش مىرود یعنى در برههاى که رایس بالاترین قرارداد حمایت نظامى را به مبلغ ۱۳ میلیارد پیشکش مبارک مىکند. به همین دلیل است که همهکس بیانیه وزارت خارجه و موضع کنگره آمریکا در دفاع از حقوق مخالفان در بند حکومت مصر را با شگفتى مىنگرد.