گروه سیاسی ـ محمدی: اکنون زمان آن فرا رسیده، درباره زرادخانه هستهای آمریکا و اسرائیل بحث کنیم!
یک سال پیش در چنین روزهایی بود که اظهارات نخستوزیر اسرائیل جنجال آفرید. ایهود اولمرت در آستانه نخستین دیدارش از آلمان در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی آلمانی مرتکب لغزش کلامی شد و آشکارا اعتراف کرد، اسرائیل بمب هستهای در اختیار دارد. ادعای دردسرساز اولمرت از این قرار بود: ایران سودای آن دارد که همانند ایالات متحده، فرانسه، اسرائیل و روسیه، تسلیحات هستهای در اختیار داشته باشد! حرفهای اولمرت در اسرائیل آشوب به پا کرد و تا مدتها نقل محافل سیاسی و رسانهای بود. اعتراف علنی نخستوزیر اسرائیل در شرایطی اتفاق افتاد که چند روز پیشتر، وزیر دفاع تازه وارد ایالات متحده (رابرت گیتس) در جریان تلاش برای کسب رأی اعتماد از سنای آمریکا به سناتورها گفته بود: آنها [ایرانیها] توسط قدرتهایی محاصره شدهاند که سلاح هستهای در اختیار دارند؛ پاکستان در شرق، روسها در شمال، اسرائیلیها در غرب و ما (آمریکا) در خلیج فارس.
یک روز پس از آن، روزنامه اسرائیلی هاآرتص در واکنش به گفتههای رابرت گیتس در سنای آمریکا که بر مسأله سلاحهای هستهای اسرائیل مهر تأیید میزد، نوشت: برداشت عمومی بر این باور استوار است که اسرائیل درباره مسایل هستهای خود همچنان رویه «ابهام» را پیگیری میکند و برغم شواهد موجود تأکید دارد، در مسر «ابهامزدایی» پیشقدم نخواهد شد. با این وجود، همان گونه که یک ژنرال بازنشسته صهیونیست به هاآرتص گفته است، اسرائیل دیگر در پی آن نیست تا افکار عمومی را متقاعد کند که هیچ زرادخانه هستهای ندارد.
سکوت در برابر اظهاراتی مشابه سخنان رابرت گیتس، ریشه در سنت چند ده سالهای دارد که مقامات اسرائیل همچنان به آن وفادار هستند.
با انتشار عکسها و اسنادی که در سال 1986 به دست روزنامه «ساندی تایمز» افتاد، کارشناسان نتیجه گرفتند، اسرائیل صاحب یک زرادخانه هستهای است. مردخای وانونو، کارشناس هستهای سابق اسرائیل به دلیل افشای این اسناد به 18 سال زندان محکوم شد.
روزنامه آمریکایی «سانفرانسیسکو کرونیکل» در سالگرد «گاف رسانهای» ایهود اولمرت که موجودیت زرادخانه هستهای اسرائیل را تأیید کرد، در مقالهای با عنوان «هنگام آن رسیده که درباره تسلیحات هستهای آمریکا و اسرائیل صحبت کنیم» به بررسی موقعیت هستهای ایالات متحده و اسرائیل پرداخته است.
این روزنامه مینویسد: ماهها پیش، ایهود اولمرت دچار یک اشتباه سهوی شد و به تسلیحات هستهای اسرائیل اشاره کرد. پیامد این مسأله، آشفتگی و نگرانی نخستوزیر اسرائیل بود. با این وجود، دینا [از این اعتراف] شگفتزده نشد؛ زیرا چندین دهه است که همه میدانند، اسرائیل سلاح اتمی دارد. بنابر برآوردهای موجود، زرادخانه اسرائیل احتمالاً شامل 200 سلاح هستهای و بمب هیدروژنی است.
در این میان آنچه جای شگفتی دارد، سکوت کاخ سفید و کنگره درباره این سلاحهاست. آیا اسرائیل و ایالات متحده ـ که منبع اصلی کمکهای نظامی به اسرائیل است ـ در زمینه کاربرد این سلاحها به تفاهم رسیدهاند؟ اگر چنین اتفاق نظری وجود دارد، آیا مانند سیاست ایالات متحده در اوج دوران «جنگ سرد»، دو طرف در مورد اولویت ندادن به کاربرد این سلاحها وحدت نظر دارند؟ اگر اسرائیل در پاسخ به یک حمله نظامی از این سلاحها استفاده کند، واکنش ایالات متحده چه خواهد بود؟ آیا ایالات متحده تاکنون درباره خودداری اسرائیل از امضای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) [با این رژیم] مذاکره کرده است؟ آیا خطر این سلاحها برای امنیت اسرائیل بیشتر از جنبه دفاعی آنها نیست؟
پرسشهایی از این دست همیشه جنبه حیاتی داشته، اما اکنون اهمیت آن دوچندان شده است زیرا سازمان ملل با پشتیبانی سرسختانه ایالات متحده، ایران را تحت فشار گذاشته تا برنامه هستهای خود را متوقف کند. در مقابل، ایران تأکید دارد که به دلیل پذیرش پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، مجاز است «برق هستهای» داشته باشد و همه فعالیتهای جاری این کشور در راستای تحقق چنین آرمانی است...
پیشینه تنشهای هستهای در خاورمیانه طولانی است. اسرائیل در سال 1981، راکتورهای هستهای عراق را بمباران کرد تا مانع دستیابی این کشور به تسلیحات هستهای شود. پس از جنگ خلیج فارس که در دهه 1990 میلادی رخ داد، بازرسان سازمان ملل حدود 7 سال مشغول کاوش در تأسیسات هستهای عراق بودند. تصمیم صدام حسین مبنی بر اخراج بازرسان از عراق سرآغاز اتفاقاتی بود که حمله ایالات متحده را به عراق در پی داشت...
به نظر میرسد سیاست تلویحی ایالات متحده در برابر تسلیحات هستهای اسرائیل بر این اصل استوار است: آمریکا نمیخواهد دشمنانش دارای چنین سلاحهایی باشند و در عین حال از اینکه دوستانی مانند اسرائیل، پاکستان و هند دارای سلاح هستهای باشند، نگرانی چندانی ندارد. مذاکره با کره شمالی و لیبی نشان میدهد که حتی حکومت سرسخت ایالات متحده نیز تمایل دارد با اعطای امتیازات اقتصادی به دشمنانش، آنها را متقاعد کند برنامه هستهای خود را کنار بگذارند. هنگامی که سیاست تطمیع کارگر نمیافتد (مثلاً درباره ایران)، ایالات متحده به اعمال فشار تمایل پیدا میکند. مواضع متناقض ایالات متحده در برابر بلندپروازیهای هستهای کشورهای مختلف و نیز خودداری این کشور از گردن نهادن به الزامات پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای، تضعیف و بیاعتبار شدن معاهدات بینالمللی را در پی داشته است. بنابر مفاد پیمان انپیتی، کشورهایی که سلاح هستهای داشته و این معاهده را امضا کردهاند، متعهد به کاهش زرادخانه هستهای خود به کمترین حد ممکن و در نهایت انهدام کامل آن هستند و در مقابل، دیگر کشورهای امضاکننده که سلاح هستهای ندارند، متعهد میشوند در پی دستیابی به سلاح هستهای نباشند.
حتی غیرعادیترین کشور دنیا، کره شمالی، نیز تا آن اندازه برای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) احترام قائل است که پیش از آغاز برنامه توسعه توان هستهای خود رسماً خروجش از NPT به اطلاع همه رساند. این در حالی است که رفتار هستهای ایالات متحده حتی با پیشپا افتادهترین معیارها و ضوابط پیمان انپیتی هماهنگی و نزدیکی نداشته است. تخمین زده میشود که زرادخانه هستهای ایالات متحده شامل 5 هزار و 700 سلاح اتمی فعال و حدود 4 هزار جنگافزار اتمی ذخیره میباشد.
قدر مسلم آنکه حکومت بوش حاضر نیست درباره مفاهمه احتمالی اسرائیل و آمریکا بر سر تسلیحات هستهای [این رژیم]، به صورت رسمی اظهارنظر کند و هیچ کدام از نمایندگان کنگره هم خود را وارد چنین مسأله سیاسی حساسی نمیکنند. پس تنها مجالی که برای بحث و گفتگو در این زمینه باقی میماند، در زندگی شخصی و نشستهای خصوصی افراد است.
مسأله خطر تسلیحاتی اتمی در خاورمیانهای که در گرداب بیثباتی فزاینده گرفتار آمده، نقطه آغاز مناسبی برای مناظراتی از این دست است.
همگی اذعان داریم که زرادخانه هستهای میتواند یکی از هدفهای [بالقوه] گروههای تروریستی باشد زیرا فراموش نکردهایم که خط و نشانهای هستهای هنگام بحران موشکی کوبا نزدیک بود فاجعه به بار آورد.
حساسیت گفتگوی همگانی درباره مسأله سلاحهای هستهای هنگامی بیشتر میشود که به یاد آوریم، هیچ مسألهای به اندازه انفجار یک سلاح اتمی برای مردم وحشتناک نیست.