* مخالفت ایران با گسترش ناتو به شرق از همان منظری است که روسیه نسبت به این فرایند دارد و یا با تعریفی جداگانه درباره این سازمان موضعگیری میکند؟
** واقعیت آن است که نگاه روسیه به ناتو کاملاً با نگاه ایران به ناتو متفاوت است. روسیه از ابتدای استقلال ناشی از فروپاشی شوروی در سال 1991 به این طرف دارای مواضع متفاوتی در ارتباط با ناتو بوده است. روسیه در ابتدای استقلال تا حد درخواست عضویت با ناتو پیش رفت و با تشکیل <شورای روسیه - ناتو> همکاری گستردهای را با آن سازمان آغاز کرد، اما بهدنبال حوادث صربستان و دخالت ناتو در این کشور و بمباران آن، روسیه همکاری خود را با ناتو متوقف ساخت، لیکن بار دیگر در سالهای اخیر این شورا فعال شده و در زمینههای مختلفی چون برگزاری جلسات هماهنگی و مبادله اطلاعات، همکاریهای فنی و <مانورهای مشترک جستجو و نجات> همکاری میکند. به غیر از شورای روسیه و ناتو، روسیه عضو برنامه مشارکت برای صلح (PFP) ناتو بوده و در این خصوص نیز با ناتو همکاری دارد و این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران در هیچ یک از برنامههای یاد شده حضور نداشته و تماس سیاسی هم با ناتو ندارد.
نکته مهم دیگری که باید در اینجا خاطرنشان شوم آن است که روسیه تمایل دارد به یک توافق نانوشته با ناتو درباره کشورهای سابق شوروی برسد و ناتو به روسیه اجازه دهد که این کشور در مناطقی چون قفقاز و آسیای مرکزی، مسئولیت حفظ امنیت و ثبات را برعهده گیرد و در مقابل روسیه مستقیماً با ناتو وارد همکاری شود، البته چون ناتو به لحاظ ساختاری و کارکردی نمیتواند به چنین توافقی برسد، لذا شاهد هستیم که روسیه در قفقاز با کشورهایی که به سمت ناتو گرایش پیدا میکنند، با چالشهای جدی روبروست، در حالی که میزان همکاری روسیه با ناتو در قالب شورای روسیه - ناتو اگر از میزان فعالیت دیگر کشورهای سابق شوروی بیشتر نباشد، کمتر نیست.
نگاه جمهوری اسلامی ایران به ناتو نگاهی مستقل بوده و اگر تهدیدی از این سازمان برای امنیت ملی خود احساس میکند، به دلیل رویکرد جدیدی است که این سازمان به مسائل جهانی و منطقه پیرامون جمهوری اسلامی ایران پیدا کرده است. ناتو به عنوان یک سازمان دفاعی اروپایی - آتلانتیکی، تهدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران محسوب نمیشود، اما هنگامی که این کشور در همسایه ایران وارد جنگ میشود و اعلام میکند که ناتو حافظ و حامی گسترش ارزشهای غربی است آن وقت در تعاریف متفاوتی که از ارزشهای موجود میشود، بحث تهدید ناتو برای منطقه از جمله ایران مطرح میشود.
* با توجه به این نوع نگاه ایران به ناتو برای جلوگیری از فروپاشی اتحاد منطقهای (به طور سنتی) و ایجاد سیستم نوین به منظور ایجاد همکاریهای منطقهای چه پیشنهادی دارد تا هم آنها را به هم نزدیک کند وهم منافع تحقق اهداف سازمانهای فرامنطقهای شود؟
** واقعیت آن است که بدون همگرایی منطقهای و همکاری منطقهای امکان تامین منافع ملی در مقابل قدرتها و سازمانهای فرامنطقهای محدود است و قدرتهای بزرگ قادر میشوند که دیدگاهها و نظرات خود را بر کشورهای ضعیفتر تحمیل کنند. در جهان امروز موثرترین راهکار در مقابل فشارهای قدرتهای بزرگ، همگرایی و همکاری منطقهای است. همچنانکه شاهد هستیم، روسیه برای مقابله با فشارهای آمریکا صرفاً به قدرت نظامی خود تکیه نمیکند و تلاش بسیاری دارد که از طریق ابتکارات منطقهای قدرت بازیگری خود را افزایش دهد. تاسیس و تقویت سازمانهایی چون «پیمان امنیت دستهجمعی» و «همکاریهای شانگهای» نمونههایی از این سیاست محسوب میشود.
نکتهای که باید توجه داشت ضرورتی نیست که حتماً در مقابل ناتو باید یک تشکل منطقهای نظامی شکل گیرد تا بتواند در مقابل ناتو ایستادگی کند، بلکه سهم شکلگیری همگرایی و همکاری است. مثلاً چنانچه سازمان همکاریهای انتقادی (اکو) اگر به طور جدی مورد توجه قرار گیرد، میتواند ظرفیتهای ملی کشورها را ارتقاء بخشد.
* و اگر این کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و به ویژه در مورد گرایشهای آنها به سازمانهای خارج از منطقه آیا ناشی از شکلبندی جدید سیاسی در منطقه و جهان است یا اختلافات ایدئولوژیک میان کشورهای مستقل شده، پایهگذار چنین گرایش و سیاستی است؟
** ریشه واگرایی در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به موضوع استقلال این کشورها از اتحاد شوروی باز میگردد. در هر کشوری که جریانات استقلالطلبانه قویتر بود، ریشههای واگرایی بیشتر است. مفهوم استقلال در آسیای مرکزی و قفقاز بیشتر به بحث جدایی آنها از شوروی و روسیه باز میگردد. واقعیت آن است که کشورهای ضعیفتر اتحاد شوروی به این جمعبندی رسیدهاند که به صرف قدرت ملی خود قادر نیستند در مقابل اهداف روسیه در منطقه ایستادگی کنند، لذا استقلال از نظر آنها به معنی دوری از روسیه و وارد شدن به ساختارهای غربی از جمله ناتو است. شاید اگر یک نوع ترتیبات امنیتی منطقهای وجود داشت که میتوانست امنیت، ثبات و تمامیت ارضی کشورها را بدون وارد شدن آنها به ساختارهای غربی تضمین کند، این کشورها روش و سیاست دیگری اتخاذ میکردند. البته نباید فراموش کرد که تحرکات سیاسی و امنیتی آمریکا در منطقه نیز در دامن زدن به واگرایی کشورها نقش تعیین کنندهای دارد.
* در بحث مخالفت و یا گرایش به گسترش ناتو در منطقه ایران چه معیارهایی را در نظر دارد و آن را رعایت میکند؟
** در بحث ایران و ناتو نکته قابل توجهی که وجود دارد آن است که هرچند ناتو یک سازمان نظامی است، اما تهدیدهای کنونی آن علیه منطقهای که ایران در آن قرار دارد، تهدیدی فرهنگی - سیاسی است تا نظامی. شاید طرح بحث تهدید فرهنگی - سیاسی توسط یک سازمان نظامی عجیب جلوه کند، اما موضوعی است که واقعیت دارد.
ناتو در تعاریف جدیدی که از اهداف و مأموریتهای خود ارائه میکند، دیگر به دنبال دفاع از سرزمین کشورهای عضو نیست، بلکه دفاع از خود را در قالب گسترش معنی میکند و این گسترش را صرفاً از طریق عضویت دیگر کشورها نمیداند، بلکه مفهوم بسیار گستردهای برای آن قائل است که یکی از وجوه آن، همسو سازی سیاسی کشورها با سیاستهای ناتو است که به نوعی دخالت در امور سیاسی کشورها میانجامد، وجه دیگری که در گسترش ناتو مطرح است، موضوع دفاع ناتو از ارزشهای غربی است. البته این موضوع در قالب مباحثی چون دفاع از دموکراسی و حقوق بشر مطرح میشود، اما واقعیت آن است که دموکراسی و حقوق بشر در فرهنگهای متفاوت مبنای متفاوتی میتواند داشته باشد، اما وقتی ناتو بخواهد از طریق قدرت نظامی خود یک تعریف و تفسیر را از دموکراسی و حقوق بشر بپذیرد و خود را ملزم به اشاعه آن بداند، آن موقع خواهیم دید که چگونه به بمباران شهرهای صربستان میپردازد و چگونه در افغانستان وارد جنگ میشود.
طرح این بحث به معنی دفاع از تندرویهای ملیگرایان صرب یا طالبان نباید تلقی شود. مسأله این است که ناتو چگونه در قالب ادعای دفاع از دموکراسی و مبارزه با تروریسم در حال گسترش است و به چه شکل تنها یک تفسیر را از ارزشهای تعریف شده ملاک قرار میدهد؟ اگر به این تحرکات ناتو کم توجهی شود، فردا ممکن است کشورهای آسیایی با روندی از واگراییهای قومی مواجه شود که مورد حمایت ناتو قرار دارند.
نگرش همایش تهران از قرار دادن بحث ناتو این است که خطری را گوشزد کند و هوشیاری به وجود آورد و یا فقط طرح موضوع میشود؟ به نظر میرسد روح سخنان، نگرانی از این گسترش است؟
* شما چه نظری دارید؟
** هدف اصلی همایش <گسترش ناتو به اوراسیا: ابعاد و پیامدها> همانند دیگر همایشهای دفتر مطالعات در درجه اول جمعآوری اطلاعات و ادبیات سیاسی مورد نیاز درخصوص موضوع مطرح و در درجه بعد اطلاعرسانی درخصوص آن است. این وظیفه دیگر دستگاهها است که براساس اطلاعات ارائه شده، موضوع تهدید بودن یا فرصت بودن یک پدیده را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. در یک همایش علمی دیدگاههای متفاوت و حتی متضاد مطرح میشود، همچنانکه در این همایش میبینیم که نظرات کاملاً متفاوتی مطرح میشود. عدهای از حضور ناتو در قفقاز، آسیای مرکزی و افغانستان دفاع میکنند و عدهای کاملاً مخالف آن هستند. آنچه برای ما به عنوان برگزار کنند، مهم است، اطلاعات واقعی از صحنه است.
ما هرچه بیشتر بتوانیم اطلاعات واقعی و عینی از مباحث مطروحه داشته باشیم، در رسیدن به هدف خود موفقتر بودیم. البته مسلم است که پس از داشتن اطلاعات واقعی ما بهتر میتوانیم در راستای منافع ملی خود تصمیمگیری کنیم.
* به خودی خود گسترش ناتو به شرق چه مضراتی دارد؟ آیا این سازمان درصدد ایجاد نوعی جنگ سرد دیگر و نیز دشمنسازی برای تقویت و استمرار هویت خود است؟
** گسترش ناتو به خودی خود تهدید یا فرصت محسوب نمیشود، بلکه در تقابل یا همراهی با منافع ملی کشورهایی است که تهدید یا فرصت معنی میدهد. به عنوان مثال در شرایط کنونی که ترتیبات امنیتی منطقهای مناسبی برای تامین و تضمین امنیت ملی کشورهای همسایه ایران وجود ندارد، گسترش ناتو یک تهدید محسوب میشود، زیرا که این فرصت را به صورت نابرابر در اختیار برخی از کشورها قرار میدهد که منافع ملی خود را در مقابل دیگران تعریف کنند، اما در صورتی که قبل از گسترش ناتو بتوان نوعی همگرایی منطقهای را تعریف کرد و براساس یک روند همگرایی با ناتو تعامل کرد آن موقع وضعیت فرق خواهد کرد.
مثال مشخصتر میتوانم در این خصوص بزنم. اگر چنانچه روند تصمیمات گرفته شده در اجلاس سران کشورهای حوزه خزر در تهران درخصوص تشکیل یک سازمان همکاری خزر پیش برود و در نهایت کشورهای حوزه خزر بتوانند منافع ملی خود را در یک روند همگرایی تامین کنند، آن موقع حضور ناتو در خزر برای کشورهای حوزه تهدید محسوب نمیشود. ولی اگر چنین همگرایی اتفاق نیفتد، حضور ناتو به طور قطع تهدیدی اساسی برای منافع ملی تک تک کشورها خواهد بود.
* تجربه جهانی چه تصویری از تاثیر حضور ناتو در مناطقی از جهان دارد؟ مثبت یا منفی. این نگرشها ریشه ایدئولوژیک و طرز تفکر حاکمیتها و اصول حاکم بر ساختار سیاسی کشورها دارد و یا زمینههای دیگر را میتوان برشمرد؟
** جهان در حال حاضر در شروع تجربه است. ناتو در هیچ جای جهان به غیر از اروپا حضور نداشته و برای اولین بار است که این تجربه آزمایش میشود و افغانستان شاید اولین تجربه است. البته ناتو قبلاً در صربستان هم دخالت نظامی کرد اما واقعیت آن است که حضور نظامی ناتو در افغانستان پدیدهای کاملاً جدید است. یک سازمان دفاعی اروپایی در یک کشور آسیایی در حال جنگ به نفع یک گروه و به زیان یک گروه دیگر است. البته ناتو ابتدا در قالب مبارزه با تروریسم وارد افغانستان شد، اما در حال حاضر ناتو درگیر مبارزه با شورشیان علیه دولت مرکزی شده و این بحثی فراتر از یک مبارزه ضد تروریستی است. در حال حاضر شکاف بزرگی بین اعضای ناتو درخصوص ادامه جنگ در افغانستان بروز کرده است. طرح بحث مذاکره دولت با طالبان و مذاکرات پنهانی اعضای ناتو با طالبان مؤید این نکته است که ناتو خط فاصلی بین شورشیان و تروریستها کشیده است و این موضوع سرآغاز یک تحول جدید در مأموریت ناتو در افغانستان است که معلوم نیست به چه شرایط جدیدی ختم شود، اما یک مسأله روشن است. تجربه افغانستان تجربه سنگین و پرهزینهای برای ناتو خواهد بود.
* آیا تصور میکنید ناتو میخواهد به گونهای نقش سازمانهای بینالمللی از جمله ملل متحد را کمرنگ کند؟ چرا؟
** ناتو نمیتواند نقش سازمان ملل را کمرنگ کند، هرچند تلاشهای زیادی از جانب آمریکا و دیگر کشورهای عضو ناتو به عمل آمد تا ناتو را بازوی نظامی سازمان ملل متحد کند. اما واقعیتهای صحنه بینالمللی و شکست آمریکا در تحمیل روند یکجانبهگرایی بر کل نظام بینالمللی علیرغم قدرت نظامی برتر خود باعث شد که سازمان ملل براساس همان روند پس از جنگ جهانی دوم که نظامی مبتنی بر چند جانبهگرایی را ترجیح داده حرکت کند.واقعیت قدرت نظامی موجب مشروعیت سیاسی نمیشود و این پدیده است که به خوبی شاهد آن هستیم. در این که ناتو و آمریکا بزرگترین قدرت نظامی محسوب میشوند شکی نیست، اما نمی توانند تصمیمات خود را مشروع جلوه کنند و خود نیازمند سازمان ملل متحد هستند. البته نباید منکر شد که در سازمان ملل متحد نیز قدرت نقش تعیینکنندهای دارد، اما به هر حال در مرز مشروعیت متوقف میشود.
اگر کشورهای عضو سازمان ملل بتوانند قدرت مجمع عمومی را در مقابل شورای امنیت افزایش دهند، در آن موقع میتوانیم شاهد آن باشیم که سازمان ملل نقش موثرتری در تحولات بینالملل بازی کند و این بحث امکانپذیر است.