روز شنبه سیزده فروردین 1384 پاپ ژانپل دوم رهبر کاتولیکهای جهان در گذشت. اسقف کارول وویتیلای 1 لهستانی با عنوان ژانپل دوم و یا به زبان لاتینی یوحناپولوس دوم در سال 1358 به مقام پاپ و رهبری یک میلیارد کاتولیک جهان انتخاب شده بود و کسی نمیدانست این پاپ غیرایتالیائی چه نقشی مهمی در فروپاشی نظام کمونیستی در لهستان و سپس در تمام اروپای شرقی و اتحاد شوروی ایفا خواهد کرد.
جهان فراموش نکرده است که سفر معروف ژانپل دوم به لهستان و دیدارش بالخ والسا 2 رهبر جنبش همبستگی این کشور جرقه فروپاشی نظام کمونیستی ژنرال وویچخ یاروزلسکی 3 را فراهم کرد و تا فروپاشی اتحاد شوروی ادامه یافت.
پس از مرگ ژانپل کاردینال جوزف راتزینگر آلمانی به عنوان پاپ بندیکت شانزدهم تحلیف شد.
آیا میدانید پاپ جدید کیست؟
جوزف راتزینگر در دوران نازیسم در آلمان تحت قدرت آدولف هیتلر در روستائی بین مونیخ و سالزبورگ زندگی کرد و بزرگ شد. زادگاه راتزینگر در خاک اتری و درست همان جائی واقع بود که هیتلر از آنجا به قدرت رسیده بود. تاریخ نشان داده است که مقاومت در برابر نازیسم و هیتلر خطرناک و دشوار بوده است,، اما غیر ممکن هم نبوده است. راتزینگر از دستگیریها و کشته شدن اعضای جنبش مقاومت ضد هیتلر کاملاً اطلاع داشته است، زیرا محل زندگی او یکی از کانونهای مقاومت علیه نازیسم بوده است. جانآلن مورخ و شرح حالنویس زندگی پاپ جدید نوشته است ترانشتاین محل زندگی راتزینگر جوان پناهگاه مخالفان هیتلر بوده و زمانی مرکز یهودیکشی، شکنجه، دستگیری و اعدام عوامل ضد نازی هم بوده است و راتزینگر جوان دقیقاً میتوانسته مبارزه با نازیسم را برگزیند. در این میان یکی از پسر عموهای او هم به ست نیروهای هیتلری کشته شده بود. اما جالب این است که راتزینگر جوان در آن دوران نه مقاومت در برابر هیتلر را برگزید و نه مخالف با نازیسم را؛ بر عکس تصمیم عجیبی گرفت. او در سال 1941 به سازمان جوانان حزب نازی پیوست. این در حالی بود که نه پدر، نه مادر و نه هیچ یک از بستگان راتزینگر حاضر به همکاری با نازیسم نشده بودند.
تاریخ نشان داده است که در اوائل دهه 1940 میلادی رهبران کلیسای کاتولیک اصولاً تن در دادن به نازیسم در آلمان و فاشیسم در ایتالیا را موعظه میکردند و اسناد اخیر نشاندهنده روابط نزدیکی است که پاپ پیوس دوم رهبر وقت واتیکان با برلین و روم داشته است.
این حادثه در زندگی پاپ امروزی اهمیت زیادی دارد. میدانیم که مقام رهبری کلیسای واتیکان یک مقام کاملاً سیاسی است، همان گونه که پاپ ژانپل دوم ثابت کرد. حامی و طرفدار پاپ جدید هم برای تصدی این مقام دولت آلمان بوده است. همچنین میدانیم که در طول شصت سال گذشته هیچ کسی که با نازیسم هم کاری داشته، چه در آلمان و چه در هر کجای دیگر جهان، صاحب مقام مهمی نشده است، تا چه در آلمان و چه در هر کجای دیگر جهان، صاحب مقام مهمی نشده است، تا چه رسد به تصدی واتیکان.
پاکسازیهای ضدنازیستی در آلمان تحت فشار لابی یهودیان آلمان به حدی بوده که حتی کسی که در نزدیکی اردوگاههای نگهداری یهودیان زندگی میکرده و شاهد آزار و اذیت یهودیان در داخائو و آشویتز بوده، اجازه دست یافتن به مقام حساسی را نیافته است. پس دلیل چیست که آلمان و همه غرب از انتخاب راتزینگر به مقام پاپی حمایت کردند؟
کاتولیکهای جهان پاپ را قدیسی فرض میکنند که جانشین سنت پیتر است. اما چگونه این گناه بزرگ در زندگی راتزینگر مانع از قداست او نشده است؟
راتزینگر همه نوجوانی و جوانی خود را در فضائی خشن، خونین و سرشار از شکنجه و سرکوب گذرانده و سوال این است که آیا او به عنوان یک نازی جوان در این حوادث نقشی داشته است؟ امامساله به همین جا خاتمه نمییابد. راتزینگر در سال 1941، یعنی در 16 سالگی، وارد ارتش نازی شده و به واحد ضد هوائی ارتش رایش سوم منتقل گردیده است. با پایان جنگ جهانی دوم و ورود نیروهای متفق به برلین، راتزینگر به موطن خود برگشت؛ امامشاهده کرد که ارتش آمریکا خانه پدری او را تبدیل به پایگاه نظامی خود کردهاند.
راتزینگر به عنوان یک نظامی نازی و هیتلری و شریک در تداوم جنگ نازیها دستگیر و زندانی شد، اما چند ماه بعد آزاد شد.
منتقدان پاپ بندیکت شانزدهم امروزی یا همان جورف راتزینگر دیروزی معتقدند که همه مسائل به همین جا میرسد که در دوران حبس بر سر راتزینگر چه گذشته است. آیا آنچه در دوران حبس بر راتزینگر گذشت, در ارتقای او به مقام رهبری کلیسای کاتولیک نقش داشته است؟
اسناد تاریخی نشان میدهد که بسیاری از عوامل نازی در آلمان یا در نقاط دیگر جهان بعد از پایان جنگ رنگ عوض کردند و به خدمت متفقین در آمدند. از آن جمله میتوان از کورت والدهایم دبیر کل اسبق سازمان ملل متحد و رئیس جمهور اسبق اتریش نام برد که اسناد همکاری او با نازیسم و عکسهای او در لباس ارتش نازی پس از بروز اختلافاتی بین او و مقامات ضد نازی و ضد فاشیسم اروپا فاش گردید.
میگویند فرد دیگری که مسئول عملیات نازیها در شمال افریقا بوده و بعد از جنگ رنگ عوض کرد انورسادات رئیسجمهور سابق مصر بوده که حسنین هیکل، روزنامهنگار شهیر مصری، ماجرای آن را در کتاب پائیز خشم شرح داده است. سادات تا مرز صلح با اسرائیل پیش رفت و سرانجام به تیرغیب گرفتار شد.
یکی دیگر از این مردان سپهبد فضلالله زاهدی است که در طول جنگ جهانی دوم در جنوب ایران به عنوان عامل نازیسم مامور شکار انگلیسیها بوده است. او پس از جنگ به سلک یاران متفقین پیوست و تا اجرای کودتای 28 مرداد 1332 و تصدی مقام نخستوزیری ایران پیش رفت.
میگویند از این دست مردان نزدیک به 2500 نفر بودهاند. همه آنها در ازای مخفی ماندن هویتشان و امان گرفتن از متفقین، زندگی جدیدی را ادامه دادهاند. حال سوال این است که بقیه چه کسانی بودهاند و کی، کجا و در چه مقامی قرار گرفتهاند؟ خدا میداند.