بابک بابازاده
تحولات چند هفته اخیر در صحنه فلسطین پس از تشکیل کنفرانس نا موفق آناپولیس و تضعیف و تحقیر جریان سازش از طرف اسرائیل و امریکا در این نشست، موجب تقویت و جایگاه جنبش حماس در بین مردم شد. در سالگرد تأسیس جنبش حماس نگاهی گذرا به روند تأسیس، رشد و قدرت گیری حماس در فلسطین میاندازیم.
شکلگیری جنبش حماس
جنبش مقاومت اسلامی فلسطین به عنوان شاخه فلسطینی اخوان المسلمین، در تاریخ 15 دسامبر 1987 تنها 9 روز پس از انتفاضه نخست مردم فلسطین، پا به عرصه وجود گذاشت. در واقع جنبش حماس از همان ابتدا با شکلگیری در شرایط انتفاضه بر علیه صهیونیسم، روند حرکتی و رویکرد آتی خود را نشان داد و با سردادن شعارهای مبتنی بر اسلام خواهی و مقاومت علیه اشغالگران تا آزادسازی تمامی سرزمینهای اشعالی فلسطین و بیرون راندن صهیونیستها از آن با مشی حرکتی مردمی، اصول بنیادین خویش را ترسیم کرد. ورود حماس به روند مبارزات رهایی بخش مردم فلسطین، عنصر اسلامی مقاومت را که در اوایل دهه 1980 با شکل گیری جنبش جهاد اسلامی به رهبری دکتر فتحی شقاقی خود را نشان داده بود، قدرتمند ساخت و پس از آن بود که تفکر مقاومت اسلامی در صحنه فلسطین به تفکر ناب در انتفاضه تبدیل شد.
در فضای پدید آمده پس از قرار داد اسلو، مساله قدس از اولویت نخست اعراب، خارج شده و انقلاب فلسطین از رویارویی با پروژه صهیونیسم به سمت همزیستی با آن در حرکت بود و در این وضعیت، شکلگیری اندیشه مقاومت اسلامی در آن زمان بیش از بیش احساس میشد. در واقع، جنبش حماس با تکیه بر مبانی ذیل به این نیاز پاسخ گفت و با اعلام موجودیت خود، فصل تازهای از تحولات را رقم زد.
- مبنای حرکت، اسلام باشد
- آزاد سازی کامل فلسطین
- اعتقاد به این که یهود و صهیونیسم هیچ حقی در فلسطین ندارند
- نبرد مسلحانه با اشغالگران
- مقاومت، تنها راه آزادی فلسطین است
- ثمر بخش نبودن مذاکرات سازش
ب) مرحله گسترش قدرت حماس
شکلگیری جنبش مردمی حماس با مشی اسلامی، باعث نگرانی رژیم صهیونیستی شد و رژیم تل آویو را بر آن داشت تا در چندین مرحله، اقدام به بازداشت گسترده رهبران و کادرهای حماس از جمله موسس آن شیخ احمد یاسین در سالهای 1989 و 1990 کند. پس از این دستگیریها، عملیاتهای حماس در به اسارت گرفتن سربازان صهیونیست یا حمله به اهداف اسرائیلی آغاز شد و شاخه نظامی این جنبش با نام گردانهای عزالدین قسام در اواخر سال 1991 اعلام موجودیت کرد. با شروع روند سازش میان سازمان آزادیبخش فلسطین و رژیم صهیونیستی، جنبش حماس همراه با دیگر گروههای مقاومت ملی و اسلامی به مخالفت علنی با این روند -که حقوق ملی فلسطینیان را وجه المصالحه قرار داده بود- پرداخت. شکست روند سازش در دهه 1990 و نا امیدی مردم از روند یاد شده و تحقق نیافتن حقوق فلسطینیان، به شکل گیری انتفاضه دوم موسوم به انتفاضه` الاقصی در سال 2000 میلادی انجامید. انتفاضه دوم در حالی آغاز شد که جنبشهای مقاومت فلسطین چون حماس، جهاد اسلامی، گردانهای الاقصی و دیگر مبارزانی در اوج قدرت خود به سر میبرند و با انجام عملیات شهادت طلبانه، رژیم تل آویو را با چالشهای بزرگی رو به رو ساخته و به زانو در آورده بودند. در این میان، نقش حماس در شکلگیری و تداوم انتفاضه، ویژه و ممتاز بود؛ به همین سبب، ضربه به راس جنبش در دستور کار رهبران تل آویو قرار گرفت و در کنار رهبران سیاسی و نظامی جنبش، دو رهبر تاثیر گذار و کلیدی از نسل موسسین آن یعنی شیخ احمد یاسین و دکتر عبد العزیز رنتیسی مورد هدف قرار گرفته و به شهادت رسیدند. با این حال به رغم برخی پیش بینیها، جنبش حماس به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد ذاتی و در راس آن قدرت بالای سازماندهی و کادر سازی توانست به سرعت خلا ناشی از فقدان رهبران کاریزماتیک خود را پر کند و با قدرت به مسیر خویش ادامه دهد.
ج) ورود به ساختار سیاسی فلسطین
جنبش حماس پس از اینکه فضا را برای خدمت رسانی به مردم و اصلاح حیات سیاسی و اجتماعی ملت فلسطین فراهم دید، سه گام نخست؛ مشارکت و پیروزی چشمگیر در چندین مرحله از انتخابات شهرداریها در نوار غزه و کرانه باختری در سال 2005 و سپس مشارکت و پیروزی قاطع در انتخابات سال 2006 مجلس قانونگذاری، با قدرت وارد میدان شد و توانست با جلب اعتماد عمومی و تکیه بر عنصر حمایت و مقبولیت مردمی که برخاسته از مشروعیت مقاومتی جنبش بود، وارد ساختار رسمی سیاست فلسطین شود. حماس سعی کرد پس از پیروزی بر جنبش فتح به عنوان حزب بلا منازع حاکم در چندین دهه گذشته، با تشکیل دولت، شعارهای محوری خود در تبلیغات انتخاباتی یعنی مقاومت تا آزاد سازی سرزمینهای فلسطین و مبارزه با فساد و انجام اصلاحات فراگیر را پی گیرد. بدین ترتیب، حماس به عنوان یک گروه مقاومت اسلامی توانست تجربه جدیدی را از قدرت یابی گروههای سنی در جهان عرب رقم زند.
بلافاصله پس از تشکیل دولت از سوی حماس، جامعه بین الملل و جهان غرب در اولین گام، ارائه کمکهای مالی و تماسهای سیاسی خود با دولت خودگردان تحت رهبری این جنبش را به حالت تعلیق درآورده، دولت حماس را در محاصره اقتصادی و سیاسی قرار دادند. جامعه بین الملل در گام بعدی ضمن همراهی آشکار با برخی طرفهای داخلی و عربی و اعلام شروط سه گانه لزوم به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی دولت و حماس، توقف مقاومت و پایبندی به توافقهای قبلی از جمله اسلو، در عمل وارد رویارویی مستقیم با حماس شد. به طور طبیعی، شروط یاد شده که با اصول بنیادین حماس تناقض داشت، نمیتوانست مورد پذیرش این جنبش قرار گیرد؛ به همین سبب، حماس تصمیم گرفت با تکیه بر اصول ثابت خود در برابر خواستها و فشارهای همه جانبه مقاومت کند. این جنبش با تداوم عملیاتهای نظامی، پایبندی خویش به مقاومت را نیز نشان داد. پس از ناکامی غرب، اسرائیل و برخی بازیگران داخلی و منطقهای در به زانو در آوردن حماس از راه تحمیل محاصره سیاسی و اقتصادی بر خلاف پیش بینیها و وعدههای بعضی رهبران فلسطین از جناح رقیب و برخی دیپلماتهای خارجی که سقوط سریع و چند ماهه دولت حماس را انتظار میکشیدند، گامهای بعدی از طریق فشار از داخل و به راه انداختن درگیریهای داخلی کلید خورد؛ اما این اقدامات نیز نتوانست طراحان سناریو را به هدف غایی یعنی سرنگونی دولت حماس رهنمون سازد. در این میان، امضای توافق نامه مکه میان رهبران حماس و فتح و تشکیل دولت وحدت ملی هم نتوانست مانع طراحیهای پشت پرده برای سرنگونی حماس شود؛ به همین سبب، از سرگیری محاصره همه جانبه و قطع سوخت و برق و آب و ... در دستور کار قرار گرفت؛ اما تاکنون، جنبش مقاومت اسلامی به رغم همه فشارهای طاقت فرسا توانسته است علاوه برگسترش و نفوذ مردمی از نظر حکومتداری مبتنی بر اصول اساسی مقاومت و اسلام خواهی، یک الگوی مناسبی را عرضه کند. تسلط کامل حماس بر غزه و نفوذ مردمی قابل توجه در کرانه باختری، لیاقت و توان یک جنبش اصیل اسلامی در اداره حکومت را به مردم مسلمان منطقه ثابت کرد. امید است جنبش حماس در تحقق آرمانهای مردم مظلوم فلسطین بیش از پیش موفق باشد.ای مردم مظلوم فلسطین بیش از پیش موفق باشد.