تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۶۰۸۳۹

همایش «آینده ملت یهود» یا «آینده کشور اسراییل»؟


گروه ترجمه روز - مرکز بررسى‌هاى راهبردى خلیج(فارس):
در همایش «آینده ملت یهود» که توسط «پژوهشکده برنامه ریزى سیاست هاى ملت یهود» در قدس اشغالى که در روز ۱۲/۷/۲۰۰۷ به پایان رسید و حدود ۱۲۰ نفر از رهبران اسراییل و اقلیت هاى یهودى و متفکران و بازرگانان یهود از سراسر جهان در آن شرکت داشتند تنظیم شده بود، بسیارى از قضایا و چالش هاى راهبردى که ملت یهود در اسراییل و دیگر نقاط جهان تا سال ۲۰۳۰ با آنها درگیر خواهند بود را مورد بحث و بررسى قرار داد. در این همایش بررسى هایى که توسط گروه پژوهشگران به ریاست «یخر قیل درور» کارشناس راهبردى و رییس بنیانگذار پژوهشکده «آخى گیل» مدیر کل اسبق وزارت امور خارجه اسراییل تهیه شده بود مورد بحث و بررسى قرار گرفت. همایش مزبور مهم ترین چالش هایى که صهیونیست ها با آن مواجه خواهد شد را به ترتیب زیر خلاصه نمود:
۱- بالا گرفتن «اصولگرایى» در رویارویى با جهانى شدن و ورود جنگ تمدن ها به مرحله پیشرفته طورى که برآینده رژیم هاى هم پیمان با غرب در منطقه خاورمیانه و امکان سیطره اصولگرایان بر برخى رژیم ها، تاثیرگذار خواهد بود که این امر به گسترش شبکه هاى بین المللى براى «جهاد جهانى» منجر خواهد شد.
۲- خطر آفرین بودن حضور تروریسم علیه یهود و نهادهاى یهودى در سراسر جهان که با قدرت گیرى تندروهاى اسلامى به علت نبود ثبات در منطقه و رکود عناصر میانه رو همزمان خواهد شد.
۳- پیامدهاى خطرناک در مورد نقش ایالات متحده امریکا در جهان و امکان پدید آمدن تغییر در رویکردهایش جهت ایفاى نقش قابل تاثیر در کل جهان و به خصوص در خاورمیانه که در این صورت ضرر کننده اصلى اسراییل خواهد بود خصوصا اینکه امکان دارد نقش سازمان ها و اقلیت هاى یهودى و امریکا کم رنگ شوند.
۴- درگیرى امریکا در عراق به یک بحران روانى براى همه امریکایى ها تبدیل شود که خاطره درگیر شدن آنها در ویتنام را یادآور شود این امر ممکن است دولت امریکا را بر آن دارد که یک نظام هم پیمان خود در بغداد به وجود آورد واین بدان معنا خواهد بود که خاک عراق به مرکز عملیات حرکات جهادى در سراسر جهان تبدیل شود که قسمت اعظم فعالیت هاى آنان علیه غرب و اسراییل خواهد بود.
۵- کاهش قدرت امریکا که موجب خواهد شد در خاورمیانه سیاست هایش طورى تغییر یابد که چین و هند خطرى براى اسراییل شوند. دو کشور یاد شده با توجه به نیازى که به نفت دارند مى توانند از در دوستى با کشورهاى عربى در آیند.
۶- افزایش انتقادها علیه اقلیت یهودى در امریکا و نامشروع بودن اسراییل به عنوان یک کشور یهودى که ممکن است نفوذ سیاسى گروه هاى فشار یهودى را به شدت کاهش دهد.
۷- خلل در توازن جمعیتى در اسراییل میان فلسطین و یهودیان که بى شک به سود فلسطین خواهد بود بررسى هاى انجام شده نشان داده که تعداد جمعیت درکرانه باخترى و غزه یک برابر جمعیت یهود است که این امر موجب مهاجرت مى شود و با توجه به این نکته که یهودیان به سرعت در جوامع غربى جاى گیر مى شوند، خطر در سال هاى آینده کاملا قابل رویت است.
۸- این امکان وجود دارد که قدرت هاى بزرگ درنظام جهانى به این باور برسند که براى تضمین امنیت جهانى باید درگیرى ها به اتمام رسد که درگیرى عرب ها و اسراییلى ها یکى از آن موارد است و در آن صورت امکان دارد که شرایطى بر اسراییل تحمیل شود که هر چه زودتر به درگیرى با عرب ها پایان دهد که این امر به هیچ وجه به سود اسراییل نخواهد بود.
در همایش یاد شده، پژوهش هاى دیگرى که خطرات وچالش هاى یهودیان را یادآور مى شود عرضه گردید. مهم ترین آنها عبارتند از:
- ضعف رهبران یهودى.
- عدم شایستگى.
یک سند محرمانه که در همایش مورد بحث و بررسى قرار گرفت و روزنامه یدیعوث آحرونوث در شماره به تاریخ ۱۲/۷/۲۰۰۷ از آن پرده برداشت حاکى است که نشانه هاى خطرناکى از فساد شخصى و نهادى میان افراد یهودى و برخى سیاستمداران دیده شده است که پدیده بسیار خطرناکى است. روزنامه در ادامه مى گوید: نبود رهبریت معنوى و برجسته و قابل قبول نزد همگان و نقص آگاهى ها و عدم درک محرک هایى مانند علم و تکنولوژى و تحولات در سطح اسلامى و تحولات جمعیتى و تاثیر جهانى شدن که آینده را شکل مى دهند نیز از جمله کمبودهاست.
از جمله چالش هایى که اقلیت یهود امریکا و نقش قاطع آنها در تامین بقاى اسراییل را تهدید مى کند، پرفسور سرجیو الاورگولا متخصص جمعیت شناسى و حییم والکستس متخصص امور گروه ها گزارش مهمى تهیه کرده اند. آنها مى گویند با اینکه ۸۲% از یهودیان امریکا، اسراییل را تایید مى کنند ولى فقط ۲۸% آنان خود را صهیونیست مى دانند.
از دیگر داده هاى نگرانى زا که در همایش مورد بحث و بررسى قرار گرفت کاهش تعداد یهودیان و ادامه این روند است و دلیل آن تمایل شدید جوانان یهودى به ازدواج با دختران غیر یهودى و کاهش موالید در میان مجمع هاى یهودى است.
طبق آمار ارایه شده در همایش تعداد کل یهودیان در سطح جهان ۱۳ میلیون نفر است که ۵/۴ میلیون آن در اسراییل زندگى مى کنند.
در مقام مقایسه در مى یابیم که در حال حاضر به ثبت هر هزار نفر در جهان ۲ یهودى وجود دارد. در حالى که در سال ۱۹۷۰ در هر هزار نفر، ۳/۵ نفر یهودى و در سال ۱۹۴۵ در هر هزار نفر ۴/۷ نفر یهودى و در سال ۱۹۳۸ در هر هزار نفر حدود ۷/۵ نفر یهودى وجود داشت.
همایش براى رویارویى با چالش ها، سفارش هایى را به شرح زیر مطرح ساخت:
- تلاش براى تشکیل یک جبهه بین المللى از کشورهاى عربى میانه رو جهت مقابله با ایران
- تلاش جدى به کار رود تا اینکه امریکا از خاورمیانه خارج نشود
- افزایش همکارى با دو کشور چین و هند که در آینده قدرت هاى برتر خواهند بود
- تلاش براى دستیابى به صلح مستقل عربى- اسراییلى
- تقویت قدرت نظامى اسراییل
- تلاش براى پیوستن اسراییل به محافل امنیتى همچون پیمان آتلانتیک شمالى (ناتو)
- مستحکم کردن رابطه و همکارى اسراییل و طوائف یهودى در سراسر جهان
با توجه به مسایل و چالش ها و سفارش هایى که در همایش مطرح گردید مى توان ملاحظات زیر را ابراز داشت:
۱- از نکات جالب توجه در این همایش خبط در به کارگیرى دو کلمه اسراییل و یهود است، زیرا این دو کمله معناى جداگانه دارند و حتى رهبران یهودى در جهان بر این باور نیستند که اسراییل مرکز ملت یهود است.
طبق بررسى هاى انجام شده در همایش روشن شد که فقط ۱۵% از جوانان یهودى امریکا احساس مى کنند که به اسراییل خیلى نزدیک هستند در مقابل ۴۴% بر این باورند که از اسراییل بسیار دور هستند.
۲- دو واژه اصولگرایى و تروریسم از نظر شرکت کنندگان همایش، به همه جنبش هاو طرح هاى مقاومت عربى علیه اشغالگرى چه در اراضى عرابى اشغال شده و چه در عراق، اطلاق مى شود به همین دلیل اسراییل همراه با امریکا براى نابودى همه طرح هاى مقاومت عربى در هر جایى که پدیدار شود برنامه ریزى مى کند. اسراییل براى نابودى حزب الله به لبنان حمله کرد و امروزه نیز براى شعله ور کردن جنگ داخلى در لبنان و فلسطین، حملات خود را ادامه مى دهد. اسراییل این کار را مى کند چون مى داند نتایج جنگ داخلى براى او، تضمین شده است در حالى که در ماجراجویى جنگى تضمینى براى پیروزى در آن وجود ندارد.
۳- فراخوان همایش جهت ابقاى امریکا در منطقه خاورمیانه به عبارت دیگر در پیش گرفتن سیاست همیشگى امریکا مبنى بر تایید مطلق طرح صهیونیستى و بستن افق هاى حل و فصل و منوط کردن آن به نقشه صهیونیست ها که هیچگاه حاضر به دادن امتیاز نیستند، ادامه یابد. اسراییل به دلیل تناقضات داخلى درون جامعه خود که از نظر تاریخى کاملا به ضرر ملت فلسطین و عرب است نمى تواند مشکل خود با فلسطینى ها و با سوریه را حل کند. امریکا نیز به دلیل ادامه سیاست «آشوب خلاق» سعى دارد با شدت بخشیدن به عصبیت ها و مسایل طائفه اى در منطقه، منطق خود را حاکم کند تا اینکه بتواند اهداف واقعى خود را که تغییر دادن ساختار کشورهاى منطقه است محقق سازد. امریکا با تغییر دادن اصول و قواعدى که کشورهاى منطقه براساس آن شکل گرفته اند سعى دارد کشورها را در یک تنگناى واقعى قرار دهد که تشکیل مجدد آنها فقط با تحت الحمایگى و یا اشغال بین المللى دایمى امکان پذیر شود، شاید عراق بهترین دلیل بر این گفته باشد.
همه گزارش ها و پژوهش هاى بررسى شده در همایش روشن ساخت که اسراییل از جنگ امریکا علیه عراق و ادامه سیاست واشنگتن که با هدف خشکاندن منابع قدرت کشورها و ملت هایى که طرح صهیون امریکایى آنها را به مثابه تهدید علیه اسراییل تلقى مى کنند صورت مى پذیرد، هیچگونه نفع راهبردى نخواهد داشت.
۴- کاهش نفوذ امریکا در جهان یک امر واقعى شده نه یک امر مورد انتظار و در مقابل کشورهاى دیگرى همچون: چین، روسیه، هند و... در حال قدرت گرفتن هستند که نهایت آن رسیدن به الگوى چند قطبى است که به ضرر کشور عبرى خواهد بود. اگر تحقق این امر، مدتى طول خواهد کشید ولى شکست هاى امریکا در عراق این کشور را وادار خواهد داشت که از فرو رفتن در گرداب خاورمیانه و دورى گزیدن از آن تلاش کند و در آن صورت ایالات متحده امریکا، انتقادهاى شدید خود را متوجه یهودیان خواهد کرد زیرا آنها امریکا را به اشغال عراق تحریک کردند. ادامه شکست ها در عراق موجب خواهد شد که امریکا نفوذ خود را نه فقط بر اروپا که بر داخل کشور نیز از دست بدهد.
۵- بى شک پیامدهاى جنگ اخیر اسراییل علیه لبنان و در ژوییه ۲۰۰۶ نقش مهمى ایفا مى کنند زیرا اسراییل به این درک رسیده که یک تهدید جدى براى موجودیت یهود در منطقه و جهان وجود دارد. شکست اسراییل در جنگ علیه لبنان پرسش هاى بسیار مهمى را مطرح ساخته است و به طور کلى مى توان گفت: نگرانى راهبردى اسراییل در پى شکست این کشور درصدد موجودیت و آینده اسراییل به شکل برجسته اى مورد توجه قرار گرفته است. شاید تحلیل «رونى بن یشاى» تحلیلگر و مفسر نظامى اسراییل بهترین دلیل بر این ادعا باشد. او در روزنامه «یدیعوث آحرونوث» در تاریخ ۱۸/۸/۲۰۰۶ چنین نوشت: «جنگ فعلى در لبنان فقط بخشى از جنگى است که عرب ها براى محو اسراییل از نقشه راه اندازى مى کنند و در مرحله آینده سوریه و دیگران زیر چتر برنامه هسته اى ایران در جنگ علیه اسراییل شرکت خواهند داشت.
نگرانى هاى موجودیتى در پى شکست اسراییل حتى به یهودیان جهان نیز منتقل شده و آنها نیز نسبت به آینده کشور عبرى احساس نگرانى مى کنند و نتایج جنگ نوعى از یاسى را نه فقط در میان دولت امریکا که در بسیارى از یهودیان جهان به وجود آورد زیرا آنها به چشم دیدند، ارتش اسراییل که خود آغازگر جنگ بود نتوانست اهداف خود را محقق سازد و همین امر موجب گردد که در مورد آینده طرح صهیونیستى علامت پرسشى ایجاد شود.
۶- همایش، به تهدید منطقه توسط اسراییل و ادامه زیر پا گذاشتن حقوق مشروع و عادلانه ملت فلسطین و بلعیده شدن اراضى و ایجاد شهرک هاى یهودى نشین اصلا اشاره اى نمى کند. یک سازمان در گزارش خود از واقعه مهمى پرده برمى دارد: مقالات اسراییلى با به کارگیرى «مناطق نفوذ» چندین کار عمده به انجام مى رساند:
- شهرک هاى یهودى نشین در کرانه باخترى را به شکلى نامحدود گسترش مى دهد
- از هر گونه ساخت و ساز در «مناطق تحت نفوذ» توسط فلسطینى ها جلوگیرى مى کند
- مرتبط کردن شهرک ها با یکدیگر
- جلوگیرى از هر گونه ارتباط جغرافیایى فلسطینى ها
به عبارت دیگر اسراییل تلاش مى کند که براى فلسطینى ها مانع جغرافیایى ایجاد کند تا اینکه آنها نتوانند یک موجودیت به هم پیوسته ایجاد کنند زیرا اسراییل آنرا تهدیدى براى موجودیت خود تلقى مى کند.
۷- همایش «آینده ملت یهود» اصلابه مساله صلح میان اسراییل و عرب ها اشاره اى نکرد و اصلا این مساله در دستور کار همایش قرار نداشت. اصولا مساله صلح اسراییل با عرب ها هیچگاه براى اسراییلى ها یک مساله راهبردى تلقى نشده است زیرا آنها هیچوقت به حل و فصل تاریخى قضیه با عرب ها براساس دستیابى به صلح عادلانه و فراگیر جهت پایان دادن به درگیرى ها فکر نکرده اند، عدم توجه به این مساله، انتقاد یکى از حاضران را در پى داشت. او گفت: «صلح کلمه اى است که فقط بر زبان یهودیان جارى مى شود در حالى که بدون صلح واقعى، آینده اى براى یهودیان متصور نیست و اینکه ایده صلح در برنامه اى که براى آینده ملت یهود است به امرى غیر قابل مذاکره و دور از ذهن تبدیل شود بسیار غیر منطقى و نامعقول است.» علت مخالفت اسراییل با صلح عادلانه و حتى غیر عادلانه و فراگیر که اخیرا در مخالفت با اقدام صلح عربى متبلور شد و همچنین مخالفت با اقدام سوریه براى راه اندازى مجدد مذاکرات صلح یک تغییر مى تواند داشته باشد: رهبران اسراییل از آینده کشورشان زیر عنوان صلحى که حتى غیر عادلانه باشد مى ترسند و آن طور که پیدا است آنها از عرب ها سازش کامل را خواستارند. اسراییل از ادامه درگیرى بهره مند مى شود زیرا از این طریق مى تواند تناقضاتى که جامعه اسراییل را فرا گرفته لاپوشانى کند. مهم ترین تناقضات موجود در اسراییل موارد زیر هستند:
- مساله نژادى که مشکل اصلى در جامعه اسراییل است
- تناقض میان یهودیان شرقى «سفارویم» و یهودیان غربى «اشکنازى»
- تناقض میان دینداران و نادین محوران
- تناقض میان فقرا و ثروتمندان
- تناقض میان طرفداران جنگ و هواداران صلح
همه تناقض هاى یاد شده که اکنون پنهان مانده اند بى شک با تحقق صلح نمایان خواهند شد.
موارد مطرح شده فوق براى خود یک مشکل جدى است ولى مطرح شدن طرح صهیونیستى که امریکایى ها آن را «خاورمیانه بزرگ» مى نامند و صهیونیست ها براى بى هویت کردن عرب هاو مسلمانان طبق این طرح به شدت تلاش مى کنند تا اینکه بتوانند با مشارکت راهبردى امریکا منطقه را بدون هیچ دردسرى اداره کنند، خود باب جدیدى را مى گشاید.
۸- مساله رهبرى اسراییل، پس از جنگ لبنان به مساله پر تنشى تبدیل شده است. «ایتان هابر» مدیر دفتر اسحق رابین نخست وزیر اسبق اسراییل و تحلیلگر روزنامه «ید یعوث آحرونوث» با تاکید مى گوید: «بزرگترین بحران اسراییل در حال حاضر بحران رهبرى است زیرا دوران رهبرانى همچون «بن گوریون» و «گلدامایر» و «اسحق شامیر» به پایان رسیده است.» او در ادامه این پرسش را مطرح مى سازد: «اگر افراد مبتدى همچون «ایهود اولمرت» و «عمیر پرتس» و «تسیبى لونى» عوض نشوند پس چه کسانى را باید تعویض کرد»؟ او در ادامه مى گوید: «در گذشته همواره صف دوم رهبران اسراییل آماده به کار بودند اما امروزه در میان سیاستمداران و فرماندهان ارتشى و حتى آکادمیک ها شخصى وجود ندارد که اسراییلى ها به او دل ببندند و بخواهند مسوولیت را به او بسپارند.»
۹- کاهش تعداد یهودیان در جهان که یک عامل بسیار اساسى و مهم است به تعریف از یهودیت باز مى گردد. دیانت یهود مى گوید کسى که مادرش یهودى مى باشد، یهودى محسوب مى شود و دیانت پدر مهم نیست، همین امر موجب گردیده که تعداد زیادى از یهودیان در جوامعى که زندگى مى کنند تابع مقررات آن جوامع شوند خصوصات در ایالات متحده امریکا. اکنون در امریکا حدود ۵/۳ میلیون یهودى زندگى مى کنند و اگر یهودیانى که فقط پدرشان یهودى است مورد محاسبه قرار گیرند به بیش از ده میلیون نفر خواهند رسید. در زمانى که صحبت از کاهش تعداد یهودیان مى شود، کانال ده اسراییل از یک برنامه پنهانى پرده برداشت: برخى از سازمان هاى یهودى، قبایل فقیر هندى را وسوسه کرده و آنها را به یهودى تبدیل کرده و به اسراییل منتقل کرده است. این کار با همکارى سازمانى یهودى به نام «صندوق برادرى» به مدیریت خاخانم «یحئیل اکشتاین» صورت پذیرفته است. یحئیل اکشتاین درباره این افراد که در منطقه مرزى هند و چین زندگى مى کنند چنین مى گوید: «درست است که آنها یهودى نیستند ولى ریشه هاى یهودى دارند. آنها به قبایل «بنى منشیه» یهودى که در همان مناطق زندگى مى کردند وابسته مى باشند. در پایان باید گفت با اینکه برخى تهدیدها علیه ملت یهود، یک واقعیت است ولى در عین حال باید به این نکته تاکید کرد که یهودیان به دلیل یهودى بودنشان با تهدیدهایى که آینده ملت آنها را با خطر مواجه سازد روبه رو نیستند زیرا آنها در جوامع خود همانند بقیه افراد که دین دیگرى دارند زندگى مى کنند و حتى آنها از سطح معیشتى و آموزشى بالاترى برخوردار هستند و بر مراکز پولى و تبلیغاتى در کشورهاى یاد شده سلطه دارند و از نفوذ زیادى به دلایل بهره مندى از سرمایه و تبلیغات برخوردار هستند و برخورد با آنها از خاستگاه دین صورت نمى پذیرد. بیشترین خطرى که در همایش، مورد بحث و بررسى قرار گرفت، اساسا به خود طرز تفکر موجود در اسراییل باز مى گردد چون اسراییل براساس تفکر صهیونیستى، استعمارى، شهرک سازى یهودى در منطقه شکل گرفته است. در همایش، در برخى تهدیدها مبالغه صورت گرفته و بیشتر بر تهدیدهاى خارجى تمرکز گردید و تهدیدهاى برخاسته از درون اسراییل نژاد پرست کاملا نادیده گرفته شده است. در همایش همچنین هیچگونه مسوولیتى در به وجود آمدن خطرات که عمدتا ناشى از سیاست هاى کینه توزانه و زیر پاگذاشتن حقوق عرب ها توسط اسراییل است به عهده این کشور گذاشته نشده است. همه باید بدانند که اسراییل خود تهدیدى جدى و پرخطر براى آینده ملت هاى کشورهاى عرب است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات