تاریخ انتشار : ۰۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۷:۵۰  ، 
کد خبر : ۶۱۷۵۶

گزارش‌ مکتوب: قهرمان، قهرمان بمان

سردبیر فهیمی‌

سالهاست پی گیر بازیهای‌ تیم‌ ملی‌ شده‌ ایم‌. دائی‌ در داخل‌ مستطیل‌ سبز و ما پشت جعبه‌ جادوئی‌ هر وقت که‌ گل‌ می‌ زد و خوب می‌ درخشید با هم‌ خوشحالی‌ میکردیم‌ و هر وقت پایش‌ به‌ دروازه‌ باز نمی‌ شد، منتظر بازیهای‌ بعدی‌ اش‌ بودم‌. سالها بدین منوال‌ گذشت و هر سال‌ که‌ می‌ گذشت. بر کلکسیون افتخاراتش‌ می‌افزود، تا اینکه‌ در جام‌ جهانی‌ 2006 بازیهای‌ ضعیف تیم‌ ملی ‌سبب شد. آنهائیکه‌ سالها مترصد چنین فرصتی‌ بودند، عقده‌ خود را سر علی‌ دائی‌ خالی‌ کنند و همه‌ ناکامی‌ تیم‌ ملی‌ را از چشم‌ او ببینند، تا از این راه‌ نیت خود را که‌ همان منکوب کردن افتخارات دایی‌ بود، عملی‌ سازند.
سوء تبلیغ‌ بدخواهان دائی‌ چنان در افکار عمومی‌ و باشگاهی‌ تاثیر منفی‌ گذاشت که‌ اسطوره‌ فوتبال‌ کشورمان و شهریار فوتبال‌ آسیا بی‌ توجه‌ به‌ افتخارات گذشته‌ اش،‌ آخرین ماههای‌ بازی‌ خود را در سایپا گذراند، اما گویا باز دست تقدیر چنین بود که‌ دائی‌ اسطوره‌ بماند و بدرخشد.
پله‌ های‌ ترقی‌ دائی‌ این بار از این تیم‌ شروع‌ شد که‌ پس‌ از کسب عنوان قهرمانی‌ لیگ ششم‌ به‌ عنوان بازیکن سرمربی‌ و گرفتن جواز بازی‌ در لیگ فوتبال‌ باشگاههای‌ آسیا این بار به‌ سر مربیگری‌ تیم‌ ملی‌ انتخاب شد تا به‌ عنوان جوانترین سرمربی‌ تیم‌ ملی‌ با استفاده‌ از تمام‌ داشته‌ هایش‌ به‌ ناکامی‌ های‌ گذشته‌ این تیم‌ پایان بخشد و اکنون دائی‌ است و یک ملت در یک طرف و بدخواهان ریشه‌ دار او در طرف دیگر. حالا علی‌ دائی‌ جایگاهی‌ دارد رفیع‌ و موقعیتی‌ مستحکم.‌ پس‌ وظیفه‌ او در این برهه‌ از زمان چیست؟ آیا بر این نکته‌ واقف است که‌ موفقیت او موفقیت همه‌ کسانی‌ است که‌ تاب تحمل‌ شکست او را ندارند؟ موفقیت کسانی‌ که‌ دوست ندارند تحلیل‌ افرادی که‌ معتقدند انتخاب دایی‌ برای‌ تیم‌ ملی‌ اشتباه‌ بود عملی‌ شود و موفقیت کسانی‌ است که‌ نمی‌ خواهند اسطوره‌ فوتبال‌ خود را به‌ یکباره‌ به‌ تاریخ‌ بسپارند. وظیفه‌ او متمرکز شدن بر تیم‌ ملی‌ و تلاش‌ برای‌ موفقیت تیم‌ است یا در افتادن با حاشیه‌ ها تیم‌ و بدخلقی‌ با منتقدانی‌ که‌ شاید هم‌ انتقادشان از روی‌ دلسوزی‌ نیست!
آیا دائی‌ دوست دارد بلاژوویج‌ باشد تا تمام‌ وقت خود را به‌ پاسخگویی‌ به‌ منتقدان حاشیه‌ ها و روزنامه‌ ها صرف کند و یا برانکو باشد که‌ بی‌توجه‌ به‌ حاشیه‌ ها بدنبال‌ اعتلای‌ نام‌ خود باشد که‌ هنوز هم‌ که‌ هنوز است علی‌ رغم‌ ناکامی‌ اش‌ در جام‌ جهانی‌ مردم‌ ایران علاقمند شخصیت والای‌ او هستند. آیا دوست دارد همچون مایلی‌ کهن باشد که‌ علی‌ رغم‌ شایستگی‌ اش‌ چنان در جو انتقاد غوطه‌ ور باشد که‌ حتی‌ از اتاق‌ محل‌ کارش‌ به‌ عنوان بند زندان یاد کند یا مانند قلعه‌ نوعی‌ که‌ علی‌ رغم‌ ناکامی‌  اش ‌در تیم‌ ملی‌، چنان توجیه‌ کند که‌ هنوز هم‌ که‌ هنوز است سرمربی‌ گری‌ تیم‌ ملی‌ را حق‌ مسلم‌ خود می‌ داند؟ آیا دائی‌ می‌خواهد چنان باشد که‌ کوچکترین لغزش‌ را خبرنگاران و بعضا خبرنگاران مغرص‌ بزرگ نموده،‌ تیتر اول‌ صفحات ورزشی‌ کنند یا قطبی‌ باشد که‌ در صورت ارتکاب یک اشتباه‌ و یا شکست تیمش‌ هم‌ خبرنگاران در حمایت از وی‌ بر روی‌ اشتباهش‌ سرپوش‌ بگذارند و به‌ تحسین شخصیت وی‌ بپردازند؟ به‌ هر حال‌ هر چه‌ هست، دائی‌ الان سرمربی‌ تیم‌ ملی‌ است و نگاهش‌ به‌ قضایا نیز باید به‌ اندازه‌ مسئولیتش‌ وسیع‌ باشد. به‌ توصیه‌ های‌ دوستداران و طرفداران خود اهمیت دهد. در برخورد با مسائل‌ از مشاوران دلسوز و دوستانش‌ چه‌ در امر رسانه‌ و ورزش‌ استفاده‌ کند.
قهرمان دوست داریم‌ همیشه‌ قهرمان بمانی‌ با آنهائی که‌ مسیر قهرمانی‌ و اسطوره‌ ماندن را چه‌ در سایپا و چه‌ در تیم‌ ملی‌ برای‌ تو هموار ساخته‌ اند، با ملاطفت برخورد کنی.‌ راه‌ تعامل‌با فدراسیون را در پیش‌ گیری‌ تا راههای‌ قهرمانی‌ دیگری‌ برای‌ تو هموار سازند. اگرچه‌ شکست در قاموس‌ تو معنایی‌ ندارد. قهرمان، قهرمان شدن شرط نیست، قهرمان ماندن مهم‌ است. دوست داریم‌ نه‌ تنها ورزشگاه‌ 6 هزار نفری‌ حسین رضازاده‌ و 20 هزار نفری‌ علی‌ دایی‌ که‌ یکصدا دائی‌ بود، همه‌ ورزشگاههای‌ کشور یک صدا دائی‌ باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات