تاریخ انتشار : ۰۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۲  ، 
کد خبر : ۶۱۵۴۸

اجلاس بغداد، دام آمریکا


حسین شریعتمداری

«رابرت‌گیتس» وزیر دفاع جدید آمریکا بعد از انتصاب به این سمت، در اولین سفر خاورمیانه‌ای خود طی مصاحبه‌ای موقعیت کنونی عراق را اینگونه تصویر کرد؛ «در عراق دو بازیگر اصلی وجود دارند، آمریکا که روی صحنه نقش ایفا می‌کند و هزینه می‌پردازد و ایران که به کارگردانی پشت‌ صحنه مشغول است و بدون آن که روی صحنه دیده شود، از این بازی سود می‌برد.»

رابرت‌گیتس در ادامه تفسیر خود گفته بود «آمریکا بایستی در دوره جدید از بازیگر روی صحنه به کارگردان پشت‌ صحنه تبدیل شود و در همان حال، ایران را وادار کند که رسما نقش بازیگری روی صحنه را بپذیرد تا مجبور باشد به اندازه نقشی که دارد و سهمی که می‌برد، هزینه هم بپردازد.»

همزمان با اظهارات رابرت‌گیتس که به نوشته واشنگتن‌پست واگویه و ترجمان واقعی بحران عراق بود، کمیته تحقیق بحران عراق به رهبری «جیمزبیکر و لی‌هامیلتون» گزارش 70صفحه‌ای خود را منتشر کرد. در بخشی از این گزارش مفصل به دولت آمریکا پیشنهاد شده بود دست از لجاجت بردارد و با خروج تدریجی از عراق و فعال شدن همسایگان این کشور مخصوصا سوریه و ایران برای حل بحران امنیتی در عراق موافقت کند.

بوش در اولین واکنش نسبت به گزارش کمیته تحقیق «بیکر- هامیلتون» با پیشنهاد این کمیته مخالفت کرد و روز 28دسامبر 2006 راهبرد جدید خود برای حل بحران عراق را ارائه داد که در آن بر افزایش 25هزار سرباز به شمار نظامیان آمریکایی حاضر در عراق تاکید شده بود.

در همان حال «جوزف‌بایدن» سناتور صاحب نفوذ دموکرات اعلام کرد که آمریکا راهی جز خروج تدریجی از عراق ندارد و با استناد به این که از یک‌میلیون‌وچهارصدهزار نظامی آمریکایی که خارج از عراق و افغانستان به سر می‌برند تنها 30 تا 40هزار نفر آمادگی عملیات دارند، خروج تدریجی آمریکا از عراق را ضروری و تنها راه آبرومندانه‌ پایان بحرانی دانست که طی 3سال اخیر هزینه سیاسی و اقتصادی فراوان و بی‌نتیجه‌ای برای آمریکا در پی داشته است.

نئومحافظه‌کاران آمریکایی اگر چه بر تصمیم خود برای اعزام نیروی نظامی تازه ‌نفس به عراق اصرار ورزیدند ولی رخدادهای بعدی عراق از یکسو و تسخیر سنای آمریکا توسط دموکرات‌ها از سوی دیگر که مخالفت‌های پی‌درپی آنان با راهبرد جدید بوش را در پی داشت،‌ عملیاتی شدن این راهبرد را آنگونه که رئیس‌جمهور آمریکا با سروصدا و تبلیغات گسترده اعلام کرده بود، ناتمام گذاشت.

پروژه‌ای که امروزه آمریکایی‌ها در عراق دنبال می‌کنند آمیزه‌ای از پیشنهاد کمیته تحقیق بیکر- هامیلتون و تصویر ارائه شده از سوی رابرت‌گیتس درباره بحران عراق است. این پروژه که از حمایت هر دو طیف دموکرات‌ها و جمهوریخواهان برخوردار است و رضایت اعلام ‌شده متحدان اروپایی و منطقه‌ای آمریکا را نیز در پی دارد، با هدف نهایی خروج حاکمیت عراق از دست مردم این کشور طراحی شده است.

اولین گام در اجرای این پروژه- بخوانید این توطئه- وارد کردن بازیگران جدید به عرصه تصمیم‌سازی در عراق است. این پروژه در کنفرانس بغداد که قرار است روز شنبه 19اسفند ماه- 10مارس- در بغداد تشکیل شود، کلید خواهد خورد.

در کنفرانس بغداد علاوه بر کشورهای ایران،‌ اردن، سوریه، ترکیه، کویت و عربستان و بحرین(!) به عنوان همسایگان عراق و کشور مصر که با حضور معاونان وزارت‌ خارجه خود شرکت می‌کنند، نمایندگانی از 5عضو دایمی شورای امنیت (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه و چین) نیز شرکت دارند و همچنین نمایندگانی از سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه ‌عرب و شورای همکاری خلیج‌فارس هم  حضور خواهند داشت.

حضور کشورهای همسایه عراق در کنفرانس امنیتی بغداد قابل ‌توجیه است و جمهوری‌اسلامی ‌ایران نیز اعلام کرده است که کنفرانس مزبور را با همین تعریف می‌پذیرد و با اندکی تسامح می‌توان حضور نمایندگانی از اتحادیه‌عرب و سازمان‌ کنفرانس‌ اسلامی را نیز قابل ‌قبول تلقی کرد. اما حضور مصر و نمایندگان 5عضو دایمی شورای امنیت و شورای همکاری خلیج‌فارس در اجلاس امنیتی بغداد منطقی به نظر نمی‌رسد. آمریکا با مجوز شورای امنیت سازمان‌ملل به عراق حمله نکرده بود و از این‌رو اشغال عراق بایستی از سوی شورای امنیت غیرقانونی تلقی شود و چنانچه بحران عراق به عنوان یک بحران منطقه‌ای قابل ‌ارزیابی باشد- که هست- اعضای دایمی شورای امنیت تنها می‌توانند بر خروج اشغالگران از عراق تاکید ورزند و حداکثر این که جدول زمانی برای این خروج تهیه و پیشنهاد کنند. اما، خروج اشغالگران و یا ارائه جدول زمانی برای خروج آنان در دستور کار اجلاس بغداد نیست و تنها به عنوان یک گزینه از میان ده‌ها گزینه دیگر زمزمه می‌شود.

حضور مصر اگر به عنوان یک کشور عرب و یا یک کشور اسلامی باشد این مقصود با حضور نمایندگانی از سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه‌عرب تامین خواهد شد بنابر این حضور این کشور غیرهمسایه عراق که مانند برخی دیگر از کشورهای همسایه عراق از اقمار منطقه‌ای آمریکا به شمار می‌آید نه فقط کمترین توجیهی ندارد، بلکه سؤال‌برانگیز نیز هست.

غیر از ایران و سوریه، اکثر کشورهای همسایه عراق از متحدان صدام و حامیان رژیم دیکتاتور بعث بوده‌اند و بارها از سقوط صدام به خاطر بازگشت حاکمیت به ملت مسلمان عراق ابراز ناخرسندی کرده‌اند و......

با توجه به ترکیب شرکت‌ کنندگان در کنفرانس بغداد و فرمول غیرقابل‌ توجیه این ترکیب، کمترین تردیدی باقی نمی‌ماند که این اجلاس با هدف وارد کردن بازیگران جدید در ماجرای عراق تدارک دیده شده است بازیگرانی که اولاً‌ سابقه‌ای طولانی در حمایت از دشمنان مردم عراق دارند و ثانیا؛‌ از اقمار منطقه‌ای آمریکا به شمار می‌آیند بنابر این ورود آنان به عرصه در صورتی که با تصمیم‌سازی همراه باشد به یقین برای سنگین کردن کفه معادلات عراق به نفع اشغالگران است.

قرار است ادامه کنفرانس بغداد با برپایی اجلاسی در استانبول و با حضور وزاری ‌خارجه کشورهای شرکت‌ کننده پیگیری شود و گفته می‌شود که اجلاس بغداد یک اجلاس مقدماتی برای نشست استانبول است که در این صورت چنانچه قرار باشد اعضای دعوت‌ شده به کنفرانس‌های بغداد و استانبول درباره عراق تصمیم بگیرند، مفهوم و ترجمان واقعی آن، کوتاه کردن دست مردم عراق از تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود است.

جمهوری‌اسلامی ‌ایران اگر چه برای حضور در کنفرانس بغداد اعلام آمادگی کرد و نماینده‌ای را با همین منظور به عراق می‌فرستد ولی آنچه گذشت نشان می‌دهد که حضور کشورمان در این کنفرانس ضروری نبوده و نیست و اکنون که شرکت در کنفرانس را پذیرفته‌ایم باید در صورت مشاهده روند توطئه‌آمیز اجلاس از ادامه حضور اجتناب‌ بورزیم و به یقین مردم عراق هیچ تصمیمی را که مورد تصدیق جمهوری‌اسلامی‌ ایران نباشد، نخواهند پذیرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات