علیاکبر عبدالرشیدی
در حالی که مقامات آمریکایی از ضرورت کنار رفتن <نوری مالکی> نخستوزیر عراق سخن به میان میآورند، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا «سیا» جنگ روانی تازهای را علیه مالکی آغاز کرده و او را در موقعیتی متزلزل معرفی کرده است. اما آخرین اطلاعات به دست آمده نشان میدهد که این تصمیم آمریکا، بخشی از یک سناریوی بزرگتر ناشی از تغییر تاکتیک آمریکا در عراق است.
گزارشها حاکی است گروهی از تروریستهای <مسلح سنی مذهب> که عمدتاً از نظامیان ارتش وفادار به صدامحسین بوده و تا کنون در بمبگذاری و خرابکاریهای عراق دخالت داشتهاند، اخیراً به منابع نظامی و اطلاعاتی آمریکا در منطقه پیوسته و تحت فرماندهی نظامی آمریکا در عراق وارد عمل شدهاند. سرهنگ <دیوید ساترلاند> یکی از فرماندهان نظامی آمریکایی در عراق، تایید کرده است که این افراد، اعضای گروهی موسوم به <تیپ انقلاب 1920> هستند که به عنوان ستون پنجم و عامل اطلاعاتی برای آمریکا کار میکنند و در عملیات اخیر در بعقوبه - مرکز استان دیاله عراق - نقش مهمی در کمک به آمریکاییان ایفا کردهاند.
<ساترلاند> این افراد مسلح را <داوطلب و پارتیزان>هایی خوانده است که به عنوان چشم و گوش ارتش آمریکا در عراق خدمت میکنند. تیپ 1920 در سال 2003 مرکب از نظامیان ارتش صدام، با هدف مبارزه با حضور نظامی آمریکا در عراق به وجود آمده بود که اینک به صف اتحاد با آمریکا پیوسته است. منابع وابسته به تیپ 1920 مدعی شدهاند که هدف آنها از توقف عملیات علیه آمریکاییان و پیوستن به ارتش آمریکا در عراق، ایجاد یک جبهه علیه القاعده بوده است. اما تحلیلگران منطقه اعلام کردهاند که این همداستانی به معنای شکست استراتژیک آمریکا در عراق و بازگشت واشینگتن به وضعیت قبل از سال 2000 و اتکا به افرادی است که در دوران صدامحسین نیز به عنوان نقطه اعتماد آمریکا در عراق فعالیت میکردند.
این در حالی است که جامعه آمریکا در قبال تحولات جاری در عراق، دچار انشعاب فاحش و شکاف جدی شده است. مقامات ارشد حزب دموکرات از جمله سناتور <هیلاری کلینتون> محتملترین نامزد این حزب برای انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، فرصت کنونی را مغتنم دانسته، از افزایش دامنه اقدامات نظامی آمریکا در عراق حمایت کرده و اعلام داشتهاند که <آثار مثبتی> را از این اقدامات تشدید یافته مشاهده کردهاند. این اقدام حزب دموکرات در سایه مخالفت طولانی مدت دموکراتها با جنگ در عراق، شگفتی محافل مختلف را در آمریکا و اروپا برانگیخته است؛ تا آنجا که برخی تحلیلگران این اقدام را به نوعی <پوست خربزه> زیر پای جمهوریخواهان تعبیر کردهاند.
دموکراتها در توجیه موضعگیری جدید خود، از <آثار مثبت> اقدامات تشدید یافته نظامی اخیر آمریکا در عراق به عنوان راهی برای حل زودتر بحران در عراق و خروج سریعتر نظامیان آمریکایی از عراق نام بردهاند.
جالب توجه اینکه جمهوریخواهان که به طور سنتی به جنگطلبی شهرت بیشتر دارند و در بحران عراق خواهان اقدامات شدیدتر نظامی هستند، از این موضعگیری دموکراتها یکه خورده و دچار آشفتگی شدهاند.
سناتور «جان وارن» از جمهوریخواهان سرشناس آمریکا و از حامیان اصلی جورج بوش در مسأله عراق، موضع مخالف جدید خود را با کاخ سفید اعلام کرده و از بوش خواسته است بخشی از نیروهای آمریکایی را تا پایان سال جاری میلادی از عراق خارج کند. موضعگیری جان وارن میتواند بخش قابل توجهی از سران حزب جمهوریخواه را علیه سیاستهای جورجبوش در عراق بشوراند.
تحولات جدید از زمانی آغاز شده که جورج بوش دستور تشدید عملیات نظامی در عراق را صادر کرده است. بعد از این دستور بود که بمبارانهای هوایی در عراق افزایش یافته و تعداد تلفات غیرنظامی در این کشور رو به افزایش گذاشته است. جورج بوش ادعا کرده است که این اقدامات باز هم شدت خواهد یافت. عدهای از تحلیلگران، علت این تصمیم بوش را مقابله با نگرانیهای روانی جامعه آمریکا از بالا رفتن تعداد تلفات آمریکاییان در عراق و مشهود نبودن هیچ دورنمای روشنی برای پایان بحران در عراق ذکر کردهاند. بوش هفته گذشته در جمع نظامیان سابق آمریکا گفت: «امروز، یعنی سه دهه بعد از پایان جنگ ویتنام، این بحث هنوز وجود دارد که چه شد آمریکا وارد ویتنام شد و چرا ویتنام را ترک کرد».
این اولین بار بعد از آغاز جنگ در عراق است که بوش، خود از خاطره ویتنام سخن به میان میآورد. اشاره به خاطرات تلخ جنگ ویتنام سالها است که دستمایه تحلیلها و اظهار نظرهای مخالفان جنگ بوده است تا با هشدار درس تلخ شکست در ویتنام، اراده آمریکا را برای ادامه جنگهای دیگر تضعیف کنند. عده دیگری از تحلیلگران معتقدند که مشاوران بوش با تحلیل دوباره پرونده جنگ ویتنام، به بوش اطمینان دادهاند که آمریکا در ویتنام شکست نخورده و آنچه در ویتنام اتفاق افتاده، از دست رفتن اراده آمریکا برای پیروزی در آن جنگ بوده است.
به نظر این تحلیلگران تاریخی، اگر آمریکا این بار نیز در عراق اراده خود را برای پیروزی از دست بدهد، با وضعیتی مشابه با وضعیت ناشی از جنگ ویتنام روبرو خواهد شد و جا دارد این بار آمریکا بر تصمیم خود پا فشارد و اجازه ندهد ارادهاش در جنگ عراق تضعیف شود.
«مارک مایور» مورخ آمریکایی اخیراً در کتابی با نام <پیروزی فراموش شده>1 اظهارنظر کرده است که <اگر آمریکاییان با سرنگونی <نگو دین دیم> رئیسجمهور ویتنام جنوبی در سال 1963 موافقت نکرده و اجازه نداده بودند ویتنام جنوبی وارد دورانی طولانی از بیثباتی و ضعف شود، متحدان آمریکا در ویتنام میتوانستند در برابر شمالیها مقاومت کند>. وی نوشته است <ویتنام شمالی در سال 1975 اطمینان یافته بود که آمریکا تمایل خود را به جنگ از دست داده و قادر به اتخاذ تصمیمی قاطع در مورد جنگ نیست و به همین علت تهاجم گسترده خود را علیه نیروهای آمریکایی به موقع اجرا گذاشت.»
«بوئی تین» فرمانده نظامی ویتنام شمالی که ارتش ویتنام جنوبی را در سال 1975 بدون قید و شرط تسلیم خود کرد، اخیراً در خاطرات خود نوشته است: <زمانی که رفت و آمد مخالفان جنگ ویتنام مثل هنرپیشگان یا کشیشها به هانوی شدت گرفت، برای ما تردید باقی نماند که آمریکا قادر به ایجاد یک اراده ملی برای ادامه جنگ نیست و مقاومت ویتنامیها میتواند به پیروزی آنان در برابر آمریکا بیانجامد».
نظر طرفداران جنگ در عراق هم اخیراً در کتابی با عنوان <جنگی بهتر>2 از سوی «لوئیس سورلی» انتشار یافته است. سورلی در این کتاب نوشته است:
«جنگ در میدان جنگ به پیروزی منتهی میشود و بر سر میز مذاکرات صلح یا در کنگره، به شکست و باخت مواجه میشود.»
مخالفان جنگ هم بیکار نماندهاند. «رابرت دالک» مورخ جنگ ویتنام و شرح حال نویس «جان کندی» و «لیندون جانسون» دو تن از روِسای جمهوری آمریکا در دوران جنگ ویتنام، سخنان اخیر بوش را در مورد جنگ ویتنام به تمسخر گرفته و اعلام کردهاند که «بوش سخنان بیپایهای بر زبان میراند. ارتش آمریکا در ویتنام هم مدت مدیدی در این سرزمین ماند و هم در جنگ کوشید، اما شکست خورد.»
به عبارت دیگر تصمیم بوش به توصیه این تحلیلگران تاریخی، به منظور تقویت اراده نظامیان آمریکایی در عراق برای افزایش احتمال پیروزی صورت گرفته است. مقامات کاخ سفید گفتهاند که بوش عمداً و آگاهانه مسأله ویتنام را به صحنه مباحث مربوط به جنگ در عراق کشانده است. شاید بوش بر آن است که با طرح خاطره ویتنام، مردم آمریکا را برای یک ویتنام طولانی مدت دیگر در عراق آماده کند و فشار برای کوتاه کردن دوران جنگ درعراق را کاهش دهد. تردید نیست که جورج بوش در پایان دوران ریاست جمهوری خود و جمهوریخواهان در ابتدای مبارزات برای حفظ کاخ سفید، دچار نوعی استیصال شدهاند و برای حل این بحران و شاید خروج <آبرومندانه> از عراق، خود را تسلیم این گونه تحلیلهای توجیهگرانه کردهاند. حال که احتمال پیروزی آمریکا در عراق به حداقل ممکن رسیده، بوش حتی حاضر به اتحاد دوباره با تروریستهای وفادار به صدامحسین شده است.