به گزارش خبرگزاری فارس، دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران پس از مشاهده حمایت جنبش غیرمتعهدها و دو کشور روسیه و چین از موضع ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی و عدم ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت به نهادها و سازمانهای مختلف فعال در عرصه جهانی را بیشتر توجه نشان داد که تقویت روابط ایران با شورای همکاری خلیج فارس، اجلاس خزر در تهران، حضور قدرتمند رئیس جمهوری در اجلاس اوپک با پیشنهادهای منطقهای موثر، انعقاد قراردادهای سنگین با چین و توافق با روسیه بر سر مسئله تکمیل نیروگاه بوشهر در این راستا میباشد.
به نظر میرسد در موضوع هستهای ایران که رویارویی اروپا و آمریکا بر سر نحوه برخورد با ایران را تشدید کرد، اعتماد مقامات ایران به بازیگران عرصه بینالمللی افزایش یافت و توجه به کشورهای آسیایی و مسلمان در این دولت جایگاه مهمی پیدا کرد.
اینگونه به نظر میرسد پس از حمایت کشورهای عضو جنبش عدم تعهد از فعالیتهای صلح آمیز هستهای ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اختلاف اتحادیه اروپا و آمریکا در نحوه برخورد با ایران، مقامات جمهوری اسلامی ایران در وزارت امور خارجه، شورای عالی امنیت ملی و دیگر نهادها تصمیم گرفتند تا با برقراری روابط دیپلماتیک، منافع خود را در ارتباط با دیگر کشورها به دست بیاورند.
رئیس جمهوری کشورمان در ایالات متحده عربی طی نشستی مطبوعاتی تمایل ایران را به از سرگیری روابط دیپلماتیک با مصر مطرح کرد که منجر به تبادل هیاتی از سوی ایران به مصر شد.
در این مدت فعالیت دیپلماتیک ایران منجر به حضور ما در نشست رسمی شورای همکاری خلیج فارس شد که بدون تردید از دیدگاه کارشناسان جهان عرب شگفتی بزرگی بود.
پس از آن نیز احمدی نژاد بار دیگر تمایل ایران به گسترش روابط ایران و مصر ابراز تمایل کرد که این بار وزیرامورخارجه مصر نیر هیاتی دیپلماتیک به ریاست «حسین ضرار» معاون خود به ایران اعزام کرد که منابع خبری عربی اعلام کردند فرستاده وزارت امورخارجه مصر برای ازسرگیری و عادی سازی روابط میان ایران و مصر به تهران سفر کرد.
گویا این بار مسئولین و مقامات ایرانی تصمیم گرفتهاند در قالب رابطه دیپلماتیکی با مصر به عنوان نماد قدرت جهان عرب، به رفع مشکلات خود با جهان عرب و دیگر فشارهای بینالمللی بپردازند.
*رابطه بر مبنای منافع ملی و مصالح دینی
در سطح تحلیل کلان، روابط ما با هر کشوری باید بر مبنای منافع کشور شکل بگیرد. دستگاه سیاست خارجی ما باید به این نکته توجه داشته باشد که روابط خارجی کشور باید در چارچوب همنشینی دو مفهوم منافع ملی و مصالح دینی باشد. این دو مفهوم باید جانشین همدیگر باشند.
ما نمیتوانیم از جو بینالمللی خارج باشیم و با این پیش فرض برای ایران سه محور استراتژیک وجود دارد.
الف: محور تهران، مسکو، پکن، دهلی و تهران که در واقع رویکرد آسیایی سیاست خارجی ایران را به نمایش میگذارد.
ب: رویکرد تهران، دمشق، قاهره، ریاض، عمان و تهران که محور اسلامی سیاست خارجی ما را شکل میدهد.
ج: محور دیگر، محور تهران، برلین، پاریس، رم بود که برمبنای روابط ما با اروپا مطرح است.
بر این اساس ما در روابط خارجی خود با سه محور، آسیایی، اسلامی و اروپایی مواجه هستیم.
حال باید توجه کنیم که آیا جایگاه مصر در چارچوب رویکرد سیاست خارجی ما معطوف به شرکای استراتژیک و جهان اسلام است و این محور را بیشتر تقویت میکند؟ ما نباید این نکته را فراموش کنیم که منافع ما در چند محوری این روابط تامین میشود نه تک محوری.
جایگاه مصر در جهان اسلام جایگاه بسیار تعیین کنندهای است. اگر ما خطوط ارتباطی مشخص را بخواهیم در جهان اسلام از نظر ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک مدنظر قرار بدهیم، باید توجه به این چند پایتخت داشته باشیم. در مرحله اول تهران، مرحله دوم دمشق، مرحله سوم قاهره و مرحله بعد ریاض و پس از آن عمان که هر کدام از این کشورها در جهان اسلام دارای جایگاه مهمی هستند.
محور دمشق امروز در پایداری اسلامی در برابر اسرائیل مطرح است. محور قاهره دارای پیشینه بسیار بلند در جهان عرب و جهان اسلام است و به عنوان کشوری تاریخی در جهان عرب مطرح است و در فعل و انفعالات روابط بینالملل حلقه اتصال جهان عرب با غرب است. جایگاه ریاض و عمان نیز در شورای همکاری خلیج فارس مهم است. به هر حال رویکرد ایران به قاهره و حل و فصل مسائل با آن نمایانگر این است که ما جهتگیری غربی یا جناح متمایل به غرب در جهان عرب و اسلام داریم. بسیاری از سیاستمداران معتقدند که محور اتصال جهان عرب و غرب همواره از نظر کلاسیک و سنتی بیشتر از ریاض و عربستان، به قاهره اتکا داشته است. حرکت جدید آمریکا برای کنترل رویکرد مسالمت آمیز در ماجرای خاورمیانه دوباره مرکز ثقل قاهره را پررنگتر و با اهمیتتر میکند.
امروزه مصریها به این نتیجه رسیدهاند که اوضاع منطقه به هیچ وجه به نفع مصالح آنها نیست و اگر قرار است از بحرانهای منطقهای خود را دور نگه دارد، باید با یکی از وزنههای تاثیرگذار منطقه یعنی ایران رابطه برقرار کنند یعنی همان کاری که پیش ار این عربستانیها انجام دادند. باید توجه داشت که برقراری روابط حسنه میان ایران و عربستان تا اندازه بسیاری توانست از تنشهای مذهبی میان دو کشور بکاهد. فشارهای دولت عربستان تا قبل از عادی سازی روابط با تهران و ریاض بر شیعیان بسیار زیاد بود که با این ارتباط شیعیان 20 درصدی در مناطق احصا، قطیف و دمام نفسی تازه کردند.
امروزه دولت مصر نیز قصد دارد به طرز قابل توجهی از تنشهای طائفهای و مذهبی در کشورش بکاهد. مصریها همچون دیگر کشورهای عربی از گسترش شیعیان و تفکر شیعی در کشورشان بسیار نگران هستند. به هر حال قاهره نیز قصد دارد که با گسترش ارتباطات دیپلماتیک خود با ایران، خطر اخوان المسلمین را کاهش دهد.
به هر حال از نگاه مصریها ایران جدید نقش بسیار موثری در تحولات عراق، لبنان و فلسطین دارد و قاهره نیز تلاش دارد با ایجاد رابطه حسنه و مستقیم با ایران، تضمینی برای منافع خود در منطقه بیابد.
* نتیجهگیری
از مطالب ذکر شده میتوان چنین برداشت کرد که:
1- نزدیکی مصر به طرف ایران و متقابلاً همکاری ایران با مصر در از سرگیری روابط دیپلماتیک، مواضع ایران در جهان اسلام در ارتباط با صلح اعراب و اسرائیل را تعدیل میکند.
2- نزدیکی مصر و ایران در کاهش روابط مصر و جهان عرب با اسرائیل و تقویت آرمان فلسطین موثر است.
3- به عقیده بسیاری از کارشناسان داخلی، نزدیکی مصر و ایران، سرشکستگی آمریکا و اسرائیل در هدایت جهان عرب علیه ایران در مسئله حمایت از تروریسم، تولید سلاحهای کشتارجمعی، فعالیت صلح آمیز هستهای و نقض حقوق بشر را به دنبال دارد.
4- مصر در جریان صلح خاورمیانه از سوی آمریکا و اسرائیل متهم به قاچاق اسلحه از صحرای سینا به غزه میباشد که قصد دارد با ارتباط قوی با ایران برگ برندهای در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل داشته باشد.
5- مصر درصدد دستیابی به تکنولوژی هستهای است اما تلاش آنها با مخالفت اسرائیل و دنیای غرب مواجه شده است. از این رو به نفع خود میدانند که با یک قدرت هستهای که از نفوذ قابل توجهی در منطقه مواجه است، همکاری کنند. ایران میتواند یکی از این گزینهها باشد و مصری ها نیز میدانند که دستیابی به تکنولوژی هستهای از طریق ایران بسیار آسانتر از دریافت آن از ایالات متحده و غرب است.
البته مسئولین جمهوری اسلامی نیز می بایست با درنظر گرفتن منافع کشور در نظام بینالملل، اصول جمهوری اسلامی را حفظ کنند و در عین حال با توجه به تغییر موقعیتی که در جهان ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و حادثه 11 سپتامبر به وقوع پیوسته است، با نظام بینالملل همکاری و روابط دیپلماتیک داشته باشند.