«جبهه خلق»؛ اولین حزب سیاسی
با شروع تحرکات جدایی طلبانه ارامنه در قره باغ (سال 1988 م) و اوجگیری روحیات و تمایلات ملیگرایانه در باکو که میتوان عنوان نیروی گریز از مرکزیت سیاسی مسکو را بر آن نهاد، زمینههای شکلگیری «جبهه خلق» به عنوان اولین حزب سیاسی در جمهوری آذربایجان بوجود آمد و چهرههای ضد روس و ملیگرای آذری تحت این عنوان، سکان هدایت و رهبری حرکتهای مردمی را بر عهده گرفتند. این تشکل سیاسی با رهبری ابوالفضل علیف (ایلچی بیگ) در سال 1989 م یعنی 2 سال قبل از فروپاشی رسمی اتحاد جماهیر شوروی پا به عرصه فعالیت گذاشت و موفق شد در سایه شعارهای تند ملی گرایانه، تودههای مختلف مردمی را گرد خود جمع نماید.
با کسب استقلال جمهوری آذربایجان در سال 1991م، فعالیتهای این حزب گستردهتر شد و رهبر آن ایلچی بیگ با سوار شدن بر موج احساسات مردمی و جریانات پر شتاب داخلی، موفق گردید یک سال پس از استقلال (1992م)، حکومت را بدست گیرد. از آنجا که وی فردی غیر سیاسی و فاقد توان و شعور مدیریتی در این عرصه مهم بود، نتوانست بیش از یک سال بر مسند ریاست جمهوری کشورش بنشیند و شکستهای جمهوری آذربایجان در جبهههای جنگ با ارمنستان و در کنار آن اختلافات داخلی مزید برعلت شد تا وی مجبور به کنارهگیری از قدرت شود.
ایلچی بیگ اگرچه به عنوان رهبر «جبهه خلق» بیش از یک سال ریاست جمهوری نکرد، ولی پایه و اساس بسیاری از مشکلات داخلی و خارجی جمهوری آذربایجان در اثر بی کفایتی سیاسی او گذاشته شد بطوری که این کشور بویژه در سیاست خارجی هنوز هم هزینههای اشتباهات و ضعف مدیریت سیاسی او را میپردازد. وی داعیهدار تشکیل جمهوری آذربایجان واحد بود.
از سوی دیگر، بسیاری از شکستهای جمهوری آذربایجان در جنگ با ارمنستان و از دست رفتن اراضی آن کشور، در زمان یک سال حکومت ایلچیبیگ اتفاق افتاد تا جایی که پس از سالها، مردم این جمهوری همچنان تاوان بیتدبیریهای وی در رهبری کشور را میپردازند و هنوز نتوانسته اند اراضی به اشغال در آمده خود را آزاد سازند.
پس از برکناری ایلچی بیگ از قدرت که با صحنه گردانی «حیدر علیف» صورت گرفت، جبهه خلق به عنوان یک حزب مخالف دولت حاکم، به حیات خود در جمهوری آذربایجان ادامه داد تا اینکه بعد از مرگ وی دچار انشعاب و تجزیه گردید و به دو شاخه سنتیها و اصلاحطلبان تقسیم شد. رهبری شاخه اصلاح طلبان را «علی کریملی» برعهده گرفت و جناح سنتی نیز به رهبری «میرمحمود میرعلیف» به حیات خود ادامه داد.
در حال حاضر نیز این حزب با دو شاخه اش در صف مخالفان حزب حاکم و دولت کنونی قرار دارد و در نقش یک حزب تقریبا درجه سه به حیات سیاسی خود ادامه میدهد.
دستهبندی احزاب سیاسی موجود
پس از شکلگیری و شروع به کار «جبهه خلق» در جمهوری آذربایجان به عنوان اولین حزب سیاسی در کشور به صورتی که اشاره شد، طی 16 سال گذشته احزاب و تشکلهای سیاسی زیادی در این جمهوری تاسیس شده و اعلام موجودیت کرده اند که عدد آنها به دهها حزب و گروه سیاسی بالغ میشود. بسیاری از احزابی که در قالب حزب سیاسی تاسیس شده و به ثبت رسیده اند، عملا در صحنه سیاسی کشور حضور جدی و چشمگیری ندارند و یا در ردیف احزاب مطرح و اسم و رسم دار نیستند.
براساس یک تقسیم بندی رایج، احزاب موجود در جمهوری آذربایجان را میتوان به دودسته تقسیم کرد که عبارتند از: حزب حاکم و احزاب و گروههای طرفدار آن، احزاب مخالف دولت.
حزب حاکم و احزاب طرفدار آن
حزب حاکم فعلی «آذربایجان نوین» است که در سال 1992م توسط حیدر علیف و در زمانی که وی رئیس مجلس جمهوری خود مختار نخجوان بود، تاسیس شد. این حزب پس از کنارهگیری اجباری ابوالفضل ایلچی بیگ رهبر جبهه خلق و رئیس جمهور وقت از قدرت در سال 1993م، روی کار آمد و از آن زمان تاکنون بصورت پیوسته حاکمیت را در اختیار داشته است.
از سال 1993 تا 2003م حیدر علیف رهبر این حزب، دو دوره پنج ساله ریاست جمهوری و قدرت را در اختیار داشت و از سال 2003م نیز با در گذشت وی، پسرش که رهبری حزب را عهده دار شد بر مسند ریاست جمهوری تکیه زد و تا حال حاضر نیز کرسی قدرت را در تملک خود دارد.
هم اکنون این حزب علاوه بر دولت (قوه مجریه)، اکثریت کرسیهای مجلس و دستگاه قضایی کشور را هم در اختیار دارد، بطوری که میتوان گفت تمامی ارکان و پایههای قدرت و حکومت در دست این حزب متمرکز شده است. این وضعیت، غیر از دو سال اول روی کار آمدن حزب (از سال 1993 تا 1995م) که مجلس در دست ترکیب قبلی نمایندگان بود، در تمام مدت یاد شده که حزب «ذربایجان نوین» در راس امور کشور قرار گرفته، حاکم بوده است.
گرایشها و جهت گیریهای این حزب در رهبری و اداره امور کشور، در درجه اول تمایل به غرب (اعم از آمریکا و اروپا) و تقویت هرچه بیشتر روابط با آن جبهه است. در منطقه و میان همسایگان نیز الویت اول آن تحکیم مناسبات و برقراری روابط استراتژیک با ترکیه در قالب همگراییهای سیاسی اقتصادی و فرهنگی است. روسیه و ایران در مراحل بعدی اهمیت از نظر رهبری این حزب در سیاست خارجی کشورشان قرار دارند.
در کنار حزب حاکم، برخی گروهها و احزاب سیاسی کوچکی هم وجود دارند که وظیفه حمایت و طرفداری از حزب صاحب قدرت را بر عهده گرفته و عملا بر اساس تصمیم و اراده رهبری حزب "آذربایجان نوین" حرکت میکنند. حزب <آذربایجان مستقل> به ریاست نظامی سلیمانوف از جمله این احزاب است. این تشکلهای سیاسی نقش طفیلی را بازی میکنند و فلسفه وجودی آنها از منظر سیاستگذاریها و نوع مدیریت داخلی کشور توسط حزب حاکم، قابل تحلیل و ارزیابی است.
احزاب مخالف
بیشتر احزابی که امروزه در عرصه سیاست داخلی جمهوری آذربایجان فعال و دارای اسم و عنوان شناخته شده هستند در ردیف احزاب مخالف دولت قرار دارند. در میان این احزاب، تعدادی از تحرک سیاسی بیشتر و فعالیت حزبی چشمگیرتری در مقایسه با سایر احزاب ثبت شده ولی غیر فعال، برخور دارند که ذیلا به معرفی و توضیحات مختصر در باره آنها پرداخته میشود.
این ائتلاف حزبی که در شکل فعال و منسجم خود بعد از تصاحب قدرت و بدستگیری ریاست جمهوری توسط الهام علیف درعرصه حضور یافته، عمدتا از چهار حزب مخالف دولت که در میدان فعالیتهای حزبی برای مردم و فعالان سیاسی شناخته شدهتر هستند تشکیل یافته است. این احزاب عبارتند از: حزب مساوات (یئنی مساوات یا مساوات نو) به رهبری عیسی قنبر، حزب جبهه خلق (شاخه اصلاحطلبان) به رهبری علی کریم لی، جبهه اتحاد ملی به رهبری خانم «لاله شوکت» و حزب «دموکرات» به رهبری «رسول قلییف» و دبیرکلی «سردار جلال اوغلو».
البته در حال حاضر حزب دموکرات از این ائتلاف خارج شده و با آن اختلاف پیدا کرده است.
حزب مساوات «عیسی قنبر» رهبر این حزب و سایر گردانندگان اصلی آن قبلا در جبهه خلق به رهبری ابوالفضل ایلچی بیگ عضویت داشتند که در سالهای 1992 و 93 م اقدام به تاسیس این حزب کرده و از جبهه خلق جدا شدند.در دوران ریاست جمهوری ایلچی بیگ، عیسی قنبر ریاست مجلس این کشور را بر عهده داشت که با روی کار آمدن حیدر علیف در سال 1993 و تغییر و تحولاتی که در هیئت رئیسه پارلمان صورت گرفت پست خود را از دست داد و رسول قلی یف بر جای او نشست.
حزب مساوات از احزاب ملی گرا و مخالف دولت محسوب میشود که تمایلات شدید غرب گرایانه دارد و در راستای تعقیب اهداف و مقاصد پان ترکیستی با ترکیه نیز دارای مناسبات خوبی است. روزنامه یئنی مساوات در حکم ارگان این حزب عمل میکند و به عنوان ابزار رسانه ای و تبلیغاتی آن در سطح کشور، اهداف و برنامههای حزب را تعقیب و منعکس میسازد.
جبهه خلق (شاخه اصلاحطلبان) - عضو دیگر ائتلاف آزادی، شاخه اصلاح طلبان جبهه خلق به رهبری «علی کریملی» است که پس از درگذشت ابوالفضل ایلچی بیگ، بنیانگذار و رهبر این جبهه تاسیس شد که خاستگاه شدید ملی گرایی و پان ترکیستی دارد و از مدافعان تز خیالی و ایده ساختگی جمهوری آذربایجان واحد است.
جبهه اتحاد ملی - این تشکل حزبی توسط خانم «لاله شوکت» رهبری میشود و سومین عضو ائتلاف (بلوک) آزادی به حساب میآید. این شخص در اوایل ریاست جمهوری حیدر علیف مدتی رئیس دفتر وی و دبیر هیئت دولت بود و در مقطعی نیز حزبی بنام «حزب لیبرال آذربایجان» را رهبری میکرد. حزب وی به تنهایی در حیطه فعالیتهای حزبی جمهوری آذربایجان محلی از اعراب ندارد و چندان تاثیرگذار نیست.
تشکلهای حزبی کوچکتری هم هستند که با این ائتلاف همکاری دارند ولی دارای نقش و اسم و عنوان قابل توجهی نیستند.
حزب دموکرات جمهوری آذربایجان
این حزب توسط «رسول قلییف» که در آمریکا اقامت دارد و از چهرههای مخالف حزب حاکم و دولت علیفها بشمار میرود تاسیس شده و اداره میشود. وی در سالهای اول ریاست جمهوری حیدرعلیف مدتی بر مسند ریاست پارلمان کشور تکیه زد ولی در نتیجه بروز اختلاف بین وی و رئیس جمهوری، راهی آمریکا شد و تاکنون در همانجا زندگی میکند.
اخیرا در کادر رهبری حزب دموکرات جمهوری آذربایجان اختلافاتی بروز کرده و همانند جبهه خلق عملا به دو شاخه تقسیم شده است. «سردار جلالاوغلو» که نفر دوم و معاون رهبر حزب بود با رسول قلییف دچار اختلافات شدید شد و این دو با متهم کردن یکدیگر باعث انشعاب در حزب شدند. رسول قلی یف بنیانگذار و رهبر حزب که در خارج از کشورش به سر میبرد و به علت تحت تعقیب بودن نمیتواند وارد جمهوری آذربایجان شود، نفر دوم حزب را متهم به همدستی با دولت و حزب حاکم میکند و سردار جلال اوغلو نیز اتهام سوء استفاده از موقعیتش در رهبری حزب را به رسول قلییف وارد میکند.
این حزب نیز مثل اکثریت احزاب مخالف موجود، غربگراست و غربی شدن را نسخه نجات بخش برای کشور و ملتش میداند. ارگان رسانهای این حزب روزنامه «حریت» است که خوانندگان زیادی هم در جمهوری آذربایجان دارد. عدهای از مردم جمهوری آذربایجان بر این باورند که اگر رسول قلی یف رهبر این حزب طی چند سال گذشته اجازه حضور و فعالیت در داخل کشورش را مییافت میتوانست از رقیبان جدی الهام علیف و دارای شانس برای رسیدن به قدرت باشد.
جبهه خلق (شاخه سنتیها)
پس از انشعاب شاخه اصلاح طلبان جبهه خلق به رهبری «علی کریم لی»، چهرهها و بدنه سنت گرای حزب که ابراز وفاداری بیشتری به بنیانگذار جبهه خلق داشتند، شاخه کلاسیک یا سنت گرای حزب را به رهبری «میرمحمود میرعلیف» شکل دادند.
این شاخه از جبهه خلق نیز در کنار داشتن دیدگاههای غربگرایانه، مبلغ افراطی پانترکیسم و داعیهدار ایجاد جمهوری آذربایجان واحد یا بزرگ است.
حزب استقلال ملی
این حزب در سالهای اول استقلال جمهوری آذربایجان تأسیس شد و از سال 1992 بصورت رسمی آغاز به فعالیت کرد. رهبر این حزب «اعتبار محمداف» است که سابقه عضویت در پارلمان و نمایندگی مجلس را هم در سالهای گذشته در کارنامه خود دارد.
حزب استقلال ملی اگرچه در حال حاضر در صف احزاب مخالف دولت حاکم قرار دارد، ولی از قدرت و نقش قابل توجهی در عرصه فعالیتهای سیاسی این کشور برخوردار نیست. این حزب و رهبر آن اعتبار محمد اف در یک سال گذشته فعالیتهای داخلی خود را کم رنگ کرده و به طرح و پیگیری مسائل منطقهای اهتمام به خرج میدهد.
به نظر میرسد این رویکرد، مأموریت تازهای است که برخی از مراکز و ارگانهای سیاسی و امنیتی آمریکا بر دوش این حزب گذاشته و با اختصاص کمک مالی به آن، درصددند از طریق این حزب سیاسی فعال در باکو که سرسپردگی خوبی به غرب و آمریکا دارد، پروژه ضربه زدن به وحدت و انسجام برخی کشورهای منطقه را پیش ببرند.
حزب اسلامی جمهوری آذربایجان
تنها حزبی که با گرایشات اسلامی در جمهوری آذربایجان فعالیت دارد «حزب اسلامی» این کشور است که در سالهای 1991 و 92 به رهبری «علی اکرام علیف» تاسیس شد و با شعارها و موضع گیریهای اسلامی به فعالیت پرداخت.
اعضای کادر رهبری این حزب نیز ابتدا در جبهه خلق عضویت داشتند، ولی از زمانی که شعارها و تمایلات ضداسلامی رهبران جبهه خلق آشکارتر شد این عده از آن جدا و به تاسیس حزب اسلامی اقدام کردند. حزب اسلامی تمایل به غرب و یا شرق را مردود دانسته و خواهان اداره کشور با قوانین و مقررات اسلامی است و این امر را با توجه به مسلمان و شیعه بودن اکثریت مردم جمهوری آذربایجان ضروری و خواست ملت میداند.
دولت حاکم وقت در سال 1996 علی اکرام و تعدادی دیگر از کادر رهبری این حزب را به اتهام اقدام علیه دولت و وابستگی به خارج از کشور بازداشت و فعالیت آن را غیرقانونی اعلام کرد. بعدها این حزب تاحدودی خود را بازسازی کرد و به علت کسالت و کهولت سن علی اکرام علیف، فرد دیگری را بنام "حاجی آقا نورییف" به رهبری خود برگزید. علی رغم این، در حال حاضر نیز علی اکرام علیف رهبر معنوی و ریش سفید حزب به حساب میآید.
رهبران و اعضای این حزب دیدگاههای مثبت نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارند و در مسائل و تحولات بینالمللی از ایران حمایت میکنند.
لازم به ذکر است که با توجه به لائیک و سکولار بودن نظام سیاسی حاکم بر جمهوری آذربایجان (براساس قانون اساسی این کشور) مقامات و ارگانهای ذیربط اجازه ورود رهبران و اعضای این حزب به ساختارهای حکومتی نظیر مجلس و دولت را نمیدهند و از این جهت با محدودیتها و موانع زیادی برخوردارند.
حزب سوسیال دموکرات جمهوری آذربایجان از سالهای اول استقلال این کشور فعالیت دارد و از احزاب منتقد دولت به حساب میآید. رهبر این حزب "آراز علیزاده" است که پسر پروفسور مبارز علیزاده، ایرانشناس معروف و برجسته جمهوری آذربایجان است.
این حزب علی رغم اینکه منتقد دولت است، ولی مثل سایر احزاب مخالف نظیر مساوات، جبهه خلق، دموکرات مخالفت شدید و عملی با دولت ندارد و به برگزاری تظاهرات اعتراض آمیز و میتینگهای خیابانی اقدام نمیکند.
علیرغم اینها، حزب سوسیال دموکرات جمهوری آذربایجان در مجموع حزب قدرتمند و تاثیرگذاری نیست و در تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور نقش قابل توجهی ایفا نمیکند.
سایر احزاب
حزاب سیاسی متعدد دیگری نیز در جمهوری آذربایجان به ثبت رسیده و موجود هستند که در مراتب بعدی اهمیت و توانایی قرار دارند و عملا فعالیت چشمگیری از خود نشان نمی دهند. عناوین و اسامی رهبران برخی از آنها به شرح زیر است:
حزب همبستگی ملی (منتقد دولت) به رهبری «صابر رستم خانلی»؛ وی نماینده پارلمان و از شاعران مطرح این کشور است.
حزب عدالت (مخالف دولت) به رهبری «الیاس اسماعیل اف»
حزب اقتدار ملی ( مخالف دولت ) به رهبری «نعمت پناه اف»
حزب امید (مخالف دولت) به رهبری «اقبال آقازاده»
حزب آنا وطن به رهبری «فضائل آقامانلی»
حزب وحدت به رهبری «طاهر کریملی»
حزب اصلاحات دموکراتیک به رهبری
"عاصم ملازاده"
حزب آذربایجان مستقل (طرفدار دولت) به رهبری نظامی «سلیمانوف»
حزب کمونیست آذربایجان (با چند شاخه و انشعاب)