علی مومن دوست
ولی فقیه و رهبر در ساختار سیاسی کشور براساس نظریه سیاسی شیعه در باب حکومت اسلامی، در دوره غیبت، در راس نظام قرار دارد و مشروعیت نظام به او برمی گردد. در واقع اسلامی بودن و دینی بودن حکومت و نظام با ولایت فقیه تحقق می یابد و رهبر محور نظام و رکن اصلی در میان تمامی ارکان حکومتی می باشد. رهبری ولایت فقیه بر باور عمیق و ریشه دار به نصرت و یاری خداوند متعال و معرفت به نظام قانونمند جهان هستی و نظارت و تقدیر الهی در همه امور، استوار است. این دیدگاه، موجب اعتماد به نفس، خودباوری و تکیه نکردن به منابع قدرت مادی که همواره پشتوانه حاکمان تلقی می شود و استقلال و استغنا در مواجهه با رویدادهای بزرگ خواهد بود. این روحیه و نگرش، جامعه را نسبت به اقدامات و تصمیمات ولی فقیه مطمئن می سازد و در تحقق برنامه ها و سیاستهای او و توفیق تاثیرگذاری بر روند امور، تاثیر می نهد.
در نظام جمهوری اسلامی که نظامی ولایت محور است، رهبر و امام امت توسط مجلس از خبرگان ملت تعیین و معرفی می شود. مجلس خبرگان رهبری به دلایل متعددی از جایگاه و اهمیت بسزایی در نظام سیاسی اسلامی ایران برخوردار است. از جمله این موارد می توان به منزلت شأن حقوقی آن اشاره کرد که قانون اساسی ما جایگاه رفیعی را برای آن تعریف کرده است. مجلس خبرگان وظیفه و کارکرد اصلی اش در ارتباط با رهبری بوده و به همین دلیل مهمترین، ارزشمندترین و موثرترین نهاد در ساختار سیاسی کشور به حساب می آید. رهبر معظم انقلاب از مجلس خبرگان به عنوان یک ذخیره استراتژیک برای لحظات حساس و سرنوشت ساز یاد کرده و اخیرا در سخنرانی این مجلس را به یک صندوق ذخیره ارزی معنوی تشبیه کرده اند. ایشان فرمودند: مجلس خبرگان در حقیقت یک پشتوانه عظیمی برای نظام است، مثل صندوق ذخیره ارزی معنوی است. این مجلس علاوه بر تعیین رهبری که وظیفه خطیر و حساس و سرنوشت سازی است که باید بار امانت سرپرستی و ولایت امت اسلامی را به اهلش بسپارد وظیفه نظارت بر رهبری و اطمینان از استمرار شرایط رهبری را نیز برعهده دارد.
این مجلس می بایست رهبر را در انجام وظایفش یاری می رساند و از او تا زمانی که شرایط رهبری را دارا می باشد حمایتکند. مجلس خبرگان به همین دلیل یعنی تنها بخش تشخیص دهنده و تضمین کننده بقاء صلاحیت و احراز صلاحیت لازم در رهبری نظام از اعتبار بسیار والای در نظام سیاسی - اجتماعی اسلام برخوردار است. رهبری رکن اساسی نظام اسلامی است این موضوع و رکن مهم حکومت اسلامی براساس منابع اصیل اسلامی در دوره غیبت آخرین معصوم(عج) بر دوش آگاه ترین و صالح ترین افراد است. آنان نه تنها آگاه ترین و متخصص ترین افراد نسبت به مبانی مکتب اسلام هستند، بلکه ملتزم ترین و متعهدترین و معتمدترین نسبت به تحقق اهداف والای آن و برپایی و اجرای احکام خداوند هستند. آنان که صیانت نفس داشته و مخالفت هوای نفس خویش اند و نگاهبانان اصلی دین و مطیع امر خداوند هستند.
این افراد همان فقهای عادلی هستند که وارث و امین انبیاء می باشند. امام جعفر صادق(ع) در حدیثی فقها و صاحب نظران در شناخت احکام و قوانین الهی و حلال و حرام خداوندی را به عنوان حاکم بر امت قرار می دهند که نافرمانی از آن نافرمانی از ائمه اطهار(ع) و در نتیجه نافرمانی از خدا را به دنبال دارد. لذا با مراجعه فقه سیاسی شیعه جایگاه ولی فقیه و به تبع آن مجلس خبرگان برای ما روشن خواهد شد. از آنجا که نظام سیاسی اجتماعی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نظریه ولایت فقیه است وجود مجلس خبرگان رهبری و تکاپوی آن در ساختار جمهوری اسلامی از حساسیت ویژه ای برخوردار است. در این نظام همانطور که رهبر معظم انقلاب بارها فرموده اند مقام رهبری یک حقیقت برگرفته از ایمان، ملت و عشق و محبت آحاد مردم به اندیشه والای اسلام و آموزه های آن در مدیریت جامعه است . در حقیقت همین ایمان قلبی و اعتقاد راسخ است که نظام جمهوری اسلامی را به مثابه یک تجربه موفق و کارآمد از گفتمان مردم سالاری دینی به منصه ظهور می رساند. مجلس خبرگان رهبری به نوعی تبلور جمهوریت و اسلام است. از یکسو این مجلس منتخب مردم هستند و از سوی ولی فقیه را تعیین می کنند که این ولی فقیه مشروعیت بخش به کل نظام است. این مجلس می تواند در لحظات حساس و سرنوشت ساز که کشور با خلاء رهبری مواجه است نقش خود به خوبی و بهترین وجه ایفا کند. شرایط حساس و فوق العاده سیاسی در ابعاد داخلی، منطقه ای و بین المللی کشورمان از دیگر علت های اهمیت مجلس خبرگان رهبری است . مجلس خبرگان رهبری به دلیل اهمیت والایی که در تضمین بقاء و سلامت نظام اسلامی ایران دارد، همواره مورد تهاجم تبلیغاتی و شبهه پراکنی قرار گرفته است.
شبهاتی در خصوص نحوه انتخابات و نحوه نظارت بر آن، مرجع و چگونگی تایید صلاحیت کاندیداها و سوالات بسیاری از این قبیل که هرچند هیچکدام از پشتوانه منطقی و مستدلی برخوردار نیستند ولی اکنون که در آستانه برگزاری چهارمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری قرار گرفته ایم، توسط دستهای بیگانه در کشور مطر ح شده است. پاسخگویی به این شبهات و رفع ابهامات به خصوص در اذهان جوانان امری لازم و ضروری است. نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام عقیدتی است و ملاک ها و معیارهای دقیقی دارد که باید لحاظ شود. یعنی طبق ملاک های اخلاقی، علمی و عملی در اسلام هرکس حق حاکمیت ندارد و برای حاکم، شروط عدیده و صلاحیت های مختلفی در نظر گرفته شده است که بدون آن امکان اجرا آن ممکن نیست و بدون در نظر گرفتن این شروط، حکومت و رهبری، هویت دیگری پیدا می کند که رهبری آن نسبت به این شروط مکتبی لاشرط است و اگر صرفا در انتخاب او آراء عمومی کفایت کند، خلاف قانون اساسی است. رهبری در اسلام باید مجری قوانین اسلام باشد و با این وصف به یک تئوریسین و نظریه پرداز دینی نیاز می باشد و البته به نظریه پردازی به تنهایی نمی تواند اکتفا کرد، بلکه او با شناخت قوانین و ضوابط دینی باید این قوانین را با اشراف کامل اجرا کرده و بر آن نظارت کامل داشته و جامعه را اداره کند. تشخیص و تعیین این نهاد حساس و کلیدی و حیاتی در کشور ما طبق قانون برعهده مجلس خبرگان رهبری است، لذا شناخت هرچه بیشتر این مجلس امری ضروری به نظر می رسد.