مبارزه با فساد، بیقاعده و قانون نیست، شرایطی دارد و بایستی از حدود و مرزهای آن فراتر حرکت نشود. اگر کوتاهی یا تندروی شود، به جای اصلاح، به افساد و تباهی میانجامد. حفظ حدود خداوند، نه تنها درباره مومنان، بلکه در برخورد با کافران و مشترکان جنگی نیز ضرورت دارد و هر چیز باید در مرز و حدودی که برای آن بیان شده قرار بگیرد.
(تلک حدوداللـه فلا تعتدوها و من یتعد حدوداللـه فاولئک هم الظالمون)
اینها حدود خداست، از آن تجاوز مکنید که ستمکاران از حدود خدا تجاوز میکنند.
امام خمینی، بر نگاهداشت مرزهای حق و باطل، صلاح و فساد و معروف و منکر حساس بود. و مرزبان دین بود و حرکت در مرز و راه را، تنها وسیله رسیدن به سعادت میشمرد و خارج شدن از آن را سبب فساد. او نه مداهنه و سهلانگاری در اجرای دستورهای خدا را روا میشمرد و نه تندروی را.
امام تاکید میکرد: افراد برای مبارزه با گناه به گناهی دیگر نیفتند و برای به کرسی نشاندن حقیقت از ابزار و راههای نامشروع استفاده نکنند و خدای نخواسته به نام امر به مروف و نهی از منکر، به افراد ستم روا ندارند و به نام انقلاب و انقلابی، دستورهای اسلام و ارزشهای دین، فراموش نگردد.
امام تندرویهایی که گاه به اسم دین انجام میگرفت، بر نمیتابید و گاه تندروان و خشونت ورزان را نفوذی دشمن میخواند.
او، به رزمندگان اسلام در جبهههای جنگ نیز اندرز میداد: در جنگ با دشمن هم، اصول انسانی را پاس دارید و سیرت علی(ع) را از یاد نبرید، دیدن جنایتها و وحشیگریهای صدامیان، حلم و بردباری را از کف شما نرباید، ابتدا به جنگ نکنید، با اسیران جنگی مهربان باشید توده بیگناه مردم عراق را، که خود در چنگال صدام اسیرند، با جنایتکاران بعثی، یکی نشمرید.
امام با یادآوری فرازهایی از سیره پیامبر و علی(ع) در برخورد با دشمن، میفرماید:
(... سربازان صدر اسلام، در عین حالی که سربازی میکردند وظایف صوریه را هم به تمام معنی به جا میآوردند، همان طور که شمشیر میکشیدند... با خودشان به طور رحمت، به طور دوستی و برادری رفتار میکردند.
حضرت امیر وقتی که مواجه میشود با لشکر معاویه، که از کافر هم بدتر بودند، با خوارج... سفارش میکرد که: شماها ابتدا به جنگ نکنید... ولو حق با شماست. بگذارید آنها ابتدا کنند.
وقتی آنها ابتدا کردند گاهی هم یک دو نفر کشته میشدند، آن وقت اجازه میداد و با تمام قدرت تا آخر میکوبید.)
مبارزه با فساد نمیشود خارج از مدار قانون انجام گیرد و افزون بر این، روشهایی دارد که اگر آنها در نظر گرفته نشود، مبارزه عقیم میماند و چه بسا اثر عکس داشته باشد.
مبارزه غیرمستقیم، نخستین مرحله برای جلوگیری و مبارزه با فساد است و این نیز مرحلههایی دارد:
الف: در مرحله نخست شخص گمراه به اشتباه و حرکت ناروای خود هشیار گردد و بدی آن را بفهمد. میباید رفتاری پیش گرفت که بفهمد کارش اشتباه است. اگر با این حرکت ترک کار ناشایست نکرد، میبایست با ترشرویی با او روبهرو شد و اگر اثر نگذاشت، باید به مبارزه منفی پرداخت و ترک رفت و آمد با وی کرد. این شیوه مبارزه را پیامبر(ص) در برخورد با کسانی که بر اثر راحتطلبی، پیامبر را در عزوه تبوک یاری نکردند و به جبهه نرفتند، به اجرا گذاشت و آثار سازندهای در بر داشت و راه بیتفاوتی را بر دیگر مسلمانان بست.
ب. در مرحله دوم، به گونه روشن و بدون ابهام به ناشایسته کار، باید فهمانده شود: بیراهه میرود.
ج. در مرحله پایانی، نوبت به تعزیر و دست بردن به شمشیر و جهاد میرسد. ینی اگر راههای یاد شده به نتیجه نرسید و طرف از حرکتها و کارهای خلاف، دست برنداشت، باید با شدت عمل با وی برخورد کرد. اما تاکید دارد در هنگام در خطر قرار گرفتن اصول دین یا مذهب، و ضروریات دین و اهانت به قرآن و مقدسات و... مردم وظیفه دارند در برابر منکرات به مبارزه برخیزند و از بذل مال و جان دریغ نورزند.
ج. مرتبه سوم، توسل به زور و جبر است. پس اگر بداند یا اطمینان داشته باشد که ترک منکر نمیکند، یا واجب را به جای نمیآورد، مگر با اعمال زور وجبر، واجب است، لکن باید تجاوز از قدر لازم نکند.)