تاریخ انتشار : ۰۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۱  ، 
کد خبر : ۶۱۶۲۳

جرگه‌ها نگاه پاکستان به کابل را تغییر نمی‌دهند

مقدمه: گروه بین‌الملل ـ بنفشه غلامی: پس از ماه‌ها مذاکره و مقدمه‌چینی، سرانجام مهم‌ترین اجلاس صلح 2 کشور همسایه پاکستان و افغانستان با حضور 700 چهره‌ سیاسی ـ نظامی در کابل برگزار شد. اجلاس 4 روزه موسوم به جرگه امن منطقه‌ای بر نقش 2 چهره سرشناس یعنی حامد کرزای و پرویز مشرف پیش رفت، 2 چهره‌ای که بار اصلی مبارزه برای مهار برای طالبانیسم و افراط‌گرایی بر دوش آنها قرار دارد. کرزای و مشرف که 6 سال پیش به نمایندگی از ائتلاف قدرت‌های غربی، جنگی را همزمان علیه بقایای طالبان و القاعده در امتداد مرزهای کشورشان شروع کردند، در نیمه راه دچار شکاف و اختلاف عمیق شدند اختلافی که روابط کابل و اسلام‌آباد را با سوءظن و تشنج عمیق رو‌به‌رو کرد. اکنون با گسترده شدن تحرکات نظامی جریان طالبانیسم که در داخل پاکستان به خلق غائله مسجد لال و در افغانستان به گروگانگیری بزرگ اتباع خارجی منجر شده است، کرزای و مشرف بار دیگر تحت فشار محافل و متحدان بین‌المللی‌شان، این باد بخت سیاسی خود برای شروع حرکت جدید را در قالب تشکیل جرگه امن منطقه به آزمون گذاشته‌اند در گفت‌وگو با سان چارکی کارشناس افغانستان و رئیس اتحادیه روزنامه‌نگاران این کشور ابعاد این اتفاق جدید را به بحث و گذاشتیم.

* آقای سان چارکی کارکرد جرگه امن چیست و در شرایط بحران زده کنونی افغانستان نشست اخیر چه کارکردی می‌تواند داشته باشد؟

** جرگه امن منطقه‌ای که ظرف 4 روز با شرکت 700 تن از نمایندگان افغانستان و پاکستان برگزار شد، با وجود تبلیغات گسترده افغانستان و رسانه‌های بین‌المللی، در میان مردم، نهادهای مدنی و حرکت‌های سیاسی و روشنفکری افغانستان چندان مورد توجه واقع نشد و نظر خوش‌بینانه‌ای در قبال آن وجود نداشت چرا که در تاریخ افغانستان همواره جرگه‌ها نقشی سمبلیک داشته و در قالب حمایت و تأیید سیاست دولت‌ها ایفای نقش کرده‌اند.

* یعنی معتقدید به تشکیل جرگه در شرایط فعلی به دلیل کارکرد قدیمی آن عنون بازوی مشورتی دولت‌ها و قبیله‌ها کاری پیش نمی‌برد؟

** جرگه‌ها در ایام قدیم وجود داشتند یعنی زمانی که نهادهای مدنی شکل مدرن امروزی را نداشت. در گذشته هرگاه اختلافی میان قبایل مختلف به وجود می‌آمد، جرگه‌ها تشکیل می‌شدند تا میان قبایلی که اختلاف پیدا کرده بودند، صلح برقرار کنند و به عبارتی کار جرگه‌ها حل و فصل مشکلات قبیله‌ها بود. اما در دنیای مدرن امروز که افغانستان از دولتی نو برخوردار است و نهادهای  قانونی و مدنی در آن فعال هستند، دیگر نباید به جرگه‌ها روی آورد بلکه می‌توان با مذاکرات دیپلماتیک در چارچوب قانون با پاکستان مذاکره کرد. به راه انداختن باب گفت‌وگو و مذاکره میان کسانی که مردم افغانستان و نه مردم پاکستان اعتماد شایانی به آنها ندارند، نمی‌تواند مشکلات در کشور را حل کند. بویژه که نمایندگانی که برای شرکت در جرگه‌ها انتخاب شده‌اند بیشتر از دولت‌ها حمایت‌کرده‌اند تا مردم .

پاکستان عوامل استخباراتی خود را به جرگه فرستاده بود و مردم 2 کشور آنها را افرادی بکه شایسته گفت‌وگو در مورد سرنوشت مردم باشند، نمی‌دانند.

در کل باید گفت جرگه امن منطقه‌ای که در کابل برگزار شد، جایگاهی در قانون افغانستان ندارد. نه در قانون اساسی و نه در هیچ قانون دیگری در افغانستان چیزی در مورد تشکیل جرگه نیامده است و بنابراین تعلیم‌هایی که در آن اتخاذ می‌شود، الزام‌آور نیست. آنچه در این گفت‌وگو دیدیم، نمی‌تواند به بررسی چالش‌های موجود بپردازد و راه‌حل درستی برای این اختلاف‌ها پیدا کند و تازه خود موجب بدگمانی‌هایی نیز می‌شود. در این نشست مسائل اختلاف برانگیزی همچون مطالبات و سهم‌خواهی پشتون‌ها، خط دیورند و همچنین ضرورت مذاکره با طالبان مطرح شد که خود کانون اختلاف‌ها و منشأ جنجال‌های جدید است.

* مشرف و کرزای در امر مبارزه با طالبان و تندروها اختلاف عمق داشتند، چگونه به این راحتی اختلاف‌های خود را کنار گذاشته و سر یک میز نشستند؟

** آنچه باعث شد، مشرف در آخرین روز به کابل بیاید، فشارهای بین‌المللی بویژه آمریکا و انگلیس بر وی بود. همچنین کرزای نیز تلاش‌های وافری به خرج داد تا بتواند مشرف را راضی به شرکت در این نشست کند. قرار بود، مشرف در جلسه افتتاحیه شرکت داشته باشد اما مشکلات داخلی پاکستان را بهانه کرد و روز آخر آمد. مشرف و شوکت عزیز، نخست‌وزیر پاکستان هر 2 در صحبت‌ها و بیانیه‌های‌شان تأکید کردند، بهتر است افغانستان به جای فرافکنی به خود بیندیشد و مشکلات را در داخل خود حل کند. آنها معتقدند بحران و مواد مخدر ریشه در داخل افغانستان دارد و متهم کردن پاکستان به دست داشتن در این بحران‌ها درست نیست. آنها در 4 روز نشست جرگه امن منطقه‌ای بر مسأله تروریسم تأکید فراوان داشتند اما هوشمندانه و زیرکانه طالبان را از مسأله تروریسم تفکیک کردند و گفتند آنها جزئی از افغانستان هستند و درون این کشور زندگی می‌کنند و دولت  افغانستان باید با آنها پای میز مذاکره بنشیند. بنابراین همان‌طور که می‌بینید، اختلاف همچنان وجود دارد و فقط ظاهر ماجرا را حفظ می‌کنند.»

* ولی برخی ناظران برخلاف تصور شما معتقدند که توافقات مشرف و کرزای در حدی هست که منجر به تشکیل جبهه‌ای جدید برای مبارزه با تندروهای طالبان شود؟

** جرگه امن منطقه‌ای تنها می‌تواند به مبارزات جدید دولت پاکستان علیه قبایلی که در مرز افغانستان و سرحدات زندگی می‌کنند، مشروعیت بخشد. پاکستان همواره با قبایل مرزی خود مشکل داشته است. دولت آمریکا نیز معتقد است مشرف باید به این قبایل حمله کند. اما تاکنون مشرف برای آنکه تحت فشار قشر متعصب مردمش قرار نگیرد، از اقدام‌های نظامی علیه قبایل سر باز می‌زد. اما حالا برپایی این جرگه این امکان را برای دولت پاکستان فراهم کرد که براحتی با قبایل سرکش خود بستیزد. اما این مبارزه می‌تواند برای دولت افغانستان خطرناک باشد. چرا که ساکنان این قبایل در صورتی که مورد حمله واقع شوند، به سمت افغانستان سرازیر خواهد شد و از آنجا که دولت افغانستان فاقد توان نظامی لازم برای مبازره با این افراد است، بشدت آسیب خواهد دید.

* فکر می‌کنید حوادث داخل پاکستان مانند حادثه مسجد لال و بحران عملیات‌های انتحاری وزیرستان تا چه حد در تغییر نگاه مشرف به سوی همکاری مؤثر بود؟

** حادثه‌ای که در مسجد لال روی داد، خود در پی یک سری تحرکات دهشت‌افکنانه پاکستان بود، اما این فشار به علاوه فشارهای سیاسی دیگری که بر مشرف تحمیل می‌شد، تا حدودی باعث شد مشرف خود درگیر مبارزه با تروریسم شود، اما این به آن معنا نیست که دید پاکستان نسبت به افغانستان تغییر کرده باشد، افراطی‌گرایی همواره یکی از راهبردهای پاکستان در مقابله با مسائل گوناگون داخلی و خارجی بوده است.

* نشست مشترک کرزای و مشرف و این همکاری نو از نتایج دیدار کمپ دیوید است؟

** تشکیل جرگه امن حدود 10 ماه پیش در اجلاس رؤسای جمهوری پاکستان، افغانستان و آمریکا طرح شد. در کمپ دیوید که چیزی از مسائل مطرح شده در آن به بیرون درز پیدا نکرد، احتمالاً طرح سیاست جدیدی از سوی آمریکا برای مبارزه با تروریسم و افراطی‌گرایی در منطقه بوده است و البته یقیناً سفارش‌هایی نیز در مورد مشرف در آن صورت گرفته است.

* آیا مشرف در موقعیتی هست که بتواند نگاه شبکه نظامیان طالبان را تغییر دهد؟

** مشرف نه می‌خواهد و نه می‌تواند نگاه طالبان را تغییر دهد. نهادهای امنیتی پاکستان ظرف دهه‌های اخیر در معرض تفکر طالبانی بوده است. در واقع بافت پاکستان با طالبان و القاعده به نوعی گره خورده است و در مبارزه با هند نیز از همین عامل استفاده کرد. این مسأله، مسأله‌ای همیشگی در پاکستان بوده است. بی‌نظیر بوتو طرفدار علنی طالبان بود. نواز شریف همین‌طور. اکنون نیز می‌بینیم که ظرف چند ماه اخیر بارها مشرف و شوکت عزیز تأکید کرده‌اند که طالبان بخشی از افغانستان هستند و نباید آنها را نادیده گرفت. این دید کلی پاکستان را نسبت به طالبان است و تغییر نخواهد کرد. آنها القاعده را از طالبان جدا می‌کنند و می‌گویند القاعده تروریسم است نه طالبان.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات