آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی سالهای اخیر پرکارترین دوران فعالیت خود را سپری کرده است. نام این سازمان که از سال 1957 تشکیل شد کمتر در رسانهها شنیده میشد و افکار عمومی نیز کمتر با آن درگیر بود اما سالهای منتهی به آغاز جنگ آمریکا و متحدین اروپاییاش در عراق آغازی برای حضور مکرر نام این نهاد در رسانهها بود.
به گزارش ایرنا افکار عمومی جهان از هنگامی که بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی تمامی نقاط خاک عراق را به دنبال یافتن نشانههایی از سلاحهای هستهای جستجو میکردند، با این نام بیشتر آشنا شدند. گرچه هدف و کارکرد اصلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی صرفاً کارکردی علمی است اما سیر رویدادها در سالهای اخیر به گونهای بوده که این نهاد پیوند زیادی با مسایل سیاسی پیدا کرده است. این پیوند به ویژه در موضوع عراق، کره شمالی و ایران خود را نشان داده است. طی این مدت سایه این موضوعات بر سر آژانس به گونهای سنگینی کرده است. تمامی نشستهای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی که در واقع رکن تصمیمگیری این سازمان محسوب میشود، تحتالشعاع موضوعات سیاسی مرتبط با آن قرار گرفته است. این موضوع به راحتی از هجوم خبرنگاران و ازدحام آنان پشت درهای محل برگزاری نشست به هنگام طرح مسایلی که بیشتر رنگ و بوی سیاسی دارد تا علمی دریافت میشود. چه بسا جلساتی که در آن آژانس مسایلی را از قبیل همکاریهای فنی، علمی، بودجه و مانند آن را برگزار میکند که هیچگاه مورد توجه خبرنگاران و رسانهها قرار نمیگیرد. این وضع گریبانگیر معاونتهای ششگانه آژانس را گرفته است. اما در عمل تنها معاونت امور پادمانهای آژانس است که با فعالیتهای سیاسی مرتبط است.
این نهاد در واقع بازرسی جهانی هستهای را برعهده دارد و با بازرسیهایش، کشورها را از نظر رعایت رژیم منع گسترش سلاحهای هستهای کنترل میکند. فعالیت معاونت امور پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی در کشورها که البته براساس توافقات دوجانبه بین آژانس و دولتها انجام میشود، زمینهای را فراهم میکند تا آژانس تصویر مناسبی از میزان پایبندی آنها به توافقات بینالمللی و وضعیت فعالیتهای هستهای داشته باشد. هدف اصلی این مجموعه آنگونه که در اسناد آژانس آمده آن است که شواهد اطمینان بخشی را نسبت به فعالیتهای هستهای کشورها برای جامعه بینالمللی فراهم کند به گونهای که عدم انحراف آنان به سمت اهداف ممنوعه مشخص شود. گزارشهای جنجالی شورای حکام که در رسانهها بازتاب مییابد دست پرورده این معاونت آژانس است.
اطلاعات مورد نیاز این معاونت، آنگونه که در اسناد آژانس آمده است از سه منبع تأمین میشود که عبارتند از اسنادی که از سوی دولتها ارائه میشود، تحقیقات میدانی بازرسان و کارشناسان این معاونت و سایر منابع آژانس به آنها دسترسی دارد. گرچه مقوله سایر منابع در اسناد آژانس تعریف نشده، اما آنچه که مشخص است این منابع به قدر کافی مورد وثوق آژانس هستند که بتوانند کشوری را برای سالها در صدر گزارشات شورای حکام قرار دهند. در حال حاضر آژانس بینالمللی با تجربهای 50 ساله و 137 عضو، نهادی است که حافظ منافع اعضا در دسترسی آنان به فناوری صلحآمیز هستهای است، گرچه برخی رسانهها به غلط نام «دیدهبان هستهای» را بر آن نهادهاند.
اسناد آژانس نشان میدهد که مهمترین هدف و ساز و کار این نهاد مستقل به گونهای طراحی شده که دستیابی اعضا را به حقوق هستهای خود که از این عضویت ناشی میشود را فراهم کند، نه آن که دیدهبانی و نظارت مهمترین وظیفه آن باشد. این نهاد گرچه به نوعی با سازمان ملل در ارتباط است اما آنگونه که خود این رابطه با تعریف میکند، رابطه بین یک سازمان «مستقل» با یک مرجع بینالمللی است که بر اساس «توافقنامهای خاص» ایجاد شده است.
بر اساس این توافقنامه آژانس گزارش سالانهای را به مجمع عمومی ارائه میکند و همچنین موظف است «ناپایبندی» کشورها به تعهدات هستهای خود را به شورای امنیت سازمان ملل گزارش کند. این موضوع خواهناخواه زمینهای را برای ورود آژانس به مسایل سیاسی ایجاد میکند گرچه مسئولان آن همواره تأکید دارند که فعالیت آژانس صرفاً علمی و فنی است و نه سیاسی.