رئیسجمهور محترم در هفته جاری، گزارش مبسوطی از عوامل و راهکارهای جلوگیری از معضل تورم را به ملت ایران ارائه کرد. آنچه در حاشیه این گفتوگوی تلویزیونی اهمیت بیشتری دارد، ذکر برخی نکات مهم و اساسی است، که ذیلاً به آنها میپردازیم:
1. تسلط رئیسجمهور بر اوضاع اقتصادی و ارائه ریز آمار و ارقام و آمادگی بسیار بالا برای پاسخ به پرسشهای اقتصادی موجب سرافرازی ملت است. رئیسجمهور که هرازچندگاهی با خبرنگاران سخن میگوید، بدون اندکی تزلزل، با تسلط مثالزدنی در مباحث مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، صادقانه با مردم سخن میگوید و علل و عوامل برخی مشکلات ایجاد شده را با آنان در میان میگذارد.
2. وجود تورم و گرانی در جامعه، مسألهای است که متأسفانه سالهای متمادی ذهن مردم را به خود مشغول کرده است. در یک ماه اخیر نیز افزایش قیمت برخی کالاها، اقشار گوناگون جامعه بهویژه قشر کمدرآمد را در فشار قرار داده است. عواملی از قبیل افزایش قیمت نفت، رشد شدید نقدینگی، خلق پول توسط نهادهای پولی و مالی، وجود برخی قوانین و مقررات خارج از اراده و تصیمم دولت، تحریک انتظار تورمی و تورم انتظاری و... که از سوی رئیسجمهور بهعنوان اصلیترین عوامل گرانیهای اخیر اعلام شده، هرچند نقش عمدهای در بیثباتی قیمتها داشته است، ولی بیتردید، اصلیترین علت تورم و معضلات اقتصادی را باید در ساختار نادرست آن جستوجو کرد. اقتصاد ایران یک اقتصاد بیمار است که باید با تدبیر و تحمل، این بیماری کهنه را درمان کرد. تأکید رئیسجمهور بر این نکته که «تورم در ایران امروزی نیست و علتهای ریشهای از گذشته دارد» نکتهِ کاملاً درستی است. واقعیت این است که بیثباتی اقتصادی ریشه در ساختار غلط اقتصادی ایران دارد. این ساختار غلط که بنیانهای آن از زمان حکومت نالایق قاجار شکل پذیرفت، در دوران حکومت پهلویها بهویژه پهلوی دوم به بدترین شکل ممکن استمرار یافت. اقتصادی که در سالهای1352 تا 1354 بر مبنای چهار برابر شدن پول نفت بنا شده بود، در سال 1355، نتیجهای بحرانی یافت؛ چرا که عواملی از قبیل ریختوپاشهای جاهطلبانه، بیتوجهی به کارهای ساختاری و ریشهای، کاهش قیمت نفت و ازجمله تصمیم کارتلهای مافیایی در عرصه جهانی و بهویژه مافیای نفتی، رژیم شاه را با مشکلات فراوانی روبهرو کرد.
اقتصاد وابسته ایران در سال 1356 و 1357 از هم گسیخت و ساختارهای حکومتی شاه را مضمحل ساخت. نظام نوپای جمهوری اسلامی نیز وارث دهها سال جنایت و خیانت شاهان هوسران قاجار شد و میبایست رسوبات باقیمانده از این خیانتها را پاک کند. از اینرو در سالهای آغازین شکلگیری این نظام، تصمیم مسؤولان جمهوری اسلامی بر پالایش همه جانبه ایران عزیز از زنگارهای سیاه شاهان گذشته استوار شد. از جمله تدابیر اساسی، پیریزی ساختار نوین اقتصادی منطبق بر آموزههای اسلامی و علمی بود. اما این مسأله، با شروع امواج توطئههای استکبار جهانی از قبیل ترور و تحریم و... عملاً متوقف شد، تا آنکه در شهریور 1359 با حمله ارتش صدام به ایران و شکلگیری جنگ هشتساله، نه تنها جلوگیری از تهاجم دشمن و دفاع مقدس از آب و خاک ایران، دغدغه اصلی مسؤولان قرار گرفت، بلکه ساختارسازی نوین اقتصادی و بازنگری جدی در اقتصاد بیمار تا حدود بسیار زیادی متوقف شد. وقتی جنگ پایان یافت، تازه شروع مشکلات اقتصادی بود؛ زیرا غیر از اصلاح ساختار اقتصادی که حدود ده سال به تعویق افتاده بود، بازسازی خرابیهای جنگ که بالغ بر صدها میلیارد دلار میشد، ضروری به نظر میرسید. دولت هشتساله کارگزاران هرچند فعالیت گستردهای را برای بازسازی این اقتصاد بیمار و جبران خرابیهای ناشی از جنگ صورت داد، اما برخی سیاستها از جمله تعدیل اقتصادی و... در پایان دورهِ هشت ساله آنان بر وخامت اوضاع افزود. این اقتصاد بیمار بدون آنکه درمان قطعی پیدا کند، به دولت اصلاحات سپرده شد. این دولت نیز مانند دولت کارگزاران برای کنترل بیماری این میراث به ارث رسیده، همچون دولت قبل از خود، به درمانهای مقطعی روی آورد تا اینکه دوره هشت ساله این دولت هم به سرآمد و دولت نهم بر سر کار آمد. دولت نهم این میراث را تحویل گرفت تا با اقداماتی اساسی و نه مقطعی به درمان قطعی آن بپردازد. هرچه هست، باید قضاوت منصفانه در مورد توفیق دولت نهم در درمان این بیماری را به پایان دورۀ فعالیت این دولت محول کرد، اما با اینهمه باید پذیرفت همانگونه که رئیسجمهور نیز گفته است، تورم و مشکلات اقتصادی امروز هم ریشهای دیرینه دارد، و این خلاف انصاف است که دولت کنونی را عامل تمام معضلات اقتصادی بدانیم!
3. نکتۀ قابل تأمل در گزارش اخیر رئیسجمهور، اقدام صادقانه و در عین حال شجاعانه آقای احمدینژاد، در پذیرش برخی از اشتباهات دولت در زمینه تورم و گرانی برخی کالاهای اخیر است. این اقدام شجاعانه که نمونۀ آن کمتر دیده شده، مؤید این مسأله است که دولت نهم، در پیگیری مطالبات مردم و استیفای منافع ملی هیچ تعارفی با افراد و گروهها ندارد و در صورت بروز اشتباه و سوءمدیریت در مسائل کلان کشوری با عوامل آن حتی در مجموعه دولت برخورد خواهد کرد. هشدار چندی قبل رئیسجمهور درباره تعویض برخی مدیران استانی و شهری نیز همین نکته را به اثبات میرساند و نشانگر این مسأله است که دولت به وجود برخی از مدیران ناکارآمد در مجموعه خود اعتراف کرده و در عینحال با آنان برخورد خواهد کرد. نمونۀ این اقدام در کدام دولت دیده شده است؟ سوگمندانه آنکه برخی مدیران ناکارآمد و در برخی از دولتهای پیشین، نه تنها تعویض نمیشدند، بلکه حتی در صورت احراز بیلیاقتی، مدیر مافوق از تعویض آن سرباز زده، برای یکبار هم به اشتباه در مجموعه مدیریتی خود اعتراف نمیکرد. اظهارنظر رئیسجمهور در مورد مقصر بودن برخی از زیرمجموعههای دولتی در گرانیهای اخیراز جمله بانکها (با چاپ غیرقانونی چک پولهای زیاد) و هشدار وی نسبت به برخوردار با این عوامل، و همینطور اظهارنظر صادقانه دربارهِ مقصر بودن رئیس سازمان تربیت بدنی در شکلگیری معضلات اخیر در بخش فوتبال، علاوه بر آنکه تواضع و صداقت رئیسجمهور را نشان میدهد، نوعی درس عملی برای همۀ مدیران است تا در حل مشکلات و معضلات مربوطه از فرافکنی پرهیز کرده، شجاعانه اشتباهات خود را بپذیرند و در رفع آن بکوشند.
4. حمایت از دولت نهم، به معنای پرهیز از انتقاد صادقانه و منصفانه نیست، چه آنکه در مجموعه این دولت نیز بعضاً مدیرانی یافت میشوند که با سوءاستفاده از اوضاع و یا سوءتدبیر، برخلاف مشی و منش دولت حرکت میکنند. آیا میتوان در قبال حمایت اصولی از دولت، از تمام مدیران و مسؤولان آن حمایت کرد و مدیریت آنان را صددرصد مورد تأیید قرار داد؟! طبعاً این نوع تأیید، امری مذموم و خلاف واقع است و باید از آن پرهیز کرد. دربارهِ این مشکل رئیسجمهور محترم نیز در گزارش خود بر آن تصریح کرد و گفت: «در درون دولت بعضی افراد هستند که برخی سیاستهای ما را اجرا نمیکنند که با آنان برخورد خواهیم کرد که نمونه آن در شبکهِ بانکی کشور اتفاق افتاد و یک عده کوتاهی و عدهای دیگر عالمانه کارشکنی کردند.» مشخص است که دولت محترم باید در برخورد قاطع با مدیرانی که با سوءمدیریت خود، چه عالمانه و چه غیرعالمانه به کشور و نظام ضربه میزنند، کمترین مماشاتی نداشته باشد.
5. بخشی از گزارش رئیسجمهور نیز به برخی از کارشکنیهای داخل اشاره داشت. اشاره رئیسجمهور به این نکته که «عدهای برای ایجاد تورم به تحریک انتظار تورمی و تورم انتظاری دست میزنند.» و تأکید بر سازماندهی شده بودن این توطئه، خود نشانگر وجود دستهای پیدا و پنهان داخلی در ایجاد شوک در جامعه و ناکارآمد جلوهدادن دولت کنونی است. ایشان در پاسخ به این پرسش که «تا چه اندازه معتقدید عدهای عامدانه و عالمانه قصد اخلال در نظام اقتصادی کشور را دارند؟ آیا این اندازه توان مالی و پشتوانه مالی و سیاسی دارند که بتوانند با ابزارهایی که دولت در اخیتار دارد، در عینحال اخلال ایجاد کنند؟» پاسخ داد: «تورم انتظاری را هیچ کس رد نمیکند، و این واقعیتی در جامعه ما است، چقدر تکرار و فریاد شد؟ آیا همیشه در مقابل دولتها و گروههای سیاسی مانند الان عمل میکردند؟» بحث تورم انتظاری، هرچند یک واژۀ اقتصادی است، اما واقعیت تلخی را نشان میدهد که متأسفانه امروزه گریبانگیر جامعه و بهویژه دولت نهم شده است. امروزه کسانی هستند که با لطایفالحیل درصددند تا این دولت را ناکارآمد جلوه داده و با کارشکنیهای خود آن را با بحران مواجه سازند. با نگاهی به تیتر برخی روزنامهها که سراسر القای ناامیدی و تبلیغ ناکارآمدی دولت است،میتوان این حرکت حسابشده را مورد بررسی قرار داد. اشاره رئیسجمهور به تیترهای غیرواقعی برخی روزنامهها، وجود برخی اخلالگران اقتصادی جهت افزایش قیمت مسکن، سوءاستفاده یک تیم سیاسی در جریان مشکلات ایجاد شده برای فوتبال کشور و... نشان از نقشهای حساب شده از سوی عدهای از سیاستبازان فرصتطلب در جهت بیثباتی دولت نهم دارد که مقابله منطقی با این معضلات، تدبیر هوشمندانهای را میطلبد.
6. نکتهِ پنجم، دیپلماسی فعال دولت نهم است که در گزارش اخیر رئیسجمهور مورد بررسی قرار گرفت. موضع قاطع نظام در برابر زیادهخواهی استکبار جهانی در جریان دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای موجب شد تا حق مشروع ایران استیفا شود. تأکید رئیسجمهور بر عقبنشینی کشورهای غربی از زیادهخواهیهای قبلی خود، بیانگر دیپلماسی فعال و شجاعت مسؤولان کشورمان است. وی همچنین گزارش جامعه اطلاعاتی امریکا را یک چرخش آشکار در مواضع امریکاییها توصیف کرده و تأکید نمود: «امریکا خود بارها ایران را متهم به انحراف کرده حال جامعه اطلاعاتی این کشور اعلام کرده که انحرافی وجود ندارد، پس این یک چرخش آشکار محسوب میشود». رئیسجمهور همچنین شرکت در نشست شورای همکاری خلیج فارس را موجب تغییر مناسبات بین کشورهای حوزه خلیجفارس دانست و این سفر را موفقیتآمیز ذکر کرد. در هر حال، ضروری است تا دولت محترم با استفاده از کارشناسان مجرب به دیپلماسی فعال خود ادامه دهد تا منافع ملی ما تضییع نگردد.
7. آخرین نکتهای که میتوان مورد تأکید قرار داد آنکه نقد منصفانه دولت نهم امری پسندیده و ضروری است. اما باید مراقب بود تا انتقاد منصفانه، تبدیل به نقدمغرضانه نگردد. آنچه امروزه در برخی روزنامهها و از زبان برخی شخصیتهای سیاسی دیده یا شنیده میشود، شائبه مغرضانهبودن این انتقادات را تقویت مینماید. به عنوان نمونه باید به انتقادات سخنگوی یکی از احزاب سرشناس کشور اشاره نمود بر کسی پوشیده نیست که این انتقادات نه از سر دلسوزی بلکه در اثر غرضورزی و سهمخواهی سیاسی است. وی که در دوران انتخاب ریاستجمهوری، در برنامه زنده سیما رسماً به آقای احمدینژاد، اهانت کرد و موجب شکست نامزد متبوع خود شد، اینبار در اهانتی دیگر در نهایت بیانصافی اظهار داشت: «مردم ایران بدشناس بودند که احمدینژاد را انتخاب کردند و معتقدم احمدینژاد خدمتی به ایران نکرده است!» این سخنان که اهانتی آشکار به 17 میلیون رای به آقای رئیسجمهور بلکه به کل ملت ایران است در حالی ابراز شد که نامبرده هیچگاه توضیح نداد که خود در دوران فرمانداری، استانداری، ریاست دفتر رئیسجمهوری وقت نمایندگی مجلس، و عاقبت ریاستسازمان میراث فرهنگی و گردشگری، چه خدمات مشعشعی)!( را به ملت ایران ارائه داده است که اکنون اینگونه به دولت نهم میتازد؟! وی هیچگاه نخواسته بیان کند که چرا هنوز بخشهای زیادی از استان کرمان، کپرنشین هستند؟! وانگهی هیچگاه بیان نکرد که اگر مردم ایران در انتخاب احمدینژاد بدشناس بودند، لابد در انتخاب دولت منسوب به کارگزاران خوششانس بودند که ازدیاد فاصله طبقاتی در آن دوران را چشیدند و تورم بیسابقه 5/49 درصدی در سال 1374 را حس کردند؟!
البته نفی خدمات دولتهای جمهوری اسلامی پسندیده نیست، ولی باید از این سخنگوی محترم پرسید چگونه میتوان بین مدعای وی در مورد «خدمت نکردن احمدینژاد به ایران» با سخنان رهبر معظم انقلاب در تاریخ 5/1/1385 مبنی بر اینکه «این دولتی که اکنون سرکار است، دولت کار است؛ دولت کار، دولت خدمت، ملت هم همین را میخواهد؛ مردانی که آستینها را بالا بزنند و کمر خدمت به این مردم را ببندند.» قابل جمع است؟! در هر صورت به نظر میرسد که دولت نهم در برههای بسیار حساس قرار دارد که عبور از این برهه، صبر، تدبیر و مدیریت انقلابی میطلبد، همان مؤلفههایی که تا به حال دولت محترم از آنها برخوردار بوده است.