تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۰  ، 
کد خبر : ۶۱۲۵۳

نقش احزاب در انتخابات


فاطمه تمیمی
در اصل 26 قانون اساسی آورده شده «احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده آزادند، مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی ایران را نقض نکند. هیچکس را نمی‌توان از شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت» بدین نحو وجود حزب در نظام جمهوری اسلامی پذیرفته شده و فعالیت سیاسی مردم در قالب احزاب به عنوان یک حق قانونی به رسمیت شناخته شده است.
لکن در حال حاضر ما احزاب قوی و مدون که نقش اصلی خود را در انتخابات ایفا نمایند نداریم و آنهایی هم که هستند بسیار ضعیف عمل می‌کنند و این عملکرد ضعیف احزاب تاکنون صدمات جبران‌ناپذیری به جامعه وارد نموده، زیرا براساس اصل 56 قانون اساسی مردم بعد از خداوند متعال که حاکمیت مطلق بر جهان را دارد، حاکمان اصلی در جامعه می‌باشند اما از آنجا که در جوامع امروزی، تک‌تک افراد قادر به اعمال حق حاکمیت خود نیستند طی یک ضرورت و قرارداد اجتماعی نمایندگی را از جانب خود انتخاب می‌کنند تا به جای آنان اعمال حق کنند و جامعه را اداره کنند که در این راستا نمایندگان مجلس از جمله نمایندگانی هستند که باید به جای مردم اعمال حق نمایند و قانونگذاری کنند و نیز بر اعمال قوه مجریه نظارت نمایند اما تجربه نشان داده همواره بیشتر مردم پس از انتخابات از عملکرد نمایندگانشان ابراز ناخشنودی می‌کنند که عامل اصلی این اتفاق، نبود احزاب فعال در عرصه انتخابات کشور است.
همانطوری که می‌دانیم به خاطر گستردگی جامعه، مردم قادر به شناخت افرادی که نامزد انتخابات می‌شوند، نیستند و باید در این بین یک حائل بین مردم و نمایندگان انتخابی وجود داشته باشد و هیچ نهادی به جز احزاب نمی‌‌تواند این نقش حائل را به خوبی ایفا کند. حسن معرفی نامزدهای انتخاباتی از جانب احزاب آن است که اولا احزاب چون دارای مرامنامه و ایدئولوژی مکتوب می‌باشند و در دوران انتخابات مبادرت به معرفی تزهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خود به مردم می‌نمایند در نتیجه ملت با یک سری برنامه‌های مکتوب روبه‌رو می‌شوند که در واقع یک تعهدنامه است و حسن ارائه برنامه مکتوب در این است که نامزدهایی که برنده انتخابات می‌شوند تا حد امکان باید براساس برنامه‌های معرفی شده از جانب حزب عمل کنند و نمی‌‌توانند آنرا فراموش کنند و یا منکر آن گردند زیرا قبلا این برنامه‌ها را اعلام کرده و در دست مردم دارند و آنان فراموش نمی‌کنند که نمایندگانشان چه قول‌هایی برای بهبود وضعیت جامعه به آنها داده‌اند و همواره خواستار اجرای تعهدشان هستند و چنانچه به عهد خود وفا نکند و برخلاف شعارهای اولیه رفتار نمایند مردم در دوره‌های بعدی انتخابات به حزب متخلف رای نخواهند داد و به سمت رقیب آن متمایل می‌شوند لذا احزاب برای جلوگیری از این فاجعه، نهایت تلاش خود را برای اجرای برنامه‌های معرفی شده خود می‌کنند و برای کسب آبرو و اعتبار برخلاف برنامه‌هایشان رفتار نمی‌کنند اما اکنون ما شاهد ارائه برنامه مکتوب از جانب نامزدهای انتخابات نبوده و همان‌طوری که در دوره‌های مختلف انتخابات شاهد بودیم نامزدهای انتخاباتی صرفا به بیان شفاهی برنامه‌های خود می‌پردازند و هیچگاه خود را ملزم به ارائه کتبی برنامه‌‌هایشان به صورت تعهدنامه نمی‌بینند.
تجربه نشان داده اینگونه نامزدها پس از برنده شدن، شعارهای اولیه خود را فراموش کرده و بر اساس مشکلات روز به حل مسائل می‌پردازند و نه براساس اهداف و شعارهای انتخابی و چون تعهدنامه مکتوب ارائه نشده مردم به طور واضح و روشن نمی‌توانند دست بر روی نقاط ضعف یا فراموش شده آن بگذارند و یک انتقاد شفاف از عملکرد نمایندگان بنمایند؛ بنابراین نتیجه بیان شفاهی شعارهایی که مردم تشنه آن هستند، جز انعکاس صدا در فضا و محو آنی آن و سوءاستفاده از احساسات پاک مردم ندارد.

ثانیا وقتی احزاب سیاسی وارد عرصه مبارزات انتخابات می‌شوند مردم آگاهتر، مصم‌تر و با دلگرمی نمایندگان خود را انتخاب خواهند کرد زیرا در اینجا با یک تشکل سیاسی منسجم و با مرمنامه مشخص روبه‌رو هستند و نه با یک فرد خاص و تا حدود زیادی می‌دانند رویه و عملکرد این حزب چیست و نامزدهای آنان که نماینده مجلس می‌شوند چگونه کشور را اداره خواهند کرد و نگران کارهای غیر منتظره نخواهند بود و در نهایت این امر جلوی آزمون و خطاب مکرر مردم را خواهد گرفت زیرا در شرایط کنونی، مردم هیچ چاره‌ای جز توسل به عنصر آزمون و خطا ندارند و علت اصلی این امر آن است که مردم در دوره‌های انتخاباتی به جای یک تشکل با افراد روبه‌رو هستند و واقعا نمی‌دانند به کدام‌یک از این نامزدهای انتخاباتی رای دهند و اینکه آیا شخصی را که انتخاب می‌کنند فردی مدیر، مدبر، شجاع و باسواد خواهد بود؟ یا خیر و هزاران سوال این چنینی که پیش‌روی رای‌دهندگان است بی‌پاسخ می‌ماند! و به ناچار دست به آزمون می‌زنند و با توجه به شعارهای تبلیغاتی که نامزدها در رسانه‌های عمومی طرح می‌کنند و یا با توجه به نظریات دیگر افراد رای‌دهنده مبادرت به رای دادن می‌کنند و منتظر می‌مانند تا ببینند انتخاباتی که نموده‌اند درست بوده یا خطا کرده‌اند.
اینگونه رای دادن در دنیای پیشرفته امور کاملا مطرود و مردود است زیرا افراد جامعه خیلی فرصت اشتباه ندارند و هر بار که انتخابی نادرست می‌کنند ضررهای جبران‌ناپذیری به جامعه وارد می‌شود و در مدت زمان طولانی قادر به ادامه این روش یعنی توسل به عنصر خطا و آزمون نیستند لذا بهتر است مردم با یک حزب که سالیان متمادی وجود خواهد داشت و اعضایش فقط تغییر می‌کنند، با برنامه و ایدئولوژی مشخص، طرف باشند تا با اشخاصی که یک مدت کوتاهی بر پست نمایندگی تکیه می‌زنند و سپس بدون اینکه در آینده جوابگوی عمکردشان باشند، می‌روند و این افراد به طور موقت مدتی ریاست می‌کنند و سپس می‌روند و تشکل خاصی جوابگوی کارهای آنها در برابر مردم نخواهد بود در حالی که اگر از طریق حزب به عنوان نامزد انتخاباتی معرفی گردند و از طرف مردم به مجلس راه یابند، این حزب است که جوابگوی عملکرد آنها در حین تکیه بر پست نمایندگی و پس از فراغت از این پست خواهد بود و باید پاسخگوی اشتباه‌های اعضایش در برابر افراد جامعه باشد.

حال سوال قابل طرح آن است که چرا در ایران هیچگاه احزاب قوی و تاثیرگذار وجود نداشته و ندارد.
1-‌ علت عدم کشش مردم به سمت احزاب به نظر می‌رسد به خاطر پیشینه تاریخی آنها باشد وقتی در جامعه لغت حزب را به کار می‌بریم چند چیز به فکر افراد خطور می‌کند اول اینکه مردم بروز اختلاف و چنددستگی را به یاد می‌آورند. دوم فکر وابستگی احزاب به کشورهای بیگانه و احیانا دشمن را تصور می‌کنند و عده‌ای به یاد منفعت‌طلبی و گروه‌گرایی برخی قشرهای جامعه می‌افتند و تعداد کمی از افراد جامعه، بروز احزاب را در جوامع نتیجه تفاوت اندیشه‌ها و ایدئولوژی‌ها می‌دانند.
حال علت اصلی برخوردهای متناقض مردم با احزاب در ایران چیست؟ شاید بتوان گفت عامل اصلی این امر، گذشته احزاب باشد. تجربه تاریخ نشان داده از بدو تشکیل حزب در ایران مردم مدام شاهد خیانت و پشت پا زدن احزاب به کشور به خاطر وابستگی به بیگانگان و یا شاهد خیانت و پشت‌پا زدن احزاب به مردم به دلیل وابستگی به حکومت بودند و تاکنون حزبی که واقعا از بطن مردم برخاسته باشد و از پایین به بالا شکل گرفته و بعد از پا گرفتن میان مردم تشکیل یافته باشد، در ایران وجود نداشته است.
2-‌ یکی دیگر از موانع شکل‌گیری احزاب که ریشه در پیشنیه فرهنگی و تاریخی جامعه ایران دارد آن است که در صدها سال گذشته، ما شاهد حکومت‌های دیکتاتوری وابسته‌ای بوده‌ایم که حکومت طولانی آنها به مرور زمان آزادی‌طلبی مردم را از بین برد و روحیه استبدادی بر روابط اجتماعی و سیاسی حاکم شد؛ از تبعات این حکومت‌ها، کاربرد زور در روابط اجتماعی است و این امر باعث پایین ماندن سطح فرهنگ اجتماعی مردم گردید و تشکیل حزب سیاسی به شیوه‌های مسالمت‌آمیز و عقلایی که نتیجه آشکار مشارکت سیاسی مردم است به دلیل از بین رفتن روحیه مشارکت در زمینه مسائل اجتماعی به ویژه امور سیاسی مقدور نشد و نیز سابقه شکست‌هایی پی‌درپی تمامی احزاب سیاسی که در جامعه ایران پا به عرصه وجود نهاده‌اند موجب حالت سرخوردگی و یاس از موفقیت فعالیت حزبی شده که دولت در این دو زمینه باید کار فرهنگی طولانی‌مدت انجام دهد و به مردم میدان دهد تا آن‌طور که فکر می‌نمایند در صحنه‌های اجتماعی حاضر شوند.
3-‌ حکومت‌ها معمولا میل به تمرکز دارند و از پیدایش هر نوع قدرت در موازی خود جلوگیری می‌کنند و اکنون در دوران جمهوری اسلامی ایران نیز تمایل به قدرت گرفتن احزاب نیست زیرا در اوائل انقلاب از فضای باز سیاسی سوءاستفاده شد و هر گروهی به تبلیغ اندیشه‌های خود پرداخت و این امر موجب هرج‌ومرج شد. از آن موقع این یک رویه گردید که از بروز و ظهور احزاب جلوگیری شود و هیچگاه اجازه قدرت گرفتن به یک حزب مستقل داده نشد.
4-‌ وجود هاله‌ای از ابهامات در مورد وظیفه و کارکرد احزاب در نظام جمهوری اسلامی ایران یکی از موانع ظهور احزاب است زیرا مشخص نیست که احزاب تا چه حد حق انتقاد و پیشروی دارند و علت این امر کاستی قوانین موجود است و نیز قانون خاصی که جرم سیاسی را تعریف کند تا احزاب بدانند چنانچه تخلفی انجام دهند باید بر مبنای کدام قانون محاکمه شوند و نیز تصویب نشده و تکلیف آنان در این خصوص روشن نیست.
5-‌ یکی دیگر از مشکلات اساسی احزاب، تامین هزینه‌های فعالیت‌های سیاسی آنها است لذا برای مقابله با این مشکل برخی از احزاب تن به انحراف می‌دهند و آرمان‌های اولیه خود را فراموش می‌کنند. بنابراین نبود امکانات مالی یکی دیگر از موانع تشکیل حزب است.
6-‌ احزاب دارای مرامنامه روشن و دقیق نبوده‌اند تا جایگاه اجتماعی آنها مشخص شود. هرچه احزاب سیاسی به سمت شفافیت مواضع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی خود پیش بروند انگیزه بیشتری در مردم برای پیوستن به آنان و مشارکت در فعالیت‌های حزبی و سیاسی به وجود می‌آید، زیرا مردم می‌دانند با چه حزبی روبه‌رو هستند و ایدئولوژی آن چیست و تزهایی که برای حل مشکلات و معضلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... دارد کدام است که در نتیجه متوجه کارایی حزب برای به دست گرفتن پست‌های سیاسی می‌شوند.
7-‌ علت دیگر گریز مردم از احزاب آن است که در هنگام بروز مشکلات و یا ابراز خواسته‌های اجتماعی و اقتصادی از جانب مردم و یا برخی از اقشار، هیچگاه احزاب آنطور که باید در راستای اجابت خواسته‌های مردم تلاش نمی‌‌نمایند و حمایت نمی‌کنند و تنها در مواقع انتخابات اعلام می‌دارند که همواره به خواسته‌های ملت اهمیت می‌دهند و این دوگانگی رفتار موجب سرخوردگی افراد از احزاب گردیده و آنها را به این فکر سوق داده که احزاب صرفا به دنبال منافع حزبی می‌باشند و نه منافع مردم.
در حال حاضر نیز آنچه در جامعه به چشم می‌خورد رقابت جبهه‌ها با هم است و نه احزاب و از آنجا که جبهه‌ها به طور رسمی ثبت نشده‌اند و بدون مرامنامه و چارچوب مشخص هستند این امر موجب سردرگمی مردم گشته چون به طور شفاف و روشن با یک ایدئولوژی و تز اقتصادی، اجتماعی، سیاسی روبه‌رو نیستند و صرفا با یک تاکتیک انتخاباتی برای جذب آرای مردم روبه‌رو می‌باشند. در نتیجه به نظر می‌رسد رای‌دهندگان دوباره بدون شناخت کافی در پای صندوق‌های رای حاضر خواهند شد و مجدداً روش آزمون و خطا را به کار خواهند برد. لذا شایسته است احزاب برای رفع اینگونه مشکلات تلاش نمایند که اولین قدم جلب اعتماد و اطمینان مردم با اهمیت دادن به خواسته‌های آنان است تا به مرور دیدگاه مردم نسبت به عملکرد احزاب مثبت گردد سپس برای رفع موانع قانونی اقدام نمایند و سعی در گسترش فعالیت‌های قانونی خود نمایند تا بتوانند جایگاه اصلی خود را کسب کنند و نقش اساسی در هرگونه انتخابات را داشته باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات