علی مزروعی
انسانها ذاتاً خواهان صلح و آرامشطلبند اما چهره غالب و عارض با تاریخ بشری جز جنگ و خشونت نبوده است به گونهیی که میتوان جنگ و خشونت را همزاد و همراه زندگی بشر دانست. تلاش انبیای الهی و مصلحان بشری در طول تاریخ برای مهار جنگ و خشونت و پایهگذاری نظامهایی مبتنی بر عدالت و صلح هر چند گامهایی به پیش بوده، اما تاکنون ثمربخش نبوده است و همچنان نایره جنگ و خشونت در گوشه و کنار دنیا انسانهای بیگناه را به کام مرگ میکشد و زندگی را برای کثیری از آنان تلخ و سخت میکند و چشماندازی تیره و تار از آینده میسازد و...
قطعاً چهره امروز جهان انسانیتر و بهتر از دیروز و به عدالت و صلح نزدیکتر است. هر چند قرن بیستم جنگهای هولناک وحشتناک بسیاری همانند دو جنگ اول و دوم جهانی را تجربه و پشت سر نهاد و با توجه به پیشرفتهای معرفتی و علمی و فنی حاصله در این قرن، وقوع این جنگها در تناقض با محتوای این قرن رخ مینماید اما در سر جمع تاریخ قرن بیستم قرنی رو به جلو برای تاریخ بشری بوده و به ویژه در نیمه دوم این قرن با بهرهگیری از تجارب بشری رژیمهای دیکتاتوری رو به زوال و نظامهای مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر و صلحطلب رو به افزایش داشته است، و طلیعه قرن بیست و یکم را باید طلیعه مبارکی برای دستیابی به صلح و دموکراسی در جوامع بشری دانست که متاسفانه رخدادی همچون رخداد 11 سپتامبر 2001 و پیامدهای بعدی آن (حمله آمریکا و متحدانش به افغانستان و عراق) این فرصت تاریخی را خدشهدار و بهانه به دست جنگطلبان برای کوبیدن بر طبل جنگ و خشونت داد و نگذاشت نایره جنگ از گوش عالم بریده شود.
روزنامهنگاران چون راوی اخبار حوادث واقعه هستند هر چند خود بیشترین خسارت و خشونت حامل از جنگ را متحمل میشوند اما راوی اخبار جنگ و خشونت میشوند و به گونهیی بر طبل جنگ و خشونت مینوازند و بعضاً خود دامن زننده به جنگ و خشونت در عرصه داخلی یا روابط بین کشورها میشوند. در افغانستان و عراق هر از گاهی خبر از اسارت یا کشتن روزنامهنگاری میرسد و همچنین در گوشه و کنار دنیا که روزنامهنگاران قربانی خشونت و دیکتاتوری رژیمهای خودکامه میشوند.
کشته شدن 110 روزنامهنگار طی یک سال (2006) و در بند شدن صدها روزنامهنگار ضرورت نگاه جدیدی به روزنامهنگاری را در عرصه جهانی و در مقابله با جنگطلبان و خشونتگرایان میطلبد که من نامش را «روزنامهنگاری صلح» میگذارم، و اینکه روزنامهنگاران در هر کجای عالم باید رویکردشان در نقل اخبار حوادث واقعه مبتنی بر نگرشی صلحطلبانه باشد و در یک تلاش جمعی رسانهیی افکار عمومی جهانی را علیه جنگطلبان و خشونتگرایان در هر لباس و عنوانی بسیج کنند و میدان را به روی جنگ و خشونت ببندند و پرچم صلح را بر فراز عالم آن گونه بالا برند که هیچ جنگطلبی فرصت عرض اندام نیابد.
مردم ایران که تجربه یک جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتهاند و با اینکه در دفاع از سرزمینشان محق بودهاند اما هرگز میزان آسیبها و خسارتهای مادی و انسانییی را که در این جنگ بر سر آنان آوار شد فراموش نمیکنند و هر چه زمان میگذرد فاصله توسعهیی ما با کشورهای دیگر و مشابه، ناشی از این جنگ، بیشتر نمایان میشود، بهتر از دیگران ضرورت پرهیز و دوری از جنگ و خشونت و تنش در روابط بین کشورها را درک میکند و تاریخ گواهی میدهد که مردم ایران همواره مردمی صلحطلب و مسالمتجو بودهاند و هیچگاه وارد جنگ و دعوا و تجاوز با همسایگان نشدهاند، بلکه این همسایهها و دیگران بودهاند که به خانه ایران وارد شده و تجاوز کردهاند و ایرانیان ناچار از دفاع و دفع تجاوز شدهاند تا خانهشان امن و امان بماند.
«روزنامهنگاری صلح» در ایران باید جریانی را در مخالفت با جنگ و خشونت راه بیندازد که تا آن سوی عالم و دولتها و قدرتطلبانی که برای حل مسائل جز جنگ و خشونت نمیشناسند و حتی برای صدور دموکراسی و حقوق بشر این حربه را کارساز میدانند، پژواک یابد. جنگ و خشونت تحت هر عنوانی و هر بهانهیی جز خرابی و ویرانی حاصلی ندارد و از درون آن دموکراسی و حقوق بشر در نمیآید، راهحل مسائل جهانی از طریق صلح و گفتوگو و تعامل راهی کمهزینه و پر سود است و از طی این راه میتوان به مقصود دموکراسی و حقوق بشر رسید. جامعه ایران امروز بیش از هر خواستهیی نیاز به صلح و آرامش دارد و «روزنامهنگاری صلح» باید بازتاب دهنده این آرمان باشد تا راه به سوی جنگطلبان و خشونتگرایان نسبت به ایران بسته شود و کشورمان در دام جنگی دیگر نیفتد.