تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۶۱۲۹۹

افسانه بازسازی سوسیالیسم


عدالت اجتماعی را کلید واژه سوسیالیسم و شاه‌کلید قلوب طبقات ضعیف دانسته‌اند، اما از شعار تا عمل و از عدل‌‌خواهی تا عدل ‌واهی فاصله بسیار است. عدالت‌طلبی اگر در جامعه جهان سومی بیشتر به کمدی شبیه است تا اراده سیاسی در اروپایی که قرن‌ها سوسیالیسم را در دامان خود پرورانده از دردناک‌ترین تراژدی‌ها کمتر ندارد.
دو حادثه یا به عبارتی دو فرآیند مهم در روزهای گذشته به حساب تقویت و اعاده احزاب سوسیالیسم اروپایی گذاشته شد. پیروزی سوسیالیست‌های اسپانیا در انتخابات پارلمانی و به عقب راندن راستگرایان فرانسوی با پیشروی احزاب چپگرا در انتخابات شهرداری‌های فرانسه به معنای دورگزینی اروپا از سیاست‌های فرافکنانه راست‌ها شمرده شد و نغمه بیدار شدن چپ‌ها را پس از گذران دوران افول در گوش لیبرال‌ها زمزمه کرد. سوسیالیسم در اروپا باید فرآیندی درازپا شمرده شود که ابتدا و انتهای آن با سیاستگذاری‌های نادرست اقتصادی و اجتماعی تا بهره‌گیری لیبرال‌ها از ناکامی سوسیالست‌ها علامت خورده است.
تا جایی که اروپا به یاد دارد چیرگی راست‌های نئولیبرال با اتخاذ تدابیر شدیدا ضداجتماعی مارگارت تاچر در بریتانیا و هلموت کهل و ژیسکاردستن در آلمان و فرانسه به واکنشی شبیه بود که از افزایش آسیب‌های اقتصادی و ناهماهنگی‌های اجتماعی سیاست درهای باز و بی‌اعتنایی به اقشار کم بضاعت برخاسته بود و در اثر رویکردهای ضعیف و نحیف سوسیالیست‌ها و گرته‌برداری راستگرایان از سیاست‌های کینزی توانسته بود تا بحران مالی جنگ دوم را تا میانه‌های دهه 1970 برطرف سازد.
حاشیه‌نشینی چپگرایان در فردای جنگ جهانگیر دوم به دو دلیل عمده روی دارد که تا مدت‌ها امکان بروز سوسیالیسم را در سیاستگذاری‌های اجتماعی عقیم گذاشت. نخستین علت را می‌توان در سبقت گرفتن لیبرال‌ها در پیگیری سیاست‌های ارشادی و تورم‌زایی از اقتصاد مریض خصوصی و خصوصی شدن اقتصاد بخش دولتی و عدم ‌ارائه خروجی‌های مناسب برای افزایش فقر عمومی و بیکاری کشنده از سوی سوسیالیست‌های آرمانگرا جست‌وجو کرد که به جای تکیه بر سیاستگذاری‌های مبتنی بر توازن دو بخش دولتی و خصوصی؛ در انتزاع به عدالت اجتماعی تعهد فزآیند‌ای به خرج داده بودند چنانکه به نظر می‌رسید سوسیالیست‌هایی که مدت‌ها به شعار عدالت اجتماعی دل‌باخته بودند در میدان عمل از هنر تصمیم‌سازی و بسیج نهادی و مردمی نصیبی نداشتند.
در ادامه می‌بایست به دومین عامل و فاکتور مهم یعنی تغییر چیدمان بین‌المللی و تبلور نهادها و شرکت‌های خصوصی اشاره کرد که از شاخصه تولید گرفته تا سطح رفاه اجتماعی را دگرگون ساخت. جهانی شدن‌ها و انقلاب تکنولوژیک که به گفته‌ای جابه‌جایی سرمایه و باز شدن مرزهای اقتصادی را نوید می‌داد، دولت رفاه را ضروری ساخت که بعدها به اصلی‌ترین ریشه بحران اقتصادی و تناقض‌های درونی سرمایه‌داری تبدیل شد. دولت‌های لیبرال نمی‌توانستند در عین حال که لیبرال بودند، رفاهی نیز باقی بمانند.
آنچه پیرامون سوسیالیسم اروپا مشهود است چرخش از اندیشه‌های مرسوم چپگرایی رادیکال و توجه به طبقه کارگر به سوی دقت به رفاه عمومی و تنزیل شکاف‌های طبقاتی برخاسته از صنعتی شدن‌ها و جهانی شدن‌ها بود.
به بیانی سوسیالیسم از این درنگ رنج می‌برد که باید تاوان تغییرهای راستگرایانه را پرداخت کند و تبعات جنگ‌های جهانی لیبرال‌منشانه را بپردازد. فروپاشی سیستم مالی برتون وودز در 1971 و افزایش هزینه‌های دولتی سبب شد تا سوسیالیسم بار دیگر خود را از خاکستر عدم‌ بلند کند و روحی دوباره به خود ببخشد. اما این تلنگر نه‌مختص سوسیالیسم بلکه لیبرالیسم را نیز در بر گرفت و در واکنش به آن نئولیبرالیسم از دل آن پدید آمد که در اجماع واشنگتن یا مذاکرات دور اروگوئه عینیت تمام‌عیار یافت. نرخ مبادله ثابت که با ذخیره طلا حمایت می‌شد، رخت برکشید و با شناور شدن آن، اعتصابات کارگری در گوشه و کنار اروپا سر بر آورد.
بازنده این میدان خونین احزاب سوسیالیست و گرایش چپ بود که نه ‌تنها نتوانست از پیامد‌های ناگوار دولت حداقلی که با سرعت ویروسی منتشر می‌شد، ممانعت کند بلکه به این اتهام که پیش از آن در دهه‌های 1950 و 1960 با لیبرال‌ها در زدودن زباله‌های اقتصادی جنگ دوم جهانی مشارکت داشتند.
اینچنین بود که جنبش‌های دانشجویی 1968 حامل پیام صریحی به سوسیالیست‌ها در ایجاد فرصت‌های نو شد. هر چند همان سوسیالیست‌ها هرگز توانستند از این مهلت تاریخی و تشخیص خط فاصل فردگرایی و عدالت اجتماعی که توامان در قاموس اعتراضات دانشجویی نهفته بود، بهره ببرند. همگام با نئولیبرال‌سازی که از مجاری متنوع دولتی و رسانه‌ای حمایت می‌شد و بسیاری از متون درسی تا فحوای مطبوعات نگرش مثبت به ‌خصوصی‌سازی، کاهش هزینه‌های دولتی و سپردن بخش‌هایی که به یارانه‌های دولتی عادت داشتند همچون آموزش و بهداشت به شرکت‌های خصوصی را تبلیغ می‌کردند، سوسیالیسم عاید چندانی در چنته نداشت تا بحران وجودی خود را حل و فصل کند. کنگره بادگوسبرگ در 1959 خیانتی به سوسیالیسم کلاسیک و پشت کردن به آداب اجتماعی سوسیالیسم قلمداد شد.
سوسیالیست‌های منتقد‌تر به این نکته اعتراض داشتند که کنگره مزبور، سوسیالیسم و عدالت اجتماعی و حمایت از طبقه کارگر را به پای خرابه‌کاری‌های سیاست‌های بورژوایی و طبقات نوظهور شهری قربانی می‌کند. سوسیالیسم در آن مقطع اسباب دست طبقه متوسط شهری بود. یعنی همان طبقه‌ای که لیبرالیسم تمام امید خود را به گسترش آن بسته بود. همین اشتباه هولناک در کنگره برلین در سه دهه بعد تکرار شد و عملا سوسیالیسم به رفوگر ناهمواری‌های لیبرالی تنزل یافت.

احتضار نئولیبرالیسم و عصر بیداری
دهه 1990 شاهد تغییرات چشمگیری در سیاست‌های اجتماعی متعاقب ناکامی‌های لیبرالیزه کردن بی‌محابای اقتصادی در اروپا و آمریکا بود که با تظاهرات ضدجهانی شدن سیاتل در آمریکا و پیمان ماستریخت در اروپا، روند شتابانی به خود گرفت. از یکسو احزاب راستگرای اروپا خواستار برچیدن موانع گمرکی و زایدات دست و پا گیر اقتصادی بودند و از سوی دیگر مرززدایی اقتصادی و حرکت سرمایه درون پهنه اروپا شکاف‌های طبقاتی را افزون می‌ساخت و کارگران اروپایی را از لهستان تا جنوب ایتالیا در جبهه واحدی قرار می‌داد. در چنین شرایطی بود که هایک اندیشمند هوادار بازار آزاد به نابودی سندیکاهای کارگری رای داد و این جریانات مخرب برای نئولیبرال‌سازی را مزاحم تداوم حیات بازار دانست. ایالات متحده که سال‌ها از اروپای لیبرال با اجازه دادن به کسری موازنه تجاری با آن حمایت کرده بود این ‌بار اروپای رو به اتحاد را رقیبی برای خود می‌پنداشت. خصوصا رشد قدرت‌های اقتصادی آسیا همانگونه که بحران مالی 1998 اثبات کرد مانع از آن می‌شد تا ابرقدرت سابق به حمایت بی‌چون و چرای خود از اروپایی که در خط مقدم کمونیسم قرار داشت، ادامه دهد.
نئولیبرالیسم که با نیروهای ملی‌گرایانه کم و بیش درهم آمیخته بود سد راه خود شد و ملی‌گرایی اولا در برابر جابه‌جایی‌های جمعیتی و دوم مقابل رویای اروپای متحد قد راست کرد. رفراندم قانون اساسی اتحادیه اروپا هنگامی که در فرانسه و هلند متوقف شد این پیام گویا را مخابره می‌کرد که در اروپایی که هر کسی باید به فکر خود باشد و منافع اجتماعی محلی از اعراب ندارد، نمی‌تواند از قوانین یکسانی تبعیت کند. به ویژه اینکه شرایط نئولیبرالی موجب شده بود تا اوضاع اقتصادی در فرانسه با آلمان مترقی هیچ‌گاه به قیاس نیاید. همین وضعیت در سرتاسر اروپا به وضوح به چشم می‌خورد. پیروزی سوسیال دموکرات‌ها در آلمان و حزب کارگر در بریتانیا در دهه 1990 موید همین نکته است.
سوسیالیسم ناپایدار
اما پرسش اینجاست که آیا این سوسیالیست‌های تازه به دوران رسیده خواهند توانست با تعقیب لیبرالیسم رقیق و گزینش برخی عناصر لیبرالی مانند دفاع از محیط زیست، حقوق زنان و همجنس‌بازان و دوری از سوسیالیسم متعلق به طبقه کارگر به مدت زیادی محبوبیت سوخته خود را حفظ کنند یا نه. تردیدی نباید داشت که سوسیالیسم به بحران جدی دچار شده که علت آن شاید بیشتر با خرابه‌کاری‌های لیبرالیسم ولنگار اروپا و گسترش بی‌حد و حصر بازارهای صادراتی و بنگاهی شدن اقتصاد دولتی و شانه خالی کردن از زیر بار تعهدات اجتماعی دولت مرتبط باشد.
سوسیالیسم در اتمسفری تنفس می‌کند که اعضای سندیکاهای کارگری روزانه کمتر می‌شوند. با این وجود که ساعات کار در فرانسه فزونی می‌گیرند و مخارج طبقه متوسط در بریتانیا حتی در زمینه تحصیلی سیر صعودی دارند و بیمه‌های اجتماعی دایره خود را رودرروی بیمارانی که به دلیل تصادفات جاده‌ای خاص و عدم‌رعایت بهداشت تنگ‌تر می‌کند و برنامه‌های محیط‌زیست حزب سوسیالیست آلمان نه در لندن بلکه در برلین به مخالفت گرفتار می‌شود، به گمان نمی‌رسد که بقای سوسیالیسم با شعار بازگشت به اصول سوسیالیستی ردای عمل بر تن کند.
پیروزی شکننده زاپاترو در اسپانیا و پیش افتادن سوسیالیست‌ها در فرانسه با اکثریت اندک این گمانه‌زنی را که سوسیالیست‌ها رای‌های کسب کرده را مرهون «باد» بوده‌اند تقویت می‌کند. چگونه سوسیالیست‌های اروپا در شرایطی که آلمان‌ها با تجربه دوران اقتصادی وحشتناک شرودر و بیکاری 12 درصدی و فرانسوی‌ها با خاطره رکود اقتصادی تحت حکومت سوسیالیست‌های لیبرال مسلک در دهه 1990 و بریتانیا با ذهنیت تلخ برجای مانده از سیاست‌های یکسره نادرست اقتصادی بلر قادرند تا سوسیالیسم را سرپا نگه دارند، معلوم نیست. کنگره هامبورگ در ماه اخیر ادعای بازگشت به سوسیالیسم را داشت و رهبران سوسیال دموکرات آلمان در کنگره حزبی داعیه بازیابی خود را داشتند اما سوسیالیست‌هایی که در پهنه لیبرالی عرض‌اندام می‌کنند هرگز چنین نخواهند شد، مگر آنکه با کرنش در برابر لیبرالیسم و فراشی پس‌مانده‌های آن همچنان در انتظار وزش باد باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات