تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۴  ، 
کد خبر : ۶۱۰۷۹

گفتگو از نوع دیگر


دکتر حبیب‌الله معظمی‌گودرزی

یوزف راتسینگر با نام لاتین پاپ بندیکت شانزدهم درست یک هفته پیش (سه‌شنبه گذشته) در جریان سفری به زادگاهش آلمان و در حین سخنرانی در دانشگاه روگنسبرگ به سخنرانی پیرامون مذهب و خشونت و ترور پرداخت و در این میان به اسلام و پیامبر عظیم‌الشان(ص) آن، پرداخت و نسنجیده و دور از شأن رهبری یک دین با پیروان پرشمار، ‌نسبتهایی نادرست، حساسیت‌زا و در عین حال مورد توجه و خواست قدرتها و سیاستمداران جهانی، به اسلام و مقدسات آن داد.

این اظهارات در جمعی که هیچ مستمع مسلمانی وجود نداشت و مخاطبان آن همگی مسیحی بودند، به عنوان یک سخن غیرمتعارف مورد توجه همین جماعت مسیحی شنونده (نمایندگان رسانه‌ها) قرار گرفت. قاعدتاً چون این جمع،‌ دشمن پاپ نبوده که اگر اینگونه بود از او احتراز می‌کردند، ‌پس سخن رهبر معنوی خود را در زمان نقل و انعکاس تحریف نکرده و یا آنقدر ناآگاه نبودند که سخن او را بد فهمیده باشند، ‌چرا که حاضران، دانشجویان و رهبران دینی و نمایندگان رسانه‌ها بودند. این مطلب از این جهت ذکر شد که پاپ پریروز در سخنان خود تلویجاً به بد نقل شدن و تحریف سخنانش اشاره کرد.

سپس و در پی انتشار خبر این اظهارات، ‌موج اعتراضها و انتقاد علیه رهبر کلیسای کاتولیک، جهان اسلام را فرا گرفت. چند ماه پیش از این نیز اهانت به پیامبر عزیز اسلام (ص) در یک نشریه دانمارکی موجی از اعتراضها در جهان اسلام را در نور دید، ‌اما این بار به دلیل پیشتازی رهبران دینی و مقامات دولتی (که شاید برای مهار بحران و احساسات پیشدستی کردند)، واکنشها جدی‌تر و فراگیرتر بود و انسجامی جامع‌تر را در کشورهای اسلامی در پی داشت. اهانت اخیر به این دلیل فراگیرتر شد که شخص متهم، یک مقام بلند مرتبه دینی و با نام و نشان بود.

پاپ بندیکت شانزدهم پیش از انتخاب شدن،‌ ریاست مرکز دکترین ایمان (مدافعان اصل ایمان) را که یک نهاد برجسته تئولوگی کاتولیکی و حراست از درستی آیین کاتولیسیسم به شمار می‌آید، عهده‌دار بود.

شاید چنین اشتغالی، او را از شناخت ادیان دیگر بازداشته و متعصبانه به مسیحیت وفادار است تا جایی که بالاترین مقام مذهبی را در جهان مسیحیت کاتولیک در اختیار گرفت.

یوزف (جوزف) راتسینگر یکسال پیش و در زمان انتخاب پاپ جدید با مخالفانی روبرو بود که هشدار می‌دادند که او قابلیت تبدیل شدن به چهره‌ای تفرقه‌انگیز را دارد.

آن هشدار آن زمان، اینک صورت عملی به خود گرفته و به روند تعامل و روابط میان ادیان لطمه جدی وارد کرده و پیروان ادیان دیگر به خصوص مسلمانان را در یافتن محورهای مشترک، دلسرد ساخته است.

حال سؤال جدی پیرامون این واقعه چنین است که آیا دیالوگ (گفتگو) بین دینی (اسلام و مسیحیت) تاکنون کارکرد لازم و هدفمند را داشته و توانسته به اهداف خود نزدیک شود؟ در این صورت، چرا مقام اول کلیسای کاتولیک از شناخته ‌شده‌ترین اصول و اعتقادات اسلامی نه تنها بی‌اطلاع که حتی بیگانه است؟

اگر فرض را برهمین ناآگاهی بگذاریم (و نه تظاهر به جهالت و اقدام سیاسی). دیالوگ اسلام و مسیحیت (جمهوری اسلامی ایران و واتیکان و دیگر مذاهب و گروههای مسیحی) به شدت نیاز به بازنگری دارد.

ایران بعد از پیروزی انقلاب به طور رسمی بالغ بر 25 دور گفتگوهای اسلام و مسیحیت را برگزار کرده و حال که رهبری کلیسای کاتولیک عدم شناخت خود از اسلام را آشکار می‌کند،‌ نشان می‌دهد که این دیالوگها کارکرد مثبت نداشته است.

گفتگو میان دو طرف، از اصول لازم‌الاجرایی پیروی می‌کند که یکی از ابتدایی‌ترین آن، پذیرش و احترام طرفین است. اگر یک طرف مانند کلیسا به پشتوانه غرب پیشرفته از نظر مادی، ‌و در تعامل دو جانبه با قدرت در این منطقه از جهان، خود را برتر از طرف مقابل ببیند، خود به خود پیش شرطهای دیالوگ نقض شده است. بنابراین پذیرفتن یکدیگر و احترام به هم، از بدیهیات و نخستین اصول لازم برای گفتگوست. اما مهمتر از همه که هدف اصلی این نوشته هم هست، ‌لزوم تجدیدنظر در دستور کار دیالوگهای اسلام و مسیحی و یافتن راههای شناخت‌افزایی به خصوص برای طرف مسیحی است. به نظرم مبادله دانشجویان دینی و مدرسان تئولوگ در مراکز آموزشی و دینی یکدیگر به منظور تربیت و آموزش عمیق اصول اعتقادی و بدیهیات دینی یکدیگر می‌تواند در این دستور کار بگنجد تا راهی به سوی شناسایی بیشتر از اصول و بدیهیات دین بگشاید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات