تاریخ انتشار : ۳۰ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۸  ، 
کد خبر : ۶۰۷۸۴

راز نفوذ 80 درصدی!


بسیاری از سیاستمداران و مسئولان ایرانی، فضای رسانه‌ای جهان را مورد انتقاد قرار می‌دهند و خواستار اصلاحاتی در این فضا می‌شوند. آنها اعتقاد دارند اکثر رسانه‌های پرمخاطب کنونی در سطح جهان، تحت تأثیر قطب‌های ثروت و قدرت هستند و براساس منافع این قطب‌ها، حقایق را وارونه جلوه می‌دهند و یا از دسترسی ملت‌ها به واقعیات جلوگیری می‌کنند.

البته برای مقابله با این فضا نیز تلاش‌های گسترده‌ای توسط ایران انجام شده و هم‌اکنون شبکه‌های متعدد رادیویی و تلویزیونی، به تبلیغ دیدگاههای ایران می‌پردازند یا برای خنثی‌سازی تلاش رسانه‌های غربی ـ و حتی عربی ـ به صورت شبانه‌روزی به پخش برنامه‌های متنوع مشغول هستند. اما هنوز بسیاری از سیاستمداران ایرانی نسبت به نفوذ برخی رسانه‌ها ابراز نگرانی می‌کنند و حتی رئیس‌جمهور ایران اخیراً اعلام کرده است که «بیش‌ از 80 درصد پوشش رسانه‌ای جهان، در اختیار یکی دو قدرت زورگوست.»

تردیدی وجود ندارد که امکانات مالی و فنی برخی قدرت‌های جهانی، زمینه مناسبی برای تسلط نسبی آنها بر فضای رسانه‌ای جهان فراهم نموده است. اما در دنیای امروز که اکثر مردم به طرق مختلف به شبکه‌های گوناگون تلویزیونی، رادیویی و ماهواره‌ای دسترسی دارند، آیا می‌توان نفوذ رسانه‌ها فقط را به ثروت و تکنولوژی نسبت داد؟ مگر در حال حاضر بسیاری از شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی وابسته به ایران در سراسر جهان قابل دریافت نیست و مگر سایت‌های اینترنتی و خبری که دیدگاه‌های ایران را تبلیغ می‌کنند با محدودیتی در نقاط مختلف دنیا مواجه هستند؟ آیا مثلاً در کشورهای غربی، عربی، آسیایی و اروپایی به خاطر ممنوعیت ماهواره یا فیلترینگ، مردم از دریافت پیام‌های شنیداری، دیداری و مکتوب ارسالی از ایران محروم هستند؟ اگر پاسخ منفی است ـ که منفی است ـ چه عاملی غیر از ثروتمندی رسانه‌های غربی، باعث غلبه آنها بر فضای رسانه‌های جهان شده است؟

نگارنده برای این پرسش، پاسخ بسیار ساده‌ای یافته است و برای اثبات صحت پاسخ خود نیز به تلاش زیادی نیاز ندارد. اگر امروز مرجع خبرگیری بسیاری از افراد سراسر جهان، به جای «پرس تی وی» با شبکه‌های خبری ایرانی، شبکه‌های همچون CNN و BBC است دلیل آن را باید در نوع خبررسانی آنها جست‌وجو کرد و آنگاه برای رفع نقایص و ضعف‌های موجود در سیستم خبررسانی ایران ـ یا سایر کشورهای مستقل ـ تدبیری اندیشید. کسی تردید ندارد که بسیاری از شبکه‌های خبری بزرگ جهان، توسط همان کسانی تغذیه می‌شود که در پشت پرده در افشای بعضی از نابسامانیها و مفاسد، همین شبکه‌ها پیشقدم می‌شوند تا در مراحل بعدی نیز بتوانند هدایت جریان خبری را در دست داشته باشند. ضمن آنکه اکثر آن رسانه‌ها به این درک صحیح رسیده‌اند که دوره کنترل کامل اخبار و انحصار در خبررسانی گذشته است و حتی‌الامکان برای سانسور خبرها ـ جز در موارد حیاتی ـ تلاشی صورت نمی‌دهند. پیشگامی رسانه‌های غربی ـ بویژه آمریکا ـ در افشای رسوایی‌های ابوغریب و گوانتانامو، نمایش تظاهرات ضدجنگ در آمریکا و سایر کشورها و برخی افشاگری‌ها در خصوص راهبردها و راهکارهای سیاستمداران آمریکا، یک نمونه از رفتار حاکم بر رسانه‌های آمریکایی است و پخش مستقیم سخنرانی‌های ضدآمریکایی و ضداسرائیلی رئیس‌جمهور ایران از شبکه‌های گوناگون غربی، نمونه‌ای دیگر از رفتار آنها این رسانه‌ها در واقع با پیگیری این روش، مخاطبان خود را مطمئن می‌سازند که برای پیگیری همه اخبار می‌توانند به همان رسانه مراجعه کنند؛ حتی اگر این خبر، ظاهراً در تقابل کامل با منافع قطب‌های ثروت و قدرتی‌ باشد که این رسانه‌ها به آنها تعلق دارند.

بدیهی است که این تلقی، یک برداشت دقیق از رفتار رسانه‌های پرنفوذ نیست، اما عملکرد این رسانه‌ها در دهه‌های گذشته، این باور را در بسیاری از مخاطبان ایجاد نموده است.

در این سوی ماجرا، رفتار رسانه‌های ما چگونه است؟ کسانی که به دنبال آسیب‌شناسی هستند از جمله رئیس‌جمهور اسلامی ایران که نفوذ 80 درصدی رسانه‌های وابسته به قدرتمندان او را نگران کرده است ـ و دغدغه‌ او نیز به حق ستودنی است ـ می‌توانند دو سوژه که در هفته اخیر اتفاق افتاده است را مورد بررسی دقیق قرار دهند و احتمالا پاسخ خود را دریافت‌ کنند. چند روز قبل، محمد البرادعی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در محل سازمان ملل سخنرانی کرد که در آن ضمن انتقاد «تلویحی» از برخی فشارها بر ایران، به صورت «صریح» ایران را به خاطر عدم تعلیق غنی‌سازی و نیز ادامه فعالیت رآکتور آب سنگین اراک مورد انتقاد قرار داد و اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت توسط ایران را خواستار شد.

اما رسانه‌ ملی ما، ترجیح داد تنها به بخشهایی از سخنان البرادعی استناد کند که در مخالفت با دشمنان ایران بود. پس از آن ‌هم، مصاحبه البرادعی با شبکه تلویزیونی ‌P.B.S آمریکا که در آن به صراحت از «عدم اعطای نمره قبولی» به کارنامه‌ همکاری ایران با آژانس اشاره داشت، بازتابی در اکثر رسانه‌های ایران نیافت.

همزمان با این موضوع، بازتاب سفر لاوروف به ایران نیز سرنوشتی مشابه با انعکاس مواضع البرادعی داشت و حتی می‌توان ایرادهای بیشتری نسبت به آن، بیان کرد. نکته بسیار عجیب در انعکاس خبر دیدار وزیر خارجه روسیه با رئیس‌جمهور ایران، رفتار دو رسانه‌ای بود که نزدیکی بسیار به دولت و رئیس جمهور دارند. سایت خبری دکتر احمدی‌نژاد (www.president.ir) مهمترین‌ نکته در دیدار لاوروف ـ احمدی‌نژاد را «تاکید بر گسترش روابط دوجانبه و تبریک به خاطر برگزاری موفق اجلاس سران خزر در تهران» دانست و خبرگزاری رسمی دولت ـ ایرنا ـ نیز به جای آن که پیرامون این سفر ناگهانی را پاسخ دهد، به مخابره این خبر پرداخت که «خبرگزاری‌ها، پس از دیدار با احمدی‌نژاد، از لاوروف نقل کردند که روسیه به طور کامل طرفدار حل و فصل مسالمت‌آمیز نگرانی‌های جهانی بر سر برنامه‌های هسته‌ای ایران است.» این در حالی بود که بسیاری از رسانه‌های غربی و روسی اعلام کرده بودند که «هدف لاوروف از این دیدار، متقاعد کردن ایران به توقف غنی‌سازی اورانیوم بوده است». البته بعضی رسانه‌های ایرانی از جمله یک خبر‌گزاری ـ که معمولاً مواضع حمایت‌گرانه نسبت به دولت دارد ـ نیز همین ادعا راـ بدون هیچگونه کم‌ و کاست یا جرح و تعدیل، منعکس نمود. در این شرایط، اگر بعضی از مردم کشورهای دیگر ـ و حتی در ایران ـ خبرگیری از رسانه‌های خارجی را بر اعتماد به سایت‌های خبری وابسته به دولت ترجیح دهند، آیا مسئولیت آن بر عهده فضای ناعادلانه رسانه‌ای در جهان است یا مهم‌ترین دلیل آن، رفتار غیرحرفه‌ای برخی رسانه‌های داخلی می‌باشد؟

آقای رئیس‌جمهور همچنین می‌توانند رفتار رسانه‌های غربی ـ به ویژه آمریکا ـ در انعکاس وقایع دانشگاه کلمبیا را با نحوه انعکاس آن در رسانه ‌ملی ایران مقایسه کنند و آنگاه به این پرسش پاسخ دهند که «اگر شهروندان کشورهای دیگر بخواهند به صورت بیطرفانه این حادثه و برخی حوادث دیگر را تحلیل کنند، به کدام رسانه مراجعه و اعتماد خواهند کرد؟»

آیا اگر کسی پس از مشاهده گزارش برخی حوادث، به صورت ناخودآگاه تحت تأثیر تحلیل‌های پیرامونی ـ که توسط سردمداران همان رسانه‌ها تهیه می‌شود ـ قرار گیرد، آیا باز هم حق داریم از بی‌عدالتی در فضای رسانه‌ای سخن بگوییم؟

البته این سخن به معنای تکذیب بی‌عدالتی رسانه‌ای نیست، اما نخستین گام برای مقابله با این بی‌عدالتی، تجدیدنظر در «خبررسانی‌های غیر حرفه‌ای و بعضاً متعصبانه» داخلی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات