در سال جاری همچنان شاهد گسترش و عمومیت یافتن دامنه سرگرمیهای ویژه افراد بالغ- و یا پورنوگرافی- در فرهنگ آمریکا بودیم.
علیرغم اینکه گفته میشود حق دارا بودن آزادیهای عمومی در زمینه ارائه مطالب جنسی، در قوانین ایالات متحده به رسمیت شناخته شده است، اما هنوز هم گروهی از اقلیت جامعه ما به دنبال متوقف نمودن روند این گسترش روزافزون میباشند.
مطمئنا میتوان موفقیت تجاری کتاب پرفروش ستاره فیلمهای سکس امریکا
"جیناجیمسون" را که چندی پیش با عنوان "چگونه همچون ستارههای فیلمهای سکسی ،عشقورزی نماییم؟ " انتشار یافت،نشانی از گسترش این محصولات دانست. این کتاب که حاوی خاطرات و یادداشتهای معروفترین بازیگر زن فیلمهای پورنوگرافی دنیا به شمار میرود چنان رکوردهای فروش بازار را تغییر داد که بسیاری از خریداران آن مجبور شدند که برای مدتی بیش از 5/2 ساعت در صفهای پشت در یکی از کتابفروشیهای سانفرانسیسکو، منتظر بمانند.
بر اساس آمار نشریه هفتگی ناشران ایالات متحده این کتاب تاکنون 3 بار تجدید چاپ شده و شمارگانی بیش از صد هزار نسخه از آن به فروش رفته است. به علاوه ما شاهد ازدیاد بی سابقه شعب عرضه محصولات انتشارات "لاری فلنیت" در سراسر کشورمان هستیم که در این مراکز میتوانید به آخرین نسخههای فیلمهای پورنوگرافی بازار، دست یابید.
گسترش و موفقیت تجاری صنعت چند میلیارد دلاری سرگرمیهای افراد بالغ، در حالی روی میدهد که ما در همه جا با این محصولات تحریکآمیز و بخصوص در شبکه اینترنت رو به رو هستیم.
مخالفان این صنعت نیز بیکار ننشسته و با ارسال نامه به کنگره اعلام نمودهاند که دامنه مفاهیم سکسی این فیلمها، مطمئنا به اتاقهای خواب مردم محدود نخواهد ماند.
ماه گذشته کمیته تجارت، ارتباطات و حمل و نقل سنای امریکا همایشی را با عنوان "جنبههای علمی اعتیاد به پورنوگرافی" برپا نمود تا با نظرات کارشناسان، آشنا گردد. در این برنامه که چهارده دکترای مرتبط با این مباحث نیز حضور داشتند، در مورد اثرات مخرب روحی مشاهده فیلمهای مستهجن و سکسی، مطالب مختلفی بیان گردید. البته در این برنامه، از هیچ یک از فعالان این صنعت، دعوت به عمل نیامده بود. امروزه این کشمکش به نبرد دانش و گفتار انجامیده و علیرغم حملات فراوان نسبت به غیرعلمی بودن قانون اساسی آمریکا، اما همچنان ما شاهد نظرات مخالفی نیز هستیم.
به عنوان مثال " مریآنلایدن" مدیر برنامه آسیبشناسی روانبیماران مبتلا به انحرافات جنسی در دانشگاه پنسیلوانیا ،اعلام نمود که پورنوگرافی یک صنعت زهرآگین بوده و میتواند به بدآموزیهای مختلف جنسی نیز در میان افراد جامعه منجر گردید، او ضمن مقایسه فیلمها و تصاویر پورنوگرافی با کوکایین اعلام نمود که "امروزه مساله برانگیزترین و نگرانکنندهترین امر در حوزه سلامت روانی افراد از دیدگاه من همین مساله است.
امروزه شواهد علمی مختلفی در مورد تاثیرات زیانبار مشاهده این فیلمها و تصاویر شهوانی ارایه گردیده است. همچنین در قانون اساسی آمریکا نیز، این موارد از حوزه آزادی بیان استثناء شدهاند، در واقع "جودیتریزمن" در "جامعه والدین مراقبتگر کالیفرنیا" CPPA معتقد است که این تصاویر مستهجن را حتی نمیتوان گفتار نامید.
وی میگوید: "پیشرفتهای اخیر صورت گرفته در زمینه دانش عصبشناسی، نشان میدهد که تاثیرات ناشی از مشاهده کتب، و نشریات و فیلمهای مستهجن، آنی و غیراختیاری بوده و برای مدتی طولانی نیز این آثار باقی خواهند ماند."
البته در سالهای اخیر تلاشهایی در جهت مبارزه با پورنوگرافی در منطقه واشنگتن انجام گرفته است ،حتی زمزمههایی نیز در این خصوص در میان نمایندگان مجلس سنای آمریکا شنیده میشود اما در حالی که دولت به تعداد محدودی از افراد اجازه میدهد که به دلیل آزادیهای موجود، دست به هر اقدامی بزنند آیا نباید در این خصوص بیشتر تامل نمود؟
اتفاقات اخیر در کمیسیونهای فدرال ارتباطات FCC هم نشان از پیدایش حوادث جدیدی دارد، چرا که آنان تصمیم گرفتهاند در صورت بروز تخلف با تعیین جریمه و ارایه هشدار و یا اعمال محدودیتهایی دست به مقابله بزنند آیا این تغییرات نشانگر این حقیقت نیست که امریکای امروز، با انبوهی از مفاهیم سکسی و زبانی هرزه در رادیو و تلویزیونش روبروست؟
در سال گذشته کمیسیون فدرال ارتباطات، این خواست عمومی را مطرح نمود که فضای رسانههای ما نیازمند پاکسازی است، به علاوه موج جدید نگرانیهای عمومی در مورد آنچه در منازل شهروندان پخش میگردد نیز از سوی اعضای این کمیسیون پیگیری شد، چرا که حجم شکایتهای سالانه از برنامههای رسانههای جمعی، از 350 شکایت در سال 2001 میلادی به 240 هزار مورد در سال 2003 میلادی افزایش یافته است.
اینک و با توجه به "قانون آزادی اطلاعات" شاهد موج گستردهای از اعلام نارضایتی در قبال مفاهیم و تصاویر و فیلمهای مستهجن موجود در رادیو و تلویزیون و نشریات و سرانجام شبکه جهانی اینترنت هستیم.
والدین،کارشناسان، گروههای غیردولتی و سایر گروههای مستقل، از مخالفان اصلی این شرایط هستند.
این گروهها خواهان برنامههای تلویزیونی خانواده محور و مثبت در صنعت سرگرمی امریکای امروز هستند و از همه امکانات خود در این جهت بهرهمیگیرند. در مجموع باید پیام همه این اقدامات را در یک جمله خلاصه نمود: ما نیازمند آن هستیم که امریکا را از دست خودش نجات دهیم.
اما آیا رسانههای مطرح امریکا نیز از این محدودیتها، استقبال خواهند نمود؟ جامعه تجاری ما که چنین نمیاندیشد، چرا که به عنوان مثال، یکی از شبکههای رادیویی اعلام نموده است که شنوندگانش از برنامههایی با مضمون سکس، استقبال نموده و شکایتی نیز در این زمینه مطرح نمیکنند.
البته اگر چه بخش خصوصی همواره به دنبال منافع مالی خویش است اما جامعه آمریکا باید این سوال را مطرح کند که چه مقدار پول دولت فدرال باید در جهت برپایی جلسات مشورتی کنگره و یا تثبیت جایگاه اقلیتی سازمان یافته که معتقد است صلاح کشور را به درستی میداند هزینه شود؟