نبیالله ابراهیمی
گفتوگوهای ایران و ایالات متحده آمریکا با محوریت عراق در فضایی آکنده از سکوت، رعایت، و با بیم و امیدهایی با میانجیگری نوریالمالکی نخستوزیر مورد حمایت آمریکا و ایران در منطقه «سبز بغداد» برگزار شد. شاید مهمترین نتایج این گفتوگوها استمرار تعامل، دوراندیشی و راهبرد مشترک جهت حل تنشهای مهمتر امنیتی ـ منطقهای در سطح خاورمیانه باشد. سفرای ایران و آمریکا در بغداد در شرایطی مقابل یکدیگر قرار گرفتند که بعد از 28 سال مونولوگ میان این دو کشور، کانال بغداد توانست آن را به یک دیالوگ مبدل سازد. به عبارتی ایالات متحده رسماً پذیرفت که برای حل بحران عراق، این ایران است که میتواند حلال مشکل باشد نه طرفهای ترک یا عرب. البته اگرچه خوشبینی بیش از حد از نتایج این گفتوگوها غیرمنطقی به نظر میرسد ولی برگزاری دور اول یا موافقت با نشستهای آینده در مورد مسائل گوناگون منطقهای خود میتواند نوید از نوعی دیپلماسی تعاملگرایانه همراه با رویکرد بازدارندگی در مقابل دیپلماسی مقابلهجویانه و تدافعی باشد. از دیگر ابعاد این نشست که رایان کراکر سفیر آمریکا در عراق آن را کارآمد خواند میتوان به پیشنهاد ایران مبنی بر «مکانیسم امنیتی سهجانبهای» اشاره کرد که در واقع خود نشانگر پذیرفتن واقعیتی است که بحران عراق، توسط ایران، آمریکا و خود عراقیها قابل حلوفصل است.
نشست بغداد اولین دور مذاکره در نوع خود و علامت کوچکی بود که واشنگتن تصور میکند آشتی با ایران پس از گذشت بیش از ربع قرن قطع روابط دیپلماتیک میان دو کشور ممکن خواهد بود و برای ایران نیز این نشست از آن جهت اهمیت داشت که میتوان بدون اتهام آمریکا مبنی بر دخالت تهران در عراق برای حل بحرانهای منطقهای پشت میز مذاکره رفت. در همین زمینه روزنامه واشنگتنپست مینویسد: «نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا نیز که به خاطر سفرش به سوریه از کاخ سفید مورد انتقاد قرار گرفته، اقدام دولت بوش را در خصوص برگزاری مذاکرات روز دوشنبه تحسین کرده است.
وی در برلین گفت: «من فکر میکنم برگزاری این مذاکرات خیلی مهم است و در پایان کار، ما میخواهیم بدانیم که همه راهحلهای دیپلماتیک امتحان شده است.»
این گفته نانسی پلوسی نشاندهنده آن است که نیمی از جمهوریخواهان به ریاست خانم رایس وزیر امور خارجه و دموکراتها خواهان مذاکره با ایران شدهاند. آمریکاییها در واقع گزارش بیکر ـ همیلتون را در یک مدل آزمایشی به اجرا در آوردهاند چرا که هدف اصلی این گزارش مذاکره با سوریه و ایران در زمینه حل بحران عراق است.
سفر پلوسی به دمشق و نشست بغداد میان ایران و آمریکا به نظر میرسد همان حلقه گمشده گزارش بیکر ـ همیلتون باشد ولی نکته مهم این اجماع آمریکایی این است که در صورت ادامه شکست چنین نشستهایی، روابط ایران و ایالات متحده و کلیه مسائل مرتبط منطقهای با منافع این دو کشور تحتالشعاع قرار گرفته و به بنبست خواهد رسید. پس استمرار این گفتوگوها خود میتواند تا حد زیادی گزینه جنگ یا تحریم مطلق را بر روی میز جنگطلبان آمریکایی حذف کرده یا کاهش دهد. به هر حال نشست بغداد خود نشاندهنده این است که بازیگر اصلی صحنه عراق، ایران است و آمریکاییها اگرچه از درک این نفوذ بعد از چهار سال عاجز بودهاند یا بازیگران دیگر منطقه مانند اعراب از آن جلوگیری میکردند، ولی کانال بغداد بهطور رسمی ایران را به بازیگر اصلی عراق تبدیل ساخت.
اعراب و نشست بغداد
اعلام رسمی ایالات متحده مبنی بر اینکه برای حل بحران عراق بایستی از ایران کمک خواست، قطعاً اعراب را به واکنش فرا میخواند. اگرچه عربستانسعودی و بعضی دیگر کشورهای عربی بعد از ارائه گزارش کمیته بیکر ـ همیلتون، صراحتاً به آن اعتراض کردند و طرح مزبور را در راستای تقویت نقش ایران در خاورمیانه تلقی کردند ولی نشست بغداد خود بستر گسترش نقش ایران در مسائل خاورمیانه است. به عبارتی ریاض و دوستانش میدانند که در عمل بایستی شاهد اجرای طرح بیکر ـ همیلتون باشند.
عملی شدن مذاکره ایران و آمریکا و اعلام موفقیت آن از سوی دو طرف، نگرانی مقامات کشورهای عربی منطقه را به همراه داشته است. آنها این رویداد مهم سیاسی را که در آن، آمریکا به عنوان یک قدرت بینالمللی، از موضع کاملاً برابر در مقابل ایران، بهعنوان یک قدرت منطقهای به مذاکره نشسته و دو طرف مواضع خود را مطرح کردهاند، پیروزی مهمی برای ایران قلمداد میکنند. اگرچه اعراب در نشست اخیر اتحادیه عرب در ریاض (مارس 2007) در کمیته چهارجانبه خود متشکل از عربستان، اردن، امارات و مصر گزینهها و سناریوهای جنگ ایران و آمریکا را بررسی کرده و آماده انزوای ایران شده بودند ولی نشست بغداد یک پیام مهم برای آنان داشت؛ اینکه ایران بدون میانجیگری اعراب و بااستفاده از کارت هویتی خود در عراق توانست دست برتر خود را در منطقه به نمایش بگذارد. البته کشورهای عربی دیپلماسی ضدایرانی خود را برای شکست این قبیل مذاکرات فعال خواهند کرد، از فرستادن بندربنسلطان به کاخسفید گرفته تا هیاهوی رسانهای برای القای این نکته که ایران عجم ـ شیعی با آمریکاییهای اشغالگر همدست شده تا کمک به شورشیان سنی در عراق. در مقابل این بازی خزنده اعراب که به نوع روابط آمریکا با ایران ربط پیدا کرده، میتوان نتیجه گرفت که کشورهای عربی برای نیل به منویات خویش و جذب بیشتر ایالاتمتحده برای ارتقای امنیت ملی خود، از بحران موجود میان آمریکا و ایران و افزایش این تنشها استقبال میکنند. به عبارتی بسته شدن کانال دیپلماتیک ایران و آمریکا سالها است که اعراب را تشویق کرده که به راحتی صحبت از انزوای ایران، دخالت در امور داخلی عراق و لبنان و نفوذ عملی در سیاستگذاری این کشورها، تشویق کشور یمن برای ادعاهای واهی جهت دخالت ایران در کمک به شورش شیعیان این کشور، تغییر نام خلیج همیشه فارس و ادعای واهی علیه جزایر سهگانه ایرانی و غیره کنند. البته روابط ایران با کشور مهم و راهبردی مصر از چند جهت اهمیت دارد؛ 1ـ مصر مانند عربستان و کشورهای شورای همکاری خلیجفارس از حساسیت کمتری نسبت به اوضاع عراق یا بحث ورود سنیها به ساختار سیاسی عراق جدید برخوردار است. 2ـ این کشور به نحوی در پی اعاده نقش از دسترفته خود در جهان عرب و رهبری کشورهای عربی است که روابط با ایران میتواند با توجه به نفوذ تهران بر بغداد و دمشق، این امر را میسر سازد. 3ـ مصر برای ایران میتواند نقش مفیدتری را در صحنه سیاسی عراق به جای عربستان بازی کرده و 4ـ وجود مصر میتواند باب نوعی منطقهگرایی را برای ایران با شمال آفریقا باز کند. پس اعلام آمادگی آقای احمدینژاد در امارات در جهت بهبود روابط با مصر میتواند هم به چگونگی بازی اعراب در قبال نشست بغداد کمک کند و هم اینکه قاهره میتواند در آینده بهعنوان یک طرف سنی و عرب در قضایای عراق و چگونگی گفتوگوهای ایران و آمریکا راجع به موضوع عراق نقشی سازنده را ایفا کند.
روسیه و نشست بغداد
تاریخ روابط خارجی ایران با روسیه آکنده از شک و بیاعتمادی و سوءظن بوده است. از ترکمنچای و گلستان گرفته تا چگونگی راهاندازی نیروگاه بوشهر یا بازی همسو با اعضای دائم شورای امنیت در قبال صدور قطعنامهها علیه ایران، همه و همه نشاندهنده سیاست یک بام و دو هوای مسکو در قبال تهران است. این کشور اگرچه قدرت رویارویی با ایالاتمتحده حتی در حوزه نفوذ راهبردی خود در شرق اروپا و اوراسیا را ندارد بلکه به تعهدات و تکالیف قانونی خود در قبال پروژههای اقتصادی مانند نیروگاه بوشهر بهخوبی عمل نمیکند. روسها بیصبرانه انتظار شکست دور بغداد میان ایران و آمریکا را میکشیدند. آنها نگران آن هستند که این گفتوگوها به نزدیکی دیدگاههای تهران ـ واشنگتن در مسائل منطقهای از جمله آسیای مرکزی و حوزه خزر منجر شود. به عبارتی روسها که از طرف ناتو نیروهای آمریکایی زیر فشار سیاسی قرار گرفتهاند از هرگونه موفقیت گفتوگوهای ایران و آمریکا در هراس هستند. شاید سفر اخیر پوتین به کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی پیشبینی چنین رخدادی بود. روسها به اعراب قول ساخت نیروگاههای هستهای را دادهاند تا آنها را به هنگام رویگردانی تهران از سیاست منفعتطلبانه خود جذب کنند. این نکته بسیار اهمیت دارد که روسها برای عدم نزدیکی آمریکا و ایران سالهاست که تلاش کردهاند.
اروپا و نشست بغداد
بعد از ناکارآمدی پیشنهادات اروپاییها در قالب بسته پیشنهادی و بینتیجه بودن مذاکرات هیاتهای ایرانی و اروپایی رویکرد قاره سبز به سمت ایالات متحده آمریکا سوق پیدا کرد. در واقع اروپا ناکارآمدی خود را برای حل تنشهای بینالمللی در مذاکرات خود با ایران نشان داد و مشخص ساخت که این اتحادیه از حل یک بحران عاجز و ناتوان است همانگونه که در قضیه بالکان نمود پیدا کرده بود. با آمدن سارکوزی به کاخ الیزه و رویکرد آمریکایی آن در واقع نشست بغداد تاکتیکی اساسی از طرف ایران محسوب میشود. شاید نشست بغداد پله حل بحران لبنان در آیندهای نزدیک با حضور فرانسه و ایران یا کشورهای ذینفع دیگر باشد.
به هر حال اروپا بایستی منتظر نتایج این نشستها بوده و ببیند که دو کشور ایران و آمریکا چگونه در مورد حل مسائل خاورمیانه تصمیم میگیرند چراکه آنها (اروپاییها) دارای کمترین نقش موثر در خاورمیانه هستند.
به هر حال مذاکرات ایران و آمریکا تابوی گفتوگوی 28 ساله با این کشور را شکسته است و دو طرف مذاکرات صریح و بیپردهای داشتهاند و این امر نشان از ایجاد زمینه مشترک برای همکاری دارد. همچنین نشست فوق خود یک فاکتور مهم را برجسته کرد و آن اینکه بحران عراق تنها موضوعی است که دو کشور میتوانند برای حل آن با یکدیگر همکاری کنند. به عبارتی برخلاف بحران فلسطین و لبنان که ایران و ایالات متحده هرکدام از یکی از طرفهای متخاصم جانبداری میکنند، در بحران عراق هر دو کشور خود را مدافع دولت نوریالمالکی میدانند و خواستار تقویت و تحکیم این دولت هستند. این وجه مشترک و دفاع از اکثریت شیعی خود توانسته «کانال بغداد» یا «نشست بغداد» را ایجاد کند که در تاریخ 28 ساله دو کشور بیسابقه و تعجببرانگیز است. این نشستها اگر استمرار پیدا کند با یک ملاحظه میتوان گفت که دور بغداد میتواند دورهای دیگری را برای حل بسیاری از مسائل و اختلافات دو کشور در خصوص مساله خاورمیانه رقم زند و شکست اینگونه مذاکرات میتواند پیامدهای خطرناکی را برای کل منطقه خاورمیانه داشته باشد و تاثیر منفی شدید بر روی بحران هستهای ایجاد کند.