تاریخ انتشار : ۳۰ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۶۰۷۱۸

وارثان بوتو در صدر حاکمیت


س.حیدر‌پور
انتخابات ۱۸ فوریه پاکستان تکلیف نزاع بزرگ جناح‌هاى قدرت در این کشور را روشن نکرد. همه طرف‌هاى بین‌المللى که در پس این انتخابات به دنبال حل معماى ثبات یا یکپارچگى پاکستان بودند ابهام و تردیدشان پس از انتخابات افزونتر شد زیرا همه امیدها به این بود که دولت برآمده از انتخابات با ایجاد یک کمربند ائتلافى خواهد توانست اقتدار تضعیف شده دولت مرکزى را احیا کند اما اکنون همین دولت موعود، پس از انتخابات خود به کانون نزاع تبدیل شده است.
بنابراین اکنون در فرداى انتخابات نه تنها تئورى نخبگان نظامى ـ سیاسى پاکستان براى ترمیم شکاف‌هاى داخلى بر زمین مانده بلکه تاکتیک‌هایى هم که قدرت‌ها و بازیگران خارجى بویژه آمریکا براى آینده این کشور در سر مى‌پروراندند معلق مانده است. دست کم در ظرف این دو هفته‌اى که از اعلام نتایج انتخابات گذشته هیچ چشم‌اندازى از امید و تفاهم میان دو جناح دولت و اپوزیسیون به چشم نمى‌خورد که حتى موضع‌گیرى‌هاى دو طرف اوضاع را بدتر کرده است. کانون مشکلات این جاست که حزب حاکم یعنى حزب مسلم لیگ شاخه قائد اعظم با این شکست به جایگاه اقلیت تنزل کرده است و در مقابل، اپوزیسیون یعنى احزاب مردم و حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف به مرتبه اکثریت صعود پیدا کرده‌اند. مفهوم این نتیجه آن است که توازن قدرت به ضرر جریانى به هم خورده است که از ۱۱ سپتامبر تاکنون به عنوان متحد آمریکا شریان سیاسى پاکستان را در دست دارد.
اما در این دو هفته دو اتفاق نگران‌کننده دیگر نیز رخ داد که افق‌هاى سیاسى فرداى پاکستان را تیره‌تر ساخته؛ حادثه اول توسل مشرف به یک تاکتیک قدیمى به نام گشودن پرونده فساد مالى چهره‌هاى حریف است که در این راستا او به سراغ سوابق مالى لیدر جدید حزب مردم و همسر بوتو یعنى آصف زردارى رفته است که این حادثه در صورت تداوم مى‌تواند همه پل‌هاى پشت سر ژنرال را که همانا توافقات او با رهبر فقید این حزب (بى‌نظیر بوتو) بود تخریب کند و اتفاق دوم در واکنش جورج بوش نمایان شد که با لحنى مداخله‌جویانه بى‌آن که از پیروزى احزاب دموکرات این کشور استقبال کند به حمایتى نابهنگام از مشرف دست زد.
واضح است که صدور چنین پیام شتابزده به اسلام‌آباد آن هم از سوى کاخ سفید که در نظر بسیارى از پاکستانى‌ها شریک اصلى در شکست مشرف است و نام دومین بازنده پس از حزب مسلم لیگ شاخه قائد اعظم گرفته است چه عوارض پرمخاطره‌اى مى‌تواند در پى داشته باشد. لذا انتظار مى‌رود که سیاست جدید بوش در قبال نتیجه انتخابات پاکستان که بیشتر به یک قمار سیاسى و شرط‌بندى شبیه است با نقدهاى سنگین نخبگان داخل آمریکا روبه‌رو شود.

اما از این کنش و واکنش‌ها که تا حدى در فرداى انتخابات طبیعى است، بگذریم، این سؤال جدى مطرح مى‌شود که آیا براستى روابط مثلث؛ مشرف، اپوزیسیون حاکم بر پارلمان و آمریکا به همین صورت مبهم و معما گونه باقى خواهد ماند؟ یا آنکه در روزهاى آینده شاهد شروع دور تازه‌اى از تحرکات طرفین بازنده و برنده براى تفاهم و سازش خواهیم شد؟ و اگر امور در مسیر سازش پیش رفت چه کسى گام اول را برخواهد داشت؟
لازمه پاسخ به این پرسش‌ها رفتارشناسى و تأمل در قواعد بازى هر یک از بازیگران داخل و خارج پاکستان است.
آنچه به پرویز مشرف برمى‌گردد، او از ابتدا در چهره یک نظامى مصالحه‌جو ظاهر شده است. تجربه هشت سال زمامدارى او نیز گویاى این واقعیت است که ژنرال با همه طرف‌ها و جناح‌هاى قدرت پاکستان از تندروهاى «مجلس متحده عمل» تا دموکرات‌هاى تحت رهبرى شخص بوتو لااقل یک بار پیمان همکارى بسته است. همین خصیصه او را واداشت که در مصاحبه‌ها و اظهارات خویش پس از پیروزى احزاب مخالف در گزینه استعفا از ریاست جمهورى پاکستان تردید کند و از ماندن در رهبرى دولت پاکستان سخن گوید.
ژنرال در اندیشه سیاسى خود همواره حمایت یک حزب یا ائتلاف حزبى را از لوازم تداوم حاکمیت خویش دیده است. بر همین اساس نیز او ۶ سال دست اتحاد به شاخه نوپاى مسلم لیگ قائد اعظم داد. او این عقیده‌اش را به صراحت در کتابش با نام «خط آتش» مى‌نویسد: «من به یک حزب سیاسى نیاز داشتم تا اهدافم را مورد حمایت قرار دهد. گزینه ایجاد یک حزب جدید را پیش‌رو داشتم، اما تصمیم گرفتم ـ احساسات سربازى من در این تصمیم نقش زیادى داشت ـ که حزب مسلم لیگ پاکستان حزب قائد اعظم محمدعلى جناح را که مبارزاتش به آزادى و ایجاد کشور مستقل ما انجامید، احیا کنم.» اما اکنون سؤال این است که آیا این بار که حزب متحد مشرف در انتخابات (مسلم لیگ قائد اعظم) شکست خورد او خلأ این جریان را چگونه پر خواهد کرد.
حزب مسلم لیگ قائد اعظم که در این هفت سال نیروى بلامنازع صحنه سیاسى پاکستان بود و بسیارى از نخبگان و تکنوکرات‌ها را در اردوى خویش جاى داده بود اکنون پس از شکست در انتخابات در آستانه انحلال قرار گرفته است. اغلب مدیران و چهره‌هاى نام‌آشناى این حزب حتى در حوزه انتخابیه خویش نیز به نامزدان حریف باخته‌اند. شوکت عزیز اقتصاددان و معمار سیاسى این حزب در فرداى انتخابات عرصه سیاست را ترک گفته است.

بنابراین مشرف را چاره‌اى نمى‌ماند جز این که از میان یکى از دو حزب پیروز یعنى حزب مردم و حزب مسلم لیگ شاخه نواز یارگیرى کند.
در میان این دو حزب، رهبرى مسلم لیگ یعنى نواز شریف موضع به شدت رادیکالى مقابل مشرف گرفته است. نواز شریف غیر از نطق‌هاى کلافه‌کننده‌اش علیه مشرف که حتى با اعلام این که او دموکراسى را در پاکستان ترور کرده و استقلال قواى قضایى کشور را لگدمال نموده است براى وارد کردن سرسخت‌ترین مخالفان مشرف به داخل قدرت خیز برداشته است. تلاش او براى بازگشت قاضى برکنار شده و رئیس مخلوع دادگاه عالى پاکستان، افتخار چودرى محمد مفهومى جز این ندارد که یک ضلع جناح پیروز انتخابات به چیزى جز بیرون راندن مشرف از عرصه اقتدار در رهبرى دولت پاکستان و پائین آوردن او از مسند ریاست جمهورى نمى‌اندیشد.
با این حال به نظر مى‌آید که حزب مردم با منشى آرام‌تر مبارزه خویش براى تقسیم قدرت را پیش مى‌برد. اظهارات یک عضو ارشد این حزب که امکان خلع مشرف از قدرت فراهم نیست مى‌تواند یکى از این علائم مصالحه‌جویانه وارثان بى‌نظیر بوتو باشد که در آخرین روزهاى حیاتش، جنجالى‌ترین توافق همکارى با ژنرال را امضا کرد. برخلاف تصور برخى که گمان مى‌کنند که مشرف این مرحله از چالش‌ها را نیز با حمایت همسنگران سابق خویش در ارتش پشت‌سر خواهد گذاشت اما عملکرد ژنرال اشفاق کیانى در بحبوحه انتخابات نشان داد که فرماندهى جدید ارتش على‌رغم آن که گفته مى‌شد که کیانى از دوستان نزدیک مشرف است تدبیر دورنگه داشتن این نهاد قدرت از نزاع‌هاى سیاسى را با قوت پیش مى‌برد.
اما نکته‌اى که در تحلیل نهایى روند سیاسى آینده پاکستان باید لحاظ کرد این است که هرگونه تصمیمى در باشگاه احزاب پیروز انتخابات براى تقسیم قدرت آینده با مشارکت و مشورت بازیگران خارجى و قطب‌هاى حامى آنها به منصه ظهور خواهد رسید. در میان طرف‌هاى خارجى نقش سه کشور آمریکا، عربستان و انگلیس از سوى مثلث مشرف، خانواده بوتو و نواز شریف رسمیت یافته است. در این تردیدى نیست که مسلم لیگ شاخه نواز بازگشت خویش از دوران انزوا و تبعید را مدیون پیشدستى سعودى‌ها مى‌داند که در پیمان رسمى با مشرف مجوز حضور او در انتخابات را اخذ کردند.
وارثان بوتو نیز از مرحله کشف حقایق ترور وى تا به امروز که دبیر جوان حزب، بیلاول بوتو در آکسفورد به تحصیل اشتغال دارد هماهنگ با لندن پیش مى‌روند. اما مناسبات طرف آمریکایى با داخل پاکستان قدرى پیچیده‌تر است، با آن که بوش در فرداى انتخابات به یارى مشرف شتافته است و در محافل عمومى نیز ژنرال را دوست امین خویش شناسانده است اما در محافل دیپلماسى و رسانه‌اى و بویژه کنگره آمریکا جدل جدى بر سر این سیاست بوش جریان دارد بر همین اساس اکیپ سناتورهاى پرنفوذ آمریکا مانند جوزف بایدن روز انتخابات در پاکستان حاضر شدند تا در ارزیابى دقیق از اوضاع سیاست آینده واشنگتن را رقم بزنند و اکنون که نتیجه انتخابات حکایت از تضعیف پایگاه اجتماعى مشرف دارد مذاکره با رهبران احزاب مخالف را آغاز کرد‌ه‌اند. همزمان برخى تحلیلگران مؤثر روزنامه‌هاى آمریکایى به دولتمردان توصیه مى‌کنند تا در مورد جانشین مشرف فکر کنند.

بى‌گمان آنچه کاخ سفید را در حفظ مشرف مصمم کرده ضعف‌هاى عمیق دو حزب پیروز در ارائه یک استراتژى جدى براى حل مسئله اصلى آمریکا یعنى شورش طالبان در افغانستان و دنباله‌هاى آن در مناطق قبیله‌اى پاکستان است. پس مى‌توان از بیانیه دوشنبه کاخ سفید چنین برداشت کرد که دولتمردان آمریکا در شرایط فعلى آلترناتیوى براى مشرف نمى‌بینند و ژنرال دست کم تا زمان حضور بوش با خاطرى آسوده به ماندن در کاخ ریاست جمهورى امید بسته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات