تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۷  ، 
کد خبر : ۶۰۹۴۷
بررسی تحولات اخیر هسته‌ای در گفت‌وگو با دکتر خرم

تا 2 هفته دیگر...

مقدمه: گروه سیاسی - آرش خلیل خانه: زمزمه های جدید درباره صدور یک قطعنامه ضد ایرانی دیگر از سوی مقامهای آمریکایی در حالی مطرح می شود که فرآیند تعریف شده 60 روزه برای مذاکرات میان مسؤولان ایرانی با سولانا و مقامهای آژانس نیز تا چند روز آینده به پایان می رسد. این در حالی است که به نظر می رسد، در این مدت، دو رکن مذاکرات نتوانسته اند پا به پای یکدیگر به جلو حرکت کنند. به بیان دیگر باید گفت، اگر چه مذاکرات ایران و آژانس از شتاب و حرکت مناسبی برخوردار بود، اما مذاکرات سولانا و لاریجانی نتیجه ملموس و عملیاتی را نشان نمی دهد. با این وصف، تحرکات جدید آمریکاییها با همراهی انگلستان و فرانسه حایز اهمیت و نیازمند تحلیل است. از این رو خبرنگار گروه سیاسی قدس این بحث را در گفتگو با دکتر علی خرم، تحلیلگر و مشاور وزیر خارجه به تفسیر وی سپرده است.

* آقای خرم! طرح دوباره مسأله قطعنامه شورای امنیت در شرایط موجود قدری زودهنگام به نظر می رسد، زیرا هنوز تحلیل و جمع بندی از تحولات دو ماه گذشته به دست نیامده است؟
** به هر حال دو ماه زمانی که تعیین شده بود تا ایران با آژانس به توافق برسد و نتایج مذاکرات آقایان سولانا و لاریجانی هم مشخص شود تا دو هفته دیگر به پایان می رسد و اکنون باید ارزیابی کرد اهداف تعریف شده جامه عمل پوشیده اند یا نه.
یکی از این موارد همکاری ایران و آژانس بود و اگر آژانس در گزارش خود پاسخ مثبتی بدهد. نتیجه مطلوبی در پی خواهد داشت.تا آنجا که من مطلع هستم آژانس اشتیاق زیادی داشت که بتواند در این مهلت دو ماهه دسترسی سریع و کاملی به نیروگاه آب سنگین اراک داشته باشد و اطلاعات به دست آورند. این اتفاق رخ داد، اما اینکه دو ماه فرجه یاد شده بهانه ای بود برای اینکه ایران تشویق شود تا درهای بسته را به روی آژانس باز کند و خلاء اطلاعاتی آن را از میان ببرد و یا اینکه آژانس واقعاً درصدد رفع سؤالها بوده تا گزارش خود را تکمیل کند و در نتیجه موضعی مثبت نشان خواهد داد، یک احتمال پنجاه- پنجاه است.در هر صورت ما راه همکاری را برگزیدیم و پاسخگوی سؤالهای آژانس بودیم، اما هنوز دبیرکل نظری اعلام نکرده است که درباره مسائل معوقه به نتیجه رسیده اند یا نه و باید منتظر ماند.
* چندی پیش البرادعی تصریح کرده بود فرآیند همکاری ایران و آژانس و رفع ابهامها، فرآیندی طولانی تر از یک برنامه دو ماهه نیاز دارد. بنابراین از حوزه مذاکرات فنی آژانس در این دو ماهه تکمیل پرونده ایران نمی توانسته مد نظر باشد؟
** اگر فرض را بر حسن نیت آژانس بگذاریم. بله! ممکن است آژانس به چند ماه دیگر نیاز داشته باشد تا به آنچه می خواهد برسد و اعلام رضایت کند، اما اگر این یک برنامه ریزی سیاسی باشد و ما فرض را بر سوء نیت بگذاریم، گفتن این جمله از طرف البرادعی برای این است که بتوانند مسأله را کش دهند و هرگاه لازم بود نیز ابراز نارضایتی از پیشرفت امور کنند. اما هنوز نمی توان قضاوتی قطعی داشت.
* محور دیگر مذاکرات، یعنی گفتگوها میان سولانا و لاریجانی را تا چه حد می توان ثمربخش دانست؟
** در این باره باید گفت تاکنون هیچ مذاکره ای انجام نشده و آنچه در جریان بوده جلسات و گفتگوهایی است که می توان آن را مقدمات مذاکره نامید.
به هر حال مذاکره زمانی صورت می گیرد که طرفین بر روی دستور کاری توافق کنند که چنین توافقی حاصل نشده بنابراین باید گفت لاریجانی و سولانا هیچ گاه در یک روند مذاکراتی قرار نگرفته اند.
درباره چرایی این وضعیت هم خود آنها باید اظهارنظر کنند. اما مسائل دیگری هم به عقیده من حایز توجه است که نباید از آنها غافل بود.
یکی اینکه آمریکا واقعاً تحت فشار بود که این فرآیند دو ماهه را پذیرفت یا حسن نیت داشت و یا در حالت سومی به دنبال فرصت سازی بود و می کوشد در این مدت و در سکوت با اعضای شورای امنیت که آشکارا تفرق میان آنها وجود داشت محرمانه مذاکره و رایزنی و آنها را برای قطعنامه جدید آماده کند. مسأله دیگر اینکه آیا مذاکرات ایران و آمریکا در عراق به نتیجه منتهی شده است یا نه؟دیدگاه آمریکا در شرایطی که به مذاکرات کارشناسی روی آورده اند به قاعده باید مثبت باشد، اما اگر بخواهند مذاکرات عراق را از مذاکرات هسته ای جدا کنند و به صورت تهاجمی در مسأله هسته ای به کار خود ادامه دهند تحلیل مسأله متفاوت خواهد بود.
* اما ما هم در مواضع رسمی درباره مذاکرات عراق به چنین تفکیکی قایل بوده ایم!
** طبیعی است که در مواضع رسمی چنین چیزی مطرح نشود، اما این انتظار بود که به موازات پیشرفت مذاکرات عراق آمریکایی ها در موضوع هسته ای از فشارهای خود بکاهند. این هم در روزهای آینده مشخص می شود و اگر آنها بخواهند در عمل در این زمینه یک تفکیک واقعی انجام دهند، جمهوری اسلامی ایران باید تکلیف خود را مشخص نماید که در این صورت همچنان حاضر است در مسأله عراق به آنها کمک کند. در این صورت باید هزینه- فایده این روند ارزیابی شود.
از دیدگاه من، متأسفانه باید گفت: خصومت آمریکاییها در این مدت، نه تنها کاهش نیافته که بیشتر هم شده است. از جمله اینکه رایس و گیتس در سفر به منطقه، ایران را به عنوان تنها خطر معرفی کرده و درصدد بسیج کشورهای منطقه علیه ما بوده اند و از سوی دیگر با فروش سلاحهای آفندی به کشورهای عربی نوعی سنگربندی را به وجود آوردند.
علاوه بر این در دور اخیر تحرکات خود، آمریکاییها به شکل غیر رسمی اعلام کرده اند قصد دارند سپاه پاسداران را که نیروهای مسلح رسمی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران است در فهرست گروههای تروریستی قرار دهند و حتی درباره اقدام نظامی علیه ایران هم جو سازی می کنند.
بنابراین شاید این دو ماه فرصت برای رضای خدا نبود و بیشتر فضاسازی علیه ایران به نظر می رسد.
* همراهی انگلیس و بویژه فرانسه در این مسیر با توجه به تفاوت حوزه منفعتی آنها با سیاستهای آمریکا چگونه تعریف می شود؟
** به نظر من چگونگی برخورد و تبلیغات ما نسبت به روی کار آمدن سارکوزی خوشایند فرانسوی ها نبود، زیرا وی موضعی نزدیکتر به آمریکا داشت و موضع امروز سارکوزی شاید از این منظر قابل پیش بینی بود.
* اما در مورد گوردون براون مواضع ما کاملاً برعکس بود؟
** در این باره می شود از انگلیسی ها ابراز طلبکاری کرد، اما همان گونه که در مصاحبه های پیشین هم به شما گفته ام در انگلستان به واسطه معادلات خاصی که هست هر کس بر سر کار بیاید، تا یک سال آینده و انتخابات تغییر استراتژیکی در مواضع انگلیس بروز نخواهد کرد. در مورد سفر براون به واشنگتن هم دیدیم که موضع رسانه های غربی این بود که بوش او را در این سفر توجیه کرد، اما به هر حال این مانع از آن نیست که انگلیسی ها را مورد انتقاد قرار دهیم و طلبکار باشیم، زیرا ما با براون مثبت برخورد کردیم و موضع او متناسب با برخورد ما نبود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات