** برخلاف میل باطنی خودم، برخی از شخصیتهای ملی از جمله آقایان قالیباف، لاریجانی و رضایی از من خواستند تا تجربیاتی که در مجلس ششم و هفتم کسب کردهام را در مجلس هشتم در اختیار مردم شریف تهران قرار دهم. همچنین جمع کثیری از شهروندان تهرانی نیز خواستار این بودند که من از حوزه انتخابیه پایتخت برای ورود به مجلس هشتم نامزد شوم. از سوی دیگر به دلیل برخی مشکلات جسمی از یک سال قبل امکان تردد منظم و هفتگی ـ مانند هفت سال گذشته ـ به حوزه انتخابیه خود را ندارم، با توجه به این موضوع و علیرغم تقاضای مردم بهار و کبودرآهنگ در روز پایانی ثبتنام، نامزدی از تهران را پذیرفتم که در صورت موفقیت از سوی مردم پایتخت و برای پیگیری مسائل مربوط به آنها به مجلس پای خواهم گذاشت.
* موضوع ردصلاحیتها و سه لیست اصلی در اردوگاه اصلاحطلبان و انتشار لیست ائتلاف فراگیر اصولگرایان در کنار لیست جبهه متحد اصولگرایی در حال حاضر از جمله نکات اصلی دو اردوگاه کلان سیاسی کشور است. با توجه به این موارد ارزیابی شما از وضعیت فعلی اصولگرایان و اصلاحطلبان چگونه است؟
** برآیند انتخابهای مردم در انتخابات ریاست جمهوری هشتم و نهم، مجلس ششم و هفتم، شورای دوم و سوم و خبرگان چهارم نشان از تحول گسترده در قالببندیها و ساختارهای فرسوده سیاسی و انتخاباتی گذشته دارد. به عقیده من اصولگرایی به مفهوم عام و فرهنگ سیاسی علیرغم تحولات تشکیلاتی استمرار خواهد یافت. قرار گرفتن اصولگرایی در مرزبندیهای تشکیلاتی و انحصارهای سیاسی بزرگترین جفا و تهدید برای این جریان تاثیرگذار محسوب میشود. اصولگرایی باید به فرهنگ و هنجارهای سیاسی اجتماعی، مدیریتی و بهینهسازی نظام ارتقا یابد، چون تحولات ساختاری در ترکیب اصولگرایان با توجه به مقتضیات نسل جدید و پالایش سازماندهیهای فرسوده و تحولات سیاسی پدیدهای طبیعی است.
حضور چند ائتلاف با نظرات مشترک میان اصولگرایان مجلس هفتم واقعیتی انکارناپذیر است که بر لزوم تجدید ساختار مدیریتی جامع اصولگرایان تاکید دارد. اما باید توجه داشت در متن اصولگرایی جامع و فراگیر اصلاحطلبی نهفته است که میتوان آن را در چارچوب تحول در روشها و نوسازی سیاسی برمبنای اصول مسلم دینی و قانون اساسی و تحکیم پایههای جمهوری اسلامی تعریف کرد. از مصادیق بارز اصلاحات برپایه اصولگرایی میتوان به اصلاحات اقتصادی، نوسازی اجتماعی و عدالت ملی و فراملی برمبنای اصول انقلاب و نظام اشاره کرد. به عقیده من اصول کلی میان اصولگرایان و اصلاحطلبان مشترک است، اما برخی بزرگنماییها و دامن زدن به اختلافهای غیرواقعی میان دو جناح برای کسب قدرت موجبات بروز برخی اختلافها را فراهم آورده است، وگرنه اصولگرایان منطقگرا و اصلاحطلبان ارزشی همگی در خانواده بزرگ انقلاب و درون نظام هستند.
* هماکنون ناتوانی احزاب و برخی جریانهای محفلی و غیررسمی در مدیریت دو اردوگاه اصلی کشور موجب بالا رفتن هزینهها و افت دستاوردهای این دو جناح سیاسی کشور شده است.
** در انتخابات پیشرو اصلاحطلبان با سه فهرست و اصولگرایان احتمالا با دو فهرست محوری وارد میدان خواهند شد و با توجه به این مهم بدون شک تفکر و مشی اصولگرایی در مجلس هشتم استمرار خواهد داشت.
* به عقیده شما چه مسائلی بسترهای لازم را برای تشکیل ائتلاف فراگیر اصولگرایان در موازات جبهه متحد اصولگرایی فراهم آورد؟
** این ائتلاف با مشی فراگیری در حمایت از نامزدهای اصلح و برای رسیدن به شاخصهای مشارکت حداکثری و رقابت عادلانه تشکیل شده است. طبق تجربیات چند دوره انتخابات اخیر ایجاد انحصارهای دوگانه میان اصلاحطلبان و اصولگرایان به مشارکت حداکثری و انتخاب کارآمدترینها آسیب جدی وارد میکند که نتیجه آن پایین آمدن نرخ مشارکت در انتخابات مجلس هفتم مخصوصاً در تهران بود.
ائتلاف فراگیر با توجه به این تجربه برای ایجاد انگیزه و تحرک سیاسی و اجتماعی میان مردم برای گرایش به اصولگرایی حرکتهای اساسی کرده است. به اعتقاد من ائتلافهای انتخاباتی باید برای اقتصاد، جامعه و مسائل ملی و فراملی علاوه بر برنامهریزی نظارتی و قانونگذاری از توانمندترین نامزدها بهره جویند مردم بدون شناخت توانمندیهای تخصصی و تجربیات و ارزشهایی مانند شجاعت، نمیتوانند به ائتلاف رأی اتوبوسی بدهند. لذا در این انتخابات مردم بدون شک به جای رأی اتوبوسی، نامزدهای موردنظر خود را با شناخت دقیق از میان دیگران انتخابات خواهند کرد.
* با توجه به چند لیستی فضای سیاسی کشور رقابت اصلی در انتخابات میان کدام لیستها صورت خواهد پذیرفت؟
** وزن اصلی در رقابتهای انتخاباتی مجلس هشتم مربوط به دو فهرست اصولگرایان و فهرستهای اصلی اصلاحطلبان است. البته لیستهای فرعی در هر دو جریان را نیز نباید نادیده گرفت که به طور حتم در نتایج انتخابات تاثیرگذار است.
* با توجه به نحوه عملکرد و دستاوردهای مجلس هفتم، چه شرایطی لازم است تا در پارلمان هشتم شاهد پیشرفت و ترقی باشیم؟
** به عقیده من آسیبشناسی مجلس هفتم به برنامهریزی صحیح مجلس هشتم کمک اساسی خواهد کرد. فقدان برنامه راهبردی و ضعف مدیریت در به کارگیری ظرفیتها توام با نامتوازن بودن سطح تخصص و تجارب میان نمایندگان و همچنین رویکردهای مسامحهگرا از آسیبها و ضعفهای اساسی مجلس هفتم بودند.
البته این مجلس با وجود ضعفها در توجه به مسائل اصلی مردم و پیگیری نسبی مطالبات معیشتی و جلوگیری از تنشهای مخرب در درون و برون مجلس و همچنین در صیانت از حقوق هستهای و پشتیبانی از دولت نسبت به دورههای قبل عملکرد بهتری داشت. ولی داشتن برنامه راهبردی برای 4 سال و کمرنگ کردن مرزبندیهای جناحی همراه با ارتقای سطح تخصصی و تجربی نمایندگان منتخب و بهینهسازی امور دولت و کشور عواملی هستند که باعث برتری مجلس هشتم بر مجلس هفتم خواهد شد.
* آیا مجلس هفتم توانسته انتظارات مردم و مسئولان را آن طور که باید و شاید برآورده کند؟
** در یک ارزیابی کلی متاسفانه برخلاف قانون اساسی و تاکیدات امام و رهبر انقلاب و انتظارهای مردم هنوز مجلس در راس امور کشور نیست. مجلس باید فقط با تبعیت از رهبر معظم انقلاب و پاسخگویی ملتساز و کار نظارتی و مدیریتی خود را تنظیم کند. کمرنگ شدن استقلال مجلس و اتخاذ مشی انفعالی و کمتوجهی به کارشناسی و فقدان راهبردهای عملی بدون شک به فرصتسوزی در مجلس میانجامد. به اعتقاد من مجلس هشتم با داشتن 4 ویژگی مهم ارزشی بودن، کارآمدی، شجاعت و مردمگرایی ظرفیتهای بهتری برای قانونگذاری و نظارت مفید و دستاوردهای موثر در تقویت دولت و حمایت نظام و انقلاب خواهیم داشت.
حرکت در چارچوب سند چشمانداز و تحقق سیاستهای اصل 44 نیز مواردی دیگری هستند که مجلسنشینان هشتم باید توجه ویژهای به آن داشته باشند تا این موارد مهم بر توسعه اقتصادی و نوسازی اجتماعی در داخل کشور و گسترش مناسبات بینالملل تاثیرگذار باشد با این تفاسیر مجلس هشتم، مجلس سرنوشت ملت در اقتصاد، جامعه و سیاست خواهد بود.
* در روزهای گذشته شاهد 2 اتفاق تاثیرگذار در پرونده هستهای ایران بودیم، نخست گزارش محمد البرادعی مدیرکل آژانس انرژی اتمی که خبر از حل و فصل 6 مساله باقیمانده در پرونده هستهای داشت از سوی دیگر نیز آمریکا و متحدانش سومین قطعنامه تحریمی علیه فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران را تصویب کردند، با توجه به این شرایط فعالیت و تصمیمهای مجلس هفتم در سیاست خارجی را چگونه ارزیابی میکنید و به عقیده شما مجلس آینده باید چه عملکردی در اینباره داشته باشد؟
** علیرغم نقش سازنده و اثربخش مجلس هفتم در حوزه سیاست خارجی و در 3 سال نخست، مخصوصاً برای صیانت از حقوق هستهای، در سالهای پایانی شاهد عملکرد کمرنگ مجلس در این موضوعات بودیم. به حاشیه رفتن مجلس و کمرنگ شدن دیپلماسی پارلمانی از پدیدههای تلخ در حوزه سیاست خارجی به شمار میآید. دیپلماسی پارلمانی در ایران به جز در برخی مقاطع وضعیت مطلوبی نداشت. سایه دولت بر مجلس در دیپلماسی پارلمانی نیز واقعیتی تلخ و نامتناسب با منافع ملی محسوب میشود.
مجلس هشتم باید با پیگیری مسائل هستهای ضمن ایستادگی منطقی و پرهیز از ماجراجویی، دیپلماسی عقلانی و فعال را در دستور کار خود قرار دهد. چون پذیرفته شدن ایران در گروه دارندگان چرخه سوخت هستهای صلحآمیز با وجود برخی مخالفتهای بینالمللی به هنر دیپلماسی از یک سو و تحولات فراملی از سوی دیگر بستگی دارد. به عقیده من تصمیمهای منفی علیه فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران همچون تصویب قطعنامه سوم لزوم کارآمدتر کردن دیپلماسی هستهای را یادآوری میکنند.
* حضور نام رضا طلایینیک در 2 لیست ائتلاف فراگیر اصولگرایان و لیست اعتماد ملی مایه تعجب بسیاری شد درباره چگونگی و چرایی این حضور بیشتر توضیح دهید؟
** به اعتقاد من، پرداخت هزینههای فراجناحیبودن در مجالس ششم و هفتم و حفظ اصولگرایی به مفهوم غیرجناحی آن، موجب تمایل طیفهای اصولگرا و اصلاحطلب به حمایت از من شده است که از آن میتوان به تشکیل فراکسیون وفاق و کارآمدی در مجلس هفتم اشاره کرد. اما با قرارگرفتن نام من در گروههای گوناگون مانند لیست اعتماد ملی، آن هم بدون درخواست از سوی من، به اندیشهها و اعتقادات اصولگرایانه با مشی عقلانی من آسیب نخواهد زد.
* با توجه به توضیحات شما، پس باید رضا طلایینیک را یک اصولگرا دانست؟
** من صرفنظر از حمایت هر حزب و گروه، در اصولگرا بودنم به مفهوم عمیق و جامع تردید ندارم.
* با توجه به اینکه حوزه انتخابیه خود را از بهار و کبودرآهنگ به تهران تغییر دادهاید، چه نگاهی به پایتخت دارید و مجلس هشتم چه الزاماتی را درباره این کلانشهر باید مدنظر قرار دهد؟
** تهران با وجود جاذبههای ظاهری، با مشکلات و معضلات گستردهای مواجه است. علیرغم تغییرات نسبی و آغاز رویکردهای نوین برای ساماندهی معضلات تهران، مشارکت مردمی و به خصوص حمایت دولت و ایفای نقش مجلس برای حل مشکلات پایتخت کمرنگ شده است. مجلس باید از طریق قانونگذاری و نظارت بر حمایت عملی دولت، در بهبود زندگی مردم در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تاثیرگذار باشد. باید توجه داشت تهران علاوه بر شهر زندگی برای میلیونها شهروند و مرکز سیاسی بودن، پایتخت اقتصادی، دانشگاهی، فرهنگی و اجتماعی کشور نیز محسوب میشود و غفلت از نوسازی ساختارها و هنجارها در این شهر، در پیشبرد توسعه ملی و موقعیت بینالمللی کشور تاثیر منفی خواهد داشت.
کمتوجهی دولتها از پیش از انقلاب اسلامی تاکنون به تهران، این کلانشهر را با 10 چالش اصلی مواجه کرده است. تهران با کمتوجهی مجلس و دولت در ادوار گذشته در زمینههای ترافیک، آلودگی هوا، نارسایی حملونقل، خدمات نامتوازن، هزینه خانوار، نابسامانی مسکن، ضعف فضای سبز، آلودگی صوتی، هزینه فرصتها و مدیریت موازی با مشکلات جدی مواجه است. لذا با وجود 30 کرسی نمایندگی برای این شهر در مجلس علاوه بر کارکردهای عملی، باید به سازماندهی معضلات پایتخت و رضایتمندی شهروندان در قالب همکاری جمعی اهتمام و پاسخگویی ایجاد شود.