تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۶  ، 
کد خبر : ۶۰۸۲۰

رژیم اسرائیل در حال فروپاشی است

اشاره‌: مدیر سابق بی­‌بی­‌سی در موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک انگلیس گفت، پایان کار دولت اسراییل آغاز شده است. «آلن هارت» در این نشست به تشریح این موضوع و پیامدهای آن پرداخته است.

هم­‌اکنون ما با دو وضعیت مواجه هستیم: یکی تشکیل کشور فلسطین برای دستیابی به صلح واقعی و پایدار و دیگری فاجعه برای همه است.

البته منظور من از همه فقط یهودیان اسراییل و اعراب منطقه نیستند. بلکه منظور همه هستند.

زمانی که در حال تهیه متن این سخنرانی بودم، فکر می­‌کردم من اولین فردی هستم که به صورت علنی اعلام می­‌کنم، اسرائیل آخرین بذرهای نابودی خود را در لبنان کاشته است.

ولی موقع تکمیل این متن به مصاحبه «زبیگنیو برژینسکی» مشاور امنیت ملی «جیمی کارتر» برخورد کردم.

او در مصاحبه خود گفته است، در نهایت اگر سیاست­‌های نومحافظه­‌کاران ادامه یابد، آمریکا از منطقه (خاورمیانه) اخراج خواهد شد و این مسئله آغازی برای پایان عمر اسرائیل خواهد بود.

آغاز بمباران لبنان توسط اسراییل نشان­ده‌هنده نمایش عادی تروریسم دولتی صهیونیسم بود. مطالب بی­‌معنای زیادی توسط دست­‌نشانده­‌ها و سیاستمداران در جهان در مورد علت آغاز این جنگ گفته و نوشته شد.

البته بخش اصلی مطالب بی­‌معنای آنها در مورد این بود که حزب­‌الله باعث آغاز این جنگ شد و اسرائیل تنها از خود دفاع می­‌کند ولی من فکر می‌کنم صادقانه­‌ترین مطلبی که می‌‌توان در مورد نقش حزب­‌الله در آغاز این جنگ عنوان کرد این است که درگیری حزب­‌الله با نیروهای اسرائیل و گروگان‌گیری دو سرباز اسرائیلی، به ژنرال­‌ها و سیاستمداران اسراییل بهانه­‌ای داد که آنها برای آغاز جنگ به آن نیاز داشتند.

من در جنگ شش روزه سال 1967 در حال تهیه گزارش در اسرائیل بودم. در دومین روز از این جنگ یکی از منابع خبری من سرلشکر «شایم هرزوگ» بود.

او یکی از بنیانگذاران مدیریت اطلاعات نظامی اسراییل بود که در یک گفت­‌و­گوی خصوصی به من گفته بود اگر ناصر اینقدر احمق نبود که به ما بهانه لازم برای آغاز جنگ را بدهد. ما طی یک سال تا 18 ماه آینده یک بهانه به وجود می­‌آوردیم.

هدف حزب­‌الله از این گروگان­گیری این بود که بتواند از این طریق سه تبعه لبنانی را که در زندان­های اسرائیلی به سر می­‌برند آزاد کند، بخصوص آن که حزب­‌الله می­‌دانست بدون در اختیار­ داشتن گروگان، اسراییل حاضر به آزاد کردن این سه لبنانی نخواهد بود.

اسرائیل در 12 ژوئیه 2006 علاقه‌ای به تبادل اسیران نداشت و حتی لحظه­‌ای را به دیپلماسی یا مذاکره برای آزادی سربازان خود اختصاص نداد. اسرائیل حتی حمله خود را به یک منطقه از (جنوب) لبنان محدود نکرد و فورا وارد جنگ شد به گونه­‌ای که «امیر پرتز» وزیر دفاع اسراییل گفته بود ما از مرحله تهدید پرش می­‌کنیم و مستقیما وارد عمل می‌شویم.

یکی دیگر از تفاوت­‌های واکنش اسراییل به حادثه 12 ژوئیه این بود که از زمان خروج اسراییل از لبنان در سال 2000، حزب­‌الله و اسراییل بارها با یکدیگر در منطقه مرزی درگیر شده بودند. ولی این­ بار اسراییل برای اولین بار تصمیم گرفت مستقیما دولت جدید و منتخب لبنان را مسئول بداند هر چند که اسراییل به خوبی می­‌دانست دولت جدید لبنان توانایی کنترل حزب­‌الله را ندارد.

علاوه بر آن، اسراییل می­‌دانست که دولت لبنان در حال انجام مذاکره با حزب­‌الله بود تا به آن اجازه دهد دولت بیروت کنترل خود را بر تمامی خاک لبنان اعمال کند لذا در این زمان بود که اسراییل تصور کرد با متهم­ کردن دولت لبنان، از بهانه مناسبی برای آغاز یک حمله گسترده علیه اهداف خود در سراسر لبنان برخوردار بود.

البته من نمی­‌دانم که هدف جنگ­‌طلبان اسراییل این بود که با بی­‌ثبات­ کردن دولت لبنان و ایجاد شرایط برای آغاز جنگ داخلی در این کشور، بتوانند این فرصت را به دست آورند که یک دولت مسیحی دست­‌نشانده بر سر قدرت بیاورند یا خیر ولی من این را می­‌دانم که وقتی شارون در سال 1980 به لبنان حمله کرد و تا بیروت پیش رفت، هدف آن روی کار آوردن یک دولت دست­‌نشانده مسیحی بود که به این ترتیب با اسراییل صلح کند.

در مورد موشک‌­های حزب­‌الله نیز که با موشک­های فوق مدرن اسراییل قابل مقایسه نیست، نمی­‌توان گفت این موشک­‌ها پاسخی به اولین بمباران­‌های لبنان توسط اسراییل بوده است.

تصور این ­که حزب­‌الله آغازگر این جنگ بوده تنها تبلیغات بی­‌معنای صهیونیستی است و این گونه تبلیغات از سوی اسراییل چیز جدیدی نیست.

مسئله واقعا جدید این است که «تونی بلر» نخست­‌وزیر سابق انگلیس بدون هیچ سؤال، جدیت و حتی شرمساری به گسترش این تبلیغات صهیونیستی پرداخت.

در واقع من فکر نمی­‌کنم بلر همانند «سگ پشمالوی» بوش است بلکه فکر می­‌کنم بلر به اندازه هر نومحافظه­‌کار آمریکایی، هر اصولگرای مسیحی و هر فرد صهیونیست، به عدالت و تقوی معتقد است!

برای کسانی که واقعا می­‌خواهند درک کنند چرا دولت صهیونیستی اسراییل یک دولت تروریستی است تنها می­‌توانم بگویم که کتاب من تحت عنوان صهیونیسم: دشمن واقعی یهودیان را بخوانند و بخصوص به صفحه 485 جلد اول آن توجه کنند.

در این صفحه من از «موشه­‌دایان» جنگ‌سالار و استاد نیرنگ اسراییل در ماه مه 1955 نقل قول کرده‌ام. زمانی که دولت «آیزنهاور» اسراییل را تحت فشار قرار داده بود تا سیاست­‌های حملات تلافی‌جویانه را کنار بگذارد، او در جلسه­‌ای که در پشت درهای بسته با سفیران اسراییل در واشنگتن، لندن و پاریس برگزار کرده بود به تشریح علت مخالفت خود با فشارهای غرب برای پایان دادن به این سیاست پرداخته بود.

در آن زمان، آیزنهاور می­‌دانست که ناصر تمایلی به جنگ با اسراییل نداشت و آماده بود در زمان ممکن به توافق برسد.

آیزنهاور همچنین می­‌دانست که حملات تلافی‌جویانه اسراییل شرایط را برای این ­که بتواند زمینه صلح با اسراییل را فراهم سازد غیرممکن می‌ساخت.

دایان به سفیران اسراییل گفته بود این حملات تلافی­‌جویانه همانند «داروی زندگی» است زیرا به گفته او این حملات به دولت اسراییل اجازه می­داد میزان زیادی تنش را در کشور و ارتش حفظ کنند.

ارتش اسراییل با در اختیار داشتن حدود 23 هزار سرباز، ارتشی نسبتاً کوچک است. 250 هزار زن و مرد دیگری که در صورت نیاز طی 48 ساعت باید بسیج شوند نیروهای ذخیره اسرائیل هستند که تشکیل شده از تمامی جوامع غیرنظامی اسرائیل است. اسرائیل بدون انجام حملات تلافی‌جویانه نمی­‌توانست این احساس را در میان مردم خود ایجاد کند که دولت صهیونیست همیشه در معرض خطر نابودی است و به این ترتیب این امکان وجود دارد که در صورت عدم استفاده از این سیاست، نیروهای ذخیره اسرائیل در صورت نیاز، تمایلی به شرکت در جنگ نداشته باشند.

به این ترتیب می­‌توان گفت چیزی که دایان واقعاً از آن بیم داشت حقیقت بود زیرا او نیز همانند دیگر رهبران اسرائیل می­‌دانست که وجود اسرائیل از سوی هیچ کدام از کشور­های عربی و حتی ترکیبی از آنها مورد تهدید قرار نداشت. این همان حقیقتی بود که یهودیان اسرائیل نبایستی از آن آگاهی می‌داشتند.

ترس دایان از این بود که اگر یهودیان اسرائیل از این واقعیت آگاهی یابند، ممکن بود آنها بر اساس شرایط مورد قبول اعراب خواستار دستیابی به صلح شوند ولی مسئله اینجا بود که این شرایط مورد قبول صهیونیست­ها نبود.

در این جلسه که دایان بر لزوم ادامه حملات تلافی­‌جویانه اسرائیل تاکید داشت «گیدئون رافائل» وزیر خارجه اسرائیل نیز حضور داشت. او اظهارات دایان را به اطلاع «موشه شارت» نخست­‌وزیر اسرائیل رساند که به نظر من تنها نخست­‌وزیر منطقی بود که اسرائیل تاکنون داشته است.

براساس کتاب خاطرات شارت، رافائل در این دیدار به او گفته بود، این­ گونه بود که فاشیسم در ایتالیا و آلمان شکل گرفت.

این ­گونه بود که فاشیسم در دولت صهیونیستی اسرائیل شکل گرفت.

ایده شکل­‌گیری اسرائیل به عنوان یک دولت دموکراتیک کاملاً معیوب است. هر چند این درست است که یهودیان اسرائیل از آزادی بیان برخوردارند، ولی در حقیقت و بخصوص از زمان شمارش معکوس برای جنگ سال 1967، این ژنرال­‌های اسرائیل هستند که بیشتر سیاست­‌های اسرائیل را تعیین می­‌کنند، حتی اگر هیچ­ کدام از آنها نخست­‌وزیر نباشند.

در ژوئن 1967، «لوی اشکول» نخست­وزیر وقت اسرائیل نمی­‌خواست اسرائیل را وارد جنگ کند. این جنگ توسط ژنرال­‌ها که در آن زمان دایان هدایت آنها را بر عهده داشت به او تحمیل شد.

همانگونه که در جلد دوم کتاب خود توضیح داده­‌ام، اتفاقی که در لحظات آخر شمارش معکوس آغاز جنگ رخ داد در حقیقت نوعی کودتای نظامی بود که حتی بدون تلفات جانی زیاد به نیروهای اسرائیلی بسیار بیشتر از چیزی بود که افکار عمومی اسرائیل آمادگی تحمل آن را داشت.

جنگ علیه لبنان تنها یک نمایش بوده­ است، ژنرال‌های اسرائیلی در این مدت تلاش­‌های خود را برای از بین بردن حماس، شدیداً تشدید کردند و در حقیقت وقایعی که در حال اتفاق افتادن بود، بسیار بیشتر از آن چیزی بود که ما شاهد آن بودیم.

بازی اسرائیل در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن این است که زندگی را به حدی برای فلسطینیان دشوار سازد که آنها در نهایت بپذیرند بر سر میز صهیونیست­ها بنشینند و یا اینکه خانه و کاشانه خود را ترک کنند و از این مناطق خارج شوند.

به گفته کسانی که هم­‌اکنون سیاست­ها را تعیین می­‌کنند (ژنرال­ها و سیاستمداران اسرائیل، نومحافظه­‌کاران و افراد نزدیک به دولت بوش و دستیاران آنها در دولت انگلیس)، نام این بازی جدید، ساخت خاورمیانه جدید است. البته خاورمیانه جدید توس بوش و بلر و تروریسم صهیونیسم که مورد حمایت آنها است در حال شکل­‌گیری است ولی چه نوع خاورمیانه جدیدی شکل خواهد گرفت؟

به نظر من این خاورمیانه­‌ای است که در آن دولت صهیونیستی اسرائیل که طی سال‌ها ‌فرصت­های زیادی را برای دستیابی به صلح با اعراب از دست داده است بیش از پیش آسیب‌پذیر خواهد بود و برای اولین­ بار در تاریخ کوتاه مدت خود اسرائیل با امکان شکست مواجه خواهد بود.

به نظر من بذر شکست احتمالی اسرائیل اخیراً در لبنان کاشته شده است. واقعیت این است که تازه‌ترین ماجراجویی نظامی اسرائیل به صورت کامل موثر واقع شده، این اقدام نه تنها باعث شلیک موشک­‌ها به شمال اسرائیل شد، بلکه باعث شد حزب­‌الله توسط اعراب و جهان اسلام مورد تحسین قرار گیرد. لذا با توجه به این مسئله آیا واقعاً تعجب‌برانگیز است که اعراب و مسلمانان جهان به این فکر کنند که اگر 3000 نیروی چریکی حزب­‌الله توانستند برای هفته­‌ها در برابر اسرائیل قدرتمند ایستادگی کنند و در پایان نیز به صورت جدی به آن خسارت وارد کنند، چه اتفاقی رخ می­‌دهد اگر همه آنها در این جنگ شرکت کنند؟

من تصور می­‌کنم که حتی فکر شکست اسرائیل روزی باعث ایجاد شادی در تمامی کشورهای عربی و اسلامی خواهد شد ولی قطعاً هیچ جای شادی وجود ندارد زیرا هیچ معمایی در مورد این وجود ندارد که اگر اسرائیل در آستانه شکست قرار بگیرد چه اتفاقی رخ خواهد داد.

در یکی از مصاحبه­‌هایم با «گلدا مایر» نخست­‌وزیر اسرائیل از او این سؤال را پرسیدم: می‌خواهم بدانم که آیا منظور شما را درست متوجه شده­‌ام یا خیر... شما گفته­‌اید اگر اسرائیل در معرض نابودی در میدان جنگ قرار گیرد، آماده خواهد بود تا منطقه و کل جهان را با خود نابود کند؟ و او نیز بدون کوچکترین مکثی پاسخ داد: «بله دقیقاً همان چیزی است که من گفته­‌ام.»

لابد اسرائیل این کار را با شلیک موشک­‌های هسته­‌ای خود به سمت پایتخت کشورهای عربی انجام خواهد داد.

باید دستور کار نومحافظه­‌کاران و دستیاران آنها به زباله­‌دانی تاریخ سپرده شود تا بتوان راه‌حلی برای این مشکل به دست­ آورد. مشکلی که من از آن به عنوان سرطان در قلب امور بین­‌المللی یاد می­‌کنم.

متأسفانه با توجه به این واقعیت که برای دستیابی به راه­‌حلی برای تشکیل کشور اسرائیل و فلسطین در کنار یکدیگر و بازگشت اسرائیل به مرزهای قبل از جنگ 1967 دیر شده است، من فکر می­‌کنم برای این­ که بتوان به تمامی این فجایع پایان داد باید مسئله فلسطین را از طریق تشکیل یک کشور برای همه حل کرد.

لذا به این ترتیب تشکیلات مستعمراتی صهیونیسم و خود صهیونیسم پایان خواهد یافت. به نظر من اتفاقی که باید در خاورمیانه جدید رخ دهد این است که یک کشور برای اعراب و یهودیان تشکیل شود که به این ترتیب همه آن­ها بتوانند در امنیت و صلح در کنار یکدیگر زندگی کنند.

شدیداً از اینکه شهروند کشوری هستم که دولت آن همانند دولت بوش با اقدامات اسرائیل علیه مردم لبنان و فلسطین هم­دستی می­‌کند، شرمسار هستم زیرا تنبیه جمعی یک جنایت جنگی است و به این ترتیب می­‌توانیم و باید بگوییم تونی بلر و جرج بوش نیز در جنایات جنگی ژنرال­‌های اسرائیلی و سیاستمداران اسرائیلی که خواسته­‌های آن­ها را اجرایی می­‌کنند، شریک هستند. من فکر می­‌کنم این معادله بسیار ساده است، تا زمانی که عدالت برای فلسطینیان رعایت نشود، برای هیچ کدام از ما صلح وجود نخواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات