تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۱  ، 
کد خبر : ۶۱۳۷۶

فراتر از «جنگ سرد»!


ژنرال «یوری بالونیسکی» رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه طی هشدار شدیداللحنی به غرب آنها را متهم کرد که از روی عمد توافقات مربوط به کنترل امور تسلیحات اروپا مرسوم به « پیمان نیروهای متعارف اروپا » را به ابزاری جهت بدست آوردن امتیازات سیاسی مبدل کرده اند. وی که در یک کنفرانس مطبوعاتی سخن می گفت به غرب هشدار داد از بازی سیاسی دست بردارد و صراحتا اخطار کرد که ممکن است استقرار سپر دفاع موشکی واشنگتن در اروپا منجر به حمله موشکی از طرف روسیه شود. مرد قدرتمند ارتش روسیه همچنین اروپا را از پیامدهای گسترش ناتو در پشت مرزهای روسیه برحذر داشت و یادآور شد که مسکو از آزادی عمل کامل برخوردار است که پس از کناررفتن از پیمان نیروهای متعارف اروپا نیروهای خود را افزایش دهد ولی روسیه فعلا طرحی در این مقوله ندارد. وی پیشنهادات واشنگتن را غیرقابل قبول خواند و تصریح کرد که هدف اصلی طرحهای اروپائی آمریکا مشخصا روسیه است. و هرگونه هدف گیری برای ضربه زدن به روسیه اشتباه بزرگی است و قطعا تلافی خواهد شد.
مشابه این اظهارات تند و تهدیدآمیز اکنون بیش از یک دهه است که از مسکو شنیده نشده است و دقیقا به همین دلیل است که نباید از کنار آن به سادگی گذشت بلکه بایستی بعنوان یک هشدار غیرمنتظره جدی و حاوی نکات جدید آنرا با دقت مرور کرد.
این هشدار ژنرال «یوری بالوینسکی» از آن جهت اهمیت مضاعف پیدا کرده است که مسکو تاکنون برای هشدار به غرب و آمریکا سعی کرده بود از ظرفیتهای سیاسی ـ تبلیغاتی خود بهره گیرد و با توسل به اهرمهای متنوع و تاثیرگذار پیامهای خود را به غرب منتقل سازد. اما اینکه ناگهان مسکو مسئولیت پیام رسانی را به ژنرالهای خود محول کرده نشانگر تجدیدنظر کرملین در این مقوله است و خطر ورود به «فاز نظامی» را گوشزد می کند.
اکنون خوبست هشدار رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه را مرور کنیم تا اهداف و انگیزه های مسکو در این «اطلاع رسانی غیرمتعارف» روشن تر شود. اینکه رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه به توافقات کنترل امور تسلیحات اروپا اشاره می کند و هشدار می دهد که دستش برای افزایش ظرفیتهای نظامی روسیه باز است هشدار مهمی است که احیای یکی از جدی ترین مولفه های جنگ سرد را در ذهن ها تداعی می کند. فراموش نکنیم که شرق و غرب در چارچوب «موازنه قدرت» سعی داشتند مانع افزایش توان تهاجمی رقیب خود شوند لکن به تدریج این نوع موازنه کارآئی خود را از دست داد و تدریجا « موازنه وحشت » جای آنرا گرفت . بطوریکه هر یک از دو پیمان «ورشو» و «ناتو» سعی داشت با نمایش اقتدار و نوآوری جنگ افزارهای فوق مدرن خود طرف مقابل را از فکر «تهاجم ابتدائی» یا «عملیات پیشگیرانه» منصرف کند و به رقیب نظامی خود بفهماند که این شرارتها با هزینه های غیرقابل پیش بینی مواجه است و شکست رقیب از این طریق حتما غیرممکن می باشد.
موضوع مهم دیگر ابراز خشم علنی مسکو نسبت به پیشروی ناتو در پشت مرزهای جغرافیائی روسیه و به کارگیری اقمار دیروز روسیه بعنوان « سپر بلا » در جهت مقابله با کرملین است . این برای رهبران سیاسی و نظامی روسیه بسیار تلخ و دردناک است که « ناتو » با هزینه های بسیار ناچیزی توانسته است اقمار دیروز روسیه را جذب کند و با استقرار تجهیزات استراق سمع و ردیابی موشکی و احداث سپر دفاع موشکی حضور نظامی ـ اطلاعاتی خود را در «حیاط خلوت روسیه» به نمایش بگذارد. این بدان معنی است که حتی اصل موضوع پیوستن تدریجی کشورهای اروپای شرقی به «ناتو» برای روسیه به منزله علامت خطر ارزیابی شده و آنرا نوعی مبارزه طلبی «ناتو» علیه خود تلقی می کند.
اهمیت و حساسیت موضوع از وقتی برای کرملین بیشتر شده است که با افزایش فشار واشنگتن برای احداث سپرد دفاع موشکی در اروپا شاهد بی میلی مطلق اعضای اروپائی «ناتو» برای مبارزه جوئی علیه روسیه بوده است . در واقع سماجت روزافزون واشنگتن و بی میلی اروپا برای تداوم این بازی زنگهای خطر را برای مسکو به صدا درآورده است و جدی بودن ابعاد خطرات محتمل را بازگو می کند و نشان می دهد که آمریکا در این بازی تنهاست ولی اروپا را عمدا به سمت مبارزه طلبی سوق می دهد و مانع عقب نشینی « ناتو » در این مقوله است .
تهدیدات بوش کوچک برای شروع جنگ جهانی سوم و اعلام فهرستی از 7 کشور برای انجام حملات اتمی علیه آنها که روسیه در صدر فهرست مربوطه قرار داشت دیگر جائی برای خوشبینی در کرملین باقی نگذاشته است و نشان می دهد که حتی همراهی های مسکو در طول دوران پس از فروپاشی اتحاد شوروی با نتایج معکوسی مواجعه شده و فقط به حساب ضعف مسکو و ناتوانی نظامی روسیه در راه مقابله با آمریکا و ناتو گذاشته شده است .
علت دیگر خشم مسکو اینست که پیش از این «پیمان ورشو» متشکل از کشورهای اروپای شرقی «سپر حفاظتی روسیه» تلقی می شد لکن امروز نه تنها چنین سپری در اطراف روسیه وجود ندارد بلکه امروزه برخی از همین کشورها جزو سپر حفاظتی «ناتو» درآمده اند و قرار است «نوک حمله» علیه روسیه معرفی شوند.
نباید از نظر دور داشت که مسکو ناگهان به تهدید نظامی آنهم در بالاترین رده از سلسله مراتب فرماندهی ارتش متوسل نشده است بلکه در طول این سالها و بویژه در ماههای اخیر از هر تریبونی برای اعلام خشم و نارضایتی خود بهره برده است ولی کمتر نتیجه ای حاصل شده است .
هشدارها و تهدیدات مکرر رسانه ها و مقامات سیاسی روسیه بهمراه آزمایشات جدید موشکی مسکو با پرواز جنگنده های استراتژیک روسیه در انتهائی ترین سرزمینهای نزدیک مرزهای « ناتو » می تواند بعنوان مراحل مختلف اعلام خطر به ناتو ارزیابی شود. پوتین حتی با خوشباوری سعی کرد واشنگتن را به همکاری در جاسوسی و استراق سمع با آمریکا در بهره برداری از ایستگاه راداری « قبله » دعوت کند لکن واشنگتن با نهایت بی میلی از این پیشنهاد استقبال کرد و ضمن بهره گیری از این فرصت به پوتین ثابت کرد که سر ناسازگاری دارد و همکاری یک جانبه را از مسکو انتظار دارد ولی هرگز حاضر نیست که طرحهای ضدروسی خود را کنار بگذارد یا در آن تجدیدنظر کند.
دلایل متعددی وجود دارد که انگیزه های واشنگتن برای تحریک مسکو را ثابت می کند و ازجمله نشان می دهد که الگوی مورد انتظار واشنگتن چیزی «فراتر از جنگ سرد» است و مشخصا خواستار «حساسیت زدائی» در روسیه از یک طرف و افزایش بیشترین حساسیت ها علیه روسیه در جبهه ناتو بطور همزمان است . به عبارت بهتر آمریکا سعی دارد ضمن ترویج بی تفاوتی در روسیه علیه اهداف خود روسیه را همچنان یک دشمن جدی برای ناتو معرفی کند چیزی که پنتاگون با تمام ظرفیت خود سرگرم آن است . البته هشدار شدیداللحن ژنرال «بالونیسکی» نشان می دهد مسکو دست بوش و نومحافظه کاران را در این مقوله خوانده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات