کتاب «سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک» در 22 جلد منتشر شده است. جلد دوم و سوم کتاب مذکور حاوی اسناد مربوط به قیام 15 خرداد و پیامدهای آن میباشد. در این دو جلد اسناد ارزشمندی درباره قیام 15 خرداد به روایت ساواک وجود دارد. در مقدمۀ دو جلد مذکور، سیر گذرایی بر بعضی از اسناد مربوطه شده است که میتواند تصویری از کل کتاب ارائه دهد. برای آشنایی خوانندگان با اسناد مربوطه و برخی مسائل دیگر، بخشی از مقدمه و برخی از اسناد را در ذیل درج مینماییم.
اسناد پیشرو بازتاب آن حماسه نیست که حماسه را کسانی باید باز گویند که با روح آن پیوند دارند. گزارش دشمنانی است که ناچار بودهاند با سالوسی در میان مبارزان به جمعآوری خبر بپردازند و این نکته بسیار حساسی است که برخی اهل تاریخ وقتی به چنین اسنادی دست مییابند، جاذبه سندخوانی باعث نسیان این معنا میشود که آنها را افرادی تولید کردهاند که از زاویهای تنگ و تشکیلاتی و آن هم تشکیلاتی بیگانه با روح جمعی مردم مسلمان ایران به موضوعات نگریستهاند. با این حال اینها نیز گوشههایی از واقعیت تاریخ را بیان میدارد و یا دلالتهایی است بر اصل هر ماجرا برای کسانی که به قول مولانا در ویرانهها نیز گنج میجویند، گنجینهای است که در جای خود ارزش بازخوانی و تحلیل دارد.
اگر چه طرح و برنامههای رژیم در خصوص دستگیری امام 17 خرداد 42 بوده است، لکن سخنرانی تاریخی عصر عاشورا آنچنان افشاگرانه و کوبنده بود که رژیم شاه ناگزیر از دستگیری رهبر نهضت شد. از این رو در ساعات اولیه شب 15 خرداد 42 با یورش مأموران رژیم به منزل امام خمینی ایشان دستگیر و روانه تهران شد. علاوه بر ایشان تعدادی از علما و روحانیون که در ماه محرم مطالب اعتراضآمیز مطرح کرده بودند دستگیر و روانه زندان شدند. پاکروان رئیس ساواک در بخشنامه شماره 2968 مورخ 14/3/42 به کلیه ساواکها اعلام کرد:
نظر به اینکه در این اواخر تحریکات عدهای از روحانیون و وعاظ به ویژه پیروان خمینی بر علیه مصالح عالیه کشور به حدی رسیده که دیگر قابل تحمل نیست لذا تصمیم گرفته شد کلیه عناصر افراطی و محرکین درجه 1 دستگیر شوند. لذا با در نظر گرفتن فعالیت روحانیون و وعاظ در چند روز گذشته آنهایی که در این مدت زیاده از حد تحریک و هتاکی کردهاند فوراً دستگیر و تحتالحفظ به مرکز اعزام دارید.
دستگیری امام بلافاصله شهر قم را متشنج ساخت و مردم با اطلاع از دستگیری ایشان به طور خودجوش به خیابانها ریختند و در حرم حضرت معصومه(س) تجمع کردند تا به سخنان حاجآقا مصطفی خمینی گوش فرا دهند. موقعیت حساس شهر در گزارش رئیس ساواک قم ـ بدیعی ـ منعکس شده است که از نخستین ساعات روز با قید خیلی خیلی خیلی فوری آورده:
با اقداماتی که شب گذشته انجام گردیده است بیم آن میرود که روز جاری در قم تظاهراتی به نفع خمینی انجام گردد.
او همچنین نسبت به استعداد کم قوای نظامی و انتظامی در شهر قم هشدار داده است. (سند شماره 199 ـ 15/3/42) اوضاع بحرانی قم به گونهای بود که سند شماره 2968 ـ 14/3/42 پاکروان به ساواک قم مخابره نشد تا بیش از این بر تشنج و بحران افزوده نشود. (سند بدون شماره مورخ 15/3/42)
از گزارش بدیعی ـ رئیس ساواک قم ـ در ساعت 45/5 صبح که حاکی از حرکت جمعیت زیادی از مردم به سمت صحن حضرت معصومه(س) و تجمع در آنجاست، میتوان به خشم و خروش انقلابی مردم وفادار به امام خمینی پی برد. گزارش درگیری از بدیعی در این روز حاکی از زد و خورد و تیراندازی در شهر است. (گزارش بدون شماره است) گزارشهای دیگری از درگیریها و زد و خوردهای نیروهای نظامی و مردم در پرونده امام موجود نیست. دستگیری امام واکنش سریع و جدی جامعه روحانیت را به دنبال داشت. در این زمینه آیتالله العظمی مرعشی نجفی اعلامیه شدیداللحنی صادر کردند که در آن آمده است:
ما بدین وسیله هل من ناصر ینصرنا گفته و تا آخرین لحظه استقامت خواهیم ورزید. خون ما رنگینتر از خون برادر عزیزمان حضرت آیتالله العظمی آقای خمینی نیست و مادامی که ایشان را صحیح و سالم به دست ما ندهند دست از اقدام برنمیداریم و تا آخرین قطره خون خود از حریم اسلام و قرآن دفاع خواهیم کرد.
پس از آنکه بدیعی انتشار این اعلامیه را گزارش کرد (سند شماره 215 مورخ 16/3/42) دستور جلوگیری از پخش و انتشار آن از طرف پاکروان ـ رئیس ساواک ـ داده شد. (سند شماره 9812/332 مورخ 16/3/42)
در برابر این موضوع انقلابی و اعتراضآمیز برخی ازروحانیون همچون آیتالله شریعتمداری در مواجهه با دستگیری امام و قیام مردم مسلمان ترجیح میدادند با نرمی با رژیم برخورد نمایند. در سند بدون شماره مورخ 16/3/42 گفتوگوی تلفنی ایشان با یکی از مریدانش در تبریز منعکس شده که گفته بودند:
مردم را به آرامش دعوت کنید و از تظاهرات جدا خودداری شود چون از تظاهرات نتیجهای گرفته نخواهد شد. در قم مردم تظاهرات نمودند ولی با قوای انتظامی روبرو شدند. آخر گلوله با جان مناسبت ندرد. سعی کنید به اعلیحضرت معظم توهین و بیاحترامی ننمایند... خواهش میکنم با شاهنشاه مخالفت نکنید و باعث ناراحتی او نشوید. من به خمینی گفتم که با شاه اینطور رفتار نکن و برخلاف دولت و سیاست حرفی نزند. اما او گوش نداد تا به این روز افتاد.
البته مراجع تقلید و علمای بزرگ حوزه اقداماتی در جهت استخلاص امام خمینی و سایر دستگیر شدگان انجام دادند که تلاشهای آنان در صفحات آتی ـ براساس پرونده امام در ساواک ـ بیان خواهد شد، ما انگیزه آنان که تا چه میزان براساس رأی شخصی یا فشار طلاب و روحانیون و قشرهای مردم بوده و چه مشی و روشی را میپسندیدند باید براساس اسناد و مدارک معتبر تاریخی مورد بررسی قرار گیرد.
در اسناد موجود تلگراف آیتالله شریعتمداری خطاب به امام در زندان قصر موجود است؛ همچنین تلگراف به آیتالله شاهرودی در نجف و روحانیون نجفآباد و تأکید بر اقدام برای استخلاص دستگیرشدگان (سند شماره 581 مورخ 21/3/42) تلگراف تشکرآمیز آیتالله گلپایگانی به آیتالله شاهرودی نیز در گزارش فوق درج شده است.
گزارشهای مربوط به اقدامات و فعالیتهای مراجع عراق بیشتر در حد شایعه است. مثلاً در سند بدون شماره مورخ 20/3/42 به نقل از یکی از اعضای حزب زحمتکشان گفته شده: آقایان حکیم و خویی قرار است روز سهشنبه 21/3/43 به تهران بیایند و واسطه شاهنشاه و خمینی گردند. یا در سند شماره 941/312 مورخ 22/3/42 به نقل از محافل مطبوعاتی و مذهبی آمده که شاه در تلگرافی به آیتالله حکیم ایشان را به عنوان مرجع تقلید خطاب قرار داده ولی آیتالله حکیم پاسخ داده از آیتالله خمینی تقلید مینماید.
از اقدامات علمای قم در جهت استخلاص امام و هماهنگی با علمای نجف گزارشی از جلسه روحانیون در منزل آیتالله مرعشی نجفی موجود است. براساس این گزارش روحانیون تصمیم گرفته بودند اعلامیهای به چاپ برسانند و ضمن تشکر از مردم بخواهند فعلا ساکت باشند و عکسالعملی نشان ندهند زیرا ما در تماس با آقای حکیم و نجف هستیم در صورتی که آقای خمینی را آزاد نکنند دست به اقدام شدیدتری خواهیم زد.
(سند شماره 6146 س ت مورخ 27/3/42)
از اواخر خرداد ماه به کوشش تعدادی ازشاگردان امام زمینه مهاجرت علمای بزرگ شهرهای ایران به تهران فراهم شد تا با اقدامی یکپارچه اعتراض جامعه روحانیت ایران نسبت به دستگیری امام و علما و روحانیون به گوش همگان برسد. اسناد مربوط به این مقطع در صفحات بعدی مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
گزارشهای مربوط به خروش مردم در روزهای پانزدهم و شانزدهم خرداد بیشتر به حوادث قم پرداخته و بجز دستگیری امام که به سرعت به تهران اطلاع داده شده بود، گزارش بدون شمارهای در همان روز حاکی است:
عدهای به حالت دو که چهار پنج نفری هستند از بازار مسجد جامع حرکت و میگویند مردم دکانها را ببندید، خمینی را گرفتند.
بعدا با ایجاد حکومت نظامی فرماندار نظامی تهران درصدد شناسایی عاملین انتشار خبر دستگیری امام برآمد و بدین منظور از شرکتهای مسافربری تحقیق به عمل آورد. در سند شماره 1616/2 مورخ 8/4/42 آمده:
طبق اطلاع صبح روز 15/3/42 عدهای از شهرستان قم به تهران وارد چهار نفر آنان به میادین جنوب شهر مراجعه موضوع دستگیری آیتالله خمینی را به کسبه اطلاع دادهاند.
بنا به تحقیقات ساواک قم معلوم شد که شخصی به نام احمد قصاب با موتورسیکلت از راه ساوه به تهران آمده و خبر دستگیری امام را اطلاع داده بود. (سند شماره 21318/333 مورخ 3/6/42) براساس گزارشهای موجود پیگیری و شناسایی نامبرده در سال بعد هم دنبال شده است. سند شماره 19220/45 مورخ 9/3/43 شهربانی کل کشور به ساواک با توجه به حوادث و زد و خوردها و تیراندازی و وضعیت خاص شهر تهران در روز 15 خرداد پاکروان ـ رئیس ساواک ـ در دو نوبت به کلیه ساواکهای داخل و خارج از کشور اطلاع داد که تظاهراتی از خیابانها توسط جمعی از عناصر اخلالگر و ماجراجو و عوامل وابسته به علما و مرتجعین به عنوان اعتراض به دستگیری آیتالله خمینی صورت گرفته و پلیس در چند مورد ناگزیر به تیراندازی شده و در نتیجه تعدادی از افراد کشته و عدهای مجروح شداند. (اسناد 9798/332 و 9801/332 مورخ 15/3/42)
در روز بعد نیز که تظاهرات اعتراضآمیز مردم تهران ادامه یافت پاکروان مجددا به ساواکهای مربوطه اطلاع داد که قوای انتظامی متظاهرین را متفرق و در این جریان چند نفر مقتول و تعدادی مجروح شده اند. او همچنین از تظاهرات مردم شیراز نیز اخباری ارائه داد و تاکید کرد که مامورین کاملا بر اوضاع مسلط میباشند. (سند شماره 9804/332 مورخ 16/3/42)
از مخابره این گزارشها به ساواکها معلوم میشود که دستگاههای امنیتی رژیم به طور جدی نگران اوضاع بودند و پاکروان با توجه به شایعات فراوان در مورد بحران به وجود آمده لازم دید که امنیت پایتخت را به اطلاع ساواکها برساند.
یکی از مهمترین اسناد موجود سند ویژهای در تاریخ 20/3/42 است که به بررسی حوادث منتهی به قیام 15 خرداد و تبعات آن پرداخته است. این سند در 3227 کلمه تنظیم شده و اگر چه بیانگر آن است که تهیهکننده یک تحلیلگر است که از جزئیات به صورت کلی مطلع شده و احتمالاً اخبار را از منابع ساواک دریافت داشته ولی به نکاتی اشاره دارد که حائز اهمیت است. در این بررسی به مخالفت علما و مراجع با لایحه اصلاحات ارضی حتی توسط آیتالله بروجردی اشاره شده و اقداماتی چون حق آزادی زنان را بهانه مخالفت علما و روحانیون قلمداد کرده است. در این میان به تحریکات مالکین و مخالفتهای بعضی احزاب در تشدید اوضاع تاکید شده است. آنگاه انگیزههای امام خمینی که براساس این گزارش؛ رهبری علما و روحانیون مخالف را بر عهده دارد در مخالفت با حکومت و برنامهریزی روحانیون برای ایام محرم بیان شده است.
در ذکر حوادث روزهای 15 و 16 خرداد به عناصر و گروههای موثر در شورش مردم پرداخته است. در این گزارش علاوه بر حوادث تهران به حوادث دیگر شهرها نیز اشاره و دستجات شرکتکننده در تظاهرات و ماهیت آن را به تفکیک مورد بررسی قرار داده و سپس به ارائه راهحلهایی برای مهار بحران پرداخته که بخش اخیر حاوی نکات جالبی است. از جمله بندهای زیر که به صورت پیشنهاد ارائه شده اذعان به گوشههایی از همان نوع واقعیتهایی است که امام خمینی(ره) علیه آنها موضع داشتند:
7. واگذاری فوری تلویزیون ایران به دولت که موجب حملات مداوم وعاظ به دولت و متهم شدن مقامات مسئول به حمایت از فرقه بهائی است.
8. محدود ساختن هر چه بیشتر روابط ایران با اسرائیل و رعایت استتار کامل در اینمورد و متوقف شدن حمایت رادیو اسرائیل از ایران در برنامه فارسی این رادیو.
متعاقب دستگیری امام(س) تلاشهایی برای رهایی و استخلاص ایشان و سایر دستگیرشدگان آغاز شد که برخی اسناد این مجموعه به آنها اشاره دارد.
در سند شماره 870. بخش 312 مورخ 18/3/42 از قول سیدجعفر بهبهانی (فرزند آیتالله سیدمحمد بهبهانی از روحانیون سرشناس تهران) گفته شده در پاسخ به ادعای پاکروان مبنی بر تایید نکردن اقدامات امام خمینی از سوی مقامات مذهبی قرار شده روحانیون درجه اول ایران با صدور اعلامیههایی از او حمایت کنند و در این زمینه به صدور اعلامیه از سوی آقایان بهبهانی خوانساری و آملی از روحانیون معروف تهران اشاره شده است.
اعلامیههای آیتالله سیداحمد خوانساری به تاریخ 16 خرداد 42 و آیتالله بهبهانی (بدون تاریخ) در میان اسناد مشاهده میشوند.
اعلامیه آقای بهبهانی و آقایان مرعشی نجفی و شریعتمداری به سایر شهرها ارسال شده بود سند شماره 360 مورخ 29/3/42 حاکی از یافتن این اعلامیهها در صندوقهای پست اصفهان است. (همچنین ر.ک سند 42-1820/7 مورخ 11/4/42)
در سند شماره 539. ست مورخ 19/3/42 به شایعه اولتیماتوم 48 ساعته انقلابیون به دولت مبنی بر آزادی امام خمینی اشاره شده که همراه با تهدیداتی بوده است.
دیدگاههای مردم علیرغم تبلیغات سوء رژیم علیه امام و روحانیون و انتساب اتهامات واهی به آنها جالب توجه است.
سند شماره 2926/9 هـ ـ 21/3/43 به نقل از منشی آیتالله حکیم جلسه مراجع نجف در هنگام زمزمه اعدام امام خمینی بازگو شده است که حاوی نکات جالبی است. در سند شماره 1573 هـ ـ 6/8/47 نیز موضعگیری آقای حکیم در زمان دستگیری امام نقل شده است.
با توجه به اتهاماتی که شاه در سفر به همدان در هیجده خرداد به امام وارد کرده بود و نیز برخی مقامات رژیم صحبت از محاکمه کرده بودند (تهدید علم مبنی بر اعدام رهبران دینی در شانزده خرداد) طرفداران امام اعلامیهای تحت عنوان «ندای ملت ایران» منتشر کردند و در آن خواستار محکمه علنی با شرکت قضات دیوان عالی کشور و حضور هیات منصفهای مرکب از علمای شیعه و غیرشیعه و نماینده سازمان ملل و خبرنگاران داخلی و خارجی شدند. در سند بدون شماره مورخ 12/4/42 از ارسال این اعلامیه برای مقامات دادگستری از طریق پست اشاره شده است.
در پاسخ به اتهامات پاکروان ـ رئیس ساواک ـ اعلامیهای تحت عنوان «آقای نجسروان» منتشر شده که تایید امام خمینی از طرف روحانیون و مراجع داخل و خارج از کشور را یادآوری کرده است.
علاوه بر تهران و قم تعدادی دیگر از شهرها نسبت به دستگیری امام خمینی واکنشهای شدیدی نشان دادند که در پرونده امام در ساواک به تعدادی از آنها اشاره شده است.
در سند شماره 3058 مورخ 17/3/42 پاکروان به ساواک قم باتوجه به تعطیلی دکاکین در خمین و تظاهرات مردم در اثر تحریکات و اقدامات بستگان آیتالله خمینی خواستار اعلام چگونگی اقدامات درباره محرکین شده است. در پانویس این سند ادعا شده که با اقدامات شهربانی محل، اهالی خمین حاضر به همکاری با آقایان هندی و پسندیده نشدهاند. در سند بدون شماره مورخ 27/3/43 به فعالیتهای آقای پسندیده در فردای روز دستگیری امام خمینی و چند نفر دیگر در خمین اشاره شده است.
سند شماره 302 مورخ 16/3/42 اعتراضات مردمی در نجفآباد در روز گذشته و تعطیلی قسمتی از بازار اصفهان در روز جاری و مسائل امنیتی شهرهای اصفهان و همایونشهر و نجفآباد و نیز تحرکات حزب زحمتکشان را گزارش نموده است.
در سند شماره 303 پیرو گزارش قبلی در همان روز به ناآرامیهای شهر شیراز اشاره شده و نیز گفته شده دکاکین اصفهان بتدریج باز میشود و اهالی نجفآباد تلگرافی برای شاه ارسال کردهاند. سند شماره 311 مورخ 17/3/42 اخبار ناآرامیهای اصفهان و نجفآباد و فعالیتهای مامورین انتظامی را منعکس نموده است.
پاکروان در نامهای به ساواک اصفهان با توجه به احتمال حرکت عدهای از عناصر آشوبطلب به شهرستانها به منظور تحریک احساسات مردم دستور مراقبت و پیشبینیهای لازم را داد. (سند 3042 مورخ 17/3/42) ظاهرا موضوع برعکس بود لذا او طی سند شماره 3129 مورخ 19/3/42 به ساواک اصفهان اعلام کرد.
گفته میشود تعدادی از افراد متعصب مذهبی و طرفداران آیتالله خمینی در نظر دارند از شهرستانها به تهران آمده تظاهراتی بنمایند. دستور فرمائید چنانچه این احتمال حقیقت پیدا کرد از مسافرت آنان جلوگیری شود.
از حوادث مشهد سند شماره 843. بخش 312 مورخ 16/3/42 به کشته شدن یک پاسبان که مانع قرائت اعلامیه امام خمینی شده بود، اشاره کرده و بحث و گفتگوی مردم در این زمینه منعکس شده است. در بخشی از این گزارش آمده:
مردم عوام و مخصوصاً طبقه جوان اکنون چنان تعصب شدیدی نسبت به آیتالله خمینی پیدا کردهاند که عمال جبهه ملی برای جلبنظر این طبقه خود را حامی و طرفدار شدید خمینی قلمداد میکنند و هر چقدر با این افکار جوانان مخالفت شود احساسات آنها را بیشتر تحریک خواهد نمود.
آیتالله میلانی که قصد داشت برای پشتیبانی از دستگیرشدگان به تهران مسافرت کند با موانعی روبهرو شد لذا در بیست خرداد با ارسال تلگرافی به امام و آقایان قمی و محلاتی به زندان و دستگیری آنان و دیگر علما و روحانیون و اساتید دانشگاه سخت اعتراض کرد. تلگراف مذکور در پرونده امام بایگانی شده است.
در پرونده امام به سه برگ اعلام پشتیبانی از امام و آیتالله قمی با اسم و مشخصات و امضا وجود دارد که تاریخ دقیق تنظیم آنها مشخص نیست.
در نجفآباد از عصر چهارشنبه 12 محرم (15 خرداد) مغازههای بازار و خیابان کلا تعطیل و طبقات مختلف با اجتماع در مسجد بازار این شهر پشتیبانی خود را از امام اعلام نمودند. جامعه روحانیت این شهر در حمایت از امام در 18 محرم (21 خرداد) اعلامیهای صادر کرد. سند شماره 6688 ست مورخ 30/3/42 از پخش این اعلامیه در بازار تهران خبر داده است.
ساواک اصفهان در سند شماره 42-2130/72 مورخ 19/4/42 از شهربانی استان اصفهان خواست همزمان با ساواک در مورد اشخاص دستاندرکار چاپ اعلامیه تحقیق به عمل آورد.
سند شماره 1438 مورخ 26/3/42 ساواک لرستان حاکی است رئیس پست و تلگراف خرمآباد از مخابره تلگراف آیتالله کمالوند خطاب به حاجآقا مصطفی خمینی و اعتراض و ابراز انزجار از دستگیری امام خودداری کرده است.