عباس عبدی
اگر قرار باشد که پنج سیاستمدار شاخص و مؤثر و موفق را در نیمه دوم قرن بیستم برشمریم، قطعاً «یاسر عرفات» یکی از آنان است. شاید جوانان امروز از سابقه جنبش فلسطین و مسیری را که آنان طی کردهاند تا دولتی محدود تشکیل دهند، آگاهی چندانی نداشته باشند. پس از جنگ ششروزه و اخراج صدها هزار فلسطینی، جنبش فتح در میان آوارگان فلسطینی و زیر آوار شکست جنگ ششروزه، برای استیفای حقوق مردم فلسطین تشکیل شد.
مبارزه با اسرائیل بیش از آنچه که تصور میرود سخت است، بویژه در اوضاع جغرافیایی منطقه این مبارزه سختتر است، اما از آن سختتر رهبری کردن جنبشی بود که میخواست در سرزمین و کنار یا حتی با اتکا به کشورهای عربی چنین هدفی را پیش برد و مصون از گزندها و خیانتهای آنان باشد.
مصر، سوریه، اردن، عراق، لیبی، لبنان، الجزایر و در مقاطعی یمن و در مرحله بعد کشورهای حاشیه خلیجفارس و دیگر کشورهای عربی و حتی کشورهای فرامنطقهای، هرکدام با استفاده از موقعیت مالی، سیاسی و نظامی خود میخواستند که سلطه خویش را بر جنبش فلسطین و آوارگانی که تقریباً همه جا پراکنده بودند، اعمال کنند و در این راه، هر کدام گروهی را حمایت میکردند یا در درون فتح وابستگانی داشتند و سعی میکردند که نفوذ خود را داشته باشند. اما قضیه فقط نفوذ نبود، بلکه استفاده از ترور، انشعاب و خیانت، امری معمول علیه جنبش فلسطین بود. همچنین اختلافات کشورهای عربی بعضاً حاد میشد و هرکدام از طرفین اختلاف میخواستند که فلسطینیها را گروگان خود در این مجادلات کنند.اما علیرغم تمام اینها و عبور کردن از کشتار فلسطینیها به دست دولت اردن و سپس جنگ داخلی لبنان و اخراج آنها به تونس و نیز ترور بخش اعظم کادر مرکزی فلسطینیها و...، سازمان آزادیبخش با محوریت جنبش فتح به حیات خود ادامه داد و هیچگاه دچار انشعاب جدی نشد و هدف اصلی خود را که آزادسازی سرزمین اشغالی بود فراموش نکرد.
علت این مسأله بجز آنکه ناشی از ویژگیهای رهبران فتح و سازمان آزادیبخش و شخص عرفات بود، واقعیت وجودی اسرائیل و ایفای نقش اشغالگری آن نیز بود که با رفتار خود انسجام و یکپارچگی را به نیازی مبرم برای فلسطینیها تبدیل میکرد.و اما اکنون این انسجام به حاشیه رفته و میان جنبشهای فتح و حماس درگیری رخ داده و حتی تعداد کشتههای این درگیریها (هم به لحاظ کیفی و هم به لحاظ کمّی) بسیار بیشتر از حملات محدود ولی مکرر اسرائیل به غزه است. شاید یک علل آن، غیاب رهبریِ فرهمند عرفات باشد. تردیدی نیست که در غیاب عرفاتِ محاصره شده در دفتر کارش در رام الله که محبوبیت زیادی هم داشت، نیروهای گریز از مرکز و وحدت، آزاد میشوند و میتوانند موجب بروز مسایل کنونی شوند. ولی به نظر من این تنها علت قضیه نیست و علت مهمتری هم در این میان وجود دارد که به توضیح آن می پردازم.
چشمانداز صلح در خاورمیانه کماکان روشن نیست. اگر فقط به مسأله فلسطین (و نه بلندی های جولان) نگاه کنیم، قضیه شهرکنشینهای یهودی در کرانه باختری، مسأله بیتالمقدس شرقی و نیز موضوع مهم بازگشت آوارگان به مناطق خود هنوز هم در ابهام و اختلاف شدید قرار دارد. اما علیرغم این، به نظر میرسد که جنبش آزادیبخش فلسطین(به معنای عام) از نقطه اوج خود گذر کرده و هدف اصلیاش که تشکیل دولت در سرزمین فلسطین باشد را محقق کرده است و از این مرحله به بعد صرفاً گذشت زمان و مذاکره و بحثهای سیاسی و تاکتیکی است که برای تحقق هدف باقی میماند و اساس جنبش برای فلسطینیها در مرحله دوم نسبت به تمشیت امور دولت موجود و سهمخواهی گروهی قرار گرفته است. به معنای دیگر دشمن اسرائیل در فضای گفتمانی حاکم میان فلسطینیها در حال عقبنشینی از جایگاه اول و پیشین آن است.
از این روست که بهوضوح ملاحظه میشود که دولتهای منطقه علیرغم بالاتر بودن آرای حماس در انتخابات گذشته، به سرعت از «محمود عباس» حمایت کردند و حتی کشوری چون ایران هم که در کنه سیاست خود خواهان حمایت از حماس است، چارهای جز پذیرش دولت محمود عباس ندارد. حماس هم به نحوی متوجه این تحول است و به همین دلیل با پیشنهاد پیشین محمود عباس درباره انتخابات زودرس مخالفت کرد، زیرا گرچه حماس مبارزهجوتر و حتی مردمیتر از فتح است، اما معلوم نیست که آرای بالاتر آنها در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین ناشی از وجه مبارزهجویی آنان است یا ناشی از سلامت رفتاری و خصلتهای مردمی آنان؟ از این رو با محاصره اقتصادی حماس به دلیل مبارزهجوییاش علیه اسرائیل، معلوم نیست که در انتخابات بعدی و زودرس، افکار عمومی فلسطین چون انتخابات پیشین با آنها همراه باشد و در نتیجه مخالفت با پیشنهاد این انتخابات از سوی حماس نقطهضعف آنان هم تلقی میشود.
بطور خلاصه معتقدم که درگیریهای فعلی حماس و فتح، بیش از این که ناشی از فقدان رهبران توانمند در دو طرف باشد (عرفات در فتح و رنتیسی در حماس)، ناشی از گذر کردن کیفی جنبش فلسطین از مرحلهای که در آن مبارزه با اسرائیل در صدر همه چیز بود، به مرحلهای است که این مبارزه در مقایسه با اداره امور مردم فلسطین در رتبه دوم قرار دارد.