تاریخ انتشار : ۲۹ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۲  ، 
کد خبر : ۶۰۰۶۶

مواضع نظام سیاسی ترکیه در مواجهه با پ.ک.ک


صلاح‌‌الدین هرسنی
قراین موجود و حاکم بر حیات سیاسی ترکیه نشان می‌دهد که نوعی موضع‌گیری نسبتا متفاوت از طرف ترکیه نسبت به حیات سیاسی کردها تا به حال، در نظام سیاسی این کشور نمود یافته‌ است. در یک نگاه کلی جدای از حزب رفاه، دولت‌های مختلفی که تاکنون در ترکیه بر سر کار آمده‌اند، همواره بر انهدام توان نظامی، پشتوانه سیاسی و نفوذ ایدئولوژیک پ.ک.ک تاکید کرده‌اند. اما باید خاطرنشان کرد که حزب عدالت و توسعه به رهبری دولتمردانی چون رجب طیب اردوغان و عبدالله گل هم‌اینک در نوع برخورد و اتخاذ مواضع خود، رهیافت عملی و جدی‌تری را در پیش گرفته ‌است که با توجه به الگوی این کشور در تدوین سیاست‌های کلی، از اهمیت قابل ملاحظه‌ای برخوردار است و باید اذعان داشت که چنین مواضعی ریشه در دلایل متعدد دارد.
طبیعی است که علت‌العلل این مواجهه را باید در غرور شکسته ترکیه در فرایند لایحه تصویبی سنای آمریکا نسبت به نسل‌کشی ارامنه این کشور در خلال جنگ جهانی اول دانست. ضمن آنکه این کشور با توجه به نقش قاطعی که در انتقال انرژی از شرق به غرب دارد، خواهان آن است که بتواند بر همه چالش‌های موجود بر سر اهداف خود که تحرک تروریستی پ.ک.ک، یک علت منع‌کننده برای آن است، فایق آید. البته نباید غافل‌ ماند که ترکیه در تحقق اهداف خود در مواجهه با پ.ک.ک نظم جدیدی را تعریف کرده‌ است و محققا اجازه نخواهد داد که پ.ک.ک استراتژی خود را همانند دهه 1980 علیه دستگاه امنیتی و نظام سیاسی این کشور به کار گیرد.
هم‌اینک دستگاه امنیتی ترکیه در قالب یک نظم جدید خواستار آن است که افراد فعال پ.ک.ک و همچنین شرکت‌هایی که این گروه تروریستی را کمک و همراهی نموده‌اند، شناسایی و دستگیر کند. البته اولویت ترکیه در حل بحران مزبور، ترجیحا رویکرد دیپلماسی دارد، چرا که ترکیه نمی‌خواهد با توجه به برنامه‌های خود در عرصه داخلی در عرصه اصلاحات، پتانسیل‌های دفاعی خود را در یک جنگ فرسایشی محتمل به تحلیل برد. لذا سفر رجب طیب اردغان به انگلستان و سفر علی‌باباجان وزیر خارجه اردوغان به عراق، از نشانه‌های رویکردهای دیپلماسی ترکیه در حل بحران مزبور است.
نکته قابل توجه در این میان آن است که مواجهه حزب عدالت و توسعه در برخورد با پ.ک.ک، بازیگران متعددی را به صحنه کشانده‌ است که ناشی از اهمیت موضوع از یک طرف و قابلیت ترکیه در به صحنه کشاندن بازیگران از سوی دیگر است. تردیدی نیست که در این میان بازیگر محوری در ماجرا، کردهای جدایی‌طلب پ.ک.ک هستند که موضوع آن چون زخمی کهنه برای نظام سیاسی این کشور، درد سر ایجاد کرده‌ است. هم‌اینک این گروه جدایی‌طلب بدون مجوز رسمی عراق در خاک این کشور به فعالیت پرداخته‌اند و استراتژی آنان با ماهیت تروریستی علیه دولت فعلی ترکیه به کار گرفته شده‌ است، به گونه‌ای که این گروه شمال عراق را تبدیل به بهشت امنی برای فعالیت‌های خود کرده‌ است.
به لحاظ ماهوی تفاوتی را می‌توان در ماهیت شورش اخیر اکراد قایل شد. به این معنا که اگر اولین شورش کردها در فاصله سال‌های 1924 تا 1926 ماهیت مذهبی داشت، هم اینک جنبش اخیر ماهیتی سکولار داشته و از سوی قاطبه مردم کرد حمایت می‌شود.
برگزاری تظاهرات متعدد در برخی از کشورهای اروپایی در حمایت از جدایی‌طلبان کرد، دلیلی بر این مدعاست. از بازیگران دیگر بحران، دولت کردستان عراق  است که  بنا به حفاظت از تجربه دموکراسی جدید کشور خود، خواهان خروج پ.ک.ک در شمال عراق است. البته این اقدام پ.ک.ک در ورود به شمال عراق برای دولت کردستان، شاید از علقه‌های عقیدتی  ناشی شده‌ باشد که آنها را تحت لوای پان کردیسم و ناسیونالیسم کرد جمع کرده‌ است و محتملا پ.ک.ک به این خاطر به منطقه ورود یافته است. اما مسلم است که این رفتار نتواند مورد طبع رهبران کردستان باشد.
طبیعی است که با توجه به تجربه جدید و نوپای دموکراسی  دولت  بارزانی، منطقی‌ترین رفتاری که می‌تواند از این رهبر دموکرات صادر شود، مسئله جلوگیری از ارتش ترکیه در مهار پ.ک.ک باشد. البته این دولت دموکرات، مجاهدت بی‌بدیلی را در حل بحران مزبور به روش دیپلماتیک از خود نشان داده ‌است و دولت آنکارا را در اقناع این مسئله امیدوار کرده ‌است و حتی بر این عقیده‌ است که هرگونه رهیافت دیپلماسی و مذاکره با رهبران پ.ک.ک به معنای صحه گذاشتن بر تمایلات استقلال‌طلبانه کردها نیست.
از بازیگران دیگر بحران باید از دولت مرکزی عراق نام برد که به هیچ وجه مایل نیست با توجه به مصائب آن در صحنه داخلی وارد فاز جدیدی از بحران شود. البته جهد بلیغی که از طرف هوشیار زیباری و رهبران دیگر مرکز مبنی بر خروج کردهای پ.ک.ک از شمال این کشور انجام یافته‌ است، یاد کردنی و ستودنی است.
زیباری بر این اعتقاد است که تداوم بحران شاید از حاشیه (شمال) به مرکز تسری یابد و عراق را وارد فاز دیگری از بحران کند. به همین خاطر با توجه به تحلیل قوای نظامی دولت عراق، این دولت نیز همچون دولت کردستان خواستار حل مسالمت‌آمیز بحران شده‌ است. اما مسئله آمریکا در بحران مذبور، ماجرای دیگری است، به این معنا که نقش آمریکا در بحران مذبور محوری‌تر از خود پ.ک.ک  نمایان گشته‌ است. تردیدی نیست آنکارا از متحدان اصلی واشنگتن در منطقه است و ترکیه را باید عقبه استراتژیک ناتو در منطقه دانست.
بر این اساس حزب رفاه به رهبری دولتمردان و وزیر خارجه خود بر این اعتقاد است که با توجه به اولویت سیاست خارجی آمریکا و مصائب این کشور در جنگ علیه تروریسم، این کشور کوشش مجدانه‌ای را در مبارزه با این گروه تروریستی انجام خواهد داد، به طوری که این کشور خواستار امحای کامل حیات سیاسی این گروه تروریستی است. اما قراین موجود نشان می‌دهد که تحرک جدید پ.ک.ک در مواجهه با دولت ترکیه از حمایت آمریکا برخوردار باشد، چرا که از همان هنگام تصویب لایحه پارلمان ترکیه در حمله به پ.ک.ک، دولت آمریکا از آنکارا خواسته ‌است که در این باره از خود خویشتن‌داری نشان دهد و حتی به رغم تقاضاهای مکرر آنکارا در دعوت آمریکا به مبارزه و برخورد با پ.ک.ک به منظور مصالحه بحران و تنش، واشنگتن به بهانه آنکه در جبهه و کارزار مرکز (عراق) مشغول است، از مساعدت در صلح و حل بحران امتناع نموده‌ است.
در این میان به نظر می‌رسد که نوع تعامل آمریکا با ترکیه از دلایلی ناشی باشد: اول آن که آمریکا با تقویت پ.ک.ک خواسته ‌است که جوابی را به ترکیه در باب امتناع این کشور در قبول سفارش آمریکا در استفاده از مرزهای شمال در سال 2003، به عراق داده‌باشد و به ترکیه غیرمستقیم وانمود کند که این کشور نمی‌تواند بی‌مدد آمریکا بر مشکلات موجود و مربوط به این کشور و البته در مهار تروریسم در منطقه فایق آید. نشانه‌ها حاکی است که ترکیه در شمال محمل خط لوله‌های نفتی از شرق به غرب است و مسلم است که با توجه به کنترل شمال این کشور از سوی پ.ک.ک، عملیات‌های تخریبی این گروه جدایی‌طلب می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری را به منابع و عایدات ترانزیتی این کشور وارد کند.
دوم آنکه واشنگتن با این استراتژی تلاش می‌کند که ترکیه را غیرمستقیم در مهار تروریسم با خود همراه کند، با این احتمال که آمریکا می‌داند که با ورود ارتش ترکیه در مهار پ.ک.ک به شمال عراق، احتمال سیر گردش این کشور به مرکز زیاد است و محققا سیر گردش او در مرکز با توجه به مناسبات دیپلماتیک و ملیتاریسمی این کشور با آمریکا، متضمن بر آورده‌شدن برخی از اولویت‌های آمریکا در منطقه خواهد شد و در این راستا مسلم است که ترکیه ناخواسته بتواند آمریکا را در جنگ‌های تروریسم  و فرقه‌ای عراق یاری دهد. البته تحقق همه این اولویت‌های آمریکا مشروط به آن است که آمریکا بتواند ترکیه را در مهار پ.ک.ک یاری دهد.
مذاکرات سه‌جانبه ترکیه، عراق و آمریکا با تدبیر کاندولیزا رایس، در این زمینه تمهید یافته‌ است. اما نتیجه پیگیری و تعقیب چنین سیاستی مسلما به سود آمریکا نخواهد بود و در این میان آمریکا را باید بازنده اصلی معامله به حساب آورد، چرا که آمریکا ترکیه را به عنوان یک متحد اصلی در منطقه به جهت اعمال سیاست‌های غیرشفاف از دست خواهد داد، مزید آن که تصویب لایحه نسل‌کشی ارامنه در سنای آمریکا، دامنه مناسبات این دو کشور را در سراشیبی تندی قرار می‌دهد که نشانه‌های افول این روابط هم اینک پیداست. اما نقش سوریه به عنوان بازیگر دیگر منطقه‌ای در بحران اخیر دارای اهمیت اساسی است، به گونه‌ای که حمایت سوریه از  پ.ک.ک همچون گذشته بر ابعاد بین‌المللی مسئله کردها افزوده ‌است.
منابع آگاه پ.ک.ک بر این باورند که سوریه، این گروه قومی در حیات سیاسی ترکیه را در تاسیس پایگاه‌های نظامی در دره بقاع و تهیه گذرنامه و کارت‌شناسایی برای رهبران پ.ک.ک کمک کرده‌است. بنا به عقیده همین منابع، اهداف سوریه در مبادرت به این مساعی، مقابله به مثل با ترکیه بوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات