گروه جهان
نیروهای انگلیسی مستقر در بصره برای اولین بار از این شهر خارج شدند و اعلام کردند که این کار در راستای سپردن تدریجی امنیت عراق به عراقیهاست. در این راستا حدود 500 سرباز انگلیسی بصره را ترک کردند. بصره از زمان اشغال عراق در سال 2003 در اختیار نیروهای انگلیسی قرار گرفت، شاید بتوان دلیل آن را یکی منابع نفتی بصره ذکر کرد که پاداش همراهی انگلیس با نیروهای آمریکایی بود و دیگری نفوذ سنتی انگلیس در جنوب عراق و آشنایی با نظام طایفهای حاکم بر آن که به آنها اجازه میداد بتوانند اوضاع را مدیریت کرده و بر شرایط حاکم مسلط شوند.
زمانی که براون به جای بلر مستعفی به قدرت رسید عدهای منتظر چرخش انگلستان در پیروی از سیاستهای بلر در تبعیت بیچون و چرا از آمریکا بودند و افکار عمومی نیز از اینکه نخستوزیر کشورشان این چنین دنبالهروی تمامعیار آمریکا باشد ناخرسند بودند و این یکی از دلایل اصلی کاهش شدید آرای حزب کارگر بود. فشار افکار عمومی و سران حزب کارگر بلر را مجبور به استعفا کرد، در حقیقت استعفای بلر تاکتیک حزب کارگر برای نجات بود. به همین دلیل آنها مجبورند که به افکار عمومی توجه کرده و نشان دهند که از سیاستهای بلر پیروی نخواهند کرد.
در ابتدای سر کار آمدن براون بحثهایی درباره خروج نظامیان انگلیسی از عراق مطرح شد که انتظاراتی را در بین مردم و محافل کارشناسی برانگیخته بود ولی پس از مدتی این بحثها به فراموشی سپرده شد و حضور نیروهای انگلیسی به مانند سابق ادامه یافت.
حال سوال اصلی این است که آیا انگلیسیها آمریکا را در عراق تنها گذاشته و این کشور را ترک میکنند.
سیاست آتلانتیکی انگلستان
برای پاسخ به این سوال باید به منطق استراتژیک حاکم بر حضور نیروهای انگلیسی در عراق توجه کنیم. اگر به موقعیت انگلستان به عنوان یک قدرت جهانی و به عبارت بهتر سومین قدرت جهانی توجه کنیم متوجه میشویم بخش زیادی از قدرت انگلستان عاریت از قدرت ایالات متحده است، یعنی با استفاده از حداقل کردن اصطکاک با قدرت آمریکا و تعریف مشترک منافع با آن هزینههای خود را کاسته و به امتیازات خود افزوده است.
پس از واقعه کانال سوئز که آمریکا با موضعگیری شدید خود علیه فرانسه و انگلیس آنها را وادار به عقبنشینی کرده و اعتبار آنها را لکهدار کرد انگلیسیها دیگر در هیچ حوزه High Politic دیگری در مقابل آمریکا قرار نگرفتند.
بر عکس فرانسه که با خروج از قسمت امنیتی پیمان ناتو سعی داشت از آمریکا مستقل حرکت کند، آخرین موضعگیری فرانسه در زمان حمله به عراق بود که شیراک تهدید کرد قطعنامه آمریکا برای حمله به عراق را وتو خواهد کرد. گذشت زمان نشان داد که فرانسه در ممانعت از حمله آمریکا به عراق ناکام بوده و چنانچه رایس اعلام کرد این کشور باید تادیب میشد. اما انگلیسیها برخلاف فرانسویها هرگز در برابر آمریکا قرار نمیگیرند، کاملا آتلانتیکی میاندیشند، همیشه با آن همراهی میکنند و مزدهای خوبی نیز از این بابت دریافت کردهاند انگلیس طی سالهای اخیر بزرگترین کشور دریافتکننده سرمایهگذاری مستقیم خارجی بوده است و بزرگترین کشور سرمایهگذار در این کشور نیز آمریکا بوده است، چین با تمام هیاهویی که در جذب سرمایهگذاری خارجی به راه انداخته پس از انگلستان و در جایگاه دوم قرار دارد.
موضع اروپایی انگلستان
در مسایل مربوط به اتحادیه اروپا که انگلستان یکی از اعضای مهم آن به شمار میرود نیز مسایل جالب توجهی وجود دارد. شارل دوگل انگلستان را به اسب تروای آمریکا در اتحادیه اروپا که البته در آن زمان شورای اروپا بود تشبیه میکرد و چندین بار عضویت انگلستان را وتو کرد و در نهایت پس از مرگ دوگل انگلیس توانست به عضویت اتحادیه اروپا در آید. کارشناسان مسائل اروپا همواره انگلستان را به عنوان واگن آخر برای اتحادیه اروپا دانستهاند که مانع پیشبرد اهداف اتحادیه میشود و انگلیس در بهترین حالت سعی میکند خود را واسطه بین آمریکا و شوروی در طی جنگ سرد و بین اروپاییها و آمریکا در برهه کنونی به ماجراها وارد کند.
سیاستمداران انگلیسی رابطه خود را با اروپا همیشه یک رابطه ویژه دانستهاند، یعنی برخلاف بقیه اروپاییها که دنبالهروی آمریکا هستند هر چند آمریکاییها چنین اعتقادی ندارند و به انگلیس نیز به چشم یک پیرو نگاه میکنند. دنبالهروی از سیاستهای ایالات متحده باعث شده بود که در پناه این قدرت بتوانند اهداف بلند مدت خود را پیش ببرند. چه در زمان جنگ سرد و چه در دوران پس از آن این سیاست بیتغییر بوده است.
سیاست آمریکا در عراق و موضع انگلستان
حال در شرایطی که ایالات متحده در عراق ماندگار شده و حتی دموکراتها که با شعار خروج از عراق انتخابات را بردند و چند نمایش نیز مبنی بر تعیین جدول زمانی برای خروج از عراق نشان دادند اعلام کردهاند که باید در عراق ماند آیا انگلیسیها عراق را ترک میکنند. پس از اعلام خبر خروج نظامیان انگلیسی از عراق، گوردون براون گفت: ما میتوانیم در شرایط خاص دوباره مداخله کنیم. هدف از خروج نیروهای انگلیسی از بصره تحویل امور امنیتی به نیروهای عراقی است. همچنین در مصاحبه دیگری با بیبیسی اعلام کرد: این اقدام از پیش طراحی و سازماندهی شده است. ما تمامی مسئولیتهای خود را به مردم عراق میسپاریم و همچنین تعهدات بینالمللی را براساس موازین سازمان ملل متحد واگذار میکنیم.
خروج نظامیان انگلیسی از بصره به چند کیلومتر دورتر و حفظ توان مداخله در هر زمان نه تنها به معنی جدا شدن سیاست انگلستان در عراق از سیاستهای آمریکا نیست بلکه تاکتیکی است که به راحتی افکار عمومی داخل را منحرف میکند و کسانی که به تبعیت بیچون و چرای بلر از بوش انتقاد میگرفتند را فریب میدهد. براون چند بار سعی در نشان دادن سردی روابطش با آمریکا به صورت لفظی داشته و جالب توجه اینکه آمریکاییها نیز با درک موقعیت براون به راحتی از کنار آن گذشتهاند. مطمئنا انگلستان آمریکا را در عراق تنها نمیگذارد و به پیروی از سیاستهای جهانی ایالات متحده ادامه میدهد.