هنوز از کم و کیف توافق صورت گرفته اطلاع چندانی در دست نیست و تعیین جزییات آن، از جمله حجم نیروهای اشغالگر آمریکایی، به تاریخ 31 ژوئیه 2008 موکول شده است.
طبق اعلام کاخ سفید، هدف از این توافق نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک چنین عنوان شده است: «حمایت از دولت عراق برای مشارکت در پیکار بینالمللی علیه تروریسم از طریق مبارزه با سازمانهای تروریستی از قبیل القاعده، وابستگان آن، سایر گروههای تروریستی و تمامی گروههای قانونشکن دیگر همچون بقایای جنایتکار رژیم سابق و نیز دادن تضمینهای امنیتی به دولت عراق برای جلوگیری از تجاوز خارجی و تأمین یکپارچگی عراق.»
عراق نیز در مقابل خود را به ایجاد یک «رابطه پایدار و بلندمدت» با آمریکا و «جذب سرمایههای خارجی به عراق» متعهد کرده است. تحلیلگران معتقدند این تعهد به سهم شرکتهای آمریکایی در بازسازی این کشور جنگزده و به ویژه صنایع عظیم نفت آن که به شدت دچار آسیب شده اشاره دارد.
در این اعلامیه دوجانبه برای خروج سربازان آمریکایی از عراق جدول زمانی تعیین نشده، از این رو تحلیلگران توافق مزبور را اقدامی در جهت دائمی کردن اشغال عراق که هماینک قریب به 5 سال از آن میگذرد ارزیابی کردهاند، به ویژه آنکه ارتش آمریکا هم اکنون دهها پایگاه نظامی در سرتاسر خاک این کشور احداث کرده است.
به گفته منابع موثق عراقی پایگاههای نظامی ساخته شده یا در دست احداث آمریکا گنجایش حدود 100 هزار سرباز آمریکایی را در صورت تصمیم فرماندهی آمریکا به حفظ این تعداد نیرو در عراق داراست. به گفته این منابع دور تا دور این پایگاهها که عمدتا توسعه یافته پایگاههای ارتش سابق عراق هستند با زمینهای وسیع احاطه شده و همه آنها به سلاحهای سنگین و ادوات الکترونیکی کنترل از راه دور مجهزند. کارکرد اصلی این پایگاهها سرکوب مخالفان داخلی دولت عراق خواهد بود، اما قدرت هوایی و نیروهای ویژه مستقر در این پایگاهها از توانمندی اعزام سریع به نقاطی در خارج خاک عراق نیز برخوردار خواهند بود.
روزنامه واشنگتنپست در تاریخ 22 می 2005 در گزارشی نوشت: 4 پایگاه عمده به منظور تارک و تجهیز و فراهم کردن تحرک نیروها در اطراف فرودگاههای نظامی موجود احداث میشود. در این گزارش اسامی این 4 پایگاه به ترتیب تلیل در جنوب، الاسد در منطقه بیابانی غرب، بلد در شمال بغداد و اربیل در منطقه کردنشین شمال ذکر شده است. در گزارش مذکور آمده است که پایگاه الاسد گنجایش حدود 17 هزار سرباز و کارگر را دارد و با وجود برگر کینگ و پیزتا هات و بنگاههای خرید و فروش اتومبیل و علایم راهنمایی و رانندگی و مقررات ترافیکی و جوانان دوچرخهسواری که همه جا دیده میشوند دست کمی از یک شهر پر هیاهوی آمریکایی ندارد.
کاخ سفید منکر تصمیم آمریکا برای دائمی کردن حضور نظامی خود در عراق است. دینا پرینو، سخنگوی کاخ سفید، در پی اعلام خبر این توافق دوجانبه گفت: «ما به دنبال ایجاد پایگاههای دائم در عراق نیستیم.» ولی ژنرال داگلاس لیوت، مشاور بوش در امور عراق و افغانستان، گفت: این مسئله بخشی از مذاکرات آمریکا و عراق برای تصمیمگیری در مورد روابط آینده 2 کشور خواهد بود. وی اخیرا در کنفرانسی خبری به خبرنگاران گفت: «این موضوع یکی دیگر از ابعاد حمایت مستمر آمریکا از دولت عراق است و مسلما یکی از موضوعات اصلی مذاکره در سال آینده خواهد بود.»
اما مسئولان عراقی میگویند دولت عراق و دولت آمریکا و مقامات آمریکایی در خصوص حضور بلندمدت آمریکا در عراق که ممکن است شامل حضور حدود 50 الی 70 هزار سرباز در سرتاسر آن کشور طی سالهای آینده باشد به تفاهم رسیدهاند. یک مسئول عراقی که نخواست نامش فاش شود گفت: «در دولت عراق که تحت کنترل شیعیان و کردهاست نوعی اتفاقنظر وجود دارد که حضور بلندمدت آمریکا به نفع عراق است.»
با این حال مشخص نیست که در صورت حصول توافق بر سر این مسئله، واکنش گروههای سیاسی عمده عراق به چنین حضور بلندمدتی چگونه خواهد بود. طبق قانون اساسی فعلی عراق معاهدات و قراردادهای بینالمللی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان پارلمان عراق برسد.
تاکنون گروههای عمده سنی ـ به ویژه جبهه عراق ـ و جنبش شیعه صدر مخالفت خود را با تفاهم مالکی و بوش اعلام کردهاند. هر دوی این گروهها از قدرت جلب حمایت کافی در میان اعضای پارلمان برای ممانعت از تصویب هرگونه قرارداد نهایی بین آمریکا و عراق برخوردارند. آنها همچنین میتوانند به این بهانه افکار عمومی ناراضی را علیه دولت و اشغالگران آمریکایی بسیج کنند. نیروهای کرد مورد حمایت آمریکا همچون حزبالدعوه المالکی احتمالا از چنین توافقی استقبال خواهند کرد. اما باید منتظر شد و دید که آیا مهمترین گروه شیعه طرفدار ایران، مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، نیز از حضور گسترده آمریکا پشتیبانی خواهد کرد یا خیر. عبدالعزیز حکیم، رهبر این گروه، ماه گذشته برای گفتوگو درباره این طرح با جرج بوش به واشنگتن رفت.
از این گذشته، دولت بوش یا جانشین او باید کنگره آمریکا را به تصویب چنین توافقی متقاعد سازند. قانون اختصاص بودجه دفاعی ـ که در اواسط نوامبر به امضای بوش رسید ـ که در اواسط نوامبر به امضای بوش رسید ـ دولت را از ایجاد پایگاههای دائمی یا کنترل نفت عراق باز میدارد. قانون اختیارات دفاعی مصوب سال 2008 نیز که به تصویب مجلس سنا رسیده و انتظار میرود که طی چند هفته آینده به دست رئیسجمهور برسد در محدودیتهای مشابهی تاکید دارد.
با همه اینها و به خصوص با توجه به نگرانیهای موجود در مورد ایران بعید نیست دولت آمریکا بتواند کنگره را متقاعد سازد که حضور نظامی بلندمدت آمریکا به سود منافع راهبردی این کشور در منطقه خلیج فارس است.
همچنین ممکن است استدلال کند که «توافق» مزبور به لحاظ حقوقی شکل معاهده ندارد و در نتیجه مشمول نظارت کنگره نمیشود. همه چیز به زبان به کار رفته بستگی دارد. ممکن است در توافق هیچ اشارهای به سربازان یا پایگاهها نشود و «رابطه جدید» به صورت همکاری بین 2 کشور کاملا مستقل دارای منافع مشترک جلوه داده شود.
پیش از این نیز از این قبیل توافقهای همکاری امضا شده است. در سال 1991 ارتش آمریکا از فیلیپین اخراج شد، ولی با احداث پایگاههایی برای آن کشور موجبات حضور نامحدود خود را در آنجا فراهم کرد. پایگاههای موجود در عربستان سعودی و کشورهای خلیج فارس نیز به ظاهر تحت کنترل دولتهای این کشورها قرار داردند ولی در عمل توسط آمریکا اداره میشوند. با توجه به سوءظن شدید بسیاری از اعراب نسبت به اهداف آمریکا در عراق قطعا آنها پایگاههای نظامی آمریکا را کوششی در جهت دائمی کردن اشغال آن کشور تعبیر خواهند کرد. بدیهی است حلقه پایگاهای نظامی آمریکا در سرتاسر منطهق در چارچوب راهبرد آمریکا برای حمایت از اسرائیل و سلطه بر منابع انرژی منطقه به عنوان بهترین راه مهار رقبای اقتصادی اصلی آمریکا، یعنی اتحادیه اروپا و چین، معنا پیدا میکند.