مهدی محمدی
روز سه شنبه در تهران اتفاقات مهم زیادی رخ داد. مهم تر از همه شاید این بود که چند کشور بزرگ و موثر، در یک اقدام دستجمعی، پروژه«انزوای ایران» را به مسخره گرفتند. امریکایی ها 27 سال است ادعا می کنند در حال منزوی کردن ایران در صحنه بین المللی هستند و هر چند وقت یک بار، یک فقره مارش پیروزی هم برای خود می نوازند و از موفقیت بی چون و چرای خود در این کار خبر می دهند.
تلاش 27 ساله به کنار، به طور خاص از حدود 4 سال پیش یعنی زمانی که علائمی آشکار شد که نشان می داد ایران در حال گام برداشتن به سمت تسلط بر بخش های حساس فناوری هسته ای است، امریکایی ها اعلام کردند مهم ترین راه برای مهار ایران را انزوای بین المللی این کشور از طریق ایجاد یک اجماع جهانی علیه آن می دانند. اگرچه دولتمردان امریکا همواره تلاش کرده اند این حرف را طوری بزنند که گویی دارند ایران را تهدید می کنند، اما صرف اذعان به این نکته که مسئله ایران را باید بین المللی کرد و اجماعی از قدرتمندان عالم باید جلو ایران بایستد تا شاید بتوان با آن کاری کرد، اعترافی بزرگ به این است که امریکا خود می داند اگر در مقابل ایران تنها بماند، کاری از آن ساخته نیست پس همواره باید مراقب باشد، همراهی به اصطلاح متحدانش را از دست ندهد. این همه تاکید از جانب امریکایی ها بر لزوم حفظ اجماع علیه ایران و حتی مقدم داشتن اجماع بر ایجاد فشارهای موثر، هیچ معنایی جز این ندارد. امریکایی ها تا همین اواخر از بیان صریح این موضوع پرهیز می کردند، تا اینکه بالاخره رابرت گیتس چند روز قبل آشکارا گفت که امریکا «به تنهایی» قادر به جلوگیری از هسته ای شدن ایران نیست. اسراییلی ها البته خیلی پیش از این سعی کرده اند مانع از این شوند در رسانه های جمعی اینطور جا بیفتد که ایران به طور خاص مسئله اسراییل است، چون -به درستی- فکر می کردند اگر اینگونه شود و دنیا بپذیرد ایران تنها خطری برای اسراییل است و تهدیدی از ناحیه آن متوجه دیگران نیست، آن وقت اسراییل در مقابل ایران تنها خواهد ماند و وقتی تنها ماند درست مثل امریکا کار خاصی از آن ساخته نخواهد بود.
اجلاس همسایگان خزر در تهران این پیام را به طور صریح برای امریکایی ها ارسال کرد که اجماع ادعایی در مقابل ایران بسیار شکننده تر از آن است که در تبلیغات خود درباره آن سخن می گویند و بنا بر این، این احتمال که وقتی کار در مقابل ایران بالا گرفت تنها بمانند بسیار جدی است. درست در بحبوحه شدیدترین تلاش های امریکا برای منزوی کردن ایران 5 رییس جمهور مقتدر منطقه به تهران آمدند و جملگی تاکید کردند برتری منطقه ای ایران و لزوم حضور موثر آن در هرگونه طرح ریزی استراتژیک برای خاورمیانه، انکار ناپذیر است. تقریبا تمامی رسانه های جهانی نشست همسایگان خزر در تهران خصوصا حضور رئیس جمهور روسیه در آن را علامتی از این ارزیابی کردند که امریکا در تلاش خود برای منزوی کردن ایران در صحنه بین المللی ناکام مانده است. در هفته های اخیر، سفر 5 رییس جمهور به ایران البته تنها موردی نبود که تحلیلگران بین المللی بر مبنای آن نتیجه گرفتند امریکا موفق به ایجاد یک اجماع موثر و کامل علیه ایران نشده و در این باره بیش از آنکه عمل کند حرف می زند. یک مورد دیگر -که آن هم به همین اندازه مهم است- این بود که وزرای خارجه اتحادیه اروپا و شخص خاویر سولانا در نشست روز 23 مهر (15 اکتبر) خود، به درخواست فرانسه برای اعمال تحریم های جدید اروپایی علیه ایران تقریبا به طور کامل بی اعتنایی کردند. برنارد کوشنر وزیر خارجه پر اشتباه نیکلا سارکوزی -که وضع او هم چندان رو به راه نیست- مدتی قبل نامه ای به همتایان اروپایی خود نوشته و در آن از آنها خواسته بود حالا که مسیر شورای امنیت خوب - «خوب»یعنی آنطور که دلخواه امریکاست- پیش نمی رود، خارج از چارچوب شورای امنیت و درون اتحادیه اروپا برخی تحریم ها علیه ایران وضع شود. وزرای خارجه اروپا در نشست خود چنان با درخواست متحد اروپایی بوش مخالفت کردند که کوشنر آخر جلسه مجبور شد به خبرنگاران بگوید «فرانسه به تنهایی ایران را تحریم خواهد کرد»!
واضح ترین نتیجه ای که از مجموعه این مباحثات می توان گرفت این است که امریکا با وجود به میدان آوردن تقریبا تمامی ظرفیت دیپلماتیک و نظامی خود، قادر به منزوی کردن ایران در منطقه و فرامنطقه نبوده، سهل است، حتی موفق به کاستن از سرعت نفوذ پر شتاب ایران در خارج از مرزهای خود هم نشده است.
چرا چنین است؟ چرا امریکا و صهیونیست ها قادر به تبدیل ایران به یک کشور گوشه گیر و منزوی نیستند؟ چرا با وجود جو بسیار سنگینی که علیه ایران در جامعه بین المللی به راه افتاده هیچ کشوری مایل به کنار گذاشتن رابطه با ایران از بسته منافع ملی خود نیست؟ حقیقت این است که توضیح ساده ای وجود دارد. اشتباه امریکایی ها این است که خیال می کنند «انزوا» چون وردی است که کافی است آن را به زبان بیاورند، در دم اثر خواهد کرد. تلاش امریکایی ها برای انزوای ایران دقیقا به این دلیل شکست خورده است و می خورد که آنها مغرورانه حاضر به توجه به این حقیقت نیستند که موقعیت جغرافیایی، برتری های استراتژیکی در حوزه نیروی انسانی، صنایع نظامی و اقتصاد بویژه بازار انرژی و نفوذ عملیاتی و بسیار قدرتمند ایران در منطقه خاورمیانه، مانع از آن می شود که هیچ سیاستمدار واقع بینی صرفا به خاطر خوشایند امریکا حاضر به چشم پوشی از ارتباط تنگاتنگ با ایران باشد. امروز هیچ مسئله ای در خاورمیانه بدون حضور ایران «واقعا» قابل حل نیست. زمانی شاید حتی امریکایی ها تصور می کردند درباره میزان نفوذ و تاثیر ایران در خاورمیانه مبالغه می شود، اما از 11 سپتامبر به این سو، یعنی از وقتی که خود در منطقه مستقر شده اند، بهتر از هر کسی نفوذ و تاثیر بی بدیل ایران در بالا و پایین شدن معادلات منطقه ای را لمس کرده اند. خوشمزه این است که دقیقا به دلیل پی بردن به عمق قدرت منطقه ای ایران حتی خود امریکایی ها هم نتوانسته اند در مقابل وسوسه همکاری با ایران مقاومت کنند و به همین دلیل با اصرار گفت وگوهایی با ایران درباره موضوع عراق را سامان دادند و هنوز هم خواهان ادامه یافتن آن هستند.
روشن است که کشوری با این درجه از توان تاثیرگذاری را به این سادگی ها نمی توان منزوی کرد الا اینکه تدبیری کنند و از اهرم های قدرت آن در منطقه را از دستش بگیرند. تلاش امریکا در این راه البته ادامه دارد -از جنگ 33 روزه در لبنان بگیرید تا تدارک کنفرانس سازش در امریکا- ولی این اقدامات هم به دلایلی که اکنون مجال بحث از آنها نیست، تا امروز فقط به افزایش بیش از پیش نفوذ ایران انجامیده است و برای امریکایی ها جز خسارت و بی آبرویی درپی نیاورده است.