محدثه آقایی
پس از گذشت سالها از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی و نابهسامانیهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در روسیه این کشور همچنان خواستار جایگاه ویژه برای خود در صحنه بینالمللی است و برای تحقق آن، نخبگان سیاسی در روسیه درصدد تعریف و تبیین مشخص از هویت و منافع ملی روسیه پس از سالها سردرگمی و ابهام استراتژیک هستند. این گرایش به ویژه از زمان ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین بیشتر شده است. هدف پوتین تبدیل روسیه به یک کشور قدرتمند و توانا و دارای قدرت تاثیرگذاری در صحنه بینالمللی است. این همان چیزی است که «برژینسکی» سیاستمدار سابق و استراتژیست معروف آمریکایی از آن به عنوان «ذهنیت نئوامپریالیست نخبگان سیاسی روسیه» یاد میکند.
از نظر او، پوتین هدف اساسی خود را شناخته است و این هدف اصلاحات دموکراتیک نیست بلکه احیای روسیه قدرتمند است. هر چند که روسیه با این هدف فاصله زیادی دارد اما اقدامات اخیر مسکو در عرصه سیاست خارجی تلاشی است برای احیای روسیه قدرتمند. روسها برای کسب مجدد جایگاه سابقشان، از ابزار گوناگون بهره میگیرند که یکی از آنها منابع انرژی کشورشان است. با توجه به اینکه دغدغه جدی جهان در سالهای آینده دسترسی آنان و مطلوب به انرژی است و از سوی دیگر دستیابی به اهداف و منافع ملی با بهرهگیری از ابزار نظامی چندان در دستور کار دولتها نیست، منابع انرژی از اهمیت فوقالعادهای برخوردار شده است. تشدید دوباره بحران کاری میان بلاروس و روسیه پس از آرامش نسبی در چند ماه اخیر این شائبه را تقویت کرده است که روسیه خواهان استفاده از منابع انرژیاش به عنوان یک سلاح سیاسی در عرصه سیاست خارجی خود است.
در روزهای گذشته شرکت گازپروم روسیه که مهمترین شرکت تامینکننده گاز کشورهای مستقل مشترکالمنافع و اروپا بهشمار میرود به دلیل پرداخت نشدن پول وعده داده شد از سوی بلاروس در برابر گاز دریافتی از این کشور اعلام کرد، عرضه گاز به این جمهوری را 45 درصد کاهش خواهد داد و آن را برابر با میزان پرداخت واقعی خواهد ساخت. انتشار این خبر و آغاز دوباره بحران در روابط بلاروس و روسیه موجی از نگرانی را نه تنها میان کشورهای اروپایی بلکه در آمریکا نیز به وجود آورد؛ به طوری که وزارت امور خارجه آمریکا خواستار به مخاصره نینداختن صدور گاز از روسیه به بلاروس شد و اعلام کرد آمریکا مخالف صلاحدیدهای سیاسی در زمینه انرژی است. «تام کیسی» سخنگوی وزیر امور خارجه آمریکا، گفت: ما نمیخواهیم که مبالغ انرژی و یا دیگر صادرات حیاتی نه از دیدگاه اقتصادی بلکه از نظر سیاسی به مخاطره افتد.
این در حالی است که پیش از آغاز دوباره بحران در روابط روسیه و بلاروس بر سر موضوع انرژی «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا در آستانه سفر قبلیاش به مسکو گفته بود آمریکا با اروپا، روسیه را تحت فشار میگذارد تا از منابع عظیم انرژی خود به عنوان یک سلاح سیاسی استفاده نکند. هر چند شرکت گاز بلاروس با پرداخت بخشی از بدهی روسیه به بحران گازی روسیه و بلاروس به صورت موقت خاتمه داد اما تکرار حوادث مشابه در چند سال گذشته، نگرانیهای گستردهای را در این زمینه به دنبال داشته است.
دلایل متعددی را برای رفتار روسیه میتوان برشمرد از جمله اینکه روسیه درصدد است در چارچوب کسب جایگاه گذشتهاش در جهان از منابع انرژی خود به عنوان ابزاری موثر برای چانهزنی و اعمال فشار بر کشورهای اروپایی استفاده کند. روسیه بزرگترین کشور تامینکننده گاز کشورهای اروپایی است به طوری که 7/63 درصد از گاز وارداتی اروپا از روسیه تامین میشود. از سوی دیگر در سالهای اخیر مصرف گاز طبیعی در اروپا 2/5 درصد افزایش یافته است، در حالی که تولید گاز طبیعی در کشورهای اروپایی از سال 1987 تقریبا ثابت مانده است و با وجود افزایش تقاضا به دلیل قیمت بالای نفت، سیاستهای حفظ محیط زیست و توسعه نیروگاههای گازی، افزایشی در ظرفیتهای تولید گاز طبیعی در اروپا به وجود نیامده است.
پیشبینیها نشان میدهد میزان وابستگی اروپا به گاز وارداتی تا سال 2030 بیش از 75 درصد افزایش یابد. این موارد نشان میدهد که اروپا در مورد منابع امنیت گاز به شدت به روسیه وابسته است. صادرات گاز روسیه به اروپا از طریق دو کشور بلاروس و اوکراین صورت میگیرد. بنابراین میتوان عوامل افزایش قیمت گاز و اختلافات روسیه با اوکراین و بلاروس که هر چند وقت یکبار تشدید میشود را در چارچوب سیاستهای روسیه برای فشار بر کشورهای اروپایی برای تامین منافع خود در حوزههای گوناگون تعبیر و تفسیر کرد.
از نیمه دهه 1980 و در سالهایی که آلمان غربی برای نخستینبار به دنبال متصل شدن گاز روسیه از طریق آلمان به اروپا بود آمریکا به شدت با چنین طرحی مخالفت ورزید و خط لوله گاز روسیه به اروپا را تحریم کرد؛ به این ترتیب که استفاده از اقلام و تجهیزات تحت لیسانس آمریکا را در خط لوله مذکور ممنوع اعلام کرد. در آن زمان نگرانی آمریکاییها از این بود که جریان گاز در بلندمدت اقتصادی اروپا را به بلوک کمونیستی وابسته خواهد کرد؛ البته بقای رژیم اتحاد جماهیر شوروی چندان تداوم یافت که این نگرانی تجربه شود. اما حوادث به وجود آمده در زمستان 2005 در قطع صدور گاز به این کشورها باعث شد اروپاییها برای نخسین بار زنگ خطر را بشنوند. ادامه این حوادث تا امروز نشاندهنده جدی بودن نگرانیهای آمریکاییها در آن زمان بود. نیاز فزآینده اروپا به منابع نفتی و گازی روسیه میتواند نقش برجستهای در سیاست خارجی روسیه بازی کند.
امروزه تنوعبخشی در منابع تامین گاز و کاهش ریسک در زمینه تامین منبع انرژی برای اتحادیه اروپا ضروری مینماید، به گونهای که کشورهای حوزه دریای خزر مانند ترکمنستان، ازبکستان و آذربایجان میتوانند در صادرات گاز به اروپا برای حل این مشکل رقیب روسیه محسوب شوند. البته روسیه در این مورد هم بیکار ننشسته و دسترسی کشورهای جامعه مستقل مشترکالمنافع را به شبکه گاز خود محدود کرده است تا از فروش مستقیم گاز طبیعی این کشورها به اروپا جلوگیری کند. از سوی دیگر روسها برای بازگشت به دوران طلایی خود اصرار دارند. اطاعت تدریجی جمهوریهای سابق اتحاد شوروی سابق را در چارچوب جامعه کشورهای مستقل مشترکالمنافع (cis) تجدید کنند و در این راه از منابع انرژی خود وابستگی این کشورها به آن به عنوان ابزاری تشویقی ـ تنبیهی در راه توسعه نفوذ سیاسیشان بهره میبرند.
در دهه گذشته به دلیل وجود بحران هویت ناشی از فروپاشی شوروی و مشکلات ناشی از آن، دولتمردان کرمیلن نتوانستند یک سیاست خارجی منسجم، روشن و باثبات را در قبال کشورهای عضو این جامعه اتخاذ کنند و در نتیجه انفعال و سردرگمی مسکو، در زمینه تقویت نیروهای واگر او شکلگیری اتحادیههای متمایل به غرب نظیر اتحادیه «گوام» درون این جامعه فراهم شد. در حالی که روسیه درگیر مشکلات داخلیاش بود، دولتهای غربی و در راس آن آمریکا ضمن تشویق دولتهای منطقه برای خروج از سلطه مسکو، زمینه جذب آنها را در ساختار سیاسی، اقتصادی و امنیتی غرب فراهم ساختند. اما با انتخاب پوتین به ریاست جمهوری این کشور و حل بخشی از مشکلات داخلی و اتخاذ سیاست خارجی مستقل، واقعبینانه و متکی بر منافع ملی، تقویت کشورهای مستقل مشترکالمنافع (ClS) به یکی از اولویتهای مهم سیاست خارجی این کشور تبدیل شد. عمده توجه روسیه در قبال ClS به تشدید و تسریع روند همگرایی، توسعه همکاریهای دوجانبه و چندجانبه با رفع عوامل گرایش این جمهوریها به جهان غرب و مقابله با اتحادیه گوام که به عنوان نفوذ غرب در منطقه عمل میکند، معطوف شد.
دولت پوتین تلاش میکند با اقدامهای تشویقی ـ تنبیهی و استفاده از ابزار انرژی ضمن تضعیف گوام از تجزیه بیشتر ClS جلوگیری کند. در نتیجه در چارچوب این سیاست، بر اثر اختلاف به وجود آمده در ژانویه سال 2006 میان روسیه و اوکراین بر سربهای گاز، روسها تزریق گاز مخلوط خود را به اروپا که از کشور اوکراین میگذشت، قطع کردند. در نهایت اوکراینیها بر اثر فشار کشورهای اروپایی از قطع گاز دچار مشکلات فراوانی شده بودند، وادار شدند به شرایط موردنظر روسها بیشتر توجه کنند. در همین رابطه و در مواردی دیگر روسیه که همواره درصدد تقویت جایگاه خود در حیات سیاسی گرجستان بوده است با توجه به وابستگی این کشور به گاز روسیه همواره تلاش کرده است از گاز به عنوان ابزاری برای تحمیل خواستههای خود به گرجستان استفاده کند. اختلافات چندماه پیش میان روسیه و بلاروس بر سر قیمت گاز و احتمال قطع شدن صدور گاز به بلاروس و اروپا و تشدید دوباره این بحران را نیز میتوان در چارچوب سیاستهای روسیه در مورد استفاده ابزاری از انرژی تحلیل کرد.
البته باید توجه داشت که مسکو همواره با استفاده از این ابزار موفق نبوده زیرا اهداف آن در این باره چالشهای متفاوتی روبهرو بوده است. در واقع میان اهداف رهبران روسیه و امکانات این کشور تناسبی وجود ندارد و این کشور برای حفظ تسلط منطقهای و کسب جایگاه گذشتهاش در جهان هنوز دچار ضعفهای اساسی است.