* فکر مىکنید که هنوز هم روسها میل آمدن به افغانستان را دارند؟
** رفعت: روسیه با توجه به تجربههاى تلخ شکست اتحاد شوروى آن زمان در افغانستان، حاضر نخواهد شد که به افغانستان نیرو بفرستد، اما حضور غرب را در افغانستان نمىتواند زیاد تحمل کند، بویژه پس از آن که افغانستان پیمان موشکى استراتژیک با آمریکا را به امضا رساند، نگرانىهاى کرملین تشدید شد. روسیه در 3-2 سال نخست پس از یازده سپتامبر در افغانستان، منتظر این ماند که ببیند افغانستان به کدام سمت مىرود. اما رفته رفته به همان میزان که نیروهاى نظامى غرب در افغانستان نتوانستند آن چنانکه باید هم در عرصه نظامى و هم در عرصه بازسازى به موفقیتهایى نایل آیند و کم کم مردم افغانستان در کارآمدى همکارىهاى جامعه جهانى تردید کردند، کرملین نیز رویکرد سکوت و انتظار را کنار گذاشت؛ اینجاست که از ۲ سال پیش به این طرف روسها یک مقدار فعالتر شدهاند.
* آقاى رفعت؛ فکر مىکنید که آیا این یک واکنش و عکسالعمل مربوط به پیمان موشکى کرزاى با آمریکا بود و این موضوع باعث دوباره فعال شدن و تحرکهاى روسیه در افغانستان شده است؟
** یقیناً روسها حرکت آمریکایىها را در سطح جهانى و منطقه دنبال مىکنند. پس از مسأله عقد پیمان استراتژیک موشکى افغانستان با آمریکا یک نوع نگرانىهایى براى روسیه از بابت طرحهاى موشکى بازدارندهاى که آمریکا مدعى آن است ایجاد شده است. من فکر مىکنم این بار روسها میل ندارند به تنهایى در مسأله سیاسی افغانستان دخالت کنند. بیشتر سعى مىکنند در چارچوب اتحادیههاى منطقهاى بویژه در قالب سازمان همکارىهاى شانگهاى مىخواهند در افغانستان و در منطقه حضور فعالتر داشته باشندـ ضمن آن که مسأله انرژى در منطقه نیز یک بحث اساسى است و کنترل انرژی در منطقه نقش تعیین کننده داردـ از این لحاظ است که روسها بیشتر در پى این هستند که به طریقى در برابر غرب از نوعى سیاست فشار استفاده کنند، اما سیاست آنها اعمال فشار صریح نیست، بلکه یک فشار نامرئى دنبال مىکنند. شاید هم همکارىهایى با بعضی از منتقدان درون دولت افغانستان داشته باشند تا در نهایت بتوانند زمینه این را مساعد بسازند که غرب حاضر شود نقش روسها را به نوعى در ساختار سیاسى جدید افغانستان بپذیرد.
شما مىدانید که در 6-5 سال اخیر روسها چنان از سوى غرب در افغانستان به حاشیه رانده شدهاند که حتى در پروژههاى عمرانى و بازسازى افغانستان هم غرب بسیار علاقهمند نبود روسها شرکت داشته باشند. فقط در یکى دو سال اخیر است که نقش روسها در قالب پروژههاى بازسازى در افغانستان و عقد بعضى قراردادهای بازسازى افزایش یافته است.
* با تجربه جنگهاى گذشته و با تجربهاى که روسها در افغانستان دارند، فکر مىکنید هنوز هم روسها، نفوذ مرئى و نامرئى در افغانستان دارند؟
** به طور طبیعى یک بسترى براى روسها آماده است و آن این که مردم یک مقدار نسبت به پروژههاى بازسازى در افغانستان اظهار نارضایتى مىکنند و غرب را در بازسازى افغانستان موفق نمىدانند. مردم نسبت به آینده سیاسىشان مطمئن نیستند و به اضافه این که ناامنىها روز تا روز گسترش مىیابند. این یأس عمومى مردم افغانستان خودش یک بستر شد که بدون این که روسها بخواهند، فعال شوند. یعنى به نوعى براى حضور روسها در مسائل سیاسى افغانستان بستر سازى شد. به همین دلیل هم است که روسها حالا این فرصت را دریافتهاند و درک کردهاند که مردم افغانستان نسبت به قولهاى غرب به بازسازى اظهار شک و تردید مىکنند. از این لحاظ است که آنها بىمیل نیستند که نقششان را در دولت افغانستان به نوعى احیا کنند. در این مرحله روسها بیشتر مایل هستند که از راه ایجاد نفوذ بر دولت، بتوانند این اطمینان را به دست بیاورند که به هر حال افغانستان کشورى نیست که تنها محل نفوذ رقباى سیاسىشان در منطقه باشد.
* با توجه به برخوردهاى سیاسى داخل افغانستان، آیا هنوز هم گروههایى تمایل به طرف روسیه دارند؟
** گروههایى که در گذشتهها رویاروى اتحاد شوروى سابق قرار گرفته بودند، حالا در بعضى موارد حس مىکنند که مورد بىمهرى غرب قرار گرفتهاند. اگر این احساس همچنان افزایش بیابد، هیچ بعید نیست که اگر دستى از هر سویى به طرف این گروهها دراز شود، از آن دستها استقبال کنند و شاید روسیه هم بتواند یکى از همین دستها باشد که به سوى گروههاى ناراضى از سیاستهاى غرب دراز شده باشد.
اما من فکر مىکنم که هنوز چنانکه باید یک همکارى فشرده میان گروههایى که احساس مىکنند، مورد بىمهری غرب قرار گرفتهاند، با روسیه شکل نگرفته است. ولى اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند و گروههایى فکر کنند که از کانون معادلات سیاست افغانستان به نوعى کنار زده میشوند، در آن صورت من فکر مىکنم که زمینه مساعد خواهد شد که یک نوع همکارىها میان روسیه و جریانهاى ناراضى دولت افغانستان ایجاد شود.
تمایل مردان روس به سهم داشتن در سیاستهاى افغانستان و تلاش آنها براى نفوذ در مجارى دولت، در واکنش به خودسرىهاى آمریکا و دیگر رقباى سیاسى این کشور انجام مىگیرد لذا بیم آن مىرود که روسیه و آمریکا که بازیگران اساسى هستند، بار دیگر در زورآزمایىهایشان که براى دستیافتن به منابع انرژى و از سویى براى تضمین دسترسى یکدیگر به قلمرو نفوذشان انجام مىگیرد، افغانستان را میدان بازى سیاسىشان قرار دهند.
* آیا ممکن است روسیه در چارچوب ناتو وارد افغانستان شود؟
** روسها این طرح را نخواهند پذیرفت؛ از طرفى حضور نیروهاى روسیه در قالب ناتو نمىتواند سرنوشت وضعیت امنیتى افغانستان را بهتر از این کند. جز این که براى روسیه این مجال را فراهم مىکند که نفوذش را بر ساختار سیاسى افغانستان بیشتر سازد و در همان حال دایره نفوذ انحصارى ناتو را در این نقطه محدود سازد.