تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۰  ، 
کد خبر : ۶۱۰۸۲
میزگرد کارشناسان مسائل خاورمیانه در روزنامه اطلاعات

ارزیابی اولویت‌ها در جنگ نامتقارن

اشاره: ارزیابی اولویت‌ها در جنگ نامتقارن لبنان، بحثی است که در این بخش میزگرد کارشناسان (قاسم‌زاده، مهتدی، رویوران و سجادی) گشوده شده است. به زعم ناظران آگاه مسائل خاورمیانه، یافتن یک تئوری تبیینی برای شرایط جدید منطقه، می‌تواند به پیش‌بینی تحولات آینده با مبنایی نظری کمک کند. شما را به پیگیری مطلب دعوت می‌کنیم:

رویوران:

این نشان می‌دهد که اولویت‌های جنگی در رژیم صهیونیستی همچنان پا بر جا و مطرح هستند و این شرایط منطقه برای جنگ را بیش از گرایش برای صلح می‌کند. اما مساله مهمتر از همه اینها اینکه اگر ما یک تئوری تبیینی برای شرایط جدید پیدا بکنیم که بتوانیم آینده را با یک مبنای نظری پیش‌بینی کنیم، خوب خیلی‌ها می‌گویند اساساً جنگ‌های قرن بیست‌ویکم جنگهای متفاوتی است. در یک طرف یک دولت، یک قدرت و در یک طرف دیگر یک حزب یا یک گروه و دارای پایگاه اجتماعی است. همین وضع در افغانستان، عراق و فلسطین هم هست. در این نوع جنگ به دلیل اینکه یک طرف از لحاظ نظامی کاملاً کلاسیک رفتار می‌کند و یک طرف جنگ چریکی، جنگ اساساً نامتقارن می‌شود.

در جنگ نامتقارن، امکان یک سره کردن جنگ و پیروزی وجود ندارد. این بحث در محافل فکری آمریکا به این شکلی که عرض کردم مطرح بوده تا اینکه اسرائیل اساساً این تئوری‌پردازی را قبول نداشت و در جنگ لبنان با به کارگیری وسیع قدرت نظامی سعی می‌کرد در این الگو بن‌بست‌شکنی کرده و به آمریکا ثابت کند که در چنین جنگ‌های نامتقارن می‌شود جنگ را یکسره کرد، ولی نتیجه جنگ چیز دیگری بود.

همگان دیدند که حزب‌الله برنده جنگ بوده است. اگر چه بحث پیروزی یک مساله نسبی است، ولی بر اساس اهداف اعلام شده از طرف اسرائیل و حزب‌الله، قطعاً حزب‌الله پیروز این جنگ بوده است. البته لبنان هزینه بسیار سنگینی برای این پیروزی پرداخته است.

در چنین جنگی، زمانی که احتمال یکسره کردن جنگ و کشمکش بین دو طرف از طریق جنگ امکانپذیر نباشد، قطعاً راهکارهای جایگزین مطرح خواهد شد و یکی از مهمترین راهکارها، جایگزین کردن تغییر اولویت‌های طرف مقابل است.

اولویت حزب‌الله

اولویت نخست حزب‌الله در لبنان، تضاد با اسرائیل است و یکی از راهکارهایی که طرف مقابل در حال انجام آن است هم این است که اولویت‌های داخلی را جایگزین اولویت‌های خارجی بکند و به تعبیر دیگر، حزب‌الله در محیط اجتماعی و سیاسی خودش تحت فشار داخلی قرار بگیرد.

بسیاری از رفتارهایی که در لبنان اتفاق می‌افتد، همه اینها موید این نوع تحلیل است. ولی در عراق ممکن است به دلیل بومی‌سازی، این تئوری وضع متفاوت داشته باشد.

در عراق اولویت شیعه‌کشی برای سنی و اولویت‌ سنی‌کشی برای شیعه از طرف آمریکا برای تغییر اولویت گروه‌های عراقی، از اولویت خارجی به اولویت داخلی بوده و ممکن است این وضع در فلسطین و در جنگی که بین طرفداران حماس و فتح اتفاق افتاده نیز به صورت دیگری بر اساس تغییر اولویت‌ها بوده باشد. لذا اتفاقی که افتاده اینکه راهکار جنگ تا حدودی از اولویت‌ها خارج شده است. به این دلیل که اساسا در این زمینه نمی‌شود به نتیجه رسید. ولی تغییر اولویت‌ها به عنوان یک راهکار جدید به صورت بسیار گسترده در سطح منطقه مطرح شده و من تصور می‌کنم که ما در منطقه شاهد مجموعه گسترده‌ای از فتنه‌ها، فتنه‌های داخلی، مبتنی بر دوگانگی قومی، دوگانگی مذهبی، سیاسی و حزبی و مسائلی از این قبیل باشیم.

آیا باید خوشبین بود؟

مهتدی:‌ البته مطالبی که آقای قاسم‌زاده مطرح کردند، به نظرم یک مقدار نگاه خوشبینانه به اوضاع است. اگر فاکتورهایی را در تحلیل بیاوریم شاید این میزان از خوشبینی خود به خود کمرنگ بشود. وقتی ما از صلح صحبت می‌کنیم، طبیعتا این صلح فرمولی دارد. فرمولی که در دهه 90 میلادی مطرح شد، زمین در برابر صلح بود.

گر چه آن زمان اسحاق رابین و دیگران و آمریکایی‌ها این فرمول را پذیرفتند، اما عملا در اسرائیل فرمولی که به آن معتقد بودند و پیش بردند، صلح در مقابل صلح بود، نه صلح در مقابل امنیت.

اگر بپذیریم که در نهایت طرح صلحی وجود داشته باشد، این باید به تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی منجر شود. اولین مشکلی که به وجود می‌آید این است که این دولت سرزمین ندارد. در نوار غزه، یعنی یک مستطیلی به طول 35 کیلومتر و عرض 10 تا 15 کیلومتر نمی‌شود یک دولت تشکیل داد و در عین حال در محاصره اسرائیل هم هست. در ساحل غربی رود اردن هم که صدها شهرک یهودی‌نشین ساخته شده و اصلا نمی‌شود شهرهای فلسطینی را به هم ربط داد. گرچه می‌گویند با اتوبان‌هایی پرپیچ و خم آنها را به هم ربط خواهند داد به طوری که اسرائیلی‌ها از یک راه‌هایی حرکت بکنند و فلسطینیان از راه دیگر، اما این، شکل سرزمین به خود نمی‌گیرد، مضافاً اینکه دید اسرائیل یک دید ایدئولوژیک است و معتقد نیست که این سرزمین به فلسطینیان تعلق دارد، بلکه آن را متعلق به خود می‌داند و هیچ کس در اسرائیل نیست که در این شرایط بتواند بپذیرد که از ساحل غربی عقب‌نشینی بکند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات