تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۰  ، 
کد خبر : ۶۱۲۸۲

ورود به بازی با حاصل جمع غیر صفر


گروه سیاسی  ـ آرش خلیل‌خانه: مناقشه هسته‌ای ایران با آمریکا در هفته‌ای که گذشت، از دامنه گسترده‌ای در حوزه رخدادهای دیپلماتیک برخوردار بود که گاه، تعارض و تفاوت ماهوی آنها شگفت‌آور می‌نمود.

در این باره می‌توان گفت، به همان اندازه که نتیجه جلسه مذاکره سولانا و جلیلی و جنس موضع‌گیری و واکنش این دیپلمات ارشد اروپایی و مأمور از سوی گروه 1+5 قابل پیش‌بینی بود، رخدادها و سرفصل‌های جدیدی که پس از آن ملاقات شکل گرفت، همچون فضای حاکم  بر نشست نمایندگان 1+5 و اخباری که از موضع موافق چین نسبت به تشدید تحریم‌ها و پس از آن گزارش پر سر و صدای مرکز برآورد اطلاعات ملی آمریکا (N.I.E) در تأیید نظر فنی آژانس مبنی بر غیر نظامی بودن فعالیتهای هسته‌ای ایران، غیرمنتظره و در عین حال قابل تأمل بودند.

میانه استراتژی و منافع ملی

تمرکز دیپلماسی واشنگتن بویژه پس از فضای مثبتی که با گزارش فنی البرادعی به وجود آمد، به گونه‌ای بود که تغلیظ وجوه منفی رکن دوم مصوبه شورای امنیت، یعنی گزارش سیاسی که سولانا باید ارایه دهد، رکن فنی یعنی گزارش مدیر کل آژانس را به حاشیه رانده و در سایه نگه دارد.

از همین رو بود که روند نشست لنکسترهاوس در لندن به گونه‌ای طراحی شد که در پایان، دو دیپلمات ارشد حتی حاضر نشدند در کنار هم جلسه را ترک کرده و با رسانه‌ها مصاحبه کنند و سولانا با بکارگیری تعابیری مانند ناامیدی و فاجعه‌آمیز خواندن گفتگوی پنج ساعته، نقش خود را در سناریوی نوشته شده به خوبی ایفا کرد.

همین امر زمینه را فراهم کرد تا فرآیند فشارهای دیپلماتیک بر چین که یک هفته پیش از آن با مخالفت خود مانع تشکیل جلسه 1+5 شده بود، به سرعت وارد مرحله اجرایی شود و در غیاب روسیه که نماینده‌اش نتوانست خود را به کانادا برساند و شاید هم نخواست، نماینده آمریکا از جلب نظر موافق چین نسبت به تشدید تحریم‌ها علیه ایران خبر داد. این در حالی بود که تا روز سه‌شنبه به اذعان تحلیلگران غربی، موضع مخالف چین با اعمال فشارها علیه ایران به مراتب بیشتر از روسها بود. دکتر نوذر شفیعی، کارشناس مسایل آسیا در این باره می‌گوید: در تفسیر عملکرد چین باید سه محور اصل را مورد توجه قرار داد. اولین مبنا این است که خط‌مشی چینی‌ها عمل‌گرایانه است و منافع ملی این کشور را دنبال می‌کند که این مسأله را باید نشان از آن دانست که پکن هنوز یک برنامه استراتژیک در حوزه بین‌المللی ندارد. دوم اینکه چین در مسأله ایران قایل به تفکیک در دو حوزه سیاستهای عالی و سیاستهای اقتصادی هستند و مسأله هسته‌ای ایران در حوزه نخست قرار دارد لذا آنها در این بخش محتاط عمل می‌کنند و مایل نیستند عرصه‌های اقتصادی همکاری با ایران را از این بخش متأثر سازند. سوم هم این نکته که چین جایگاه خود را به عنوان یک قدرت بزرگ در عرصه جهانی تعریف می‌کند و زمان را برای اینکه به سمت ابر قدرت شدن خیز بردارد زود می‌بیند. بنابراین ارتباط با قدرتهای بزرگ منطقه‌ای هنوز برای چینی‌ها یک جایگاه استراتژیک ندارد و معادله هزینه‌ فایده در مورد آن صادق است که موجب می‌شود رفتار و موضع پکن از نوسان برخوردار باشد. از این رو باید گفت، رابطه ما با چین چیزی میان اقتصادی بودن صرف و استراتژیک بودن است و حد میانی دارد.

گزارش N.I.E و پیش‌بینی احمدی‌نژاد

توضیحات دکتر شفیعی را با بیشتر رخدادها و تحولات چند روز اخیر می‌توان منطبق یافت، بویژه آنکه با تحلیل مواضع آنها از چنین منظری، نوعی تلاش برای ایجاد توازن بین دو حوزه سیاست دولت پکن مشاهده می‌شود.

به بیان دیگر، اگر چه چینی‌ها زیر فشار شدید سیاسی که گزارش [شفاهی و اولیه] جهت‌دار سولانا ایجاد کرد به اعلام این موافقتی اولیه درباره ایران تن دادند، اما بهانه‌ای کافی بود تا این توافق را تحت تأثیر قرار دهد و بمب خبری روز سه‌شنبه موجی به اندازه کافی قدرتمند برای این هدف داشت. انتشار گزارش مرکز برآورد اطلاعات ملی آمریکا (N.I.E) که متشکل از 16 سازمان اطلاعاتی این کشور است که در گزارش اخیر خود تصریح کرد، برنامه‌های هسته‌ای ایران رویکرد نظامی ندارد، اگر چه مدعی شده تهران در سال 2003 و با تشدید فشارهای بین‌المللی برنامه نظامی خود را متوقف کرده است. محتوای این گزارش بدان حد مهم بود که نه تنها چین که به اذعان رسانه‌های آمریکایی دیگر اعضای 1+5 را نیز وادار به تغییر نظر در مورد قطعنامه سوم کند، و این تا آنجا است که واشنگتن‌پست روز سه‌شنبه نوشت: گزارش N.I.E نه تنها لفاظی‌های بوش را تضعیف کرده که می‌تواند تلاشهای او را برای افزایش تحریمهای بین‌المللی متوقف ساخته و زمزمه تهدید نظامی را نیز خاموش کند.

این رخداد اگرچه فی‌نفسه بسیار مهم و جالب توجه است، اما نشانه‌ها و اسرار دیگری در حاشیه این وقایع وجود دارند که تفسیر آنها گرچه اکنون با دقت میسر نیست، اما نمی‌توان از کنار آنها بی‌توجه نیز گذشت. نخست آنکه بنابر اطلاعات منتشر شده گزارش N.I.E چهارشنبه گذشته و پیش از ملاقات سولانا و جلیلی به کاخ سفید داده شده و در حالی که دولت بوش از یک ماه قبل هم محتوا و ساختار آن را می‌دانسته است. در این شرایط، تدارکات چند روزه برای تشدید فضای فشار سیاسی در گروه 1+5 در حالی که بوش می‌دانسته این جو تنها چند روز دوام می‌آورد، نکته‌ای سؤال‌برانگیز است. دوم اینکه جمهوری خواهان دولت بوش در صورت تمایل می‌توانستند مانع انتشار این گزارش شده و یا حداقل آن را قدری به تعویق بیندازند و پروژه خود را در شورای امنیت به جلو ببرند، بنابراین به نظر می‌رسد آنها نیز اهداف دیگری را تعریف کرده‌اند و شاید بی‌میل نباشند سرعت تصویب قطعنامه سوم را کاهش دهند، به تعبیری از شتاب ایجاد کرده احساس خطر کرده‌اند.

اما آنچه بیش از همه نشانه‌ها می‌درخشد، اطمینان خاطر و پیش‌بینی صریح محمود احمدی‌نژاد است که دوشنبه گذشته در مصاحبه با شبکه تلویزیونی یومیوری ژاپن بیان شد.

احمدی‌نژاد با تأکید گفت که «قطعنامه سومی در کار نیست». این پیش‌بینی شاید از ذکاوت و هوش سیاسی او و شاید اهم از اطلاعاتی باشد که در مذاکرات هسته‌ای پرترافیک در اختیار اوست اما این پیش‌بینی اکنون بیشتر واقعی جلوه می‌کند. حتی اگر با این تکمله گفته شود که «قطعنامه سوم فعلاً در کار نیست». دکتر شفیعی با بیان اینکه تقابل ایران و آمریکا در این مناقشه (هسته‌ای) سیاسی است و نه حقوقی درباره این تحلیل می‌گوید: گزارش اخیر البرادعی یا گزارش N.I.E افکار عمومی را علیه آمریکا تحریک کرده و به آنها فشار می‌آورد، به گونه‌ای که آنها را برای مدتی دچار انفعال کرده است.

وی خاطرنشان می‌کند: گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا توجیه لازم را برای دفاع چین و یا روسیه از حقوق ایران و حفظ منافع خود آنها در اختیارشان قرار داده و موضع آنها را تقویت می‌کند، اگرچه این عقب‌نشینی آمریکا دایمی نخواهد بود و آنها خواهند کوشید این موج را به حاشیه برانند.

در همین حال، دکتر محمود شوری، عضو هیأت علمی مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و کارشناس مسائل بین‌الملل هم در این باره با تأیید اینکه آمریکایی‌ها می‌توانستند انتشار این گزارش را به تأخیر بیندازند، می‌گوید: شاید واشنگتن به شکلی از مسیر این گزارش می‌کوشد به دیگر کشورها بقبولاند که ایران تحت فشارهای ایجاد شده برنامه نظامی خود را متوقف کرده و اگر این پروسه تداوم یابد، می‌تواند نتایج مثبتی داشته باشد و بدین ترتیب زمینه حداقل بهره‌برداری را از این گزارش فراهم و به مرور بتواند زمینه تشدید فشارها را بازسازی کند.

بازی تقسیم شده میان مسکو و پکن

نکته دیگر که برخی از تحولات اخیر را معنا می‌بخشد، توجه به مانورهای سیاسی ایران با روسیه و چین است.

اگر پیش از جلسه سولانا و جلیلی، مقامات چین به تهران و دفتر احمدی‌نژاد آمده، با او ملاقات می‌کنند و روز پس از آن نماینده چین با تشکیل جلسه گروه 1+5 و شورای امنیت درباره ایران مخالفت می‌کند، بی‌آنکه واکنشی را از سوی روسهای درگیر انتخابات داخلی مشاده کنیم، بلافاصله پس از سکانس بازی سولانا، این جلیلی است که به مسکو رفته و با ولادیمیر پوتین تثبیت شده در فضای سیاسی و کفیل شورای امنیت ملی این کشور دیدار می‌کند، در حالی که چینی‌ها تقریباً به نقطه‌ای خنثی در بازی رسیده‌اند.

دکتر شوری درباره این تحرکات هم می‌گوید: گزارش البرادعی خواسته‌ روسها را که مساعدت ایران در حل مسالمت‌آمیز مسأله از مسیر همکاری با آژانس بود تأمین کرد و شاید به همین دلیل در نشست پاریس حضور آنها غیرفعال و کمرنگ بود و به هر دلیل «سرگئی کیسلیاک» خود را به این جلسه نرساند.

وی می‌افزاید: در کنار این، موقعیت پوتین در ماه‌های آخر ریاست‌ جمهوری‌اش و تأکید او بر اثبات اقتدار و جایگاه روسیه در نظام بین‌الملل موجب شده او تمایل بیشتری به همکاری با ایران نشان دهد و یک موفقیت را در رقابت با غرب ثبت کند. دکتر شوری معتقد است: مصالحه چین با آمریکا در جلسه پاریس پس از مقاومت تندی که با تشکیل جلسه قبل شورای امنیت داشتند به نظر نوعی واگذاری مقاومت به روسیه به نظر می‌رسد و اگر از بیرون به مسأله نگاه کنیم، نوعی تقسیم کار و پاسکاری در بازی مقابل غرب و آمریکا برای رد کردن فشارهای آنها مشهود است و در واقع آنها به شکلی بازی را با غرب ادامه می‌دهند تا پرونده اینران به نقطه مطلوبی از نظر آنها برسد. وی درباره اینکه سیاست خارجی احیاء‌کننده پوتین که در معادله بین‌المللی می‌تواند به سود ایران در مناقشه هسته‌ای با غرب باشد، پس از انتخابات اخیر این کشور تا چه حد می‌تواند بر کارکردهای خود بیفزاید، هم بر این باور است که پوتین با این انتخابات یک نظرسنجی عمومی درباره برنامه‌های اجرا شده‌اش گرفت و به نظر می‌رسد پاسخ مثبتی هم گرفت و اگر او حتی با پایان دوره ریاست‌ جمهوری‌اش به اشکال و انحای دیگر در پشت‌پرده قدرت روسیه قرار گیرد که زمینه‌هایی هم برای آن هست، این مسأله نقطه قوتی برای او و حزب روسیه واحد است که بتوانند در استراتژی خود قدرتمندانه‌تر عمل کنند اگرچه این به معنای تغییر فاحش در سیاست خارجی روسیه نیست.  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات