محمدصادق ربانی / قائم مقام سابق سازمان انرژی اتمی
پس از انتشار گزارش مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مورد همکاریهای ایران با بازرسان آن آژانس و پیش از برگزاری آخرین اجلاس سال جاری شورای حکام، تهران با استناد به جنبههای مثبت گزارش، آن را نشانه بیگناهی کشورمان در پرونده هستهای دانست و خواستار عذرخواهی آمریکا از ایران شد.
در همین حال، واشنگتن با استناد بر تردیدهای موجود در گزارش، همکاری ایران را ناکافی دانست و بر صدور قطعنامه بعدی در شورای امنیت علیه ایران تاکید کرد.
گزارش البرادعی طبق معمول دوپهلو بود. از یک سو گزارش حالکی از قدمهای مهمی است که از سوی ایران برای حل و فصل پرسشهای هستهای برداشته شده، از سوی دیگر اظهار شده است که اطلاعات آژانس نسبت به سال 2006 کاهش یافته و هنوز نمیتواند یک بار به طور کلی بگوید که جهتگیری هستهای ایران صلحآمیز است. در اهمیت این گزارش همین بس که شورای امنیت پیشتر طی قطعنامههایی خواستار تعلیق غنیسازی اورانیوم ایران شده بود، ولی به جهت توافق ایران و آژانس در تنظیم برنامه پاسخگویی به پرسشهای باقیمانده، آن شورا تصمیمگیری خود را موکول به نتیجه گزارش آژانس و سولانا کرد. همکاری ایران با بازرسان آژانس در چارچوب برنامه توافق شده، تاثیرات خود را بر جای گذاشته و توانسته تا حدودی در جبهه متحد شورای حکام آژانس علیه ایران شکاف ایجاد کند.
به طوری که حتی نماینده آمریکا هم در اجلاس منکر همکاری ایران با آژانس نشده ولی این همکاری را گزینشی و ناکافی مینامد. باید اضافه کرد که اظهارنظرهای مثبت در شورای حکام هم تا حدود زیادی هشداردهنده و مشروط بودهاند، به طوری که روسیه و چین ضمن تایید همکاری ایران با آژانس، خواستار تعلیق غنیسازی اورانیوم شدهاند و یا عبدالصمد مینتی از آفریقای جنوبی، در صحبتهای خود در شورای حکام، با استقبال از همکاری ایران با آژانس، توصیه میکند ایران به صورت فعال با آژانس همکاری کند تا تمام مسائل مورد توافق در برنامه با آژانس حل و فصل شود.
او اضافه میکند که مشارکت ایران در اعتمادسازی نسبت به مسائل مهم هستهای گذشته باید در مورد فعالیتهای جاری و آینده نیز ادامه یابد و شفافیت ایران را حتی فراتر از الزامات رسمی پروتکل مطالبه کند. او در خاتمه اظهار میدارد که تنها ایران است که میتواند صلح آمیز بودن برنامه هستهای خود را برای جامعه بینالمللی اثبات کند.
این اظهارنظرها از سوی موافقان ایران در شورای حکام، نشان میدهد که کار چندان آسانی پیشروی مذاکرهکنندگان هستهای جدید ایران نیست. حال در چنین شرایط حساسی طرح دعواهای داخلی و اتهام جاسوسی هستهای از سوی مقامات بلندپایه ایران به مذاکرهکنندگان پیشین، برای اثبات صلحآمیز بودن برنامههای هستهای و شفافیت مورد انتظار موافقین گریزپای ایران نه تنها هیچ کمکی نمیکند، بلکه موقعیت مذاکرهکننده جدید را هم تا حدودی تضعیف مینماید. طبعا در مذاکره با مقامات خارجی نیز اصرار بر شعارهای «انرژی هستهای حق مسلم ماست»، کافی نیست. باید پذیرفت که تامین حقوق هستهای صلحآمیز، باید شامل گزینههای صلحآمیز در مذاکرات هم باشد.
سفر پوتین به ایران و به دنبال آن سفر ناگهانی لاوروف وزیر خارجه روسیه به ایران، پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم غنیسازی از سوی پادشاه عربستان سعودی، پیشنهاد غنیسازی اورانیوم در کشور ثالث (سوئیس) و پیشنهادهای سولانا به جلیلی در اولین ملاقاتشان در اول آبان ماه سال جاری، همگی هشدارهایی هستند که حتیالامکان کشور ما را از یک رویارویی غیرلازم پرهیز دهند. اظهارنظر رئیسجمهور آمریکا و هشدار به آغاز جنگ جهانی سوم، حضور سه ناوگان جنگی آمریکا در خلیج فارس، ایجاد پایگاههای نظامی در شرق و غرب ایران در کنار اظهارنظر برخی اشخاص مبنی بر آمادگی یازده هزار موشک برای شلیک به اهداف از پش تعیین شده، کوبیدن بر طبلی است که خواهندگان انرژی هستهای مایل به شنیدن صدای آن نیست.
آمریکا به بهانه وجود سلاحهای کشتارجمعی توانست به عراق حمله کند؛ سلاحهایی که هرگز در آن کشور یافت نشد. با توجه به اینکه چنین بهانههایی در مورد ایران پیشاپیش رسوا است، لذا آمریکا با زمینهسازیهای متفاوتی جامعه جهانی را برای صدور قطعنامه علیه برنامه هستهای ایران با خود همراه کرده است. قطعا جناح جنگطلب آمریکا دارای منافع هنگفتی است که از فرو رفتن در باتلاقی همچون عراق و کشته شدن سربازان آمریکایی در عراق یا هر جایی دیگر، بیمی به خود راه میدهد. خوشبختانه شرایط امنیتی در عراق بهبود یافته و مذاکره دیگری با ایران به موازات مذاکره با سولانا در لندن در جریان خواهد بود.
با توجه به همکاریهای پیش گفته با آژانس، مذاکراه هستهای هم نسبت به گذشته شرایط مناسبتری یافته است. طبعا هر یک از این مذاکرات تاثیراتی متقابل بر دیگری خواهد داشت اما اکنون پرونده هستهای ایران است که در دستور کار شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته، بهانه آشکار آمریکا برای حفظ گزینه نظامی علیه ایران بوده و آرامش و ثباتی که لازمه سرمایهگذاریها و برنامهریزیهای کلان و درازمدت است از کشور سلب کرده، تورم، عدم تحقق رشد اقتصادی پیشبینی شده علیرغم رشد بیسابقه قیمت نفت و عدول از برنامه چشمانداز بیست ساله هزینههایی است که کشور برای حفظ حقوق هستهای خود میپردازد.
چنانچه اجلاس لندن نتواند زمینههای رفع تنشها را فراهم کند در آن صورت قطعنامههای بعدی شورای امنیت هم باید به کاغذ پارهای تشبیه شده و انرژی هستهای در ردیف ملی شدن صنعت نفت و حتی بالاتر از آن قرار داده شود تا پرداخت چنین هزینههایی برای آن معقول و پذیرفتنی گردد.