تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۲  ، 
کد خبر : ۶۱۵۲۶
در گفتگوی رسالت با سیامک باقری و سعدالله زارعی کارشناسان مسائل بین‌المللی مطرح شد:

اروپا تحریم را برای تحریم می‌خواهد

اشاره: امروزه تقریبا اکثر کشورهای جهان حتی اعضای شورای امنیت به این نتیجه رسیده‌اند که فعالیت‌های هسته‌ای ایران صلح‌امیز است و خطری که منطقه را تهدید می‌کند ایران نیست بلکه کشورهایی هستند که هیچ تعهدی به ان.پی.تی ندارند و کلاهک هسته‌ای در اختیار دارند.فعالیت‌های جمهوری اسلامی کاملا روشن است و بر اساس ادعای آژانس و اظهارات البرادعی در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای ایران،کشورمان نهایت همکاری را با این سازمان کرده و آژانس هم تاکنون انحرافی در برنامه‌های هسته‌ای ایران مشاهده نکرده است.به هر حال جمهوری اسلامی علی رغم تمام بی‌عدالتی‌ها بر سر احقاق حقوق خود ایستاده و تهدیدها و تحریم‌ها نیز خللی در این عزم به وجود نخواهد آورد.

* اروپایی ها درخصوص پرونده هسته ای ایران از یکسو دم از مذاکره و حل مسالمت آمیز مسئله هسته ای ایران می زنند و از سوی دیگر تحریم ها و محدودیت هایی را علیه ایران اعمال می کنند به نظر شما هدف آنان از اتخاذ این سیاست چیست؟
** باقری:
کشورهای غربی به گونه ای تبلیغ کرده اند که فعالیت های هسته ای ایران را به عنوان یک تهدید مطرح کنند و حساسیت سایر کشورها را نسبت به آن برانگیزند. تمام سعی و تلاش آنها این است که فعالیت هسته ای ایران بخصوص چرخه سوخت را از بین ببرند و ایران را از ادامه کار باز بدارند. برای این منظور سیاست ها و ترفندهای متعددی را به کار گرفته ند اما در دو سال اخیر یک استراتژی را برای خودشان طراحی کرده اند و بر سر آن به اجماع رسیده اند مبنی براینکه برنامه هسته ای ایران بایستی از طریق سیاست “نیش و نوش” یا همان سیاست هویج و چماق یا به تعبیر بسیار دیپلماتیک با یک استراتژی دو مسیری مسئله هسته ای ایران را حل کنند. منظور آنها از حل شدن مسئله هسته ای ایران این است که اساسا جمهوری اسلامی ایران از غنی سازی اورانیوم دست بردارد لذا آنها در این راستا سعی می کنند یکسری تشویقاتی را که جنبه های اقتصادی سیاسی و حتی امنیتی دارد به ایران ارائه دهند و در کنار آن فشارها و سختگیری هایی را بر ایران تحمیل کنند تا این دو سیاست جمهوری اسلامی را به یک گزینه برساند و در نهایت فعالیت های هسته ای خود را دنبال نکند و آن را کنار بگذارد. اکنون که ما در کنار دعوت آقای سولانا مبنی بر مذاکره با ایران را ملاحظه می کنیم و یا بسته تشویقی برای ما ارائه شده، اقدامات و رفتارهای خصمانه اتحادیه اروپا مبنی بر اعمال یکسری تحریم های اقتصادی علیه ایران را نیز شاهد هستیم که این دو مقوله دقیقا در یک چارچوب استراتژیک دنبال می شود. بنابراین ما در یک نگاه تحلیلی نه می توانیم بر روی تشویقات آنها حسابی باز کنیم نه اینکه می توانیم روی تحریم های آنها، زیرا نتیجه هر دو مسیر یک چیز است و آن برچیدن برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران به صورتی داوطلبانه از سوی ایران است.
* این سیاست دوگانه غرب مدت ها است که درخصوص جمهوری اسلامی به کار گرفته شده است حال سوال اساسی این است که این سیاست تا چه اندازه برای غرب دارای نتیجه و مثمرثمر بوده است؟
** باقری:
طی دو سال و اندی اخیر یعنی از اواخر سال 1384 تاکنون این سیاست دوگانه دنبال شده است. آنها از یکسو تشویقاتی را به ما ارائه کرده اند و از باز بودن باب مذاکره و گفتگو سخن راندند اما از سوی دیگر پرونده هسته ای ایران را از آژانس خارج و به شورای امنیت بردند و تحریم هایی را در چارچوب قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران به تصویب رساندند. اما نتیجه ای که تاکنون استراتژیست های آمریکایی و اروپایی ارائه داده اند این است که این سیاست هیچ نتیجه در خور توجه ای در بر نداشته و نتوانسته ایران را مجبور به برچیدن فعالیت های هسته ای کند و هیچ گونه کارآمدی مبنی بر اثرگذاری بر رفتار ایران نداشته است.
به همین دلیل طی ماه های اخیر شاهد اظهارنظرهای سیاستمداران غربی مبنی بر اینکه سیاست تحریم کارآمدی خود را از دست داده بودیم و موسسات تحقیقاتی آنها نیز بر این موضوع تاکید کردند و از تغییر سیاست غرب در مقابل ایران سخن گفتند جالب است که در این راستا پیشنهاد پذیرش ایران هسته ای را هم در لابه لای سخنان آنان می بینیم. اخیرا هم یکی از موسسات آمریکایی به صراحت اعلام کرد که تحریم های اقتصادی اثرگذار نیست. حمله نظامی هم نمی تواند به حل موضوع کمک کند و نهایتا پیشنهاد این موسسه مهار و بازدارندگی بود و این به معنای پذیرش ایران هسته ای است.
* ما اخیرا شاهد جنگ بین روسیه و گرجستان بر سر اوستیای جنوبی بودیم که بار دیگر دولتمردان روسیه و آمریکا را رو در روی هم قرار داد. روسیه، آمریکا را متهم به تحریک گرجستان و مسلح کردن آنان می کند و حتی روسیه اعلام کرده که برای تلافی اقدامات آمریکا از حق وتوی خود در مورد پرونده هسته ای ایران و در مخالفت با خواسته های آمریکا استفاده خواهد کرد. تحولات گرجستان تا چه اندازه در پرونده هسته ای کشورمان اثرگذار خواهد بود؟
** باقری:
جنگ در اوستیای جنوبی در اصل تقابل روسیه و آمریکا است و لذا هر نوع معادله ای که به نوعی مرتبط با آمریکا یا روسیه باشد از این تحول متاثر خواهد شد. از آنجایی که در جنگ گرجستان نیاز به امتیازگیری طرفینی است هر دو طرف تمام منابع خود را برای گرفتن امتیازهای بیشتر بسیج خوانند کرد. یکی از معادلاتی که از این جنگ تاثیر خواهد پذیرفت مسئله هسته ای ایران است که روس ها می توانند از این موضوع برای گرفتن امتیاز از آمریکا استفاده کنند و آنها را به شدت تحت فشار قرار دهند. از سوی دیگر این تقابل روس و آمریکا می تواند فرصتی برای ایران باشد تا روس ها را متقاعد کنند که آمریکایی ها رفتارهای دوگانه ای را در نظام بین الملل دنبال می کنند که هم برای روس ها مضر است و هم برای ایران و لذا یک وجه مشترک بین ما و روسیه به وجود می آید و تاثیر مستقیم خود را بر پروند هسته ای ایران خواهد گذاشت. البته در شرایط کنونی ما اثرگذاری آن را مشاهده می کنیم مثلابنا بود بعد از نشست ژنو آمریکایی ها گروه 1+5 را با خود همراه کنند و موضوع قطعنامه بعدی علیه ایران را در شورای امنیت به جریان اندازد.
این موضوع اگرچه قبل از این حادثه هم مورد اختلاف روس ها و چینی ها بود اما قضیه گرجستان باعث شد که این اختلافات عمق بیشتری پیدا کند و در نهایت فرایند نشست ها برای تهیه پیش نویس قطعنامه بعدی را دچار اختلال جدی کرده است.
* کمتر از یکسال به پایان دور دوم ریاست جمهوری بوش در آمریکا باقی مانده است. آمریکایی ها از همان ابتدا دشمن درجه اول فعالیت های هسته ای کشورمان بودند و مانع تراشی های بسیاری در این راستا اعمال کردند عملکرد دولت بوش درخصوص پرونده هسته ای ایران را چطور ارزیابی می کنید و آیا آنان توانستند به اهداف خود نایل شوند؟
** باقری:
سیاست های آمریکا در خصوص فعالیت های هسته ای ایران با شکست جدی روبرو شده است. نومحافظه کاران حاکم کاخ سفید از ابتدا قصد محو فعالیت های هسته ای ایران را داشتند و می خواستند همه نیروگاه ها و تاسیسات هسته ای کشور را نیز از بین ببرند. اما آنها به مرور از خواسته ها و اهداف خود عقب نشینی کردند و بعدها پذیرفتند که انرژی هسته ای حق ملت ایران هست اما نباید چرخه سوخت هسته ای داشته باشند و می توانند آن را از کشور دیگری خریداری کنند اما این هدف نیز بعدها افت کرد و آنها حاضر شدند که ما غنی سازی داشته باشیم اما این کار را در کشور دیگری انجام دهیم. در ماه های اخیر هم ما شاهد عقب نشینی مجدد آنها از مواضع خصمانه شان بودیم به طوری که آمریکایی هایی که تعلیق فعالیت های هسته ای از سوی ایران را پیش شرط هر نوع مذاکره با ایران می دانستند بدون تحقق این پیش شرط حاضرشدند با ایران مذاکره کنند و نماینده خود را به نشست ژنو اعزام کردند. در مجموع باید گفت سیاست های آمریکا در مورد برنامه صلح آمیز هسته ای ایران گام به گام تعدیل شد و اکنون هم تحلیلگران بین المللی معتقدند انتهای این کشمکش یک نوع فروپاشی سیاست های آمریکا را در پی خواهد داشت و پیروز نهایی جمهوری اسلامی خواهد بود.
* پس از نشست ژنو، اتحادیه اروپا تصمیم به اعمال برخی تحریم ها علیه ایران گرفت تا شاید بتواند ایران را مجبور به پاسخگویی به بسته پیشنهادی آنان کند. به نظر شما اعمال تحریم های اتحادیه اروپا می تواند تاثیری در رفتار جمهوری اسلامی ایران داشته باشد؟
** زارعی:
از رفتار اتحادیه اروپا می توان این گونه برداشت کرد که آنها تحریم را برای تحریم می خواهند. خود آنها اعلام کردند که تحریم های گذشته مخصوصا تحریم های ناشی از قطعنامه 1737 و 1747 شورای امنیت اثری بر رفتار سیاسی ایران برجای نگذاشته است.
در طی هفته های گذسته اکثر محافل رسانه ای و کشورهای اروپایی رسما اعلام کردند که تحریم ها هیچ تاثیری بر رفتار جمهوری اسلامی ایران برجای نگذاشته و ایران توانسته از طریق نگاه شرق و گسترش مراودات خود با کشورهای همسایه مشکلات خود را حل و فصل کند. خود این محافل گفتند که بسیار بعید است تحریم های آینده بتواند به حدی ایران را با مضیغه مواجه کند که ناچار شود رفتار سیاسی خود را در قبال مسئله هسته ای تغییر دهد. بر همین اساس به نظر می رسد که کشورهای اروپایی اهل تفنن هستند یا برای آبروداری از تحریم های جدید و اعمال محدودیت ها دم می زنند وگرنه آنچه که بسیاری از رسانه ها و کارشناسان به آن اشاره کرده اند این است که ایران رفتار خود را براساس حقوق مسلم خود که در مجامع جهانی تردیدی بر روی بحق بودن این حقوق وجود ندارد تنظیم کرده و با فراست و حوصله کافی این سیاست را به پیش می برد. تجربه 30 ساله ایران هم ثابت کرده است آنچه که در نهایت از این تحریم ها ناشی می شود حرکت رو به جلوی جمهوری اسلامی ایران به سمتی است که بر مبنای منافع ملی خود تنظیم کرده است.
* از تحولات گرجستان به عنوان تقابل روسیه و آمریکا یاد می کند. به نظر شما افزایش تنش ها میان این دو عضو گروه 1+5 که نقش موثری، در پرونده هسته ای ایران دارند چه تاثیراتی را برای ایران به دنبال خواهد داشت؟
** زارعی:
بحران روسیه تاثیر زیادی در گسترش شکاف میان دو سوی کشورهای گروه 1+5 داشته است. یعنی منجر به شکاف هرچه بیشتر میان قطب شرقی گروه یعنی روسیه و چین و قطب غربی آن یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان شد. مباحثات تنش آمیزی میان روسیه و آمریکا طی تحولات گرجستان به وجود آمد. به نظر می رسد کلیه مسائلی که رسیدگی به آنها به نوعی نیازمند همکاری آمریکا و روسیه هست از این تحولات تاثیر خواهند پذیرفت طبعا روس ها علاقه ندارند در شرایطی که آمریکایی ها در ماجرای قفقاز روس ها را از طریق رسانه ها و فعالیت های دیپلماتیک تحت فشار گذاشتند در جایی که آمریکایی ها خواستار همکاری آنها باشند، همکاری کنند. تحولات گرجستان اجماع کشورهای 1+5 و شورای امنیت بر سر پرونده هسته ای ایران و صدور یک قطعنامه علیه ایران را با بحران مواجه خواهد کرد. شاید به همین دلیل است که وقتی غربی ها از کارکردن از طریق شورای امنیت علیه ایران مایوس شدند خود مستقیما وارد شدند و با کمک متحدین خود تحریم‌هایی را که اساسا پشتوانه اجرایی آن مبهم است و نمی‌تواند فضای محدودی را علیه ایران به وجود آورد به تصویب رساندند.
* برخی از کارشناسان سیاسی از تحولات اخیر قفقاز به عنوان درس عبرتی برای برخی کشورهای منطقه که به پایگاهی برای آمریکا تبدیل شده‌اند یاد کردند. گویا آمریکا، گرجستان را که متحد استراتژیک او در منطقه قفقاز به شمار می‌آید تنها گذاشت و باعث شد روسیه ضربات سختی را به گرجستان وارد کند. حتی روزنامه هاآرتص به سران رژیم صهیونیستی هشدار داده که از قضیه گرجستان عبرت بگیرند و به امید حمایت آمریکا به ایران حمله نکنند. به نظر شما این تحلیل تا چه اندازه با واقعیت منطبق است؟
** زارعی: آمریکایی‌ها دو نقش متفاوت و متباینی را ایفا کردند. نقش اول تحرک دولت تفلیس به حمله به اوستیای جنوبی بوده. حدود شش هفته قبل خانم رایس طی سفری که به گرجستان داشت در حالی که در کنار رئیس‌جمهور گرجستان قرار گرفته بود گفت ما دوستان خود را تنها نمی‌گذاریم و از آنها پشتیبانی خواهیم کرد. این نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها در تحریک تفلیس برای حمله به اوستیای جنوبی نقش جدی ایفا کردند اما بعدها وقتی که گرجستان با روسیه درگیر شد و توقع داشت که آمریکایی‌ها به کمک آنها بشتابند، آمریکایی‌ها وارد لاک دفاعی شدند و حتی بعضی از مقامات آمریکایی اعلام کردند که رئیس‌جمهور گرجستان اشتباه کرده و پیام خانم رایس را غلط فهمیده است. حضور رایس در گرجستان تلاش برای کمک به تفلیس برای پیوستن به ناتو بود نه حمله به اوستیای جنوبی آمریکا اعلام کرد که ما نمی‌توانیم در این شرایط کمکی نظامی به تفلیس بکنیم. مخصوصا در مقابل روسیه نمی‌توانیم به طور عملی از دولت گرجستان حمایت کنیم.
این دو نقش متفاوتی بود که در ابتدا و انتهای جنگ آمریکا اجرا کرد. در نهایت آنچه که در این صحنه اتفاق افتاد این بود که آمریکایی‌ها هرگاه که یکی از متحدینشان در منطقه دچار مشکل جدی امنیتی می‌شود توانایی کمک به او را ندارد و او را در بحران تنها می‌گذارند. نکته مهم دیگر این بود که مسئله گسترش ناتو به شرق، توسط غربی‌ها با جدیت دنبال می‌شود و در تلاش هستند گرجستان را هم به عضویت ناتو در آورند اما تحولات اخیر نشان داد که روسیه در حال بازسازی ابرقدرتی خود است و این منطقه به شدت تحت تاثیر سیاست‌های مسکو است تا سیاست واشنگتن یا ناتو، بنابراین دوره گسترش ناتو با این واکنشی که روس‌ها در ماجرای گرجستان نشان دادند دچار چالش جدی شده است و ناتو ناچار است که از این به بعد محافظه‌کاری بیشتری را در پیش بگیرد.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات