کتایون مافیmafi@jamejamonlin
* به نظر شما، مشکل اروپا با پرونده هستهای ایران چست؟
** سوال شما را باید اصلاح کنم؛ مشکلی که غرب با پرونده هستهای ایران دارد.
* اما در غرب، ما شاهد 2 محور آمریکا و اروپا در مواجهه با ایران هستیم که بین آنها اختلاف عقیده نیز وجود دارد.
** باید بگویم برنامه هستهای ایران، مورد پسند غرب نبود و اروپاییها از برنامه هستهای ایران نگرانند، اما این روشهای آنان در عمل متفاوت است، این در حالی است که آمریکاییها دارای تفاوت ماهوی با اروپاییها هستند.
فرانسویها، آلمانیها و روسها به دلیل مسائل پس از انقلاب در همکاریهای هستهای خود با ایران، به هیچ تعهدی عمل نکردند و ساخت هیچ نیروگاهی را به پایان نرساندند. زمانی که ایران تصمیم گرفت خود به تکمیل برنامههای هستهاش بپردازد و در این راه نیز موفق هم شد، این مساله به دلیل خودخواهی آنان، مورد پسند غرب واقع نشد، چرا که آنان مایل نیستند که دیگران فراتر از آنان عمل کنند. از این رو، به جای آنکه بررسیهای خود را به شکل تکنیکی و حقوقی ادامه دهند و اگر اشتباهی در این زمینه وجود دارد، آن را دریابند و این مشکل را از طریق آژانس بینالمللی انرژی هستهای حل کنند، پرونده ایران را سیاسی کردند و به رغم شفافسازیهای ایران، توجه خود را معطوف به نگاههای سیاسی و امنیتی کردند و این نگاه در حالی به ایران دوخته شده بود که شاهد فعالیتهای غیرصلحآمیز در ارتباط با پاکستان، هند و اسرائیل بودیم.
* پس میتوان گفت مشکل اروپا با ایران، سیاسی است؟
** بله، این مشکل سیاسی است. خاستگاه انقلابی ایران و برخورداری این کشور از استقلال سیاسی، عضویت ایران در کلوب هستهای و برخوداری از فناوری هستهای و ورود ایران به مرحله توسعه پایدار و نگرانی از اینکه شاید ایران از این فناوری بهرهبرداریهای غیر صلحآمیز داشته باشد، نکات سیاسیای است که دغدغه آنها شده است.
این در حالی است که اروپا باید و مجبور است زمانی ایران هستهای را بپذیرد و اگر امروز این اتفاق نیفتد، در آیندهای نزدیک، این کشورها مجبور به پذیرش ایران میشوند و این در چارچوب 2 مساله تقابل و گفتگوهای مسالمتآمیز حل شدنی است که با تدبیر و تغییر دیدگاه برخی از رهبران عربی نسبت به ایران میتواند صورت گیرد.
از نگاه آژانس و برخی دول اروپایی، ایران گامهای بسیار مثبتی به سوی نرمالیزیشن برداشته است و ما شاهد تحولات بسیار مثبتی در روابط ایران و آژانس هستیم؛ اما کار پرونده هستهای ایران در اینجا تمام نشدنی نیست و پروسه طولانی و چندین ساله را میطلبد.
اتفاقی که در خصوص پرونده P1و P2 افتاد، نشان داد که ایران و آژانس به دنبال حل و فصل مسالمتآمیز و منطقی هستند و مسائل را از طریق تکنیکی و حقوقی دنبال میکنند و ادامه این همکاریها میتواند مانع از شکلگیری تقابل شود.
باید توجه داشته باشیم که آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی بیشتر به دنبال آن هستند که این پرونده را در شورای امنیت حل و فصل کنند و ایران باید بکوشد که این پرونده را به آژانس برگرداند که بیش از تلاش ایران، این مساله به تلاش کشورهایی که نسبت به ایران نگرانی دارند، نیاز دارد تا طرح نو در اندازد و برای عادیسازی روابط گام بردارند، چرا که این ابتکار عمل با خاستگاههای جاهطلبانه سازگار نیست، باید تاکید کنم به رغم تبلیغات فراوان غرب، پرونده هستهای ایران، تنها یک راهحل دارد و آن هم همکاری دو طرف در عین تضمین عینی آنها به صورت منطقی است.
توسعه روابط تکنولوژیک با اروپا میتواند موجب تعامل در این زمینه باشد، ایران کشوری در حال توسعه و از نسل جوان برخوردار است، قویترین قدرت صنعتی غرب آسیا محسوب میشود و دارای موقعیت استراتژیک، دانش فنی و تکنولوژیک است، بنابراین غرب چارهای ندارد که پیشرفتهای تکنولوژیک ایران را بپذیرد.
* به نظر شما، تفاوت دیدگاههای آمریکا و اروپا در قبال پرونده هستهای ایران در چیست؟
** آمریکاییها و اروپاییها، دیدگاههای مشترک و باورهای مشترکی در این باره دارند، اما روشهای آنان در قبال ایران متفاوت است. آمریکاییها همیشه رفتارهای قهرآمیزی در قبال ایران در پیش گرفتهاند اما اروپاییها تلاش میکنند تا با استفاده از آرای بینالمللی، همکاری و مذاکره دو طرف، موضوع را به طریق موردنظر خود حل کنند.
با این حال، هر دو طرف از برنامههای هستهای ایران ابراز نگرانی میکنند، اما باید در نظر داشته باشیم که این رفتارهای قهرآمیز آمریکا تنها در مرحله حرف بوده و آمریکاییها در حال حاضر، قدرت مانور قهرآمیزی ندارند. در حقیقت واقعیتهای ایران به آنان اجازه چنین مانوری را نمیدهد. برای آمریکا حل مساله عراق و افغانستان و مشکلاتی که با ایران در این زمینه دارد، از اهمیت بیشتری برخوردار است تا مساله هستهای و شاید چنانچه این مساله حل شود حتی بیشتر از اروپاییها در قبال موضوع هستهای انعطاف نشان دهد و همکاری کند.
متاسفانه مقامات آمریکایی، زبانی ساده و منطقی برای برخورد با ایران ندارند و در این قسمت، درک دقیقی از تعامل با ایران ندارند. آنان دقیقا نمیدانند که با ایران چگونه رفتار کنند و با چه کسی، چگونه و با چه ادبیاتی صحبت کنند.
* به نظر شما، همکاریهای جدید ایران و آژانس تا چه حد میتواند در برگشت پرونده هستهای ایران از شورای امنیت به آژانس موثر باشد؟
** برگشت این پرونده، پروسهای است که همکاری همگان را میطلبد. متاسفانه آژانس در حل بحرانهای اتمی جهان، ناموفق بوده است. موضوع عراق، لیبی و کره شمالی خارج از آژانس حل شد. آژانس در حال حاضر، در بحران مشروعیت قرار دارد و چارهای ندارد در چارچوب پادمانهای خود مساله ایران را حل کند، اما باید بگویم آژانس برای حل مساله هستهای ایران، جدی است و در این زمینه لازم است ما با دقت و تعامل آژانس را همراهی کنیم.
* با توجه به اعلام آمادگی سولانا برای مذاکره، فکر میکنید گزارش آتی سولانا با چه سمت و سویی تنظیم شود؟
** این که گزارش سولانا در چه سمتی خواهد بود، میتوان آن را از مواضع وی و دولتهای اروپایی متوجه شد، با این حال، فکر میکنیم سولانا به دنبال منازعه و پیچیده کردن این پرونده نیست و به دنبال راهگریزی و محلی برای برداشتن گامهایی در این باره است.
این موضوع نشان میدهد به رغم تهدیدهایی که از سوی برخی کشورها مطرح میشود، پیام اروپا به ایران، آن است که آنها در جستجوی راهحل دیپلماتیک برای حل مساله هستند، هر دو طرف حرفهایی برای گفتن دارند که میتواند در چارچوب گفتمان دو طرف مطرح شود.
* بخشی دیگر از این مصاحبه را میخواهم در خصوص رویکرد جدید متحدان اروپایی آمریکا اختصاص دهیم، به نظر شما، تفاوت دیدگاههای براون و بلر در ارتباط با آمریکا چگونه است و تا چه اندازه این دیدگاهها متفاوت هستند؟
** میتوان گفت از زمانی که بلر قدرت کنارهگیری کرد، انگلیس فاصله جدی از بلریسم گرفت. سیاستهای آمریکا و انگلیس همواره نزدیک بوده است، اما این نزدیکی در زمان بلر به حدی شد که انگلیس مانند یکی از ایالتهای آمریکا کاملا محض و تابع دولت این کشور بود و از این رو، واشنگتن توانست ماه عسل طولانی را با لندن داشته باشد. اما این سیاست با سیاستهای آتلانتیکی دیگر دولتمردان انگلیس خیلی متفاوت بود. اینک فصل پایان بلریسم فرا رسیده و این فرصت فراهم شده است تا این کشور به سیاستهای داخلی و سیاستهای خارجی مورد نظر خود بپردازد. در طول نخستوزیری بلر به دلیل نزدیکی سیاستهای واشنگتن و لندن و مشارکت سربازان انگلیس در عراق، بحثهایی چون وضعیت سربازان انگلیسی در عراق، امنیت داخلی و... پیش آمد و اینک بر این تلاش میکند تا با حل این مشکلات، سیاست درونگرا را که مورد نظر انگلیس و دوستان اروپاییاش است، در پیش گیرد.
همچنین با نزدیک شدن انتخابات در این کشور، براون میکوشد تا با این روش، حزب کارگر را به سمت پیروزی در انتخابات هدایت کند.
اما این موضوع در مورد فرانسه متفاوت است؛ فرانسه در این مدت تلاش کرده است فاصلهها را کم کند، اما این ماه عسل در خصوص فرانسه خیلی طولانی نیست، روحیه ناسیونالیست احزاب فرانسوی، کمتر اجازه میدهد که این نزدیکی با سیاستهای آمریکا دوام یابد.
سیاستهای سارکوزی با شیراک بسیار متفاوت است. امروز سارکوزی میکوشد با همراهی در تمامی سیاستهای غربی، حتی اسرائیل و در تمام موضوعات بینالمللی و جهانی همراهی کند و از نزدیکی فرانسه در موضوعات عربی به نفع غرب بهره ببرد.
* با توجه به این که در حال حاضر، دولتهای اروپایی از سیاستهای آمریکا حمایت کردهاند، آینده سیاست خارجی سارکوزی را چگونه ارزیابی میکنید؟
** در حال حاضر، وجود تحرکات جدی در معادلات منطقهای موجب شده که فرانسه در موضوعات بینالمللی فعالتر شود، مسائل صلح خاورمیانه، تشنجات در لبنان و برخورداری از روابط نزدیک و خاص با رهبران عرب منطقه، موجب دگراندیشی در سیاستهای فرانسه شده است و موجب شده تا واشنگتن، فصل جدیدی را در روابط با پاریس بگشاید. گرایشهای غربی ـ اسرائیلی سارکوزی نیز به این مساله دامن زده است.
امروز فرانسه با بحرانهای داخلی و مشکلات فراوان روبهروست و فرانسه امروز با فرانسه سال 2003 تفاوت بسیار دارد. مطلوبیت سیاستهای سوسیالیستی در این کشور و حمایت از تفکر اروپامدارانه، اجازه روابط طولانی میان واشنگتن و پاریس را نمیدهد. به نظر میرسد گامهای بلندپروازانه در روابط پاریس و واشنگتن در آینده نزدیک با مخالفت جناح سوسیالیستها روبهرو شود.
* با وجود افزایش تنش اخیر در میان اعضای شورای امنیت، اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
** دلیلی برای انتشار قطعنامه سوم وجود ندارد، فکر نمیکنم قطعنامه شدیداللحنی علیه ایران صادر شود و اگر قطعنامهای صادر شود، در حد تذکر خواهد بود.
در حال حاضر، شاهد دودستگی در میان اعضای شورای امنیت هستیم که این مساله اعمال تحریمهای بیشتر را علیه ایران با تردید مواجه میکند. در حال حاضر، اعضای 1+5 به سه گروه تقسیم شدهاند؛ گروه روسیه و چین، آلمان و انگلیس و فرانسه و آمریکا، من احساس میکنم توسعه همکاریهای ما با آژانس موجب فروپاشی 1+5 میشود.
در این میان، آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است، توسعه معادله همکاری از سوی ایران است. اگر بتوانیم معادله همکاری را افزایش دهیم، میتوانیم مسائل را بهتر حل و فصل کنیم و این معادله؛ گامی بهتر برای جلوگیری از تشدید تحریمهاست.
* سیاست خارجی ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟ در این میان، ارتباط با آمریکا را چگونه میدانید؟
** گسترش روابط با آمریکا، به عملکرد خود آمریکا بستگی دارد. متاسفانه به دلیل شرایط فعلی، به شکلی ناخواسته آمریکا همسایه ما شده است و ما در این میان، حضور آمریکا را در عراق و افغانستان مشروع نمیدانیم. آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم، وارد منطقه ما شده است و در این میان، ما هر چه انعطاف از خود نشان دادیم و قدمی به جلو برداشتهایم آنها دو قدم به سمت عقب برداشتهاند. آمریکاییها در ارتباط با ما دچار سوءبرداشت هستند و برداشتهای ما با آنها متفاوت است.
آنها باید بدانند ما دشمنی و درگیری دائمی با کسی نداریم و نمیخواهیم داشته باشیم و دوستیها و دشمنیهای ما بر اساس منافع ملی برقرار میشود.
در عین حال، باید توجه داشت گفتگوهای ایران و آمریکا بر سر عراق اگرچه برای تامین امنیت در عراق شکل گرفته است، اما میتواند فهم جدیدی را برای آمریکاییها ایجاد کند و منتج به واقعیت شود و بتوانند درک خود را از یکدیگر کامل کنند.