علیاکبر عبدالرشیدی
رئیس جمهور روسیه هشدار داده است که آمریکا با انتشار گزارش اطلاعاتی اخیر خود در مورد فعالیتهای هستهای ایران علیرغم اعتراف به غیرنظامی بودن فعالیتهای هستهای ایران، مقاصد پنهانی دارد که نتیجه آن در نهایت ممکن است به ضرر ایران تمام شود.
این که منظور پوتین از این مقاصد پنهان چه بوده است باید دقیقتر بررسی گردد. ممکن است رهبر روسیه اطلاعاتی در اختیار دارد که در شبکههای گسترده و پیچیده اطلاعاتی جهان به دست آمده باشد. قطعا اگر آقای پوتین از این سخن هدف صادقانهای داشته با ارسال اطلاعات احتمالی مورد نظر خود به ایران یا اظهار نظر علنیتر در مورد آن روشنگری خواهد کرد.
اما به نظر میرسد که روسیه با طرح این اظهار نظر مقاصد دیگری هم داشته باشد که معطوف به تعریف مناسبات روسیه با ایران است. برخی از تحلیلگران فراموش نکردهاند که روسیه و همچنین چین در انتقال پرونده هستهای ایران از آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل با غرب همداستانی کردند. روسیه و چین در صدور قطعنامههای تحریم علیه ایران با غرب کنار آمدند. حتی کار به جائی رسید که خود را برای قطعنامه سوم هم آماده کرده بودند.
برخی از تحلیلگران بدوا اعتقاد داشتند که روسیه و چین با توجه به مناسبات نزدیکی که با ایران ابراز میکردند، در مسیر مذاکرات در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای جلوگیری از اعمال فشار آمریکا بر ایران حتی از حق وتوی خود استفاده خواهند کرد. اما این دو کشور به خصوص چین بارها اعلام کردند که از حق وتو در مساله هستهای ایران استفاده نخواهند کرد.
تحلیلگران بینالمللی معتقدند که روسیه و چین پا به پای کشورهای اروپائی و حتی کشوری مثل هند بارها کوشیدند از حاشیه بحثها و تلاشهای بینالمللی در مساله هستهای ایران برای خود به اصطلاح <کلاهی> هم بدوزند. این کلاه گاه منافع بینالمللی این کشورها را در بر میگرفت و زمانی مصالحههای دوجانبه آنها را با آمریکا رقم میزد.
امتیازاتی که هند و چین در مسیر معاملات خود بر سر مسائل هستهای ایران از آمریکا گرفتند در زمان خود مورد بررسی قرار گرفت. اما مشکل روسیه حادتر از مشکلات دیگران بود و به حوزه امنیت و سپرهای موشکی آمریکا در مرزهای روسیه رسید که عرصه معاملات را برای روسیه تنگتر کرد.
درست است که مقامات کشور ما هم در مذاکرات و تعاملات سیاسی و دیپلماتیک مصالح کشور را در نظر میگیرند و از اقدام تلافیجویانه یا برخوردهای احساسی در برابر کشورهائی مثل هند، چین و حتی روسیه خودداری میکنند اما عملکردهای مشکوک و گاه هدفدار این گونه کشورها که نتیجهای جز افزودن فشارهای بینالمللی بر ایران و تقویت موضع خصمانه آمریکا در مساله هستهای ایران نداشت در ذهن تاریخی مردم ما خواهد ماند.
بسیاری از تحلیلگران بینالمللی گزارش اطلاعاتی آمریکا را کودتای اطلاعاتی از سوی دستگاههای اطلاعاتی آمریکا علیه مقامات کاخ سفید و نومحافظهکارانی دانستهاند که قصد اعمال سیاستی نادرست علیه ایران و تحمیل خساراتی سنگین برگرده مردم آمریکا داشتند. البته تحلیلگرانی هم هستند که این گزارش را جور دیگر میبینند و آن را در چارچوب تئوری توطئه بخشی از یک توطئه تازه از سوی آمریکا علیه ایران میشناسند. اما این گزارش هرچه بود کشورهائی مثل هند، چین و روسیه را غافلگیر و در موضعی انفعالی قرار داد و برخی از آنها برای جبران مافات و عقبنماندن از قافله تحول مهم و جدید که اتفاق افتاده بود وادار به تصحیح مواضع کرد.
روسیه بلافاصله بعد از انتشار این گزارش بود که اولین محموله سوخت هستهای را به بوشهر فرستاد. روسیه چند ماه قبل از آن اعلام کرده بود که ارسال سوخت هستهای به دلیل عقبماندن برخی پرداختها از سوی ایران به تعویق خواهد افتاد. این که این همزمانی تصادفی بوده یا از پیش طراحی شده بود محل بحث و اظهار نظر دارد.
همچنین مقامات هند و چین هم بعد از این گزارش بود که راهی تهران شدند و سعی در تجدید مبانی مناسبات خود با ایران کردند.
ظاهرا ظرف روزهای اخیر مذاکراتی هم بین مقامات ایرانی و روسی در چارچوب کمیسیون مشترک دفاعی دو کشور در زمینه همکاریهای دفاعی در تهران صورت گرفته است که هنوز جزئیاتی از آن انتشار نیافته است.
این که سخنان هشدار دهنده پوتین ارتباطی با این مذاکرات داشته یا نه مساله در خور تعمق است. پوتین در هشدار خود این نگرانی را مطرح کرده بود که گزارش اطلاعاتی آمریکا محروم کردن ایران را از توان بالای دفاعی هدف قرار داده است.
در کنار این تحولات دور چهارم مذاکرات سفرای ایران و آمریکا در عراق بر سر مسائل امنیتی عراق در شرف تحقق است که در این رابطه سخنان سفیر آمریکا در بغداد نیز حائز اهمیت است. بسیاری از ناظران این سخنان را ناظر بر نقش موثر ایران در ایجاد امنیت در عراق و چرخش آشکار دیگری در مواضع آمریکا در قبال ایران میدانند. آمریکا ظرف ماههای گذشته ایران را مسئول دامنزدن به ناآرامیهای امنیتی در عراق و افغانستان معرفی کرده بود. در حالی که اینک ضمن سکوت در مورد افغانستان به نقش ایران در ارتقای سطح امنیتی در عراق هم اذعان میکند.
مبادله پیامهای در حال افزایش وزیران خارجه آمریکا و ایران، اگرچه از تریبون رسانهها، در محافل خبری به ابراز علاقه دو طرف به تشنجزدائی و حرکت احتمالی آن دو به سوی مذاکره مستقیم تفسیر شده است. یک سناتور آمریکائی هم که پا را از این فراتر گذاشته و از آغاز عملی مذاکرات دو طرف یاد کرده است.
مجموعه این تحولات و موضعگیریهای کشورهای مختلف در قبال ایران، مسائل هستهای ایران و نقش منطقهای ایران همه گواه تحول تازهای است که در حال شکلگیری است. این همه با سخنان، موضعگیریها و آرایشهای همین کشورها در ماهها و سالهای گذشته تفاوت مشخصی نشان میدهد.
آیا موقعیت تازهای برای جمهوری اسلامی ایران به وجود آمده است؟ آیا سال 2008 میلادی آبستن تحولات تازهای در مناسبات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران است؟