* چند روزى است که شاهد درگیرى گروه فتحالاسلام با ارتش لبنان هستیم. تحلیل شما از این چند روز درگیرى و عملکرد این گروه چیست؟
** گروه فتحالاسلام گروه مرموزى است که اطلاعات موجود در مورد آن محدود است و ارزیابى کامل این گروه هم اکنون امکانپذیر نیست. ۹۰ درصد اعضاى این گروه افراد غیرفلسطینى شامل اتباع سعودى، اردنى و برخى کشورهاى عربى هستند.
* از رهبر این گروه اطلاعات محدودى منتشر شده است. شما درباره وى اطلاعات خاصى دارید؟
** رهبر این گروه شاکر العبسى داراى تابعیت اردنى است که سابقه فعالیت در «فتح» را دارد و در سال ۱۹۸۲ میلادى به شاخه انشعابى فتح انتفاضه پیوست و در یک دوره زمانى به طور کاملاً مستقل عمل کرد. نام شاکر العبسى در پروندهاى مانند ترور فولى دیپلمات آمریکایى سفارت آمریکا در امان در کنار فردى چون ابومصعب الزرقاوى مطرح شد. وى همچنین به قاچاق سلاح از سوریه به اردن متهم است. ۸ ، ۹ ماه پیش ناگهان مشاهده شد.
گروه شاکر العبسى از مناطق جنوب غربى لبنان، از طریق درگیر شدن با ارتش لبنان عبور کرده و در اردوگاه نهرالبارد که مرکز کنونى درگیرىها است مستقر شدهاند.
* تفکرات سیاسى و بافت عقیدتى این گروه چگونه است؟
** آنچه در رفتار این گروه اهمیت دارد این است که آنها خود را سلفى مىدانند و هدف خود را آزادسازى فلسطین عنوان مىکنند و این در حالى است که آنها محل استقرار خود را در دورترین نقطه نسبت به مرز فلسطین قرار دادهاند. قراین دال بر این است که این گروه سلفى و نزدیک به القاعده است و اگر این فرضیه را بپذیریم بهتر مىتوان رفتارهاى این گروه را درک کرد، زیرا در اساس القاعده لبنان را به عنوان سرزمین نصرت نیروهاى خود تعریف کرده بود و این در حالى است که در تعریفهاى جدید القاعده، لبنان به عنوان سرزمین جهاد تحلیل مىشود. این تحلیل براى القاعده ایجاب مىکند که نوعى نمود عینى داشته باشد که استقرار فتحالاسلام در شمال لبنان در این راستا قابل توجیه است. نکته مهم دیگر این است که گروههاى عمده فلسطینى همچون حماس و جهاد اسلامى هم این گروه را ناشناخته مىدانند و باور ندارند که آنها براى آزادسازى فلسطین فعالیت مىکنند.
* تنشهاى تازه در طرابلس با چه اهداف پیدا و پنهانى دنبال مىشود؟
** در این باره دو دیدگاه وجود دارد. یک دیدگاه این است که آنچه در نهرالبارد رخ داده برنامهریزى شده بوده و دولت مىکوشد با ایجاد تنش میان لبنانىها و فلسطینىها، صدور قطعنامه تشکیل دادگاه قتل حریرى در شوراى امنیت را تسهیل کند. برداشت دیگرى هم وجود دارد و آن این که این درگیرى حساب شده و برنامهریزى شده نبوده و به صورت اتفاقى پیش آمده است. با این حال برداشتهاى دسته اول که معتقد به برنامهریزى شدن این اتفاق بودند، شاخصهاى بیشترى دارد و پذیرفتنىتر است. اتفاقى که افتاد این بود که نیروهاى امنیتى وابسته به دولت به فتحالاسلام حمله کردند بدون این که این موضوع را به ارتش لبنان خبر دهند. بدین ترتیب نیروهاى امنیتى وابسته به دولت سنیوره، در عمل ارتش را قربانى غافلگیرى ایجادشده به وسیله فتحالاسلام کردند.
* آیا شواهد دیگرى در این باره دارید؟
** ارتش در لبنان نماد بیطرفى است، اما الآن وارد داستانى شده که در اصل اراده ارتش بر آن قرار نگرفته بود. ارتش در لبنان همواره مستقل بوده اما دولت لبنان ارتش را وارد این درگیرى کرده و مىکوشد از این ابزار براى تسویه مخالفان آمریکا استفاده کند. آمریکایىها هم مىکوشند با ارسال کمکهاى نظامى به لبنان، ارتش را بیشتر در این فتنه درگیر کنند. در این باره این نکته را نیز باید در نظر گرفت که آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر مىکوشد عرصههایى را براى درگیرى با القاعده انتخاب کند که کمترین زیان را براى منافع آمریکا در پى داشته باشد. آنچه آمریکا در لبنان انجام مىدهد در حقیقت تلاش براى تبدیل لبنان به عرصه درگیرى میان مخالفان و موافقان خود است.
* در پى ارسال کمکهاى نظامى آمریکا به لبنان، سیدحسن نصرالله تأکید کرد که این کمکها براى دولت سنیوره است و نه براى لبنان. شما در این باره چگونه مىاندیشید؟
** این کمکها در حقیقت براى ارتش لبنان به منظور گسترش درگیرىها با فتحالاسلام است. اراده آمریکا بر این قرار گرفته که لبنان به عرصه درگیرى تبدیل شود و ارتش این کشور هم باید ابزار این درگیرى باشد.