محمد ایمانی
انتخابات در ایران مسابقه واقعی وزنکشی است. پایان یک ماراتن سنگین است. یا به یک فینال بزرگ شبیه است. جایی که آدمها، جبههها و جریانهای سیاسی داخلی و خارجی پس از ماهها گفتار و رفتار و ادعا و تبلیغات یا عملیات روانی و باد به غبغب انداختن و ژست گرفتن، روی ترازو و باسکول «آرا مردم» میروند تا وزن واقعیشان معلوم شود. روز انتخابات فینال همه رقابتهاست. البته بگذریم از اینکه بعضیها عادت دارند وقتی وزنشان رو شد و ناکام ماندند مثل آن مربی جرزن که تیمش 6 به 1 بازی را باخته بود، بگویند اول ما یک گل زدیم و دوم شدیم و دوم حریف ما 6 گل زد و اول شد!
انتخابات مجلس هشتم در 24 اسفند 86 کدام واقعیات را آشکار کرد و غیرواقعی بودن کدام تبلیغات را- به مثابه جنگ روانی- نشان داد؟ نتایج وزنکشی چه بود؟ پیامها و معانی آن کدام است؟ و هنرنمایی مردم، پرده از کدام واقعیتها میدارد؟
1- قدرتهای خارجی ـ مشخصاً آمریکا و انگلیس ـ با توجه به بدبیاریهای آزاردهنده در خاورمیانه بزرگ، پروژه ویژهای را برای ایران به عنوان کانون جوشان اسلامگرایی پیروز در منطقه تعریف کرده بودند. از اعلام حمایت رئیسجمهور آمریکا نسبت به «میانهروها» و تمدید تحریمها علیه ایران دو شب قبل از انتخابات بگیرید تا تصریح «جان ساورز» و «سرنیگل شینوالد» سفیران انگلیس در سازمان ملل و آمریکا که طی اظهارنظرهایی تصریح کردند صدور قطعنامه جدید علیه ایران در شورای امنیت و افزایش فشارها در چالش هستهای، انتخابات مجلس و ریاست جمهوری ایران را هدف گرفته است تا مردم ایران به صرافت بیفتند که نباید بیش از این هزینه بدهند. آنها امیدوار بودند جریانی مرعوب و تسلیمطلب- مانند دوره مجلس ششم - روی کار بیاید و نقش اسب تروا را در داخل جمهوری اسلامی ایفا کند. اما حماسهای که ملت ایران رقم زدند، باعث شد همان روز جمعه دانا پرینو سخنگوی کاخ سفید با ناامیدی اعلام کند «دولت آمریکا انتظارات بسیار کمی از این انتخابات دارد». همان روز در حالی که گرایش غالب مردم به اصولگرایی آشکار شده بود، ریچارد دالتون سفیر سابق انگلیس در تهران، طی مصاحبهای با سیانان، ضمن اینکه احتمال پیروزی اصولگرایان را مطرح میکرد، به روند تثبیت موقعیت ایران در خاورمیانه اشاره کرد و افزود «ایران اکنون بشدت اعتماد به نفس و دست بالا را دارد. دشمنانش در افغانستان و عراق از بین رفتهاند و وادار نشده از برنامه غنیسازی دست بکشد. ایران اکنون احساس میکند ماموریت بیرون کردن آمریکا از خاورمیانه را بر عهده دارد.»
اگر روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال قبل از انتخابات مانند برخی روزنامههای دیگر ادعا میکرد روز جمعه رفراندومی برای دولت و نظام جمهوری اسلامی است، حق داشت دیروز حرف خود را پس بگیرد و بنویسد «حضور گسترده مردم، به دور از انتظار و پیشبینی بود». سایت رسمی دولت انگلیس (بیبیسی فارسی) هم دیروز در این باره در کنار اذعان به «رای بالای اصولگرایان» تصریح کرد: «پیشبینی میشد به دلیل سرگرمی مردم به عید نوروز در روزهای پایانی سال و محدودیتهای تبلیغاتی، مشارکت مردم چندان گسترده نباشد. پارهای از آگاهان اعتقاد داشتند که به دلیل ردصلاحیت اصلاحطلبان بخش عمدهای از هواداران جریان سیاسی اصلاحطلب، پای صندوقهای رای حاضر نشوند و بدین ترتیب، آمار شرکتکنندگان در انتخابات چندان چشمگیر نباشد. شرکت 65 درصد مردم در انتخابات، در سطح بینالمللی نیز نتیجه رضایتبخشی برای برگزارکنندگان انتخابات دارد و نشاندهنده بالا بودن علاقه مردم به مشارکت در روند تحولات سیاسی کشورشان است.» بیبیسی آنگاه با سردرگمی از مخاطبان میپرسد: «به عقیده شما، چه دلائلی باعث شد نتیجهای که از مشارکت مردم در انتخابات اعلام شده مغایر با پیشبینیها و حاکی از رشد چشمگیر شرکت مردم در انتخابات نسبت به دور قبل باشد؟»
این پرسش حتماً تا ماهها سفارتخانههای غربی و تحلیلگران سیاسی و اطلاعاتی آنها را مشغول خواهد کرد.
2- انتخابات برای جریانهای اپوزیسیون هم یک وزنکشی بود تا با رای «باشکوه» و «اصولگرایانه» مردم ثابت شود هم تحریمچیها (نظیر جبهه ملی، منافقین، کومله، حزب دموکرات، فدائیان خلق اقلیت و اکثریت و سلطنتطلبان و...) و هم حامیان «مشارکت معترضانه»!؟ (شامل نهضت آزادی، منافقین روند جدایی، حلقه کیان نزدیک به باند مهدی هاشمی و طیف افراطی در جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین) وزن و پایگاهی در میان مردم ندارند اگرچه معدود سمپاتهای چشم و گوش بسته را هم به سرگیجه و اختلال شخصیت دچار کردهاند. مشارکت مردم این بار 10 تا 15 درصد بیشتر از دوره قبلی و جزو بالاترین میزان مشارکتها در 8 دوره انتخابات مجلس بود. برخلاف ادعای تندروهای مدعی اصلاحطلبی که با شعار «حضور معترضانه» در انتخابات حاضر بودند و همواره گفته بودند اگر مردم مشارکت کنند، ما برنده میشویم، مشارکت 60 تا 65 درصدی مردم رشتههای عملیات روانی آن جریان منافق را پنبه کرد. مردم هم آمدند و هم با انتخاب 72 درصد منتخبان از میان اصولگرایان، ثابت کردند انتخاب اول و آخرشان اصول و محکمات مورد هجمه انقلاب است. دیگر مضحک خواهد بود که طیف ائتلافی مذکور ادعا کند چون نامزدهای اصلی ما ردصلاحیت شده بودند، انتخابات غیررقابتی شد و ما باختیم. مردم مشارکت چشمگیری در انتخابات داشتند و اگر جریان نفاق مذکور کوچکترین حقانیت و مقبولیتی داشت، مردم باید به همانهایی رای میدادند که حتی ادعا کرده بودند با رای مردم میتوانند تا 170 نماینده را به مجلس بفرستند و اکثریت را قبضه کنند.
اما از اینها گذشته که حکایت مفصلی هم دارد، باید اشارتی داشت به نحوه تعامل اهانتآمیز دو طیف اپوزیسیون با هم که با قدرتنمایی مردم، ورشکستگیشان مجدداً رو شده و مجبورند سر هم را بتراشند. اگر شب قبل از انتخابات، مسعود بهنود سلطنتطلب از طریق رادیو صدای آمریکا خواستار مشارکت معترضانه در انتخابات شد و طرفداران تحریم را به خاطر بیمحتوایی و بیخاصیتی تصمیمشان دعوت به سکوت کرد، حالا این مقالهنویس سایت گویا نیوز است که با پرسش از «نتیجه و خاصیت آن حضور معترضانه» مینویسد: «آقای بهنود معتقدند که مخالفان شرکت در انتخابات بهتر است تا زمان یافتن ابتکار نوین سکوت کنند. حال آن که به نظر میرسد این توصیه برای ایشان هم بد نباشد. این آقای بهنود و دوستانشان هستند که به شکل رقتباری هیچ ابتکاری الا شرکت بیقید و شرط در هر فراخوان نظام سیاسی ایران ندارند. حتی زمانی که خود معترف به غیرعادلانه و غیررقابتی بودن انتخابات هستند... نتایج اولیه انتخابات، کار نقد نقالی ایشان در صدای آمریکا را راحت کرده است.» نویسنده سپس حال تندروهای طرفدار شرکت در انتخابات را «رقتبار و کمیک» خوانده و بهنود را دعوت به سکوت میکند.
3- طیفی از اصلاحطلبان که معتقد یا مایل به ماندن در جرگه نیروهای انقلاب هستند، طی دهه گذشته به خاطر غفلت یا تغافل و یکی شدن حسابشان با طیف منافق، تندرو و ساختارشکن مدعی اصلاحات، لطمات حیثیتی اساسی را متحمل شدهاند و بیش از این نه میتوانند و نه فرصت و مهلت دارند که به بازی «جمع محال نقیضین» ادامه دهند. دوستان پاکباخته انقلاب و جمهوری اسلامی و دشمنان قسم خورده آن را نمیتوان یکجا از خود راضی کرد. حضور این طیف در انتخابات را باید حمل بر اعتقاد آنان به نظام و ملت کرد و در این صورت توقع داشت لااقل برای احیای حیثیت خود، به بازسازی مرز شکسته با جبهه ضدانقلاب اهتمام ویژه کنند. همه حاضرین در صحنه انتخابات- اعم از برنده و بازنده- در خور قدرشناسیاند اما در عینحال حتماً نیاز به بررسی دارد که چرا ملت دیگر بار حاضر نشد به جریان اصلاحطلبان اعتماد کند و برای ششمین بار، ناکامی انتخاباتی آن جریان (از سال 1381 تا 24 اسفند 86) را رقم زد. وسوسه به بهره جستن از وزن موهوم جریانهای ضدانقلاب و قدرتهای بیگانه، همان سم مهلکی است که در جان ائتلاف مذکور ـ به رغم همه اعترافها و انتقادهای درونی ـ تزریق شده و اگر بیش از این دیر شود، خدای ناکرده ممکن است پایان حیات سیاسی شخصیتهای موجه این مجموعه را رقم زند. در این میان تجربه دهه اول و دوم انقلاب برخی چهرهها که با خط کردن خطاها به حیات سیاسی خود پایان دادند، عبرتآموز است و امید که آن تجربه تکرار نشود.
4- جبهه بزرگ اصولگرایان پس از توفیق در انتخابات شورای شهر دوم، ریاست جمهوری نهم، مجلس هفتم، شورای شهر سوم و خبرگان، روز جمعه به مدد رای منسجم و خیره کننده ملت، به ششمین موفقیت انتخاباتی طی 5 سال گذشته دست یافت. اگر هم برخی محافل و رسانههای مغرض داخلی و خارجی (نظیر والاستریت ژورنال، دیلی اکسپرس و...) با هدف «زدن ریشه اصولگرایان» ادعا میکردند انتخابات مجلس رفراندومی برای سنجش محبوبیت اصولگرایان به ویژه دولت احمدینژاد است، رفراندوم موردنظر دشمنان و عناصر مغرض یا کوتهبین، درست خلاف خواست همانها رقم خورد و سرانجام به عنوان مثال روزنامه لسآنجلس تایمز مجبور شد بنویسد: «براساس نتایج انتخابات میتوان گفت تودهگرایی و انتقادهای احمدینژاد از غرب باعث حمایت قوی مردم از وی در مجلس شده و پیداست که مخالفتها با وی بیتاثیر بوده است. به نظر میرسد حامیان محافظهکار احمدینژاد کرسیهای بیشتری را کسب کردهاند و این میتواند گواهی باشد بر وجهه مردمی او در شهرستانها و انتقادهای او از غرب بر سر برنامه هستهای». یا به تعبیر رادیو فردا وابسته به سازمان سیا «نتایج انتخابات مجلس در ایران نشان میدهد که محافظهکاران و حامیان و همفکران محمود احمدینژاد با کسب کرسیهای بیشتر، پیروز این انتخابات هستند». و به تصریح سایت بیبیسی «نتایج انتخابات روز جمعه در ایران نشان میدهد متحدان تندرو(!) رئیسجمهور همچنان کنترل مجلس شورای اسلامی را در دست خواهند داشت» و «با این پیروزی اصولگرایان، کار غرب در چالش هستهای سخت و مشکل شده است.»
این واقعیت به مفهوم این نیست که دولت در اجزای عملکرد خود ایرادی ندارد یا مجلس صرفاً باید گارد ستایش از دولت به خود بگیرد. مجلس پشتیبان دولت است و این نقش در دو جلوه «حمایت» و «نظارت» تعریف میشود. مهم آن است که ملت با لبیک به رهبر فرزانه انقلاب و با فهم دقیق از چالش تعیین کننده دشمنان با کشور و نظام، مجلسی را برگزیدهاند که انشاءالله بتواند ضمن ادای نقش نظارتی، «راه خدمت دولت را هموارتر کند».
اکنون که ملت به استمرار خدمتگزاری اصولگرایان رای داده، باید مراقب بود که مسائل حاشیهای و اختلاف بر سر مسائل جزئی، به مسئلهای فرساینده و مهار کننده از درون منجر نشود. طیف گسترده ضدانقلاب با قطع امید از خود از این پس، بیشتر روی محور اختلاف متمرکز خواهد شد.