تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۵  ، 
کد خبر : ۶۱۹۸۷
مجید انصاری عضو مجمع تشخیص در گفت‌وگو با «اعتماد» ابراز نگرانی کرد

بررسی ایدئولوژیک صلاحیت‌ها

اشاره: گروه سیاسی، کیوان مهرگان: مجید انصاری عضو فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، چندین دور نماینده مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان از جمله شخصیت هایی است که ردصلاحیت او در انتخابات سال گذشته مجلس خبرگان باعث بهت و حیرت شد. به خصوص اینکه نجفقلی حبیبی رئیس چندین دانشگاه و دانشکده مهم کشور، نماینده سابق مجلس و از اعضای باسابقه نزدیک به امام )ره( برای انتخابات میان دوره یی مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران هم ردصلاحیت شد. ردصلاحیت این دو شخصیت مورد وثوق نظام جمهوری اسلامی به آنجا ختم شد که آیا در بررسی صلاحیت ها شاخص جدیدی به میان آمده است؟ به گونه یی که بر مبنای این شاخص حتی ممکن است قدیمی ترین اعضای معتقد به مبانی نظام جمهوری اسلامی ردصلاحیت شوند آن هم به دلیل اینکه در جبهه اصلاح طلبان فعالیت سیاسی می کنند. این مساله را با مجید انصاری در میان گذاشتیم و متوجه نگرانی او درباره ایدئولوژیک شدن بررسی صلاحیت ها شدیم. مجید انصاری در طول مصاحبه اش مرتب هشدار می داد مبادا با شاخص ایدئولوژیکی به جریانات سیاسی داخل در نظام جمهوری اسلامی نگاه کنیم چرا که اگر دچار این آفت شویم آنگاه کسانی که با عینک ایدئولوژیک به قضایا نگاه می کنند نه تنها از ردصلاحیت ها نگران نمی شوند بلکه احساس رضایت هم می کنند.البته مجید انصاری علاوه بر این نگرانی این سوال را مطرح می کند که چرا معیار تایید یا ردصلاحیت ها مشخص نیست و هر دوره نسبت به دوره قبلی دایره تایید صلاحیت ها تنگ تر می شود. انصاری به صراحت به ردصلاحیت نجفقلی حبیبی اشاره می کند و می گوید آیا واقعا وقتی دکتر حبیبی با آن همه سابقه اش در نظام جمهوری اسلامی ردصلاحیت می شود، باز هم باید بگوییم در تایید یا ردصلاحیت ها سلایق سیاسی تاثیرگذار نیست؟

* آقای خاتمی چندی پیش در سخنانی نسبت به زمینه سازی برای ردصلاحیت ها به خصوص ردصلاحیت اصلاح طلبان معتدل هشدار داد. آیا شما فکر می کنید این ردصلاحیت ها جدی است؟
** تجربه انتخابات گذشته از جمله دور هفتم مجلس شورای اسلامی و با کمال تاسف و تعجب دور چهارم خبرگان نشان داد که بررسی صلاحیت های داوطلبان نمایندگی در هر دوره، دایره اش تنگ تر می شود و فیلترهای سختی را در مسیر کاندیداها تعبیه کرده اند، لذا نگرانی از اینکه جریان ردصلاحیت ها به طور گسترده، اعمال شود وجود دارد، اما با توجه به اعلام سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی و ضرورت هایی که تهدیدهای بین المللی و مشکلات داخلی.
* آقای خاتمی چندی پیش در سخنانی نسبت به زمینه سازی برای ردصلاحیت ها به خصوص ردصلاحیت اصلاح طلبان معتدل هشدار داد. آیا شما فکر می کنید این ردصلاحیت ها جدی است؟
** تجربه انتخابات گذشته از جمله دور هفتم مجلس شورای اسلامی و با کمال تاسف و تعجب دور چهارم خبرگان نشان داد که بررسی صلاحیت های داوطلبان نمایندگی در هر دوره، دایره اش تنگ تر می شود و فیلترهای سختی را در مسیر کاندیداها تعبیه کرده اند، لذا نگرانی از اینکه جریان ردصلاحیت ها به طور گسترده، اعمال شود وجود دارد، اما با توجه به اعلام سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی و ضرورت هایی که تهدیدهای بین المللی و مشکلات داخلی بر شرایط کشور تحمیل می کند، ممکن است دست اندرکاران امر را به واقع گرایی وادار کند. من فکر می کنم باید مدیریت کلان کشور موضوع انتخابات دور هشتم را از این رهگذر به گونه یی مدیریت کند که افراط گرایان چه در بخش اجرایی و چه در بخش نظارت میدان اعمال تنگ نظری را نداشته باشند. چون برخی از افراد که در این دو حوزه هستند از نظر سلیقه سیاسی یا حتی بینش و اعتقاد به حدی افراطی اندکه هر اندیشه، رفتار، اعتقاد و گرایشی را غیر از آنچه خودشان می پذیرند انحراف از اسلام، نظام و ولایت فقیه می دانند. این افراد در توجیه اقدام خودشان برای ردصلاحیت ها احساس قرب به خدا و پاداش الهی هم می کنند. بنابراین برخوردهای این افراد همیشه برخورد حذفی سیاسی با انگیزه جناحی و خطی نیست. اتفاقاً خطر هم همین جا است. چون اگر کسی با انگیزه های سیاسی و صرفاً به دلیل رقابت با رقیب خودش برخورد کند، طبعاً منطقی بر رفتار او حاکم است و بر این اساس حساب سود و زیان را خواهد کرد و اثرات اجتماعی و سیاسی سوء برخورد حذفی با رقیب خود را مد نظر قرار می دهد و چه بسا تن به یک تعامل و تعادل بدهد، اما وقتی رنگ ایدئولوژیک و تقدس به جزمیت ها داده می شود، مساله آنجایی خطرناک می شود که اگر صدها نفر هم از زاویه نگاه او ردصلاحیت شوند و به انتخابات راه پیدا نکنند یا بعد از انتخاب شدن شان، آرای آنها را ابطال کنند نه تنها احساس ناراحتی و عذاب وجدان نمی کند بلکه احساس رضایت مندی باطنی و معنوی هم می کند. بنابراین باید در درجه نخست قانون همان گونه که هست و حقوقدانان از قانون می فهمند ملاک عمل قرار گیرد و لاغیر و سلیقه ها و برداشت ها به هیچ عنوان نباید ملاک عمل قرار بگیرد. با این اوصاف این نگرانی جدی در بین دلسوزان نظام وجود دارد، گروه های سیاسی که نامزد هم دارند با هاله یی از خوف و رجا دارند وارد عرصه انتخابات می شوند.
* اینکه شما می گویید ردصلاحیت ها ممکن است دلایل ایدئولوژیک داشته باشد قرائنی که نشان دهد این اتفاق بیفتد، چیست؟
** من به اتکای تجربه گذشته و بینشی که برخی از این افراد یا جریانات در دیگر حوزه ها و در انتخابات گذشته اعمال کردند، این را می گویم. این افراد به هر آنچه اعمال کرده اند آثار سوءرفتار خودشان را در درازمدت بر نسل جوان، فضای بین المللی و داوران بی طرف ارزیابی نکردند و به نظر من اگر باز با مساله صلاحیت ها برخورد درستی صورت نگیرد کسانی که مسوولیت بالاتری دارند باید مدیریت کنند و اجازه ندهند این اتفاقات رخ بدهد. البته پیش از اینکه این فضا به وجود بیاید احزاب باید رایزنی و تعامل خودشان را توسعه بدهند چون ممکن است گروهی در جاده یک طرفه اطلاع رسانی با القای مطالبی به کانون های تصمیم گیری، اطلاعاتی غلط، تصویرهای مشوش و نادرست از اشخاص و جریان های سیاسی ترسیم کنند.
به نظر من منابع اطلاعاتی دستگاه های تصمیم گیرنده بسیار مهم است که این دستگاه ها از چه مجاری و چه کانال هایی اطلاعات را دریافت می کنند. چون در اینجا ممکن است حتی آن نگاه ایدئولوژیک هم وجود نداشته باشد، اما مجاری که تحقیق می کنند و اطلاعات را در اختیار مراکز تصمیم گیری می گذارند، هدایت شده و سازمان یافته و در اختیار یک جریان سیاسی باشند. چون یک مجموعه سازمان یافته اراده کند که از فردی چهره یی سیاه، تصویر کند کار دشواری نیست. به خصوص نسبت به چهره های مطرح نظام و انقلاب و کسانی که در 28 سال گذشته در کوران حوادث بوده اند و به اصطلاح کارشان دیکته نوشتن بوده است. طبیعی است در عملکرد 28ساله اگر کسی غلط و اشتباهی نشود، اصلاً پیدا نمی شود. به غیر از معصومین که دست ما هم از دامن آنها کوتاه است بقیه اشخاص در هر مقام و سطحی که باشند در معرض نسیان، خطا و قصور هستند. بنابراین خیلی راحت می شود، اتهام زد که به این دلیل یا دلایل، ملتزم به دین و قانون اساسی نیست.
شما در همین انتخابات میاندوره یی مجلس دیدید به رغم اینکه هیچ حساسیت سیاسی وجود نداشت و کسی هم چندان داوطلب آن نبود و افرادی برحسب تکلیف وارد میدان شده بودند، شخصیتی نظیر دکتر نجفقلی حبیبی با آن سابقه علمی و تعهد به بهانه عدم التزام به اسلام و قانون اساسی ردصلاحیت می شود. طبیعی است تجربه چنین ردصلاحیتی انسان را از یک طرف متاسف و از طرف دیگر دچار خوف و هراس می کند که اگر دایره تا این حد تنگ شده باشد بعید می دانم کسی از این روزنه تنگ قادر به عبور باشد.
* البته یکی از ردصلاحیت ها هم مربوط به خود شما در انتخابات خبرگان بود.
** حالامن نخواستم درباره خودم حرف بزنم، امروزه هر جا من درباره نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران صحبت می کنم و دفاع می کنم اولین نقض را به من بعد از مساله ردصلاحیت در خبرگان وارد می کنند. در یکی از دانشگاه ها که سخن می گفتم دانشجویان گفتند یا شما مصلحتی از جمهوری اسلامی دفاع می کنید یا خیلی خوش خیال هستید. آنها می پرسیدند چگونه شما بر محوریت قانون و مردم سالاری تکیه می کنید در حالی که شما را ردصلاحیت کردند. حالااز ردصلاحیت من بگذرید، در همان انتخابات خبرگان کسانی بودند که انتخاب شدند اما آرای شان باطل شد. آن هم در یک اتفاق غیر قابل توجیه در تاریخ انتخابات کشور. شخصیتی مثل آیت الله تاکندی که یکی از خبرگان وارسته و موثر در ادوار گذشته بود، آرایش باطل می شود. همه مردم انگشت به دهان ماندند که چگونه ممکن است با یکی از استوانه های حوزه علمیه و روحانیت متعهد و انقلابی قزوین که سابقه درخشانی هم در دوران دفاع مقدس دارد، این گونه برخورد شود. البته ممکن است عده یی از این اتفاق خوشحال شوند. با هر زخمی که بر پیکر انقلاب وارد می شود، این افراد خوشحال می شوند، اما کسانی که دلسوز نظام هستند و مایلند مسائل نظام به خوبی حل شود از این نوع حوادث جز اندوه و تاسف چیز دیگری نمی توانند ابراز کنند.
* فکر می کنم بهتر است بحث را عینی تر کنیم. تحلیلی وجود دارد مبنی بر اینکه افکار عمومی از تفکری که بر دولت و مجلس حاکم است رویگردان شده اند و همین به یک عامل هشداردهنده برای همین گروه ها تبدیل شده است و اینها از همین حالازمینه سازی می کنند برای ردصلاحیت ها. آیا ناموفق بودن عملکرد تفکر حاکم بر دولت و مجلس در ردصلاحیت های احتمالی بی تاثیر نیست؟
** به نظر من این عامل حاشیه یی است چون هنوز ردصلاحیت ها اتفاق نیفتاده و امیدوار هستیم که نیفتد. در گذشته این مسائل بوده است، یعنی اگر شما منحنی سیر تحول و تطور بررسی صلاحیت ها را از دور اول مجلس به بعد ترسیم کنید یک منحنی منفی است. یعنی از نظر کثرت ردصلاحیت ها منفی و از نظر تکرار ردصلاحیت ها منحنی رو به بالایی بوده است. در هر دوره یی دایره صلاحیت ها تنگ و تنگ تر شده است. البته نوسان هم داشته است. مثلاً در دوره ششم با ادله سیاسی- اجتماعی ناگزیر دایره صلاحیت ها باز شد و کمتر ردصلاحیتی صورت گرفت.
* آن دوره ناشی از افکار عمومی بود و می توان آن را یک استثنا دانست. 
** می خواهم بگویم مساله ردصلاحیت ها یک روند فزاینده و نگران کننده یی در طول انتخابات را طی کرده است. به خصوص بعد از ارتحال حضرت امام این مساله تشدید شد. جالب توجه این است که به رغم هشدارهایی که در زمان حیات حضرت امام و حتی بعد از رحلت ایشان بعضاً توسط مقام معظم رهبری در این حوزه داده شد، به صورت موردی موثر بوده است. مثلاً در دوره ششم دستور ایشان و هشدار ایشان موجب شد دایره صلاحیت ها بازتر باشد، اما متاسفانه همین تبدیل به یک نظام نشد و دوباره هر جایی که تاکید و فشار سیاسی و اجتماعی کاهش پیدا کرده آن جریان کار خودش را کرده است. البته اگر بخواهیم منصفانه برخورد کنیم، نقش برخی افراد افراطی یا سوءاستفاده های برخی اشخاص درون نهادهای انتخابی بی تاثیر نبوده است و حداقل بهانه هایی را به دست داده یا برای متدینین شبهات شرعی ایجاد کرده است. من در این باره با افراد زیادی صحبت کردم. آنها می گویند ما توصیه فردی یا بنا به مصلحت اندیشی جمعی، آقا یا خانمی را تایید صلاحیت کردیم اما این آقا یا خانم اقدامات منفعت طلبانه شخصی انجام داده است، ممکن است انگشت شمار بوده باشد، اما همین دستاویزی شده برای برخی افراد که بخواهند یک قاعده کلی از آن استنتاج کنند و حقوق دیگران را هم ضایع کنند. در هر صورت و به نظر من زیان راهیابی احتمالی چند نفر که ممکن است برخی شاخص های قانونی را نداشته باشند به مجلس به مراتب کمتر از زیان محروم کردن قشر وسیعی از واجدین شرایط به دلیل این احتیاط ها است. چون در این قضیه یک فضای خودسانسوری، استبداد، خفقان و عدم شکوفایی استعدادها به وجود می آید و طبیعی است ضرر این موضوع به مراتب بیش از فواید احتمالی آن است. ضمن اینکه راهکارهایی وجود دارد که با تکیه بر قانون و دقت در تطبیق، مساله را حل و فصل کرد و ردصلاحیت ها را مستند و شفاف کرد. اگر این گونه باشد کسی به ردصلاحیت ها اعتراض نمی کند، اما کلی گویی ها و اعمال نظر بر اساس سلیقه یا استناد به سخنرانی فردی برای نادیده گرفتن عملکرد نزدیک به 60 سال عمر مذهبی و سیاسی و او را متهم به ضدیت با اسلام و قانون و مجموعه را نسنجیدن، ظلم های فاحشی است که اتفاق می افتد و الاروشن است اگر کسی نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارد، قانون اساسی را قبول ندارد یا محکومیت موثر کیفری دارد یا ادله وجود دارد که مورد تایید مراجع چهارگانه نیست طبیعی است ردصلاحیتش اعتراض کسی را برنمی انگیزد، اما ما در سال میلیاردها تومان بودجه به وزارت اطلاعات می دهیم. نیروی انتظامی داریم، دادگستری داریم چه دلیلی دارد کسی که در کوچه و بازار ادعایی می کند و هیچ مسوولیتی در قبال ادعای خودش هم ندارد را بپذیریم. اگر در یک نظام منسجم سیاسی، واحدها، ارگان و نهادها متولی این اطلاعات هستند و مستندات را ندارند چرا باید اکتفا کنیم به شهادت یک همسایه یا به تحقیق فردی از بسیج. مساله یی که در بررسی صلاحیت ها مغالطه می شود، این است که می گویند ما کسی را محاکمه نمی کنیم، حق کسی را هم ضایع نکردیم، می گوییم صلاحیت محرز نشده است در حالی که همه می دانند ردصلاحیت سیاسی یک فرد چه بسا از زدن هزار شلاق به او بدتر باشد یا از تنبیه مالی برای او بدتر باشد. جامعه ما بین رد شد یا تایید نشد هم تفاوتی قائل نیست. خانم صدیقی همسر شهید رجایی با آن همه زجر و فداکاری بعد از سه دوره نمایندگی ردصلاحیت شد. ردصلاحیت هم به بهانه این بود که ایشان پایبند به ولایت فقیه نیست. من نمی فهمم پایبندی به ولایت فقیه برای کسی که تمام زندگی و هستی خودش را برای این نظام سیاسی که در راسش ولایت فقیه قرار دارد، داده، دیگر چگونه می توان اثبات کرد؟ بنابراین اگر تصمیم گیری روی معیار قانون حرکت نکند، ظلم های فاحشی اتفاق می افتد که به نظر من گناه این کار و آثار سوء این عمل به مراتب بیش از این است که احیاناً کسی از رهگذر این تساهل و تسامح به مجلس راه پیدا کند. ضمن اینکه در مجلس قانون اساسی، آیین نامه داخلی مجلس راه را پیش بینی کرده و حضرت امام در وصیت نامه شان توصیه کرده اگر کسی با زد و بند یا هر دلیل دیگری به مجلس راه پیدا کرد و شایستگی قانونی هم نداشت، نمایندگان اعتبارنامه اش را رد کنند.
* با این وجود هشدار آقای خاتمی علاوه بر اصلاح طلبان معتدل برخی نمایندگان مجلس هفتم را هم شامل می شود؟
** من باز هم امیدوارم که این اتفاق نیفتد. ما هم تلاش مان را می کنیم. در مجمع روحانیون مبارز کمیته انتخابات را تشکیل داده ایم. در این کمیته یک منشور 12 بندی درباره همکاری با دیگر گروه های اصلاح طلب و حضور در عرصه انتخابات تصویب شده و قرار است در این همکاری روی آن اصول دوازده گانه تاکید کنیم. یکی از وظایف کمیته انتخابات پیگیری، رایزنی، مذاکره با مراجع تصمیم گیر در کشور، شخصیت ها و نیروهای موثر جهت پیشگیری از برخوردهای سلیقه یی و ردصلاحیت های غیرقانونی است. تا آنجا که من در جریان هستم سایر خیرخواهان و فعالان سیاسی هم این بنا را دارند. آقای کروبی و آقای خاتمی در این راستا تلاش های شان را آغاز کرده اند.
* مدتی است که بحث هایی درباره همکاری آقایان خاتمی، کروبی و هاشمی مطرح می شود حتی برخی معتقدند که این دایره همکاری را باید گسترده تر کرد و از سایر دلسوزان نظام هم برای مهار افراط گرایی در داخل و خارج استفاده کرد. آیا زمینه های چنین همکاری یی وجود دارد؟
** عرصه انتخابات، عرصه محدودی است. مخصوص معرفی نامزدهای اصلح است و کمک کردن به برگزاری انتخابات سالم. موضوعی که شما طرح کردید فراتر از این مسائل است و به نظرم شامل همه عرصه ها و زمینه ها می شود. در هر حال واقعیت این است که ما امروز یک نوع نگرانی توام با علاقه مندی برای تشریک مساعی در خانواده انقلاب، نسبت به امور کشور می بینیم. من این را یک نکته مثبت می دانم. در جلساتی که بحث های غیررسانه یی و غیرعلنی که در جمع وجود دارد در تحلیل شرایط اقتصادی، بین المللی و حتی فرهنگی نوعی تقارب و نزدیکی دیدگاه های نیروهای اصلی انقلاب چه در جریان اصولگرا و اصلاح طلب وجود دارد حتی این دغدغه در بین افراد مستقل که وابستگی سیاسی هم ندارند وجود دارد. همه علاقه مندیم به اینکه کاری کنیم کشور مسیر رشد و توسعه را بهتر طی کند و از این دور باطل خارج شود. من نمونه بارز این علاقه مندی به همکاری را در مجمع تشخیص مصلحت شاهد بودم و البته در این دو سال گذشته زمینه های این همکاری را بیشتر می بینم. به رغم ترکیب متنوع سیاسی اعضای مجمع تشخیص مصلحت، روی بحث های اصولی و ساختاری که صورت می گیرد یا حتی در داوری ها بین مجلس و شورای نگهبان، این همگرایی وجود دارد. اگر این همگرایی و علاقه مشترک در انتخابات هم قوی به میدان بیاید می تواند به برگزاری یک انتخابات پرشور و سالم تر بینجامد و همین فضای نگران کننده را تلطیف کند معنای این حرف این نیست که دو جناح لیست واحدی ارائه کنند، اما دو جناح می توانند روی چند موضوع با هم تبادل نظر و همکاری کنند: نخست اینکه از تایید و معرفی چهره های افراطی که همواره افراط گرایی آنها به آشفتگی محیط سیاسی و غبارآلودگی فضای سیاسی کشور می انجامد خودداری کنند. دوم، تلاش برای دفاع از حقوق شرعی و قانونی داوطلبان. یعنی همه به دنبال این باشیم که احساس کنیم اگر کسی به ناحق ردصلاحیت شده یا در معرض ردصلاحیت شدن است، صرف نظر از اینکه از جناح ما است یا جناح رقیب از حقش دفاع کنیم و نگذاریم این اتفاق بیفتد.
* یعنی همکاری‌ها ممکن است؟
** به نظر من امکانش وجود دارد و برخی از نشانه های علاقه مندی به چشم می خورد و اگر به مرحله عمل بینجامد، چه بسا از طریق انتقال این مسائل به رهبری معظم انقلاب و درخواست هدایتی که می شود از ایشان داشت درباره مساله انتخابات، ممکن است گشایش بهتری شود.
* اخیراً موج تخریب اصلاح طلبان وارد فاز جدیدی شده است، تحلیل شما از این موج تخریبی چیست؟
** البته این تخریب ها، امر جدیدی نیست.
* وارد فاز جدیدی شده است؟
** فاز جدید است، ولی موج جدیدی نیست و در ادامه موج گذشته است. اگر مجموعه یی که روابط عمومی مجلس ششم در آخر این دوره گردآوری کرده از مجموعه مقالات، اظهار نظرها، سخنرانی ها و بولتن هایی که علیه جریان اصلاح طلب تنظیم شده بود، ببینید با حجم بسیار بالایی از تخریب علیه اشخاص و جریان اصلاح طلب روبه رو می شوید. البته من باز هم تاکید می کنم، بخشی از این موضوع برمی گردد به قصور درون جبهه اصلاحات حتی در مواردی با تندروی بهانه هایی به دست اینها دادند، ولی می بینیم آنها هم از دایره انصاف فراتر می روند و سراغ شخصیت هایی می روند که شخصیت های محوری یا کلیدی هستند. آقای خاتمی به عنوان یک سرمایه ملی فراتر از لیدر یک جریان سیاسی مطرح است. تخریب گسترده یی که علیه آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات گذشته صورت گرفت، واقعاً کم نظیر بود. به هر حال این روش غلط از گذشته بوده و فکر می کنم اگر مهار نشود، هر چه به انتخابات نزدیک تر می شویم، این فاز تشدید می شود.
* هدف شان چیست؟
** امروز انتقادات زیادی در حوزه های مختلف به مدیریت اجرایی کشور و نیز عملکرد مجلس وارد است. البته نمی خواهم بی انصافی کنم یا سیاه نمایی کنم و کارهای مثبتی که کرده اند را نادیده بگیرم. در مقام یک شهروند از اقدامات مثبت مجلس و دولت تشکر می کنم، اما ایرادات و اشکالات اساسی هم وجود دارد، به خصوص در حوزه اقتصاد.انتقاد رو به تزاید مردم و فشار رو به افزایش برخی نارسایی ها و تصمیم های غلط اقتصادی بالاخره باید به نوعی توجیه شود، یکی از راه های غیر اخلاقی توجیه این مسائل فرافکنی و متهم کردن دیگران است. یعنی گشودن یک جبهه کاذب برای فرار از پاسخگویی دلیل دیگر اقبال به جریان اصلاح طلبی است که ما در شوراها این اقبال را دیدیم و در حال حاضر در برخی سفرها، اظهار نظرها و نظرسنجی ها می بینیم. طبیعی است برای جلوگیری از رویکرد مردم به جریان اصلاحات روی آوردن به تخریب چهره ها یکی از شیوه های مرسوم گذشته بوده که هم اکنون هم تشدید شده است. من فکر می کنم در پشت این تخریب ها اهداف سیاسی فرصت طلبانه وجود دارد. این سخن به معنای این نیست که ما انتقادها را نمی پذیریم یا جریان اصلاح طلبی معصوم است. اما هر فرد منصفی فرق بین نقد منصفانه و تخریب مغرضانه را می فهمد.
* روندی که در بحث ردصلاحیت ها بحث آن شد در حوزه های دیگر هم وجود دارد. برای درمان این آفت ها چه باید کرد؟
** تا زمانی که قرار است مساله یی با تشخیص فردی و سلیقه فردی یقیناً یا اثباتاً به اتخاذ تصمیم منجر شود، این مشکلات وجود دارد، حتی در حوزه های کمی و ملموسی مثل حوزه های اقتصادی. هر جایی که گلوگاهی ایجاد شده که نوعی اراده و سلیقه فردی متکی شده، آن جاها یا گلوگاه فساد است یا گلوگاه رانت است یا تبعیض یا دست کم گلوگاه ظلم ناخواسته از رهگذر قصور است.لذا در درجه اول باید اتکای امور به قانون باشد و لاغیر و همه در برابر قانون یکسان باشند. ثانیاً این قانون شفاف و روشن باشد. مثل نظارت شورای نگهبان استصوابی و در تمام مراحل انتخاب است. این کلیتی است و هر جور می شود توصیف و تفسیرش کرد. بنابراین باید تعریف کنیم معنای این اعمال نظارت در کدام مرحله و به چه گونه یی است. بنابراین ما باید به قانون رو بیاوریم و قانونگذاری هم باید شفاف باشد و همین هم باید تبدیل به فرهنگ شود و الافشارسازی ها و مرثیه خوانی های مقطعی دردی را دوا نمی کند.
* رسانه ها چه نقشی در این فرآیند می توانند ایفا کنند؟
** رسانه ها نقش کارسازی دارند. رسانه ها می توانند مردم را در مطالبه کردن حقوق شان تشویق و ترغیب کنند. به مردم کمک کنند تا مطالبه حق با لکنت زبان تبدیل به صراحت گفتار و صراحت تقاضا شود. جامعه باید عادت کند از مسوولان امر علت تصمیمات شان را بخواهد و اگر جایی برخلاف قانون حرکت می کنند آنها را مواخذه کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات